سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

سه شنبه 1 مرداد 1398
    22 ذو القعدة 1440
      Tuesday 23 Jul 2019
        هر چه بیشتر به کسی عشق میورزیم ، بیشتر در اسرار هر چیز نفوذ می کنیم . مولانا

        سه شنبه ۱ مرداد

        آغاز

        شعری از

        آرزو نوری

        از دفتر ابر و باد نوع شعر نیمائی

        ارسال شده در تاریخ دوشنبه ۲۶ فروردين ۱۳۹۸ ۰۹:۲۵ شماره ثبت ۷۲۹۰۴
          بازدید : ۸۶   |    نظرات : ۸

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        آخرین اشعار ناب آرزو نوری

        با صبح چشمهای تو آغاز می شوم
        خورشید من بتاب 
        ۴
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        سه شنبه ۲۷ فروردين ۱۳۹۸ ۱۷:۲۸
        درود بانو
        کوتاه و زیبا بود خندانک
        همایون طهماسبی (شوکران)
        سه شنبه ۲۷ فروردين ۱۳۹۸ ۱۴:۳۴
        درودتان بانو
        بسیار زیبااااااو دلنشین
        قلمتان جاری
        خندانک خندانک خندانک
        ابراهیم هداوند
        سه شنبه ۲۷ فروردين ۱۳۹۸ ۱۶:۲۴
        درود بر شما
        کوتاه و زیبا بود
        خندانک خندانک خندانک
        پیمان اسماعیل وندی (کهخدا)
        سه شنبه ۲۷ فروردين ۱۳۹۸ ۱۹:۵۴
        درود بزرگوار
        بسیار زیبا خندانک خندانک
        دستمریزاد خندانک خندانک
        ابوالحسن انصاری (الف رها)
        سه شنبه ۲۷ فروردين ۱۳۹۸ ۲۰:۱۲
        درود برشما........ خندانک خندانک خندانک
        کبری یوسفی
        چهارشنبه ۲۸ فروردين ۱۳۹۸ ۰۰:۱۸
        سلام بانوی عزیز
        زیبااااسروده اید
        دلتون شاد درپناه خدا
        خندانک خندانک خندانک
        مهرداد عمران
        چهارشنبه ۲۸ فروردين ۱۳۹۸ ۱۳:۵۹
        خندانک
        مهرداد عمران
        چهارشنبه ۲۸ فروردين ۱۳۹۸ ۱۴:۱۹
        خورشید انحصاريتان رفته صبح زود ،،،
        تا ده دقیقه ی دیگر جنابشان ،،،
        با سنگک و خيار و گوجه ی اهواز آب دار ،،،
        از راه میرسد

        اکنون ز جای خیز
        که پس از تابش سحر
        خشکٍ گلویشان به چايي نگشته تر

        مرقوم کرده اند سر سطر کاغذی
        جان دلم. عزیز و بهارتمام عمر
        کتری بذار قول بخورد بیسکوییت نیار
        اسنپ نموده صدایم سر سحر
        بعد از مسافر و پولی که میرسد
        میایم از سر میدان میوه ها
        گویی که مردی از دهه ی چهل به اقتدار
        هرروز با دو دست پر و کلاهی به اقتدار
        می آمد او به سوی منزل خود گویی از شکار

        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        آموزش و نقد شعر

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0