سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

دوشنبه 26 مهر 1400
  • روز تربيت بدني و ورزش
13 ربيع الأول 1443
    Monday 18 Oct 2021

      بیشترین مخاطب

      کانال تلگرام شعرناب

      بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی.احمدی زاده (ملحق)

      دوشنبه ۲۶ مهر

      نشانی

      شعری از

      آرزو نوری

      از دفتر با تو نوع شعر سپید

      ارسال شده در تاریخ سه شنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۸ ۰۹:۰۳ شماره ثبت ۷۸۶۲۶
        بازدید : ۴۰۵   |    نظرات : ۹

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه

      تازه­ ترین عکس ات را بفرست
      چشمهایت پیدا باشد
      و دست­هایت
       
      به پستخانه برو
      عکس را در پاکتی بگذار
      و آن را
      به عطر تن ­ات
      آغشته  کن
       
      بگذار این عکس
      از شهرهایی که بین ما است بگذرد
      بگذار فاصله را
      پشت سر بگذارد
      و وقتی به دست من می­ رسد
      نشانی تو را داشته باشد
      ۹
      اشتراک گذاری این شعر

      نقدها و نظرات
      عباسعلی استکی(چشمه)
      چهارشنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۸ ۱۸:۴۱
      درود بانو
      بسیار زیبا و جالب بود خندانک
      سعید فلاحی
      چهارشنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۸ ۰۶:۲۴
      درود و ادب
      احسنتتان
      خندانک
      موفق اشید
      خندانک
      منوچهر فتیان پور (راد)
      چهارشنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۸ ۱۴:۴۱
      با سلام
      شاعرگرامی سرکارخانم آرزو نوری
      خندانک
      سارا وطن زاده  ( بوتیمار)
      چهارشنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۸ ۱۴:۵۷
      زیبا بود خندانک
      محمد باقر انصاری دزفولی
      چهارشنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۸ ۲۰:۲۳
      سلام وعرض ارادت
      مانند همیشه زیبا سرودی بود
      درود شاعرگرانقدر
      خندانک خندانک خندانک
      وهب رنجبرکلیبی
      چهارشنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۸ ۲۰:۳۷
      بسیارزیبابوداحسنت خندانک خندانک خندانک خندانک
      محمد شمس باروق
      جمعه ۱۷ آبان ۱۳۹۸ ۱۵:۰۲

      بایزید بسطامی

      نقل می کنند که بایزید در کنار دجله نشسته بود ندایی از حق آمد که بایزید می خواهی که دست تو را رو کنم بایزید گفت خدایا تو هم می خواهی من دست تو را رو کنم و به خلق حد بخشندگی تو را فاش کنم و بندگان دست از عبادت تو بدارند ندا آمد ای بایزید نه تو دست مارا روکن و نه من دست تو را

      الاغ گمشده

      شیخ ابو سعید ابوالخیر در کلاس درس رو به شاگردانش گفت چه کسی هست در کلاس عاشق نشده باشد همه گفتند که ما عاشق شده ایم جز یک نفر که گفت استاد من تاکنون عاشق نشده‌ام... در همین حین دهقانی وارد کلاس شد و گفت الاغ من گمشته شما آن را ندیده اید شیخ بی درنگ گفت الاغت این جاست بیا ببرش.

      بو علی

      می گویند ابو سعید ابوالخیر شیخ بزرگی بود که بوعلی سینا در عمر خود یکبار موفق به دیدن او شد
      ازابو سعید پرسیدند بوعلی را چگونه دیدی
      گفت آنچه را من می بینم او کوری است که با عصای خود لنگان لنگان می آید
      بو علی در مورد عارف بزرگ ابو سعید گفت
      آنچه را که ما می دانیم اومی بیند
      مجتبی شهنی
      جمعه ۲۴ بهمن ۱۳۹۹ ۱۹:۳۲
      درود فراوان بانو
      بسیار
      زیبا
      بود خندانک
      مجتبی شهنی
      جمعه ۲۴ بهمن ۱۳۹۹ ۱۹:۳۲
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


      ارسال پیام خصوصی

      نقد و آموزش

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

      حمایت از شعرناب

      شعرناب

      با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0