سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

اعضای آنلاین

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

شنبه 24 آذر 1397
    8 ربيع الثاني 1440
    • ولادت حضرت امام حسن عسكري عليه السلام، 232 هـ ق
    Saturday 15 Dec 2018
      من تا آنجا كه می‌توان، حق‌شناسی می‌كنم، ولی چون پول ندارم، جز ستایش، كاری از دستم برنمی‌آید. سقراط

      شنبه ۲۴ آذر

      کابوس رفتنت

      شعری از

      سعید فلاحی

      از دفتر همیشه دوستت دارم... نوع شعر نیمائی

      ارسال شده در تاریخ ۸ روز پیش شماره ثبت ۶۹۵۱۱
        بازدید : ۲۴۱   |    نظرات : ۲۲

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه

      آرام
      مثل جوجه از تخم
      سر در می آورم از زیر پتویم!

      نبودنت مرا از زندگی می ترساند!
      همانند همان جوجه
      که از نوازش های گربه می لرزد!.
      ۷
      اشتراک گذاری این شعر

      نقدها و نظرات
      عباسعلی استکی(چشمه)
      ۶ روز پیش
      درود بزرگوار
      بسیار زیبا و جالب بود خندانک
      سعید فلاحی
      سعید فلاحی
      ۶ روز پیش
      درود بی پایان
      سپاس از شما
      خندانک
      ارسال پاسخ
      سعید فلاحی
      ۷ روز پیش
      بر تخیل و زبان مهار بزنیم



      عنوان مجموعه اشعار : با تو بودن...
      شاعر : سعید فلاحی


      عنوان شعر اول : کابوس رفتنت
      آرام
      مثل جوجه از تخم
      سر در می آورم از زیر پتویم!
      سر می چرخانم
      کعبه ی تن بهار آلودت را
      زیارت میکنم
      و در دل میگویم:
      "عجب کابوس بدی!"
      دوباره کابوس رفتنت را دیدم

      نبودنت مرا از زندگی می ترساند!
      همانند همان جوجه
      که از نوازش های گربه می لرزد!.

      عنوان شعر دوم : چشمه
      من
      مثل یک پرنده پر می‌کشم
      مثل یک گلبوته
      به گل می‌نشینم
      و مثل تنهایی
      بزرگ و بی‌حجم ام
      و در پیرامون تو
      درخت میشوم تا تو تکیه دهی!
      و جوی آبی می شوم
      تا تن خستگی را
      از تن خسته ات بروبی
      و چشمه ای می شوم
      تا جرعه جرعه از من بنوشی...

      من هر آنچه که تو دوست داری می شوم...

      عنوان شعر سوم : حلوای حضورت...
      چه فرق می‌کند
      در کجایی
      چه می کنی
      در خانه باشی
      در خیابان
      یا در خوابی ناز
      عمر در گذر است

      چه فرق می‌کند
      در کجایی
      چه می‌کنی
      کنار پنجره
      درون اتاق خواب
      یا در تاکسی
      سرت کنار سر من است
      و حظ لمس نازکِ زیر پوشت در زیر پوست انگشت‌های من؛
      حلواتی می دهد به کام ام
      حلوای حضورت!
      عسل تن ات!
      شهد تن تو...
      نقد این شعر از : آرش شفاعی
      شعرهای «سعید فلاحی» شعرهای خاصی است و می توان به آیندۀ شعری او امیدوار بود؛ در این باره توضیح خواهم داد ولی مسأله این است که همین شعرهای خاص تا رسیدن به نقطۀ مطلوب، فاصله زیادی دارند. گفتم شعرهای خاص، منظورم شعرهایی است که در نگاه، تخیل و ساخت از بسیاری از شعرهای معمول روزگار ما متفاوت است. شاعر در این شعرها گاهی توانسته است زاویه دید تازه ای نسبت به جهان پیرامون خود پیدا کند و به همین دلیل این بخش ها از شعرهای شاعر، ما را به او و شعرش امیدوار می کند.
      این شروع خوب از شعر «کابوس رفتنت» که تخیلی خاص و زاویه دیدی غیرمعمول در شعر را نشان می دهد:
      آرام
      مثل جوجه از تخم
      سر در می آورم از زیر پتویم!
      یا این سطرهای شعر «چشمه»:
      مثل تنهایی
      بزرگ و بی‌حجم ام
      و در پیرامون تو
      درخت میشوم تا تو تکیه دهی!
      یا این بخش از شعر «حلوای حضورت» :
      چه فرق می‌کند
      در کجایی
      چه می‌کنی
      کنار پنجره
      درون اتاق خواب
      یا در تاکسی
      سرت کنار سر من است
      نشان دهندۀ این است که با شاعری متفاوت رو به روییم که اگر بر ذهن و زبان خود مسلط بشود و عشق و علاقۀ خود به زیاد حرف زدن و مطول کردن بی منطق شعرهایش را مهار کند، می تواند شاعری متفاوت و خوب باشد.
      بگذارید دربارۀ مسلط شدن بر ذهن و زبان هم مثال بزنیم و بگوییم شاعری که هنوز تخیل و زبان تربیت نشده ای دارد، چگونه می تواند به راحتی دستاوردهای شعرهایش را به باد دهد. مثلاً در شعر نخست بعد از آن شروع موفق در شعر، با این سطرها مواجه می شویم:
      سر می چرخانم
      کعبه‌ی تن بهار آلودت را
      زیارت می‌کنم
      و در دل می‌گویم:
      "عجب کابوس بدی!"
      دوباره کابوس رفتنت را دیدم
      این چند سطر در شعر اولاً کاملاً اضافه هستند. یکبار دیگر شعر را با حذف این سطرهای سست و اضافی بخوانیم:(البته با حذف آنهمه علامت تعجب بی دلیل)
      آرام
      مثل جوجه از تخم
      سر در می‌آورم از زیر پتویم

      نبودنت مرا از زندگی می‌ترساند
      همانند همان جوجه
      که از نوازش های گربه می‌لرزد
      می بینید که با یک شعر منسجم، دارای تخیل ممتاز و زبان خوب مواجهیم اما شاعر نتوانسته است علاقۀ خود را به زیاد سرودن و طولانی کردن شعر مهار کند در نتیجه نه تنها شاهد مطول شدن و اطناب در شعر هستیم، ترکیب های ضعیف و ناامیدکننده ای مانند «کعبۀ تن بهارآلود» هم وارد شعر شده است که باعث می شود شعر واقعاً از اوج به حضیض سقوط کند.


      منتقد : آرش شفاعی

      شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.
      مجید شیاسی  مجید
      ۷ روز پیش
      سلام بسیارزیبا درودبرشما
      سعید فلاحی
      سعید فلاحی
      ۶ روز پیش
      درود بی پایان
      ممنون از شما
      پاینده باشید
      خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
       موسی عباسی مقدم
      ۷ روز پیش
      درود بزرگوار زیبا بود خندانک خندانک خندانک
      سعید فلاحی
      سعید فلاحی
      ۶ روز پیش
      درود و عرض ادب
      سپاس از شما
      در پناه حق
      خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      کبری یوسفی
      ۶ روز پیش
      سلام ودرودبر شما
      احسنت
      چه زیبا به تصویر کشیدید
      برایم جالب بود
      درودتان
      در پناه حق خندانک خندانک خندانک خندانک
      سعید فلاحی
      سعید فلاحی
      ۶ روز پیش
      درود و صد درود
      سپاس از ابراز لطفتون
      سلامت باشید
      خندانک خندانک خندانک
      خندانک
      ارسال پاسخ
      همایون طهماسبی (شوکران)
      ۶ روز پیش
      درودتان
      خندانک خندانک خندانک
      سعید فلاحی
      سعید فلاحی
      ۶ روز پیش
      درود بی پایان
      خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      حمیدنوری(احمد)
      ۶ روز پیش
      درود دوست شاعرم خندانک خندانک
      بسیار زیبا سروده ای دست مریزاد خندانک خندانک خندانک
      سعید فلاحی
      سعید فلاحی
      ۶ روز پیش
      سلام و عرض ادب
      از لطف و نظر مساعد حضرتعالی کمال تشکر رو دارم
      پیروز و خرسند باشید
      خندانک خندانک خندانک
      خندانک
      ارسال پاسخ
      ام البنین دهقان
      ۶ روز پیش
      سلام و درودها بر شما

      خندانک خندانک خندانک
      سعید فلاحی
      سعید فلاحی
      ۶ روز پیش
      درود بی پایان
      ممنون از لطف شما
      پاینده باشید
      خندانک خندانک خندانک
      خندانک
      ارسال پاسخ
      مجید خوش خلق سیما
      ۶ روز پیش
      درود بی پایان خدمت برادر بزرگوار و هنرمند فرهیخته .. بسیار لذت بردم از این اثر فاخر .. برقرار و پاینده باشید خندانک خندانک خندانک
      سعید فلاحی
      سعید فلاحی
      ۶ روز پیش
      درود و صد درود
      از مهر بی پایان شما سپاسگذارم
      امیدوارم موفق و موید باشید
      در پناه حق
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      شعله
      ۶ روز پیش
      خندانک خندانک
      سعید فلاحی
      سعید فلاحی
      ۶ روز پیش
      درود بی پایان
      خندانک خندانک خندانک
      خندانک
      ارسال پاسخ
      محمد ترکمان(پژواره)
      ۵ روز پیش

      نبودنت مرا از زندگی می ترساند!
      شکل همان جوجه
      که از نوازش های گربه می لرزد!.

      سلام و احسنت.......
      سعید فلاحی
      سعید فلاحی
      ۴ روز پیش
      درود بی پایان بر شما دوست ادیب و هنرمند
      سپاس از حضور گرم شما
      منتظر نقدهای شیرین شما هستیم
      از ما دریغ نفرمایید
      خندانک خندانک خندانک
      خندانک
      ارسال پاسخ
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


      ارسال پیام خصوصی

      آموزش و نقد شعر

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.