سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

اعضای آنلاین

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

يکشنبه 25 آذر 1397
  • روز پژوهش
  • روز تجليل از شهيد تندگويان
9 ربيع الثاني 1440
    Sunday 16 Dec 2018
      من تا آنجا كه می‌توان، حق‌شناسی می‌كنم، ولی چون پول ندارم، جز ستایش، كاری از دستم برنمی‌آید. سقراط

      يکشنبه ۲۵ آذر

      در هر کجا که باشی

      شعری از

      جلال ژاله

      از دفتر شعرناب نوع شعر آزاد

      ارسال شده در تاریخ ۱۲ روز پیش شماره ثبت ۶۹۴۳۱
        بازدید : ۲۴   |    نظرات : ۵

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر جلال ژاله

      جلال ژاله
      در هر کجا که هستی دست هایت سرد است
      محبت هایت رویایی اما ریایی است
      دیگر اسمت را با صدای لرزانم صدا نمیزنم 
      به چهره ات با بیچارگی نگاه نمی کنم
      در هر کجا که باشی نگاهت تحقیرم می کند
      قلب های تهی از غم را پر آوازه می کند
      در هرکجا که باشی چشم هایت سرد و خشک است 
      در وعده هایت شادی هایی دروغین سرازیر است
      اما واژه های من تلخ و پر درد است
      در هر کجا که باشم به گریه هایم عادت می کنم
       نه به لبخند لبانت، نه به وعده های فردایت
      در هر کجا که باشی با شرم می خندی با شرم وعده می دهی
      میثاقم هرچه باشد روی چشم می گذاری اما تو
      در وهمی که می گویی لبخندت درمان دردهای من است
      در هر کجا که باشی، لبخندت بدتر از درد های من است
      در هر جایی که باشم، حسرت هایم مظلوم نمایی می کنند
      گمان می کنم که هست آدمیت کمی در آنها اما تو
      در هر کجایی که باشی ظالمی و ظلم می کنی آنگاه که گویی مهربانی می کنی
      شرمنده این چرخ و این فلک که گدایی می کنم
      از خجل روی توست، که کنارت خدایی می کنم
      من از لطف ماه و ستاره روشنایی می بینم
      از ظلمت  چشمان تو فقط سیاهی می بینم
      در هر کجا که باشی خاطره می سازی
      از درد و محنت این کودکان یک سلفی به جا می گذاری
      گرچه امید می سازی اما
      بذر می کاری و آب نمی پاشی 
      میدانم که فقط شکلت شکل آدمیان است
      و این افلیج شده عشق است که در دل پنهان است
       آن زمان که دل آگاه شود
      وای که بر تو چه بگذرد
      گرچه شاید چشم هایت را ببندی
      و این مفلسی را آنگونه که باید نبینی..
      #جلال_ژاله
      در هر کجا که باشی
      ۲
      اشتراک گذاری این شعر

      نقدها و نظرات
      عباسعلی استکی(چشمه)
      ۱۱ روز پیش
      درود گرامی
      بسیار زیبا و مبین مشکلات جامعه بود خندانک خندانک خندانک
      کبری یوسفی
      ۱۲ روز پیش
      احسنت
      سلام از درد جامعه
      عالی سروده اید
      قلمت رقصا
      درپناه حق خندانک خندانک خندانک
      همایون طهماسبی (شوکران)
      ۱۱ روز پیش
      درودتان
      خندانک خندانک خندانک
      مجید شیاسی  مجید
      ۸ روز پیش
      سلام درود برشما بسیار زیباو موثر
      سعید فلاحی
      ۶ روز پیش
      درودبرشما

      بسیارزیباست ودلنشین

      موفق باشید

      خندانک
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



      ارسال پیام خصوصی

      آموزش و نقد شعر

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.