سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

اعضای آنلاین

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

يکشنبه 30 دی 1397
    15 جمادى الأولى 1440
      Sunday 20 Jan 2019
        «هنر» دروغی است که چشمانمان را به روی حقیقت باز می کند. پیکاسو

        يکشنبه ۳۰ دی

        مسافر

        شعری از

        علی قاسمیان ( باغبان )

        از دفتر مسافر نوع شعر ترانه

        ارسال شده در تاریخ پنجشنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۷ ۱۷:۴۳ شماره ثبت ۶۸۱۴۱
          بازدید : ۸۴   |    نظرات : ۷

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر علی قاسمیان ( باغبان )
        آخرین اشعار ناب علی قاسمیان ( باغبان )

        قصه ی عشق من و تو اشتباه محض بود 
        من مسافر بودم و پیش تو بودن فرض بود 
        می گذشت و آخرای قصه می آمد به زور 
        تا رسید روزی که از دنیای هم کردیم عبور
        وقت رفتن بود و در قلبم چه آشوبی به پا 
        سخت تر شد رفتنم وقتی مرا کردی صدا
        دیدمت یک دل ، ولی اینبار بار آخر است 
        آتشم زد حلقه هایی که به چشمان تو بست
        بغض من با اشک تو ، باران در این روز سرد 
        می شکست و می چکید و غصه ما را ول نکرد
        دست تکان دادم گذشتم بغض من دیگر شکست
        میروم اما همیشه یاد تو در خاطر است 
         
        ۱
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        همایون طهماسبی (شوکران)
        شنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۷ ۲۱:۱۳
        درود تان جناب باغبان
        خندانک خندانک خندانک
        علی قاسمیان ( باغبان )
        علی قاسمیان ( باغبان )
        يکشنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۷ ۱۲:۲۰
        سلام
        ممنونم از حضور شما جناب طهماسبی 🌷
        ارسال پاسخ
        کبری یوسفی
        يکشنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۷ ۰۶:۱۶
        درود جناب باغبان
        زیبا سروده اید
        عاقبتت بخیر خندانک خندانک خندانک
        علی قاسمیان ( باغبان )
        علی قاسمیان ( باغبان )
        يکشنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۷ ۱۲:۲۰
        سلام
        ممنونم از نظر شما 🌷
        ارسال پاسخ
        عارف افشاری  (جاوید الف)
        يکشنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۷ ۲۱:۵۸
        با درود بسیار من با عرض پوزش فراوان شعر شما رو بازنویسی کردم که اون رو به ترانه های امروزی برگردان کنم
        قصه ی عشق من و تو یه اشتباه محض بود
        من مسافر بودم و پیش تو موندن فرض بود
        میگذشت آخرای قصه می اومدش به زور
        تا رسید روزی که از دنیای هم کردیم عبور
        وقت رفتن بود و تو قلب من آشوبی به پا
        سخت تر شد رفتنم وقتی منو کردی صدا
        دیدمت یه دل ولی ایندفه بار آخره
        آتیشی تو چشممه چون مژه های تو تره
        بغض من با اشک تو بارون و این روزای سرد
        میشکست و میچکید غصه مارو ول نمیکرد
        دست تکون دادم گذشت بغض منم دیگه شکست
        میرم اما همیشه یادت توی خاطرم هست

        مقایسه کنید با نوشته اصلی با پوزش بسیار پاینده باشید خندانک خندانک
        علی قاسمیان ( باغبان )
        علی قاسمیان ( باغبان )
        يکشنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۷ ۲۲:۴۲
        با سلام خدمت شما جناب افشاری
        بسیار بسیار زیبا شد و ممنونم از شما
        ولی این شعر فکر کنم واس یکسال پیشه که با این لحن شعر میگفتم ولی و تازه شعر و ثبت کردم
        بسیار زیباست مخصوصا اون مصرع که گفتید🌷🌷🌷

        آتیشی تو چشممه چون مژه های تو تره
        ارسال پاسخ
        عارف افشاری  (جاوید الف)
        دوشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۷ ۱۶:۲۷
        خواهش بزرگوار قصدم نزدیک کردن شعر شما به ترانه بود پاینده باشید خندانک خندانک
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



        ارسال پیام خصوصی

        آموزش و نقد شعر

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.