سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

پنجشنبه 14 فروردين 1404
    5 شوال 1446
      Thursday 3 Apr 2025

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        انسان راستگو برجسته ترین اثر خداوند است.الكساندر پوپ

        پنجشنبه ۱۴ فروردين

        برو...!

        شعری از

        ابوالفضل کاظمی

        از دفتر آشوب نوع شعر غزل

        ارسال شده در تاریخ چهارشنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۷ ۰۵:۳۴ شماره ثبت ۶۵۷۲۹
          بازدید : ۶۴۰   |    نظرات : ۱۱

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر ابوالفضل کاظمی
        آخرین اشعار ناب ابوالفضل کاظمی

        هی پا به پا نکن که بسوزانیَم ، برو!
        دیدن ندارد این همه ویرانیم ، برو!
        عمر دوباره ای که به من داده ای بگیر؛
        تا  ذره ، ذره ، باز  بمیرانی ام  ،  برو!
        خشکیده سرزمین دلم در بهار عشق
        باید بر این کویر ، ببارانی ام ، برو!
        دست مرا گرفتی و گفتی [چقدر سرد!]
        من چار فصل سال ، زمستانی ام ، برو!
        حالا که از عروسک خود دل بریده ام؛
        هی داستان نگو که بخوابانی ام،  برو!
        دلواپسی که پشت سرت میدوم؟! نترس!
        در بند خاطرات تو زندانی ام ، برو!
        یک روز خنده از لبم افتاد و سالهاست
        استاد بغض و گریه ی پنهانی ام، برو!
        ای آرزوی رفته به یغما، سفر به خیر!
        هی پا به پا نکن که بسوزانیَم، برو...
         
        #ابوالفضل_کاظمی
        ۱
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        پنجشنبه ۱۷ خرداد ۱۳۹۷ ۱۲:۱۵
        درود بزرگوار
        غمگین و زیبا ست خندانک
        ابوالفضل کاظمی
        ابوالفضل کاظمی
        جمعه ۱۸ خرداد ۱۳۹۷ ۱۶:۴۱
        خیلی ممنون جناب استکی بزرگوار خندانک
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمعه ۱۸ خرداد ۱۳۹۷ ۱۲:۲۷
        خندانک خندانک خندانک
        درودبرشما
        به جمع ماخوش آمدید خندانک
        زیبا بود خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        ابوالفضل کاظمی
        ابوالفضل کاظمی
        جمعه ۱۸ خرداد ۱۳۹۷ ۱۶:۴۱
        ممنون از مهرتون بانو🙏🙏🙏
        ارسال پاسخ
        طاهره حسین زاده (کوهواره)
        جمعه ۱۸ خرداد ۱۳۹۷ ۱۷:۱۵
        سلام

        به سایت شعر ناب خیلی خوش آمدید

        دلنشین است غزل ناب تان و قدرت بیان و فرهیخته اثر

        زنده باشید و دلشاد در سرافرازی های مستدام
        سجادمیردادی(درویش)
        پنجشنبه ۱۷ خرداد ۱۳۹۷ ۱۳:۱۱
        درود خندانک خندانک خندانک
        ابوالفضل کاظمی
        ابوالفضل کاظمی
        جمعه ۱۸ خرداد ۱۳۹۷ ۱۶:۴۱
        ارادت💙
        ارسال پاسخ
         موسی عباسی مقدم
        جمعه ۱۸ خرداد ۱۳۹۷ ۰۶:۵۸
        سلام کاظمی عزیز بسیار زیبا بود خندانک خندانک خندانک
        ابوالفضل کاظمی
        ابوالفضل کاظمی
        جمعه ۱۸ خرداد ۱۳۹۷ ۱۶:۴۰
        خیلی ممنون جناب عباسی عزیز خندانک
        ارسال پاسخ
        گیتی صالح
        جمعه ۱۸ خرداد ۱۳۹۷ ۱۰:۰۶
        درود بر شما
        بسیار بسیار زیبا و
        دلنشین سروده اید خندانک خندانک خندانک
        ابوالفضل کاظمی
        ابوالفضل کاظمی
        جمعه ۱۸ خرداد ۱۳۹۷ ۱۶:۴۰
        ممنون از لطفتون بانو
        ارسال پاسخ
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        مهدی سمیاری

        یک روز می آیی که من دیگر دچارت نیستم ووو از صبر ویرانم ولی چشم انتظارت نیستم ووو یک روز می آیی و من نه عقل دارم نه جنون ووو نه شک به چیزی نه یقین مست و خمارت نیستم ووو شب زنده داری میکنی تا صبح زاری میکنی ووو تو بی قراری میکنی من بی قرارت نیستم ووو پاییز تو سر میرسد قدری زمستانی و بعد ووو گل می دهی نو میشوی من در بهارت نیستم ووو زنگارها را شسته ام دور از کدورتهای دور ووو آیینه ای رو به تو ام اما کنارت نیستم ووو دور دلم دیوار نیست انکار من دشوار نیست ووو اصلا منی در کار نیست امنم حصارت نیستم
        شاهزاده خانوم

        دلت گرفته از این دنیا ااا دلت گرفته برای خودت گاهی
        مهدی سمیاری

        معشوقه ی ما بود دل آرام جهان شد
        شاهزاده خانوم

        توی زنجیر هم نمی خواهم ااا پیش ِ آدم فروش گریه کنیم ااا بغلم کن شقایق غمگین ااا تا که با داریوش گریه کنیم
        یدالله عوضپور آصف

        انقلاب دوچشم تو در راه ست هرکه باشد مخالفش فانی ست اضطراب آورست این جنبش موجهایش بلند و طوفانی ست

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        2