سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

يکشنبه 17 فروردين 1404
    8 شوال 1446
      Sunday 6 Apr 2025

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        زنان به خوبی مردان می توانند اسرار را حفظ كنند، ولی به یكدیگر می گویند تا در حفظ آن شریك باشند. داستایوسکی

        يکشنبه ۱۷ فروردين

        قدم های دو هم قدم پاییزی

        شعری از

        علی حاتمیان

        از دفتر سلام نوع شعر سپید

        ارسال شده در تاریخ پنجشنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۴ ۱۱:۰۷ شماره ثبت ۴۴۸۷۷
          بازدید : ۵۰۱   |    نظرات : ۱۷

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه

        پس می گیرمت از روزگار

        تو را به بغض کوچه های باران خورده نمی سپارم

        دوباره میخندم و لبخند می زنی

        دوباره تو را از تو پس می خواهم...

        می بارمت بر زندگانیم؛

        شبیه باران بر قلب سرد این شهر.

        و بعد از سلام-ت تگرگ میشوم

        و بعد از سلامم رنگین کمان میشوی...

        دوباره تو را با من خواهند دید؛

        تمام مردم این شهر نفرینی...

        و نام ما را بر این شهر می نگارند

        قدم های دو هم قدم پاییزی
        ۱
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        سیدحاج فکری احمدی زاده(ملحق)
        شنبه ۱ اسفند ۱۳۹۴ ۲۰:۵۴
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        آلاله سرخ(سیده لاله رحیم زاده)
        شنبه ۱ اسفند ۱۳۹۴ ۰۴:۵۹
        تو را به بغض کوچه های باران خورده نمی سپارم خندانک
        عباسعلی استکی(چشمه)
        شنبه ۱ اسفند ۱۳۹۴ ۱۸:۱۳
        درود گرامی
        بسیار جالب و زیباست خندانک خندانک خندانک
        حوریه (دلشید) اسماعیل تبار
        شنبه ۱ اسفند ۱۳۹۴ ۰۶:۰۳
        درود بزرگوار.. خندانک
        چه زیبا و ساده نگاشتید..
        زنده باد..
        خندانک خندانک
        خندانک
        وحید کاظمی
        شنبه ۱ اسفند ۱۳۹۴ ۰۶:۱۴
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        درود بر شما
        بسیار زیبا و روان
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        صفیه پاپی
        شنبه ۱ اسفند ۱۳۹۴ ۰۸:۲۲
        .................. خندانک خندانک خندانک ......................
        بسیااار زیبااا بود خندانک خندانک خندانک
        هزاراااان درود خندانک خندانک
        ....................... خندانک خندانک خندانک ........................
        هدیه به اهالی خوب شعرناب:
        شهسواری‎ ‎به دوستش گفت: بیا به کوهی که خدا آنجا زندگی می کند برویم.میخواهم ثابت کنم که‎ ‎اوفقط بلد است به ما دستور بدهد، ‏وهیچ کاری برای خلاص کردن ما از زیر بار مشقات نمی‎ ‎کند‎.
        دیگری گفت: موافقم .اما من برای ثابت کردن ایمانم می آیم‎ .
        وقتی به قله‎ ‎رسیدند ،شب شده بود. در تاریکی صدایی شنیدند:سنگهای اطرافتان را بار اسبانتان کنید‎ ‎وآنها را پایین ببرید‎
        شهسوار اولی گفت:می بینی؟ بعداز چنین صعودی، از ما می خواهد‎ ‎که بار سنگین تری را حمل کنیم. محال است که اطاعت کنم‎ !
        دیگری به دستور عمل کرد‎. ‎وقتی به دامنه کوه رسید،هنگام طلوع بود و انوار خورشید، سنگهایی را که شهسوار مومن‎ ‎با خود آورده ‏بود،روشن کرد. آنها خالص ترین الماس ها بودند‎…
        بزرگی می گفت:
        ‎تصمیمات خدا مرموزند،اما همواره به نفع ما هستند‎.‎
        مهدی صادقی مود
        يکشنبه ۲ اسفند ۱۳۹۴ ۱۸:۳۳
        درود برشما
        خیلی هم قشنگ
        خندانک خندانک
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        2