سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

چهارشنبه 19 بهمن 1401
  • روز نيروي هوايي
18 رجب 1444
    Wednesday 8 Feb 2023

      بیشترین مخاطب

      کانال تلگرام شعرناب

      بنویس تا زنده بمانی ،هر که نوشت پادشاه می شود. فکری احمدی زاده(ملحق)

      چهارشنبه ۱۹ بهمن

      خـــــــــــاتون نقره اي

      شعری از

      بهناز رستمي ( شهپر )

      از دفتر شهپر نوع شعر سپید

      ارسال شده در تاریخ چهارشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۴ ۱۲:۰۹ شماره ثبت ۳۷۹۲۴
        بازدید : ۸۴۳   |    نظرات : ۸۱

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر بهناز رستمي ( شهپر )

      صدای ارسالی شاعر:
      (1)
      معجزه می کنی خاتون ....
      وقتی آیه های تنت
      سوره سوره
      بر کویر تشنه ی جنونم
      نازل می شود
      پیامبری می شوی
      و من
      بهار می شوم
      و در فصل فصل اندامت
      جوانه می زنم
      و بی هیچ لیلایی
      مرا
      مجنون اعجازت می کنی
      با این همه معجزه
      داری مرا می کشی خاتون
      ... شهپر ________________
      (2)
      آسمان دفترم
      تاب
      شاعرانه هایت را ندارد
      خاتون
      وقتی
      در وسعت سکوت نرگس مستانه ات
      ناجوان مردانه
      با دلم
      به نبرد می نشینی
      و سیاه لشکر گیسوانت را
      به اشارت کمانی
      به پشت خاکریز شانه هایت
      می خوانی
      بی هیچ مقاوتی
      در هم می شکنم
      و دلم
      غنیمتی می شود
      در دستان تو
      به کجا می بری اش
       خاتون...
      تک دل بریده شده ام را
      بی هیچ نشاني
      ... شهپـــــر ________________
      (3)
      می خواهم استخاره کنم خاتون
      بر تافته ی بافته ی گیسوانت
      تا کدامین گره زلفت
      بي تابي ام را
      بر کمر نشسته است
      سر انگشتانم
      ذکر هر شب به انتظار نشسته ام را
      گره به گره می شمارند
      و تو هنوز نیامدی
      و من همچنان در روزگارِ هنوز
       در خیالم
      به استخاره ی گیسوانت
      مشغولم
      ... شهپـــــر __________________
      (4)
      عقربه های نگاهت
      بر کدامین مدار می چرخند
      خاتون
      که  نت های لالایی سکوتت
      شریان فریادم را
      به ناوک مژگانی برید..؟
      بخوابید ساعت های بیدار
      که چشمانم
      تمام ماندن های فردا را
      در دامنی پر از انعکاس شبانه ی مهتاب
      گم کرده است
      بخوابید
      که من
      تا صبح طلوع چشمانش
      در افق بیدارم
      ... شهپـــــر ________________
      (5)
      به درگاهت راهم ندادند
       خاتون ...
      شنیده ام قرعه انداختی
      و من
      از میان عاشقانت
      تعدیل عشق شدم ...
      ... شهپـــــر ______________________
      ۱۰
      اشتراک گذاری این شعر

      نقدها و نظرات
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


      (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
      ارسال پیام خصوصی

      نقد و آموزش

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

      حمایت از شعرناب

      شعرناب

      با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0