سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

پنجشنبه 14 فروردين 1404
    5 شوال 1446
      Thursday 3 Apr 2025

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        انسان راستگو برجسته ترین اثر خداوند است.الكساندر پوپ

        پنجشنبه ۱۴ فروردين

        این یک بازی است

        شعری از

        امیر جلالی( ا م دی )

        از دفتر جایی دیگر نوع شعر سپید

        ارسال شده در تاریخ دوشنبه ۱۸ خرداد ۱۳۹۴ ۱۰:۳۵ شماره ثبت ۳۷۶۵۷
          بازدید : ۶۷۲   |    نظرات : ۱۵۸

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر امیر جلالی( ا م دی )
        آخرین اشعار ناب امیر جلالی( ا م دی )

        به سایه تکیه می کنم ذهن صدا می شود
        به باد چنگ می زنم نبض نگاه می شود
        خاطره کوچ می کند ، خنده سقوط می کند
        بغض سلام می دهد هست فنا می شود
        بود نبود می شود
        سپید کبود می شود
        آتش هر ترانه ام مدام دود می شود
        من و هوا و آینه
        من و گیاه و قاصدک
        من و هزار بار بی کسی
        بافته تمام عمر ، چه زود پود می شود
        نوای نی به کوه ابر
        تمام عاشقی به جبر
        من از تو دور می شوم
        کتاب سرگذشت من ، به آه ختم می شود .
        امیر جلالی
        ۱
        اشتراک گذاری این شعر
        ۵۰ شاعر این شعر را خوانده اند

        سیده لاله رحیم زاده

        ،

        عباس زارع میرک آبادی

        ،

        فاطمه ضیاالدینی

        ،

        امیر جلالی

        ،

        فرهاد مهرابی

        ،

        منوچهر مجاهدنیا

        ،

        صفیه پاپی

        ،

        فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل)

        ،

        عباسعلی استکی(چشمه)

        ،

        لیلا ابراهیمی

        ،

        مهدی شهبازی

        ،

        حسین احسانی فر(رهای لنگرودی)

        ،

        علیرضا آیت اللهی

        ،

        سهیل اروندی

        ،

        مونس ارجمندی

        ،

        علی غلامی

        ،

        جمیله عجم(بانوی واژه ها)

        ،

        گیتی تهامی

        ،

        منصور دادمند

        ،

        عليرضا حكيم

        ،

        يدالله عوضپور آصف

        ،

        جواد مهدی پور ( آزاده )

        ،

        زهرا قمری فتیده

        ،

        رضاناظمی

        ،

        نجمه طوسی (تینا)

        ،

        لـــــــــــــــیلا رنجبران

        ،

        امینی

        ،

        علیرضا کاشی پور محمدی

        ،

        شاهین لقایی(شاهین)

        ،

        وحید کاظمی

        ،

        سودابه برزگر

        ،

        آگاه ( بختیاری )

        ،

        علی دولتی

        ،

        رضا نظری

        ،

        احمد پناهنده

        ،

        سید حسام حسینی ارسنجانی

        ،

        حدیثه نق

        ،

        فروزان شهبازي

        ،

        حسین زینلی گوهری(مکنون)

        ،

        مهدی ماهرو

        ،

        مریم شجاعی

        ،

        میثم دانایی

        ،

        موسی عباسی مقدم

        ،

        سیده نسترن طالبزاده

        ،

        محمد رضا نظری(لادون پرند)

        ،

        سیدحاج فکری احمدی زاده(ملحق)

        ،

        فاطمه توکلی

        ،

        رکسانا اعتمادی

        ،

        امیدمرادی

        ،

        ابوالحسن انصاری (الف رها)

        نقدها و نظرات
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        یدالله عوضپور آصف

        باز با درد تو می خوابم و برمی خیزم در همه حال به دامان تو می آویزم
        غلامرضا مهدوی (مهدوی)

        مرغ دل در قفس سینه من می نالد ااا بلبل ساز ترا دیده هم آواز امشب
        نازنین راضی

        از خودم از زندگی از رنج هایم خسته ام ااا باز اما دل به این دنیای فانی بسته ام
        غلامرضا مهدوی (مهدوی)

        ما ره به کوی عافیت دانیم و منزلگاه انس ااا ای در تکاپوی طلب گم کرده ره با ما بیا
        مهدی سمیاری

        یک روز می آیی که من دیگر دچارت نیستم ووو از صبر ویرانم ولی چشم انتظارت نیستم ووو یک روز می آیی و من نه عقل دارم نه جنون ووو نه شک به چیزی نه یقین مست و خمارت نیستم ووو شب زنده داری میکنی تا صبح زاری میکنی ووو تو بی قراری میکنی من بی قرارت نیستم ووو پاییز تو سر میرسد قدری زمستانی و بعد ووو گل می دهی نو میشوی من در بهارت نیستم ووو زنگارها را شسته ام دور از کدورتهای دور ووو آیینه ای رو به تو ام اما کنارت نیستم ووو دور دلم دیوار نیست انکار من دشوار نیست ووو اصلا منی در کار نیست امنم حصارت نیستم

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        1