سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

پنجشنبه 14 فروردين 1404
    5 شوال 1446
      Thursday 3 Apr 2025

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        انسان راستگو برجسته ترین اثر خداوند است.الكساندر پوپ

        پنجشنبه ۱۴ فروردين

        آمين

        شعری از

        رضا محبی راد

        از دفتر شايد براي تو... نوع شعر

        ارسال شده در تاریخ جمعه ۲۷ خرداد ۱۳۹۰ ۱۷:۴۵ شماره ثبت ۳۴۱۹
          بازدید : ۱۲۴۲   |    نظرات : ۲۷

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر رضا محبی راد
        آخرین اشعار ناب رضا محبی راد

        كور بودم !

        و چه بي پروا

        چراغ روشن كردم!

         و زنده سوختم

        در انديشه اي

        كه فردا شايد

        همان ديروزي باشد

        كه بر نمي گردد !

         

        آه ... امشب

        چه تلخ مي خندم

        به پلكهايي كه سبك شده اند و

         لبهايي كه سنگين !

        واي ... اتاق

         چقدر مي چرخد و

         ساعتم

        چقدر ساكن  ؟!

        بايد بروم؟!

        بدنبال كسي

        كه زير باران احساسم

        بدون چتر

        بن بست كوچه هايم را

        داد ميزند !


        آه ... آمین

        كاش بودنم را

        سقط نمي كردي

        تا از عشق

        ابري آبستن

        كه سايه ی سرت باشد

        تا دست گرم هيچ ظهري

        دلت را نسوزاند.

          

        ای مشرقي ترين طلوع من

        سالهاست

        غروبت را گم كرده ام

        برگردد .

         

        رضا محبي راد (مجنون)

        18/3/90

        ۰
        اشتراک گذاری این شعر
        ۲ شاعر این شعر را خوانده اند

        Guest

        ،

        طاها محبی (حزین)

        نقدها و نظرات
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        مهدی سمیاری

        یک روز می آیی که من دیگر دچارت نیستم ووو از صبر ویرانم ولی چشم انتظارت نیستم ووو یک روز می آیی و من نه عقل دارم نه جنون ووو نه شک به چیزی نه یقین مست و خمارت نیستم ووو شب زنده داری میکنی تا صبح زاری میکنی ووو تو بی قراری میکنی من بی قرارت نیستم ووو پاییز تو سر میرسد قدری زمستانی و بعد ووو گل می دهی نو میشوی من در بهارت نیستم ووو زنگارها را شسته ام دور از کدورتهای دور ووو آیینه ای رو به تو ام اما کنارت نیستم ووو دور دلم دیوار نیست انکار من دشوار نیست ووو اصلا منی در کار نیست امنم حصارت نیستم
        شاهزاده خانوم

        دلت گرفته از این دنیا ااا دلت گرفته برای خودت گاهی
        مهدی سمیاری

        معشوقه ی ما بود دل آرام جهان شد
        شاهزاده خانوم

        توی زنجیر هم نمی خواهم ااا پیش ِ آدم فروش گریه کنیم ااا بغلم کن شقایق غمگین ااا تا که با داریوش گریه کنیم
        یدالله عوضپور آصف

        انقلاب دوچشم تو در راه ست هرکه باشد مخالفش فانی ست اضطراب آورست این جنبش موجهایش بلند و طوفانی ست

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        1