سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

يکشنبه 17 فروردين 1404
    8 شوال 1446
      Sunday 6 Apr 2025

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        زنان به خوبی مردان می توانند اسرار را حفظ كنند، ولی به یكدیگر می گویند تا در حفظ آن شریك باشند. داستایوسکی

        يکشنبه ۱۷ فروردين

        شب ِ گريه ها ي تو

        شعری از

        کیوان رادفر

        از دفتر دل نوشته ها نوع شعر ترانه

        ارسال شده در تاریخ چهارشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۳ ۱۴:۲۲ شماره ثبت ۳۲۵۶۶
          بازدید : ۴۴۵   |    نظرات : ۲۵

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر کیوان رادفر

        شعر زيبايي ار جناب  استاد خوش عمل كاشاني
        با نام " سترون " خواندم با مقدمه اي زيبا تر
        كه توصيه مي كنم اگر نخوانده ايد  حتما  بخوانيد
        و همين داستان واقعي الهامي شد  تا  ترانه ي
        زير را بسرايم از زبان عاشقي كه در كهولت
        عشق جواني اش را ملاقات مي كند و آه مي كشد:
        " آی جوانی جوانی جوانی! چه روزها که با تو
         نزیستم و در تو نمردم...  
                                عباس خوش عمل كاشاني"
        با اجازه ي استاد :
         
        شبِ گريه ها
        سالها رد شده از اون شب گريه هاي تو
        شب آخر ، شب تب كردن من براي تو
         
        فصل پاياني يك قصه ي كوتاه و عجيب
        فصل فرياد من و اشكاي بي صداي تو
        .........................................
        شب سخت دل بريدن ، واسه حرف اين و اون
        شب تنهايي تلخ دو عزيز هم زبون
         
        تو و تن دادن بي رغبت گل  ، به چيدنش
        من و بي برگي اون درخت تنها تو خزون
        .........................................
        ما دو تا قمري عاشق واسه هم مي مرديم
        غم زخماي رو بالاي همو مي خورديم
         
        توي اين بازي دل بردن و دل باختن ها
        يا ما هردو مون مي باختيم ،  يا با هم مي برديم !
        .............................................
        ما نمرديم ، به ظاهر ولي دلمرده شديم
        آشِناي غصه و غريبه با خنده شديم
         
        با همه شوقي كه ما براي بردن داشتيم
        بختِمون ياري نكرد و هر دو بازنده شديم
        ...........................................
        كاشكي بازم نمي ديدم تو رو امروز اينجا
        تا مي موندي تو خيالم "پري" اون روزا
         
        نمي ديدم كه زمون خورد و خرابت كرده
        نمي ديدم كه شدي ، يك گل خشك و تنها
        ..........................................
        گرچه من هم مث ِ تو بازيو باختم به " قضا "
        اگه باز بازي كني يار تو ام من به خدا
         
        ديگه نه برقي تو چشماته نه حسي واسه من
        بيا با هم ، تا بخوابيم رو تن خاطره ها
        ............................................
        ۱
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        1