سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

يکشنبه 17 فروردين 1404
    8 شوال 1446
      Sunday 6 Apr 2025

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        زنان به خوبی مردان می توانند اسرار را حفظ كنند، ولی به یكدیگر می گویند تا در حفظ آن شریك باشند. داستایوسکی

        يکشنبه ۱۷ فروردين

        موومان مهتاب

        شعری از

        سیده نسترن طالب زاده

        از دفتر "مِرلــــــــــــــــــــــوهای کاغذی" نوع شعر سپید

        ارسال شده در تاریخ پنجشنبه ۸ آبان ۱۳۹۳ ۱۶:۳۴ شماره ثبت ۳۱۳۲۲
          بازدید : ۷۱۵   |    نظرات : ۷۹

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه

         
        با موومان ِ  نقره ناکی ِ  "مهتاب"،
        در ناگهان ! ظهور کن،
        ای سروده رگبالهای خویش،
        از التهاب های سرخِ  ربانی ،تا بیکران...
        در بنفشی ِ نمازگاه هایِ ازیران
        بر دیدگان ِ سپیدِ معبدها
        از ارتعاش ِ شب،،،
        و تکرار هرزه آلود هر پژواک،،
        چون
        ترادف خلسه...
        ...
        می ایستد
        بر یالهایِ  سبز ِ  بکارتِ  جنگل
        هنوز،،،
        فصلی که قدیسه ی تنفس ِ نور را
        از ظهوری تازه میدزدید،،،
        و اینک!
        در انزوای ِ مشتعل چشمه سارها
        در تبکده ی اهورایی ِ هر برنادت،،
        با آوایِ  خنیاگر ِ ناقوسی درد،
        جهان
        ادیم ِ سرکشیده یِ  پنهانی گناه...
        .
        .
        .
        با شکوه ِ سرایه ی هر رگبار
        در سینه ی شکفته ی هر پنجره،،،
        چون بیتصویر ترین ماتی ِ تجسد ِ مریم،
        چون اشک
        از گونه های سایه تکیده ی غارها
        هنوز!
        میزاید...
        اکسیر شفابخشی جدایی  را ...
        از شرابه های جاری ِ شفق
        در حباب های ِ نارسی ِ ایزدان،،،
        جنون ِ تالار ِ مرگبار ِ مغرب هاست،،،
        در جنبشی جاودان،
        .
        .
        .
        ای مقدس معهود!
        فرومیشکن اینگاه، ازدحام در هم تنیده ام،،،
        با جرح بیرحمانه ی هلولی نو،
        در تلاقی طوفانی ِ تمامِ  مسیرها...
        ۱
        اشتراک گذاری این شعر

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        1