سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

چهارشنبه 31 شهريور 1400
  • آغاز جنگ تحميلي، 1359 هـ ش - آغاز هفتة دفاع مقدس
15 صفر 1443
    Wednesday 22 Sep 2021

      بیشترین مخاطب

      کانال تلگرام شعرناب

      بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی.احمدی زاده (ملحق)

      چهارشنبه ۳۱ شهريور

      کرم و درخت

      شعری از

      کیوان رادفر

      از دفتر دل نوشته ها نوع شعر مثنوی

      ارسال شده در تاریخ پنجشنبه ۲ مرداد ۱۳۹۳ ۱۰:۰۱ شماره ثبت ۲۸۳۷۳
        بازدید : ۳۱۲۶   |    نظرات : ۵۹

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر کیوان رادفر

      شعر زیر شاید از نظر فنی ارزش چندانی نداشته باشد ولی حرفهایی دارد
      که می تواند زمینه بحث دوستان باشد.
      پس اسب ها را زین و شعرم را تاختن آغاز کنید:
      "باور کنید بسیاری از کج روی ها در اجتماع ناشی از شرایط و
      عوامل بد محیطی است و ذات انسانها عموما پاک است."
      زود قضاوت نکنیم  و همه را به یک چوب نرانیم
      کرم و درخت
      بر من آید خواندن ِ این جمله سخت :
      کرم و آفت باشد از ذات درخت !
      یا که گرگی را اگر کردی بزرگ
      می درد روزی تو را این بچه گرگ !
      پس سگ اصحاب کهف افسانه است ؟
      سیل ویرانگر گناه خانه است ؟
      از محیط بد هر آنکس غافل است
      حکم او در کار دنیا باطل است
      گر بگیری از محیطی بسته نور
      چشم ِ بینا می شود یکدفعه کور
      چشم را اینجا گناهی نیست ، نیست
      طعنه بر این چشم ها آخر زچیست
      بال پروازت چو چیند روزگار
      در حضیضی تا قیامت ماندگار
      دوستان باشند گاهی چون طناب
      می کشانندت برون از منجلاب
      بی طناب از چاه کی بیرون شوی ؟
      در سیاهی عاقبت مدفون شوی
      گر طناب مصریان پوسیده بود
      آن عزیز آنجا اجل را دیده بود !
      دودمانش او که پاک از نوح بود
      همنشین بد ز دستانش ربود
      علت و معلول را اندیشه کن
      بعد بنشین و قضاوت پیشه کن !
      بذر ، مرغوب است ، اما در کویر
      می شود در چنگ بی آبی اسیر
      بچه ی ده می زند بر فرق مار !!
      طفل شهری را بگیرد برق مار !!
      تا نباشی خود میان شعله ها
      در نمی یابی دلیل ناله ها
      تانبینی لیلی از چشمان او
      همچو مجنون کی شوی خواهان او
      لنگ کردن ، آنکه را افتاده است
      از کنار گود کاری ساده است
      ۱۳
      اشتراک گذاری این شعر

      نقدها و نظرات
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


      (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
      ارسال پیام خصوصی

      آخرین نقدهای شاعران سایت

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

      حمایت از شعرناب

      شعرناب

      با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0