سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

پنجشنبه 14 فروردين 1404
    5 شوال 1446
      Thursday 3 Apr 2025

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        انسان راستگو برجسته ترین اثر خداوند است.الكساندر پوپ

        پنجشنبه ۱۴ فروردين

        ... هنوز

        شعری از

        امین احمدزاده عطایی ( امین )

        از دفتر شاعرانه ها نوع شعر غزل

        ارسال شده در تاریخ سه شنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۲ ۰۱:۵۵ شماره ثبت ۲۱۳۴۳
          بازدید : ۶۷۵   |    نظرات : ۲۷

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر امین احمدزاده عطایی ( امین )
        آخرین اشعار ناب امین احمدزاده عطایی ( امین )

        من سوار عرصه ی این دشت و هامونم هنوز

        چون نهنگ آبهای گرم کارونم هنوز

        پنجه ی ایمان من ، اهریمن شب را درید

        می دود عشق وطن بی وقفه در خونم هنوز

        می شکافم قلب شب را در پی لیلای عشق

        من به صحرای جنون ، استاد مجنونم هنوز

        تا که پیر عاشقم همسایه ی خورشید ساخت

        کوکبی رخشنده بر مینای گردونم هنوز

        در کویری داغ  روئیدم ولی دریا دلم

        دل به دریا می زنم ، همتای جیحونم هنوز

        من عقاب تیز بال پهنه ی اندیشه ام

        بس گهر دارد به دامن ، طبع موزونم هنوز

        ..............................................................

        سلام و عرض ادب

        حقیر ، مستحضرم که / نهنگ / در آبهای آزاد و اقیانوسهاست ولی در انتظار پیشنهادات شما عزیزانم در ویرایش این مصرع هستم، چون مصرع

        دیگری به ذهن ناقص و قاصرم نرسید......

        ۰
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        غلامرضا مهدوی (مهدوی)

        مرغ دل در قفس سینه من می نالد ااا بلبل ساز ترا دیده هم آواز امشب
        نازنین راضی

        از خودم از زندگی از رنج هایم خسته ام ااا باز اما دل به این دنیای فانی بسته ام
        غلامرضا مهدوی (مهدوی)

        ما ره به کوی عافیت دانیم و منزلگاه انس ااا ای در تکاپوی طلب گم کرده ره با ما بیا
        مهدی سمیاری

        یک روز می آیی که من دیگر دچارت نیستم ووو از صبر ویرانم ولی چشم انتظارت نیستم ووو یک روز می آیی و من نه عقل دارم نه جنون ووو نه شک به چیزی نه یقین مست و خمارت نیستم ووو شب زنده داری میکنی تا صبح زاری میکنی ووو تو بی قراری میکنی من بی قرارت نیستم ووو پاییز تو سر میرسد قدری زمستانی و بعد ووو گل می دهی نو میشوی من در بهارت نیستم ووو زنگارها را شسته ام دور از کدورتهای دور ووو آیینه ای رو به تو ام اما کنارت نیستم ووو دور دلم دیوار نیست انکار من دشوار نیست ووو اصلا منی در کار نیست امنم حصارت نیستم
        شاهزاده خانوم

        دلت گرفته از این دنیا ااا دلت گرفته برای خودت گاهی

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        1