سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

جمعه 4 تير 1400
    16 ذو القعدة 1442
      Friday 25 Jun 2021

        بیشترین مخاطب

        کانال رسمی شعرناب

        بار پروردگارا، دلهاي ما را به باطل ميل مده پس از آنکه به حق هدايت فرمودي و به ما از لطف خود رحمتي عطا فرما، که تويي بسيار بخشنده (بي‌منّت). آل عمران آیه ۸

        جمعه ۴ تير

        پایان

        شعری از

        آرزو حاجی خانی

        از دفتر فصل موهای تو نوع شعر چهار پاره

        ارسال شده در تاریخ دوشنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۲ ۰۱:۵۲ شماره ثبت ۲۰۸۷۳
          بازدید : ۱۱۰۲   |    نظرات : ۶۵

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر آرزو حاجی خانی

        پایان این دنیاست دیگر جای ماندن نیست

        جای عروسک بازی و ***** و فراموشی

        جای خطور فکرهایت از سر شعری

        که واژه ها را سقط کرده توی بیهوشی

        مردی درازیده کنار تخت وامانده

        شاید زنی آغوش خود را داده به مرگش

        شاید جهان آرزوها را خدا برده

        شاید که تارعشق ها افتاده از چنگش

        دارم دراین تنهایی و بی مهری ات شاید

        با یک نگاه مانده در مرداب می میرم

        از کوچ بی برگشت تو تا فصل هاى دور

        با خاطرات بی رمق در خواب می میرم

        تب کن براى عشق تا بهتر شوم روزی

        شاید کمی تنها تر از دیروز و امروزم

        شاید کمى دلتنگ،اما از صمیم قلب

        با این تب فرضى در آغوش تو مى سوزم

        تا من خیال باغ را تن می کنم هرشب

        تو در فضای خاطره پاییز کن در من

        آغوش را از کوچه ی احساس شب رد کن

        با شعرهای شمس خود تبریز کن در من

        من تا بهار از شاخه برگردد تو را دیدم

        در انتهای برگریزان هاى تکرارى

        وقتى که فصل عاشقی گل را به دستم داد

        عطر نفس هاى تو شد در شعر من جارى

        دارد خدارا برتن احساس می چیند

        آن بوسه ای که در کنارش نام عشقم بود

        رد می شود پاییز هر روز از کنار من

        آن رد پای رفته شاید گام عشقم بود

        تن کن لباس بی ریای آفریدن را

        گویا که این باغ از تب بی بوسه ات پژمرد

        گویا که آغوش دلم حس تو را کم داشت

        گویا که این پاییز و غربت باغ را آزرد

        وآخرین یادت که آغوشم به خود لرزید

        و آخرین دردی که احساسش نمی کردی

        دی شد و هر شب با خودم مُردم به هر دیوار

        خود را بغل کردم به یک احساس همدردى

        دست خدارا برسرم بگذار ای دردم

        امشب خدا از ناله هایم درد می خواند

        امشب تمام سازها در سوگ احساس اند

        امشب خدا هم با دلم شاید!نمی ماند

        رفتن خیال تازه ی بارانی من نیست

        من از هوای بی کسی ها مُرده ام هرشب

        دائم کنار شعرهایت بوسه می چینم

        این رد ماندن راولی گم می کنی درشب

        یا پرکن از احساس قلبم را کمی آرام

        یا با غرورت سایه ات را از تنم بردار

        در زیر پایت بوسه هایم رفته تا پاییز

        این گریه ها را از سر دل کندنم بردار

        می لرزم از تنهایی تقویم رو میزی

        که سالها در شنبه ی آغاز تو خوش بود

        می لرزم از پایان گرفتن از ته شعری

        که لحظه هایش با دم آواز تو خوش بود

        می لرزم از آغوش بی انسان در این دنیا

        برگشتن از تنهایی و رفتن به خاموشی

        می لرزم از آوارگی های تن سردم

        از یک شراب کهنه که هر شب تو می نوشی

        من آخرین بیراهه در ویرایش شعرم

        که آرزوی لحظه هایت را به دریا داد

        در قایق احساس تو هر لحظه پارو زد

        تا ساحل بارانى ام را دست رویا داد

        یادم نمی آید چرا در آن جهان مُردم

        انگار یادش رفته آنکه در خیالم بود

        انگار من در این حوالی گم شدم هر بار

        در پنجم دی ماه غمگینی که فالم بود

         

        ۰
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
        ارسال پیام خصوصی

        آخرین نقدهای شاعران سایت

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0