سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

بسم الله الرحمن الرحیم به سایت خودتان شعرناب خوش آمدید مدیر موسس سایت ادبی شعرناب فکری احمدی زاده(ملحق)

دوشنبه ۱۸ خرداد

مسیحا

شعری از

مصطفی میرزایی میرنگار

از دفتر کلبه های بی ترانه نوع شعر غزل

ارسال شده در تاریخ يکشنبه ۲۴ فروردين ۱۴۰۴ ۲۲:۵۱ شماره ثبت ۱۳۷۰۵۵
  بازدید : ۱۰۲   |    نظرات : ۲

رنگ شــعــر
رنگ زمینه
آخرین اشعار ناب مصطفی میرزایی میرنگار

«مسیحا»
یار من ، غمخوار من، تنهاترین دلدار قلبم
بی تو در این ظلمت شب‌ها خمودم
کی قرار توست ای دریادل و ای مرد باران تا بیایی.
بعد تو گلها همه پژمرد، دل‌ها مُرد، آخر ای مسیحا
بعدتو ، من کُولیِ پس‌کوچه های غربتم
درویش و همچون کهنه پوشِ بی کسِ ویرانه ها
گاه می کوبم به دیوار تباهی این سرم را
گاه من گریانم و در اشکهای خویش بینم مادرم را ، مریمم را
روزها و سال ها ، هی از پی هم آید و گویند ید ممممنمی آیی ای مسیحا
تا ببینی که در این ظلمت سرای پوچ و سرگردان ما
عده ای سرمست و سرگرمند با جاه و منال
عده ای هم می روند  هر روز و شب ، رو به زوال
آخر ای دریادل و ای مرد باران، کیست جز تو
یاور مظلوم و یار بی پناهان
دستگیر بی کسان و تشنه کامان
ای مسیحا ، زودتر بنما نظر
گویی که  جسمی خفته ایم
سالهای سال در مردابِ روح  افتاده ایم
لیک دستان نیایش سوی  تو آورده ایم ...
مهربانا با حضورت
شهر سرد و خالی از عشاق را،  احیا کن امشب
گِره های جهان را واکن امشب
۱
اشتراک گذاری این شعر
۲ شاعر این شعر را خوانده اند

شاهزاده خانوم

،

مصطفی میرزایی میرنگار

نقدها و نظرات
شاهزاده خانوم
چهارشنبه ۲۷ فروردين ۱۴۰۴ ۱۸:۲۱
درود بر شما خندانک
خوش آمدید خندانک
مصطفی میرزایی میرنگار
مصطفی میرزایی میرنگار
سه شنبه ۲۳ ارديبهشت ۱۴۰۴ ۰۰:۵۴
متشکرم از نگاه زیبایتان
مانا باشید خندانک خندانک خندانک
ارسال پاسخ
تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


ارسال پیام خصوصی

نقد و آموزش

نظرات

کاربران اشتراک دار

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

مشاعره

رحیم فخوری

رنگ رخسار زنان سپیدتراز کفن مرگ چشمهای ترسازشیشه پنجره دنبال راه گریز می گردد بچه نیز این آتش بازی را دوست ندارنددیوارها بدنبال عصای زیر بغل آدم بزرگها دهانشان می جنبد نه برای خوردن ذ کر ودعا تنها پناه ادمهای بی دفاعبله امشب تبریزیان لحظه های پر اضطراب شب را به حرام چشمان بیدارشان می کنند ودرنفرین بازیگران سریال جنگ نفت
طاهره حسین زاده (کوهواره)

دوباره جنگ دوباره حضور بمب اتم ااا دوباره آینه های شکسته ی مردم ااا پدافند تبریز و صداهای انفجار
محمد حسنی

در آن هنگام که گدایی می میرد هیچ ستاره ی دنباله داری نیست ولی در مرگ شاهزاده گان تمامی آسمانها نور افشانی می کنند
بهروز چارقدچی (مجنون)

ای بابا یه پاکت سیگار نهایت دویست تومان اااا لیکن نفس دزدی کار خوبی نیست اااا از بنده در روز روشن پی ام گمشد
شاهزاده خانوم

می شود چشمش پر از اشک و به خویش می دهد امید دیدار مرا ااا من به اشکش خیره از این سوی و باز ااا دزد مسکین برده سیگار مرا
کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
1