سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

بسم الله الرحمن الرحیم به سایت خودتان شعرناب خوش آمدید مدیر موسس سایت ادبی شعرناب فکری احمدی زاده(ملحق)

دوشنبه ۱۸ خرداد

OCD

شعری از

علیرضا اسماعیلی همایون

از دفتر غزلیات نوع شعر غزل

ارسال شده در تاریخ شنبه ۱۶ فروردين ۱۴۰۴ ۱۷:۲۹ شماره ثبت ۱۳۶۸۹۴
  بازدید : ۱۰۷   |    نظرات : ۱

رنگ شــعــر
رنگ زمینه
دفاتر شعر علیرضا اسماعیلی همایون
آخرین اشعار ناب علیرضا اسماعیلی همایون

در داخلِ این سر چه خیالت ندارم
از حُزنِ زمان گیر تو تا بر غمِ یارم
افکار و خیالاتِ سرم ختم ندارد
گنجانده ام از خاطره ها در سرِ زارم
آرام ندارم شب و روز از همه افکار
یادی نگرفتم که کنارش بگذارم
در بندِ گمان بردن و هم فکر و تجسم 
مبهوتم و حیران و چنین نیست قرارم
نخشار کند خاطره های سپری، ذهن
گو گاو به سر دارم و انگار که دارم
در مسئله ی آمدن و رفتن از آفاق
آزاد به این شهرم و در تن به حصارم
آن راه سعادت که بگویند کجا هست؟
پیگیرم و دنبالِ ره و فکرِ فرارم
آبادیِ دلهای خوش و خرم و خوشنود
از غفلتِ سرهاست ولی منکه ندارم
یک نعمتِ بالاست فراموشی و نسیان
من غافل ازین نعمتم و تحتِ فشارم
این حکمتِ همواره ی من چیست همایون؟
در فکر فرورفته و آرام ندارم
۲
اشتراک گذاری این شعر
۲ شاعر این شعر را خوانده اند

عباسعلی استکی(چشمه)

،

مهدیس رحمانی

نقدها و نظرات
عباسعلی استکی(چشمه)
چهارشنبه ۲۰ فروردين ۱۴۰۴ ۰۱:۳۲
جالب و زیباست خندانک
تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


ارسال پیام خصوصی

نقد و آموزش

نظرات

کاربران اشتراک دار

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

مشاعره

شاهزاده خانوم

در مبل فرو رفتی ااا در مبل لرزیدی ااا در مبل عرق کردی ااا پنهانی بر گوشه ی تقویم نوشتم ااا نهنگی که در ساحل تقلا می کند ااا برای دیدن هیچ کس نیامده است
طاهره حسین زاده (کوهواره)

تنگ نظرهای طمع پیشه باز بر سر مردم آوار می شوند جنگ و جدالِ بیخودی در ره است موجب خسارت بسیار می شوند ااا سلاملار اولسون استاد فخوری گرانقدر زنده باشید دور از گزند اغیار مردم آزار در سایه سار امن الهی سلامت و سرافراز بمانید
رحیم فخوری

رنگ رخسار زنان سپیدتراز کفن مرگ چشمهای ترسازشیشه پنجره دنبال راه گریز می گردد بچه نیز این آتش بازی را دوست ندارنددیوارها بدنبال عصای زیر بغل آدم بزرگها دهانشان می جنبد نه برای خوردن ذ کر ودعا تنها پناه ادمهای بی دفاعبله امشب تبریزیان لحظه های پر اضطراب شب را به حرام چشمان بیدارشان می کنند ودرنفرین بازیگران سریال جنگ نفت
طاهره حسین زاده (کوهواره)

دوباره جنگ دوباره حضور بمب اتم ااا دوباره آینه های شکسته ی مردم ااا پدافند تبریز و صداهای انفجار
محمد حسنی

در آن هنگام که گدایی می میرد هیچ ستاره ی دنباله داری نیست ولی در مرگ شاهزاده گان تمامی آسمانها نور افشانی می کنند
کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
0