سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

پنجشنبه 14 فروردين 1404
    5 شوال 1446
      Thursday 3 Apr 2025

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        انسان راستگو برجسته ترین اثر خداوند است.الكساندر پوپ

        پنجشنبه ۱۴ فروردين

        نکوهش بی خیالی جهانیان از آلودگی محیط زیست

        شعری از

        بابک خنشا

        از دفتر پندآموز نوع شعر غزل

        ارسال شده در تاریخ دوشنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۳ ۰۷:۱۲ شماره ثبت ۱۳۰۳۶۷
          بازدید : ۱۲۸   |    نظرات : ۱۰

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه

        🍂پریشانم من از هر بی خیالی🍂
        🍂 خروشان گشته گرمای جهانی🍂
         
        🍂نگرانم مبادا روزگاری🍂
        🍂زمین، این خانه گردد خشک و خالی 🍂
         
        🍂چو باشد آن همه گلدان بی آب🍂
        🍂ندارم بهر غم خوردن مجالی🍂 
         
        🍂هراسانم، به فکر شاپرکهام🍂
        🍂که می آیند بر گلهای قالی 🍂
         
        🍂اسیرم در شلوغی و هیاهو🍂
        🍂پرنده در قفس چه سودش بالی🍂
         
        🍂بر این آلودگیها اشک ریزم🍂
        🍂زمین را من بخواهم پاک و عالی🍂
         
        🍂هوا مسموم می آید به سینه🍂
        🍂جهان در خواب آن ابعاد مالی🍂
         
        🍂دو چشمم در پی صبح سپید است🍂
        🍂که صبحی نو برافروزد به شادی🍂
         
        "بابک خنشا"
         
         
        ۱
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        سه شنبه ۱۵ خرداد ۱۴۰۳ ۱۹:۰۳
        خندانک
        درودبرشما خندانک
        زیباقلم زدید خندانک
        خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک خندانک
        قافیه ی مصراع دوم بیت اولتون اشتباه جهانی باخیالی وبقیه همقافیه نمیشود جهانی با کلماتی مثل زبانی دهانی مکانی سنانی هم قافیه میشه....
        بابک خنشا
        بابک خنشا
        جمعه ۱۸ خرداد ۱۴۰۳ ۰۷:۲۴
        درود. سپاس از شما استاد گرامی🙏🙏🙏
        ارسال پاسخ
        بابک خنشا
        بابک خنشا
        جمعه ۱۸ خرداد ۱۴۰۳ ۱۸:۰۷
        🍂پریشانم من از هر بی خیالی🍂
        🍂 کنون گردیده گرمایش ملالی🍂
        ...
        ارسال پاسخ
        عباسعلی استکی(چشمه)
        سه شنبه ۱۵ خرداد ۱۴۰۳ ۲۱:۵۲
        درود بزرگوار
        بسیار زیبا و ارزشمند بود
        دوست محیط زیست خندانک
        بابک خنشا
        بابک خنشا
        جمعه ۱۸ خرداد ۱۴۰۳ ۰۷:۲۲
        درود. ممنون از شما🙏🙏🙏
        ارسال پاسخ
        محمد رضا خوشرو (مریخ)
        چهارشنبه ۱۶ خرداد ۱۴۰۳ ۱۸:۱۹
        درود زیباست
        برقرار باشید .
        خندانک
        بابک خنشا
        بابک خنشا
        جمعه ۱۸ خرداد ۱۴۰۳ ۰۷:۲۴
        درود. ممنون از شما🙏🙏🙏
        ارسال پاسخ
        بابک خنشا
        سه شنبه ۱۵ خرداد ۱۴۰۳ ۰۷:۵۳
        با سلام و عرض احترام خدمت اساتید گرامی،
        در مصرع:
        🍂پرنده در قفس چه سودْش بالی🍂
        حرف "د" در کلمه "سودش" فتحه ندارد و ساکن دارد.
        سپاس
        بابک خنشا
        جمعه ۱۸ خرداد ۱۴۰۳ ۰۷:۱۹
        درود بر شما. سپاسگزارم🙏🙏🙏
        بابک خنشا
        شنبه ۲۶ خرداد ۱۴۰۳ ۰۱:۱۰
        🍂پریشانم من از هر بی خیالی🍂

        🍂 کنون گردیده گرمایش ملالی🍂


        🍂نگرانم مبادا روزگاری🍂

        🍂زمین، این خانه گردد خشک و خالی 🍂


        🍂چو باشد آن همه گلدانِ بی آب🍂

        🍂ندارم بهر غم خوردن، مجالی🍂


        🍂هراسانم، به فکر شاپرکهام🍂

        🍂که می آیند بر گلهای قالی 🍂


        🍂اسیرم در شلوغی و هیاهو🍂

        🍂پرنده در قفس چه سودْش بالی🍂


        🍂بر این آلودگیها اشک ریزم🍂

        🍂زمین را چون ببینم همچو حالی🍂


        🍂هوا مسموم می آید به سینه🍂

        🍂جهان، در خوابِ آن ابعادِ مالی🍂


        🍂دو چشمم در پی صبح سپید است🍂

        🍂که صبحی نو دمد زیبا و عالی🍂


        "بابک خنشا"
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        مهدی سمیاری

        یک روز می آیی که من دیگر دچارت نیستم ووو از صبر ویرانم ولی چشم انتظارت نیستم ووو یک روز می آیی و من نه عقل دارم نه جنون ووو نه شک به چیزی نه یقین مست و خمارت نیستم ووو شب زنده داری میکنی تا صبح زاری میکنی ووو تو بی قراری میکنی من بی قرارت نیستم ووو پاییز تو سر میرسد قدری زمستانی و بعد ووو گل می دهی نو میشوی من در بهارت نیستم ووو زنگارها را شسته ام دور از کدورتهای دور ووو آیینه ای رو به تو ام اما کنارت نیستم ووو دور دلم دیوار نیست انکار من دشوار نیست ووو اصلا منی در کار نیست امنم حصارت نیستم
        شاهزاده خانوم

        دلت گرفته از این دنیا ااا دلت گرفته برای خودت گاهی
        مهدی سمیاری

        معشوقه ی ما بود دل آرام جهان شد
        شاهزاده خانوم

        توی زنجیر هم نمی خواهم ااا پیش ِ آدم فروش گریه کنیم ااا بغلم کن شقایق غمگین ااا تا که با داریوش گریه کنیم
        یدالله عوضپور آصف

        انقلاب دوچشم تو در راه ست هرکه باشد مخالفش فانی ست اضطراب آورست این جنبش موجهایش بلند و طوفانی ست

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        1