سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

پنجشنبه 14 فروردين 1404
    5 شوال 1446
      Thursday 3 Apr 2025

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        انسان راستگو برجسته ترین اثر خداوند است.الكساندر پوپ

        پنجشنبه ۱۴ فروردين

        تلما

        شعری از

        سیده نسترن طالب زاده

        از دفتر تلما نوع شعر سپید

        ارسال شده در تاریخ چهارشنبه ۱۷ اسفند ۱۴۰۱ ۰۰:۰۰ شماره ثبت ۱۱۸۱۷۹
          بازدید : ۶۸۷۸   |    نظرات : ۰

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه

        با دست کوچکم
        با قلب نازکم
        شفاف و شیشه گون
        من دوست دارم ات،
        .
        .


        اکلیل هوش من
        صیدی دمادمست
        در تور دامنم
        تا روشنای زفت زمان،  ماهیان زر

        ای سرو کوهیم!
        در کاخ بازوان ولرم تو ٫زندگیست
        -من پرنیان سال هزاران خفتنم-

        در چشم گرم تو
        آن باغهای عهد
        لمس عروسکم
        نرمم
        شبیه عشق ،
        طوفان پولکم...

        من در دل کاباره های تازه ی تنت
        من
        در رگ بیزانتیم پرده های عطر
        کنیاکِ زادنم

        با من بخند یگانه ترین شعله ی عطش!

        ابریشمین تنفس فیروزه فام من!

        ای بیشه زار تلخ!
        با بوی ناز و چرم،
        در نبض وحش تو
        آهوی زخمی ام
        .
        ای ابر پرشکوه!
        -چون کودک رُزی
        گرم شکفتنم-

        ای نور آبیم!
        غوغای سرخ سوسن و آویشن منی
        بر اسبهای واله نرماندی سیاه٫
        مرد نجیب زاده ی من!
        تاک روشنی،
        . . .

        پ ن:

        آه
        ادراک زنبق دره ی نارس
        از عشق
        به تلمای دستان تو میرسد ٫تنها
        کلمه به کلمه
        بوسه ی مه میدمد و ُ

        معرکه ی با تو بودنست!



         
        ۱
        اشتراک گذاری این شعر
        ۴۵ شاعر این شعر را خوانده اند

        افسانه پنام تخلص مولد

        ،

        مهتاب ایزدسرشت (مه)

        ،

        سیاوش آزاد

        ،

        محمد اکرمی (خسرو)

        ،

        سید هادی محمدی

        ،

        هواجان جاویدان

        ،

        منیژه قشقایی

        ،

        احسان فلاح رمضانی

        ،

        شاهزاده خانوم

        ،

        طوبی آهنگران

        ،

        عباسعلی استکی(چشمه)

        ،

        سیده نسترن طالب زاده

        ،

        علی نظری سرمازه

        ،

        محمد فاضلی نژاد

        ،

        عارف افشاری (جاوید الف)

        ،

        محمد رضا خوشرو (مریخ)

        ،

        علی شاهی تخلص(محزون)

        ،

        درویش حسین ندری

        ،

        اميرحسين علاميان(اعتراض)

        ،

        رضااشرفی فشی

        ،

        بهاءالدین داودپور تخلص بامداد

        ،

        آذر مهتدی

        ،

        مهدي حسنلو

        ،

        بهروز عسکرزاده

        ،

        مسعود مدهوش

        ،

        روح اله سرداری

        ،

        جواد کاظمی نیک

        ،

        عليرضا حكيم

        ،

        ابوالحسن انصاری (الف رها)

        ،

        اشعار صامد

        ،

        بتول رجائی علیشاهدانی(افاق)

        ،

        رویا خانووم

        ،

        فرشید به گزین

        ،

        حسین شفیعی بيدگلی

        ،

        احمدی زاده(ملحق)

        ،

        ابراهیم کریمی (ایبو)

        ،

        محسن ابراهیمی اصل (غریب)

        ،

        علیرضا حاجی پوری باسمنج راوی عشق

        ،

        الیاس امیرحسنی

        ،

        سارا (س.سکوت)

        ،

        محمد باقر انصاری دزفولی

        ،

        مریم کاسیانی

        ،

        ساسان نجفی

        ،

        محمدرضا صدقی

        ،

        مجتبی احمدی زاده

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        مهدی سمیاری

        یک روز می آیی که من دیگر دچارت نیستم ووو از صبر ویرانم ولی چشم انتظارت نیستم ووو یک روز می آیی و من نه عقل دارم نه جنون ووو نه شک به چیزی نه یقین مست و خمارت نیستم ووو شب زنده داری میکنی تا صبح زاری میکنی ووو تو بی قراری میکنی من بی قرارت نیستم ووو پاییز تو سر میرسد قدری زمستانی و بعد ووو گل می دهی نو میشوی من در بهارت نیستم ووو زنگارها را شسته ام دور از کدورتهای دور ووو آیینه ای رو به تو ام اما کنارت نیستم ووو دور دلم دیوار نیست انکار من دشوار نیست ووو اصلا منی در کار نیست امنم حصارت نیستم
        شاهزاده خانوم

        دلت گرفته از این دنیا ااا دلت گرفته برای خودت گاهی
        مهدی سمیاری

        معشوقه ی ما بود دل آرام جهان شد
        شاهزاده خانوم

        توی زنجیر هم نمی خواهم ااا پیش ِ آدم فروش گریه کنیم ااا بغلم کن شقایق غمگین ااا تا که با داریوش گریه کنیم
        یدالله عوضپور آصف

        انقلاب دوچشم تو در راه ست هرکه باشد مخالفش فانی ست اضطراب آورست این جنبش موجهایش بلند و طوفانی ست

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        1