سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

يکشنبه 23 مرداد 1401
    18 محرم 1444
    • تغيير قبلة مسلمين از بيت المقدس به مكة معظمه، 2 هـ ق
    Sunday 14 Aug 2022

      بیشترین مخاطب

      کانال تلگرام شعرناب

      بنویس تا زنده بمانی ،هر که نوشت پادشاه می شود. فکری احمدی زاده(ملحق)

      يکشنبه ۲۳ مرداد

      من آن پروانه ی

      شعری از

      محمد حسنی

      از دفتر قریبِ قریبِ.. تو نوع شعر شعرناب

      ارسال شده در تاریخ ۱۲ روز پیش شماره ثبت ۱۱۲۱۹۶
        بازدید : ۹۲   |    نظرات : ۲۲

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر محمد حسنی

       
      من، آن پروانه ی فروزانِ قریبِ شمع را دوست دارم
       
      من آن عشقانه ی سوزانِ نجیبِ شمع را دوست دارم
       
       
      اما آن که دیوانه کرده ام
       
      که بارها می کوبم
       
      و باز پروانه می مانم
       
      نوشِ از گل های
       
      گلستان پسِ شعله ست
       
       
      #شعرسروش
      محمدحسنی
      ۹
      اشتراک گذاری این شعر

      نقدها و نظرات
      عباسعلی استکی(چشمه)
      ۱۱ روز پیش
      جالب و زیبا بود خندانک
      محمد حسنی
      محمد حسنی
      ۱۱ روز پیش
      درود استاد استکی عزیز
      سپاس از حضور شما
      مهرتان پا برجا
      در پناه خدا خندانک
      ارسال پاسخ
      محمد حسنی
      محمد حسنی
      ۱۱ روز پیش
      درود بر شما خندانک
      ارسال پاسخ
      روح اله سلیمی ناحیه
      ۱۱ روز پیش
      درود جناب حسنی عزیز
      عالی
      افکارتان سبزو
      قلمتان ماندگار
      🌹🌹🌹🌹
      محمد حسنی
      محمد حسنی
      ۱۱ روز پیش
      درود بر شما جناب سلیمی بزرگوار
      عالی نگاه شماست
      سپاس از شما
      سایه تان مستدام
      در پناه خدا خندانک
      ارسال پاسخ
      سارا رحیمی
      ۱۱ روز پیش
      درود بر شماجناب حسنی
      بسیار زیباست
      اندیشه نابتان سبز خندانک
      محمد حسنی
      محمد حسنی
      ۱۱ روز پیش
      درود بر عزلسرا رحیمی عزیز
      زیبا نگاهید
      سپاس از شما
      زندگی تان خُرَّم
      در پناه خدا
      ارسال پاسخ
      فاطمه بهرامی
      ۱۱ روز پیش
      درود بر شما جناب حسنی
      بسیار زیبا
      موفق باشید
      محمد حسنی
      محمد حسنی
      ۱۱ روز پیش
      درود هایتان بهرامی عزیز
      سپاس از مهر حضورتان
      در پناه خدا خندانک
      ارسال پاسخ
      محمد باقر انصاری دزفولی
      ۱۱ روز پیش
      شاعرواستاد گرامی
      شعربسیارباارزش وزیبایی بود
      شایستهء تحسین بود
      درود بیکران
      خندانک خندانک خندانک
      محمد حسنی
      محمد حسنی
      ۱۱ روز پیش
      استاد انصاری مهربان
      درود هایتان
      با ارزش حضور شماست
      ممنون از لطفتان
      در پناه خدا خندانک
      ارسال پاسخ
      سید محمدرضا لاهیجی
      ۱۱ روز پیش
      عزیز نجیب دوستداشتنی
      محمد جان حسنی

      خوش باد کرشمه شعرت
      محمد حسنی
      محمد حسنی
      ۱۱ روز پیش
      درود استاد لاهیجی عزیز
      حضورتان شُکرِ وجودی ست
      برای شعر ناب
      احساس حضورتان افزون
      سایه تا مستدام
      در پناه خدا خندانک
      ارسال پاسخ
      قربانعلی فتحی  (تختی)
      ۱۱ روز پیش
      درود برشما جناب حسنی

      جالب بود خندانک

      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      محمد حسنی
      محمد حسنی
      ۱۱ روز پیش
      درود استاد فتحی
      سپاس از حضورتان
      در پناه خدا خندانک
      ارسال پاسخ
      فرهاد احمدیان
      ۱۱ روز پیش
      سلام و عرض درود خدمت جناب حسنی شعری کوتاه و زیبا سرودید پاینده باشید
      محمد حسنی
      محمد حسنی
      ۱۱ روز پیش
      سلام و درود جناب احمدیان عزیز
      زیبا بینید
      سپاس از حضور شما
      در پناه خدا خندانک
      ارسال پاسخ
      ابراهیم کریمی (ایبو)
      ۱۱ روز پیش
      آیا پس شعله چیست که چنان نوشی می دهد بی نیش
      آه یادم رفت سلام
      خندانک خندانک خندانک
      محمد حسنی
      محمد حسنی
      ۱۱ روز پیش
      درود جناب ابراهیمی
      این موضوع بر می گردد به گذشته زمان کودکی
      آن روز ها هر شب برق می رفت و مادرم آن چراغ
      نفتی که به آن لامپا می گفتم را روشن می کرد
      پس از این کار پروانه های زیادی دور آن جمع می شدند
      البته فکر کنم شب پره بودند
      در هر شورت حس و شکل زیبایی به خود می گرفت
      هر شب خوابم می برد و به مادر می سپردم
      بعد قعطی برق من را بیدار کن پروانه ها را ببینم
      از آن زمان در ذهنم بود که این پروانه برای چه خود را
      به شیشه داغ چراغ می کوبد و می سوزند
      تا اینکه این روز به این شعر تشبیه شد
      نمیدانم قبل تر این موضوع را به کار گرفته
      چون زیاد شعر نمی خوانم
      البته حکایت شمع و پروانه را می دانستم
      و فکر می کنم با شمایل زیباتر از این هم می توان
      عشق شمع و پروانه را به تصویر کشید

      سپاس از حضور تان
      در پناه خدا خندانک
      ارسال پاسخ
      تکتم حسین زاده
      ۱۱ روز پیش
      درود بر شما
      زیبا بود
      ⚘⚘
      محمد حسنی
      محمد حسنی
      ۱۰ روز پیش
      درودتان
      سپاس هایتان
      دل تان شاد یاد خدا
      در پناه خدا خندانک
      ارسال پاسخ
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


      ارسال پیام خصوصی

      نقد و آموزش

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

      حمایت از شعرناب

      شعرناب

      با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0