سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

پنجشنبه 14 فروردين 1404
    5 شوال 1446
      Thursday 3 Apr 2025

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        انسان راستگو برجسته ترین اثر خداوند است.الكساندر پوپ

        پنجشنبه ۱۴ فروردين

        سواد

        شعری از

        علی ناب

        از دفتر . نوع شعر قطعه

        ارسال شده در تاریخ پنجشنبه ۲۶ خرداد ۱۴۰۱ ۱۰:۲۷ شماره ثبت ۱۱۰۹۳۵
          بازدید : ۱۷۵   |    نظرات : ۸

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر علی ناب

        سوادم گمشده یاران 
        همین دیروز زیر باران 
        نمیدونم کجا رفته 
        که تا حالا بر نگشته 
        حتما نم کشیده الان 
        چون من الان شدم حیران 
        همه چیز رفته از یادم 
        الان غمگینم یا شادم 
        فکر میکنم الان شادم 
        چون سواد رفته از یادم 
        سوادم رفت زیر باران 
        شده قاطی نم داران
        عزیزان و رفیقانم 
        من جزو بی سوادانم 
        پیش کس نگویید من بی سوادم 
        میخوام برم بگم من یک استادم 
        چند وقت بعدميرم جزو وزرا 
        تلافی میکنم کار شمارا 
        همان بهتر سوادم نم کشیده
        وزیرم کسی‌ از من نپرسیده
        الکی خودنویس میگیرم دستم 
        همه ببینند چون وزیر نشستم 
        چی بود آن چند کلاس سواد بیخود 
        خوراکمان شده بود فقط نخود 
        حالا خوراک مان پیتزا با قارچه 
        پپرونی مانده به توی تاقچه 
        فکر نکنم کسی خاویار دیده 
        ما میزنیم تورگ تازه رسیده 
        قربونت برم بیسوادی چه خوبی 
        ندانم از شمال یا از جنوبی 
        همان بهتر سوادم خیس خیس شد 
        شدم وزیر تو دستم خودنویس شد 
        چه عشقی داره والا بی سوادی 
        شب‌ و روز درس میخوندیم چه زیادی 
        حالا که بیسوادی عرش اعلاست 
        دلم یه کم کوکا با(کانادا )خواست 
        فدای روی ماهت بیسوادی 
        ما را از بیچارگی نجات دادی 
         
        علی ناب  اراک 
         
         
         
         
         
         
         
         
         
         
         
         
         
         
         
         
         
        ۱
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        شنبه ۲۸ خرداد ۱۴۰۱ ۱۷:۳۸
        درود بزرگوار
        بسیار زیبا و مبین مشکلات جامعه بود خندانک
        علی ناب
        علی ناب
        چهارشنبه ۱ تير ۱۴۰۱ ۱۵:۱۱
        با سلام و درود ممنونم زنده‌ باشید
        ارسال پاسخ
        طاهره حسین زاده (کوهواره)
        يکشنبه ۲۹ خرداد ۱۴۰۱ ۱۷:۰۵

        سلام برادر بزرگوار

        زیبا سرودید رئالی تلخ که کشور را دچار مصیبات جبران ناپذیر کرده است .

        سوادِ عملی ندارند برخی از اکثر مسئولان مملکتی بلکه مدرکی اخذ نموده اند جهت ارتقای شغلی و پُستی و امثالهم

        سلامت باشید و شاد
        علی ناب
        علی ناب
        چهارشنبه ۱ تير ۱۴۰۱ ۱۵:۰۸
        با سلام ودرود ممنونم زنده باشید
        ارسال پاسخ
        محمد باقر انصاری دزفولی
        شنبه ۲۸ خرداد ۱۴۰۱ ۱۸:۱۹
        درود بر اندیشه ناب شما
        شاعر وهنرمند ارجمند
        همواره تابان
        جوشان وخروشان باشید
        خندانک خندانک خندانک
        علی ناب
        علی ناب
        چهارشنبه ۱ تير ۱۴۰۱ ۱۵:۱۰
        با سلام و درود ممنونم زنده باشید
        ارسال پاسخ
        شنبه ۲۸ خرداد ۱۴۰۱ ۱۸:۲۱
        خیلی بامزه و ظریف انتقاد کردی خندانک خندانک
        از سادگی بیان هم خوشمان آمد خندانک خندانک

        در پناه حق خندانک
        علی ناب
        علی ناب
        چهارشنبه ۱ تير ۱۴۰۱ ۱۵:۰۹
        باسلام و درود ممنونم زنده‌ باشيد
        ارسال پاسخ
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        یدالله عوضپور آصف

        باز با درد تو می خوابم و برمی خیزم در همه حال به دامان تو می آویزم
        غلامرضا مهدوی (مهدوی)

        مرغ دل در قفس سینه من می نالد ااا بلبل ساز ترا دیده هم آواز امشب
        نازنین راضی

        از خودم از زندگی از رنج هایم خسته ام ااا باز اما دل به این دنیای فانی بسته ام
        غلامرضا مهدوی (مهدوی)

        ما ره به کوی عافیت دانیم و منزلگاه انس ااا ای در تکاپوی طلب گم کرده ره با ما بیا
        مهدی سمیاری

        یک روز می آیی که من دیگر دچارت نیستم ووو از صبر ویرانم ولی چشم انتظارت نیستم ووو یک روز می آیی و من نه عقل دارم نه جنون ووو نه شک به چیزی نه یقین مست و خمارت نیستم ووو شب زنده داری میکنی تا صبح زاری میکنی ووو تو بی قراری میکنی من بی قرارت نیستم ووو پاییز تو سر میرسد قدری زمستانی و بعد ووو گل می دهی نو میشوی من در بهارت نیستم ووو زنگارها را شسته ام دور از کدورتهای دور ووو آیینه ای رو به تو ام اما کنارت نیستم ووو دور دلم دیوار نیست انکار من دشوار نیست ووو اصلا منی در کار نیست امنم حصارت نیستم

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        1