سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

يکشنبه 17 فروردين 1404
    8 شوال 1446
      Sunday 6 Apr 2025

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        زنان به خوبی مردان می توانند اسرار را حفظ كنند، ولی به یكدیگر می گویند تا در حفظ آن شریك باشند. داستایوسکی

        يکشنبه ۱۷ فروردين

        زخم های بی آشیان

        شعری از

        سیده نسترن طالب زاده

        از دفتر "مرواریدهای باروک" نوع شعر سپید

        ارسال شده در تاریخ چهارشنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۱ ۱۳:۰۴ شماره ثبت ۱۱۰۵۵۶
          بازدید : ۲۲۱۵   |    نظرات : ۰

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه

        لبهایت
        مثل کشتی های شکر
        در بوسه ی آبی فنجان حل میشود..
        جهانم می چرخد
        تا معبر رزهای مینیاتوری ،
        تا سوزش الکل ،
        -با تور و پولک و شکلات سرخ -
        جهان می چرخد و تهوع آغاز میشود
        .
        .
        .
        با تو
        همیشه عطر و خون به هم میپیچد
        و پنجه ی مریم،
        درست در نهایت عشق
        در گل مینشیند
        می ایستم،
        درخت اوگلی به راه می افتد
        در شکارگاه خسته ات
        -کافه های پاریس تاول زده اند-
        میدانستی
        نفست ، نیمروز تابستانست،
        گرم و شرجی ..؟!
        در رگهای راکد صبح
        بوی قهوه جاریست ،
        باد در موهایم میپیچد
        کراواتت، نه ماهه میشود...
        .
        .
        با من بخند
        بیرون بزن!
        مثل گراوری خسته
        از دستهای رامبرند...
        از شعله های لیتیم
        از پیراهن صورتیم ،
        کتاب های نیمه تمامم
        تو
        شمع ها را خاموش میکنی،
        گرگی درون آینه بیتوته میکند ..
        شب می آید
        ملول و ارزان
        از ان سر آبادی .. در مه
        قرص ماه را در روزنامه ی فردا حل میکند ..
        زنجیر دور گردنت،
        انگشتهای رنگ پریده ام ،
        و اسبهای پشت پنجره،
        - طلایی و سردند-
        به زوزه های خاطره میچسبم
        پروانه خانه روشن میشود
        میدانی؟!
        عطر تو گرم است، مهربان
        الفبای زندگی، گرمست
        عزلت پرنده گرمست
        شراب جنگ ،نیز
        .
        .
        .
        زخم های بی آشیان، اما
        اندوهوار
        در دهان یخزده ی نقشه ، تکثیر میشوند ...
        2020
        ۸
        اشتراک گذاری این شعر

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        2