سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

دوشنبه 26 ارديبهشت 1401
    16 شوال 1443
      Monday 16 May 2022

        بیشترین مخاطب

        کانال تلگرام شعرناب

        بنویسید تا زنده بمانید،هرکه نوشت پادشاه میشود.احمدی زاده (ملحق)

        دوشنبه ۲۶ ارديبهشت

        درد فقر

        شعری از

        علیرضا محمودی

        از دفتر شعرناب نوع شعر غزل

        ارسال شده در تاریخ شنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۰ ۱۲:۴۸ شماره ثبت ۱۰۷۶۴۸
          بازدید : ۱۴۲   |    نظرات : ۱۳

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر علیرضا محمودی

        عاقبت این درد سوزاند مرا
        درد فقر مردمان بینوا
        درد مردی در میان کوچه ها
        دختری کوچک کنار بوته ها
        مرد کاغذ پاره ها را جمع کرد
        ساخت کوهی در غروب روز سرد
        با لباس کهنه و مویی بلند
        پاره کفشی داشت با رویی نژند
        بار خود بگذاشت بر روی موتور
        آن موتور بود از برایش چون شتر
        بار او کاغذ ، کتاب کهنه بود
        دخترک آبی نخورده، تشنه بود
        دخترک بنشسته بر روی زمین
        گرد و خاکی داشت بر روی جبین
        چند متری آن طرف‌تر مسجدیست
        آن رکوع و سجده ها از بهر چیست؟
        کاش میشد مومنین بعد از نماز
        بعد فارغ گشتن از راز و نیاز
        چاره میکردند کار مرد را
        تا نبیند جامعه این درد را
        جای این دختر نباشد بر زمین
        ای دریغ از مردم این سرزمین
        باید او در خانه پیش مادرش
        باشد و بازی کند با خواهرش
        تا که وضع دخترک باشد همین
        این عبادتها بماند بر زمین
        ۷
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        سه شنبه ۳ اسفند ۱۴۰۰ ۱۶:۳۱
        درود بزرگوار
        به شعر ناب خوش آمدید
        سروده بسیار زیبا و شورانگیز بود
        مبین مشکلات جامعه
        دستمریزاد خندانک
        محمد علی رضاپور
        يکشنبه ۱ اسفند ۱۴۰۰ ۰۷:۰۲
        سلام و درود
        بزرگوار!

        دعوتید به کارگاه شعر اجتماعی(در راه پیشرفت ایران)
        لطفاً به قسمت مطالب نشر شده در بالای سایت نگاه بیاندازید!
        (کارگاه شعر اجتماعی- در راه پیشرفت ایران)
        با عکس آفتاب و کوه و گل

        سپاس
        زلیخا رامیار،امید سحر
        يکشنبه ۱ اسفند ۱۴۰۰ ۰۹:۰۳
        درود بر شما استاد ارجمند
        ای دریغ از مردم این سرزمین
        حمیدرضا محمودی (ناجی)
        يکشنبه ۱ اسفند ۱۴۰۰ ۱۹:۴۴
        بسیار عالی بود خندانک خندانک
        درود بر شما

        تا که وضع دخترک باشد همین
        این عبادتها بماند بر زمین خندانک
        قربانعلی فتحی  (تختی)
        دوشنبه ۲ اسفند ۱۴۰۰ ۱۸:۵۳
        درود برشما

        بسیار عالی خندانک
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        احسان کریمیان علی آبادی
        سه شنبه ۳ اسفند ۱۴۰۰ ۰۸:۳۱
        درود بیکران
        بسیار زیبا و غمگین و بجا سروده ای بود
        احسنت
        شاد و پیروز و سلامت باشید بزرگوار
        خندانک خندانک خندانک
        حمید غرب
        سه شنبه ۳ اسفند ۱۴۰۰ ۱۰:۵۶
        درود جناب محمودی عزیز

        نگاهتان به معضلات اجتماعی را می ستایم و توفیقتان را در سرودن های این چنینی آرزو مندم

        سرتان سلامت و دلتان شاد
        خندانک خندانک خندانک
        مهرداد عزیزیان  بی تخلص
        سه شنبه ۳ اسفند ۱۴۰۰ ۱۲:۴۷
        درود
        مثنوی بسیار زیبایی بود
        بهره بردم 👏👏🌺🌺
        ژکا گرجاسی
        سه شنبه ۳ اسفند ۱۴۰۰ ۱۲:۵۴
        درود بر شما
        مثنوی دغدغه مندی بود
        بنده به شخصه بیت آخر را بسیار پسندیدم
        بمانید به مهر و بسرایید از شادی ها و عشق
        خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک
        خندانک
        مجیدنیکی سبکبار
        سه شنبه ۳ اسفند ۱۴۰۰ ۲۱:۱۴
        سلام، جناب علیرضا محمودی، زیبا، پراحساس و تصویر گرانه سروده اید. آفرین بر شما.
        خندانک خندانک خندانک
        امیر وحدتی        یگانه
        چهارشنبه ۴ اسفند ۱۴۰۰ ۲۱:۵۵
        عرض سلام و ادب جناب محمودی دغدغه ای اجتماعی را به نیکی
        به تصویر کشیده اید.
        دستمریزاد.
        بریده ای از مثنوی موسی و شبان
        تقدیمتان:
        گر لباسم زشت می باشد دلم آئینه است
        از هجوم سنگ بی عدلی چنین پر کینه است
        کاش باشی یک شبی همراه من مهمان ما
        تا ببینی وقت شامی سفره بی نان ما
        می شود گاهی دل بشکسته من وسوسه
        کاش بودم مثل همسالان خود در مدرسه
        ...
        خندانک خندانک
        علیرضا محمودی
        علیرضا محمودی
        چهارشنبه ۴ اسفند ۱۴۰۰ ۲۲:۵۳
        سلام. ممنون از اظهار لطف جنابعالی ، امیدوارم موفق باشید.
        ارسال پاسخ
        علیرضا محمودی
        علیرضا محمودی
        يکشنبه ۸ اسفند ۱۴۰۰ ۱۳:۴۸
        سپاس فراوان. موفق باشید
        ارسال پاسخ
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0