سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

يکشنبه 3 بهمن 1400
    20 جمادى الثانية 1443
    • ولادت حضرت فاطمة زهرا سلام الله عليها، هشتم قبل از هجرت، روز زن
    Sunday 23 Jan 2022

      بیشترین مخاطب

      کانال تلگرام شعرناب

      بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی.احمدی زاده (ملحق)

      يکشنبه ۳ بهمن

      سال ِبرف

      شعری از

      سیده نسترن طالب زاده

      از دفتر عطر بنفش( نیمایی) نوع شعر نیمائی

      ارسال شده در تاریخ حدود ۱ ماه پیش شماره ثبت ۱۰۵۹۳۲
        بازدید : ۲۸۲۱   |    نظرات : ۰

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه

      در آن عصر خاکسترین جمود
      تب کولیان دلم، در تو بود ..
      و من هفترنگ غزلخوان برف..
      تو بی پرده، در تار میریختی
      تن گرم آتشفشانی سترگ
      و میخانه ی  چشمهای تو را
      چه آرام، لبخند تلخم ستود
      .
      .
      .

      و ما
      شعله گاه لبانی که نیست...

      ٭٭٭


      آفتاب  از  نفس سرخ تله ،روییده
      آسمان بار غمش را به مه اندودی ده میبخشد
      و سیه گیسوی آشفته ی دریا، مواج
      بر فلق پیچیده..
      در تن جنگل راش
      از تمنای سراپرده ی طوفان آهنگ
      و میان من و انگاره ی خورشید و سرودن ها، جنگ
      بر لبم
       نغمه ی آرامش  برفیست سپید
      در دلم، صدها رنگ
      . پشت پرچین ستیهنده ی باغ
      قله سرخ تله، آرامست
      بکر و غمگین و قشنگ..

      ٭٭٭
      ازین چشمان شهلایی بی تردید میپرسم
      دروغ عشق را هر دم
      چو احساسی دگر شاید به اشکی خسته می آید
      که سر ریزد غمی جاوید
      به شبها آرزوی قطره ای رویا
      باز میخوانم
      بند را از گیسوان خسته ی مهتاب بگشایید ..
      که افسوسی دگر
      تا انحنای گونه میرقصد
      در افولی سرد
      بی امان ، تا صبحدم
      تا پویش خورشید
      ٭٭٭



      پیچید در دوام جهان، قیل و قال برف
      -ای یاغی شبروُ-
      آمیخت در شکوه دلم
      ارغوان عشق،،
      رنج کال برف
      با من ببار ، جوهر آفاق هست و نیست
      من راوی سرایه ی میگون ابرهام ..
      آرام در ،تحاشی نوشین آفتاب
      غمناک تر ، شعله کشان ، نقره بال برف
      آه اریب ، تور سپیدیست بر جهان
      با سرفه های بشارت حوای نحس-جان
      چون برزخان خافی فردا
      شکفته است ،
      -خونین و پا به ماه-
      آهوی آسمان...
      در ازدحام آتش کانون روزهاست
      سال ،
      سالِ برف..



       
      ۷
      اشتراک گذاری این شعر

      نقد و آموزش

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

      حمایت از شعرناب

      شعرناب

      با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0