سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

پنجشنبه 7 بهمن 1400
    24 جمادى الثانية 1443
      Thursday 27 Jan 2022

        بیشترین مخاطب

        کانال تلگرام شعرناب

        بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی.احمدی زاده (ملحق)

        پنجشنبه ۷ بهمن

        99/9/9

        شعری از

        لیلا گمار (مأنوس شده با قلم)

        از دفتر شعرناب نوع شعر دلنوشته

        ارسال شده در تاریخ سه شنبه ۹ آذر ۱۴۰۰ ۰۲:۲۲ شماره ثبت ۱۰۵۲۱۹
          بازدید : ۲۱۰   |    نظرات : ۲۳

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر لیلا گمار (مأنوس شده با قلم)
        آخرین اشعار ناب لیلا گمار (مأنوس شده با قلم)

                       به نام خداوند بخشاینده ی مهربان

         9/9 /99 رندترین تاریخی بود که تو می توانستی در آن به دنیا بیایی
        و این یعنی پذیرش خاص بودن
        آنگاه که خداوند بخواهد نظرِ لطف به کسی ارزانی دارد ابتدا مقدماتش را فراهم می آورد
        و مقدمات توجهات خداوند به تو آن زمان بود که خداوند متعال مقدر کرد که زمین از نسل ما خالی نماند و این خود معنایِ تکامل یافته ی برکت است و در ادامه، خداوند در لوح خود تاریخ تولد تو را که رندترین تاریخی بود که میشد رنگ خاص بودنش را جلوه دهد مکتوب کرد
        آری دلبندم ، تو را ،آمدنت را، مهربانی حضورت را، عطر بودنت را ،زیبایی معصومانه ات را ،همه و همه را خداوند در پرنیانِ حریر پیچانده بود تا در چنین لحظه ای به ما ارزانی دارد تا حجت بر پدر و مادرت تمام کند و اینگونه متذکر شود که هرکس از خدا بخواهد و فقط از خودِ خودِ خدا بخواهد ، خداوند بهترین را نصیبش می کند تا شکرِ همیشگیِ نعمت را کمترین حمد و ثنای قدردانی از محبت خداوند بداند.
        بارخدایا بخاطر بخشیدن ریحانه ی عزیز به جمعمان بسیار از تو سپاسگذاریم.
        عموجان تولد گل دخترِ زیباروی نازنینت را تبریک می گویم و برایت از خداوند تنی سالم و دلی خوش طلب می کنم تا در مقام یک پدر بتوانی به بهترین شکل ممکن به این نعمت بهشتی ات رسیدگی کنی و او را آنگونه که لایقش هست به ثمر برسانی.
        و نیز برای ریحانه ی شیرینم همواره لبی خندان برگرفته از سلامتی و نشاط آرزومندم.
                      آمین یا رب العالمین
         
        ۷
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        چهارشنبه ۱۰ آذر ۱۴۰۰ ۱۹:۴۶
        درود بانو خندانک
        لیلا گمار (مأنوس شده با قلم)
        لیلا گمار (مأنوس شده با قلم)
        پنجشنبه ۱۱ آذر ۱۴۰۰ ۲۰:۵۷
        درودها به استاد بزرگوارم جناب استکی ارجمند که همواره حضورشان در این صفحه به ما دلگرمی می دهد خندانک
        با سپاس بیکران از حضورتان و نیز شاخه گل زیبایتان خندانک
        شاد باشید و تندرست خندانک
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        امين آزادبخت
        چهارشنبه ۱۰ آذر ۱۴۰۰ ۰۷:۵۸
        به نام خدا.
        با سلام.
        عموما از مهم ترین سؤالاتى که هر کس از خود مى کند، این است که: ما براى چه آفریده شده ایم؟ و «هدف آفرینش انسان ها و آمدن به این جهان چیست»؟

        مى فرماید: من جن و انس را نیافریدم، جز براى این که عبادتم کنند( وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاّ لِیَعْبُدُونِ)
        و هرگز از آنها نمى خواهم که به من روزى دهند، و هیچ گاه نمى خواهم مرا اطعام کنند (ما أُرِیدُ مِنْهُمْ مِنْ رِزْق وَ ما أُرِیدُ أَنْ یُطْعِمُونِ)
        خداوند است که به تمام بندگانش روزى مى دهد، و صاحب قوت و قدرت است)إِنَّ اللّهَ هُوَ الرَّزّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِینُ( .
        از بعد ادبی هم ما مناجات نامه خواجه عبدالله انصاری را داریم.
        (برگرفته از اینترنت):استاد رمضانی
        خواجه عبدالله انصاری، میفرماید شُکر بر سه وجه هست(خواجه طوسی هم همین فرمایش را داشت؛ شکر عام، خاص، اخص)
        درجه ی اول‌؛ «الشکر علی المهاب» یعنی شکر بر امور خوشایند‌ اموری که محبوب همه هست؛ نعمت است، ثروت، سلامتی، امتیازاتی که شخص در زندگی از آنها بهره مند می‌شود‌.
        که این چیزی نیست که مخصوص مسلمین باشد، تمام عقلای عالم، مسلمان، مسیحی و یهودی… همه در این مشترک هستند؛ چون چیزی نیست که خیلی فهمش نیازمند به معونه باشد…خدای تبارک و تعالی، این نعمت‌ها را که افاضه می‌کند و برخوردار می‌کند، باید در مسیر آنچه که رضای او تعلق گرفته مصرف بشود تا اینکه انسان به کمال برسد‌؛ این را همه گفته اند‌؛
        و بعد از این مطلب، خواجه انصاری مطلبی را می‌آورد که خیلی ملفت نظر است؛ میفرماید این را شکر می‌نامیم، این از باب سعه ی بِّر خداست که آمده این را شکر شمرده… وقتی خودت تو فیق و قدرت این را می‌دهی که شخص شاکر بوده باشد؛ فهمش را می‌دهی؛ امکانات شکرگزاری را در اختیارش قرار می‌دهی… این بر اساس مسامحه و سعه رحمت الهی و بر خداست که اسمش را شکر گذاشته.
        شُکر یک چیزی است که طرف باید از جیبش بگذارد، از خودش مایه بگذارد، مثلا وقتی جنابعالی یک لطفی میکنی و امتیازی را واگذار میکنی، من از خودم مایه می‌گذارم و یک کادو برای شما می‌آورم و یک کرنشی مقابل شما انجام می‌دهم که این مال من است که در اختیار شما قرار می‌گیرد… شکر واقعی این است که شخص شاکر از خودش مایه بگذارد، نسبت به لطفی که به او شده،‌آیا برابر خداوند می‌شود گفت که نسبت به او شاکریم؟! به معنی واقعی کلمه؟! قطعا نه… چون ما چیزی را از خود نداریم که به او هدیه کنیم و به او تقدیم کنیم… هرچه تقدیم کنیم از خود اوست که به او برمی‌گردد، با علم و فهم و شعوری که او داده… با اعضا و جوارحی که او داده، هر اعمالی که انجام می‌شود. پس چیزی به عنوان شکر واقعی مطرح نیست‌معنا ندارد… و این که خدا، این را شکر نامیده از سعه صدر باری است.
        فرموده : «لئن شکرتم لازیدنکم»
        وعده ی زیاده داده… خب این باز یک نعمت و فضلی هست که وعده ی زیاده داده… که ظاهر این یعنی بر نعمتهای شما می افزاییم؛ (آنچه براساس مسامحه برداشته می‌شود) اما وقتی دقت می‌شود، «شما را زیاد میکنم» شما سعه ی وجودی پیدا می‌کنید!.. شما اوج میگیرید!.. شما با شکران نعمت بزرگ میشوید!.. همانطوری که با کفران نعمت حقیر میشوید، پست میشوید، از گردونه ی تکامل حذف میشوید، با شکران نعمت بزرگ میشوید… صریح این فرمایش این است؛ گرچه در تبیین این فرمایش گفته شده که نعمتهای تان را زیاد میکنیم‌؛ اما صریح این است که شما را زیاد میکنیم، خودتان را… که این هم براساس رحمت الهی است؛ عظمت ملکوتی، نه عظمت مُلْکی
        علماًو عملاً انسان توسعه پیدا می‌کند.
        همان فرمایش امام صادق علیه السلام: هرکس که برای خدا علم را فراگیرد و برای خدا علم را به کار ببندد و برای خدا تعلیم دهد به دیگران، در ملکوت آسمانها بزرگ خوانده می‌شود؛ این یک حرف شعارگونه نیست که مثلا بگویند فلانی خیلی آدم مهمی است که… (تجلیل هایی که صورت میگرد، صوری هست) بزرگ خواندن یک امر اعتباری است؛ اما امام صادق مکه میفرماید، یعنی رشد ملکوتی پیدا می‌کند که او را عظیم می‌خوانند.
        این زیادت انسان است، درحقیقت
        الشکر علی المکاره
        شکر بر اموری که مکروهند؛ ناخوشایند اند، مرض، فقر …(ناخواسته(
        گاهی اوقات انسان هرچه تلاش می‌کند، نمی‌شود… اسباب جور نمی‌شود… توافق اسباب صورت نمی‌گیرد… مانه خدای تبارک و تعالی این طور مصلحت میلیند(علیرغم تلاش طرف(
        در روایات هست که، بعضی از بندگان مرا اصلاح نمی‌کند الا فقر؛ به خاطر این فقر را به آنها حواله می‌کنم‌ و برخی از بندگان مرا اصلاح نمی‌کند مگر مرض؛ با فقر و مرض و مصیبتها او را بالا می‌بریم و اصلاحش میکنیم. یعنی طرف علیرغم تلاش که داره مع ذلک کل نمیشه…
        در اینگونه امور شکر بر مکاره… درجه دوم شکر است؛ که این از هرکس ساخته نیست‌ معمولا در برابر امور مکروه، عجز و ناله و آه و شکوه و شکایت است؛ حالا کسانی که در رتبه بالاتر قرار دارند، فوقش اینست که صبر می‌کنند؛ صبوراند و صبور در برابر شکور است که گفتیم اما از دید خواجه صبر خودش از مصادیق شکر است.
        و خواجه در ادامه میفرماید کسی که بر مکاره صبر می‌کند دوحالت دارد، حالت اول این است که برای او فرقی نمی‌کند بین فقر و غنا بین صحت و مرض، بین بلا و مصیبت و نعمت؛ فرقی نمی‌کند؛ غم و شادی بر عارف چه تفاوت دارد…
        حالت دوم اینست که نه بین اینها فرق می‌گذارد؛ جناب شیخ الرئیس در مقامات العارفین مینویسد: گاهی بر عارف یک حالتی غلبه می‌کند که برای او فرقی نمی‌کند جلوی او تفاله ی گل بگذارند یا گلاب ‌… البته گاهی متوجه این حالت می‌شود و فرق می‌گذارد، در آنجا جناب شیخ الرئیس فرمایشات بسیار متینی آورده، رحمة الله علیه
        اگر برایش فرقی نمی‌کند، این در مقام تسلیم است؛ در مقام رضاست؛ این نوع شکر برای او رضاست.
        و اگر بین این دو فرق گذارد، این کظم غیض است و کظم شکواست.
        همان فرمایشی که از قول امام باقر علیه السلام، برابر جناب جابر، حضرت فرمود: که ما در حالتی هستیم که برای ما فرقی نمی‌کند، اگر برای ما فقر را مقدر کرده باشد، ما فقر را دوست داریم؛ اگر غنا را مقدر کرده باشد، غنا را، و اگر مرض را، مرض را، اگر صحت، صحت را؛ اگر ذلت، ذلت را… فرقی نمی‌کند…) ما همچون گوی و اگ همچون چوگان…. هرچه او گوید)
        حافظ هم خیلی زیبا میفرماید که :
        در دایره قسمت ما نقطه پرگاریم
        حسن آنچه تو اندیشی حکم آنچه تو فرمایی
        کسی که برای او این حالات، مساوی است، شکر در مورد او، اظهار رضا می‌شود.
        و آن کسی که بین این دوگونه حال (مکروه و محبوب) تمیز قائل می‌شود، اگر صبور بوده باشد و اگر شکور بوده باشد، صبر او شکر بشود و شکر او صبر بشود، کظم الغیض است‌ در حقیقت با صبری که انجام می‌دهد، شکر خود در برابر ناراحتی ها فرو می‌نشاند. شکایت و شکوا را با این شکر، از زندگی خود حذف می‌کند.
        و در ادامه خواجه می‌آورد که، شکر برابر مکاره، خودش نوعی مودب بودن است‌؛ رعایت ادب کردن است برابر تقدیرات الهی؛ حتی در اینگونه موارد بگوید: الحمدالله علی کل حال
        در روایت هست که اگر در نعمت هستیم، بگوید الحمدالله علی کل نعمته؛ اگر در حالتی هستید که بر شما مکروهی پیش آمده بگویید: الحمدالله علی کل حال
        در هر حالتی، شکر خدای را
        این خودش نوعی مراعات ادب است. و در این مسیر عالمانه قدم برداشتن است؛ یعنی اینجور نیست که دنیا همه ش باب میل من باشد‌ بالاخره عزا هست، جشن و سرور هم هست، فقر هست، غناهم هست، دنیاست… از دنیا چه توقعی دارید شما؟!! اگر انسان دنیا را بشناسد، عالِم به حقیقت دنیا باشد، هیچ وقت توقع ندارد که خوش بگذرند و در نعمت باشد…
        نخیر! شاهان که شاه بودند، آنها هم و غم و ناراحتی و استرسهایشان خیلی بیشتر بوده است، مصیبت و گرفتار یشان بیشتر بوده… کسانی که در راس قدرت اند، شما خیال نکنید که راحت اند… راحت نیستند، خیلی غم و غصه و گرفتاری؛ حتی همانهایی که علی ماینبغی رفتار نمی‌کنند، همان‌ها هم همین اند، راحت نیستند….
        عالمانه اگر انسان به زندگی دنیا نگاه کنیم، در برابر همین مکروهات هم باید شاکر باشد، اینها هم نعمتی هست… اسمش را نقمت می‌گذارند، دربرابر امور خوشایند است، وگرنه همان نعمت است.
        عاشقم بر لطف و برقهرش به جد
        بین عجب من عاشق این هردو ضد
        کسی که می‌فهمد و نبض قبض و بسط عالم را در دست دارد، میفهمد قابض و باسط در کل نظام هستی در کارند. همانطور که در بهار و بر صدای بلبل شکر می‌کند، وقتی هم که پاییز می‌شود، قارقار کلاغ هم بر روی درخت عریان یک جور خاصی، اون را هم ستایش می‌کند، رویش گل و گیاه و به ثمر رسیدن موجب حمد خداست، و باید گفت الحمدالله و بر گریزان و پاییز هم نعمت خداست و باید گفت الحمدالله
        کسی که قبض و بسط عالم را اینطور متوجه می‌شود، هم موقع تولد جشن میگرد، هم موقع رفتن، مجلس ختم او، مجلس فتح است،نه مجلس ختم. گشایشی صورت گرفته.
        این جان عاریت که به حافظ سپرده دوست
        روزی رخش ببینم و تسلیم وی کنم
        در زیر شمشیر تقدیر الهی رقص کنان می‌روند، انسان های فهیم… انسان های عالِم…
        لذا میفرماید(خواجه عبدالله انصاری) بر مکاره، شکر کردن هم، سلوک و مسلک العلم است.
        و در ادامه دارد: واین شاکر که شاکر بر مکاره است، اول کسی است که خدای تبارک و تعالی او را به بهشت سعادت دعوت می‌کند. و بعد شاکر بر مهاب را
        اگر بناست هردو به بهشت سعادت بروند، هم شاکر علی مکاره و هم شاکر المهاب، اونی که حق تقدم دارد بر دیگری، شاکر علی مکاره است.
        شکر درجه سوم؛ درجه برتر و بالاتر اینست که شاکر اصلا چیزی نمی‌بیند جز مُنعِم
        حتی نعمت را هم نمیبیند‌حتی شدت و نقمت را هم نمی‌بیند؛ محو اوست!.. از خود هم بی خبر است… شبیه به ملائکه مهیِّم؛ فرشتگان مهیم کسانی هستند که ملتفت خود نیستند، در همان اند و بهشان زده… فقط و فقط خدا می‌بینند و بس!
        در روایت هست که این فرشتگان خبر ندارند که خداوند عالمی آفریده، آدمی آفریده… فرستاده به زمین و شده خلیفه الله؛ یک عده ای عبادت می‌کنند و یک عده ای عصیان…. نمی‌دانند چه خبره… چون محو آن سویند…
        درست مثل کسانی که در همین نشئه در حال نماز که هستند، به معبود آنقدر توجهشان قوی هست که از هر چه که در اطراف آنها دارد غافل می‌کند، مثل حالتی که امام امیرالمؤمنین علیه السلام پیدا می‌کردند در حال نماز و تیر را در نماز از پای او درمی‌آورند و متوجه نمیشد؛
        مراتب پایین تر برای بندگان صالح خدا پیش می‌آید که اصلا متوجه نمی‌شوند؛
        ور شرح حال مقام معظم رهبری خوانده اید، در ایامی که ایشان در سیستان و بلوچستان به سر می‌برد، تبعیدی بود، در زمان طاغوت، در خاطرات نقل کرده اند که ایشان نماز را به جماعت خواندند و عده ای به ایشان اقتدا کردند، و ایشان از نماز که فارغ شد، افرادی که به ایشان اقتدا کرده بودند، شروع کردند به خندیدن و ایشان برگشت و از خنده ی آنها تعجب کرد و که چرا می‌خندید؟!! آنها گفتند که متوجه نشدید؟!
        ایشان فرمود چه را؟
        گفتند: بزغاله آمد موقع نماز، سجاده را برداشت رفت…
        ایشان گفت : عجب! من که متوجه نشدم…
        تمرکز و توجه طوری هست که توجه به امور دیگر و مادون ندارد…
        برای کسانی که این تجربه ها را ندارند، افسانه هست، اما هست…
        شکر درجه سه این هست که فقط منعم میبیند و بس!
        حالا نعمت، منعم الیه… اینها اصلا نه! خب وقتی که اینطوری باشد خب شکر اصلا معنا پیدا نمی‌کند.
        شرح کتاب اوصاف الاشراف خواجه نصیر الدین طوسی /جلسه ۵۲

        با سپاسمندی خندانک خندانک خندانک
        سیاوش آزاد
        سیاوش آزاد
        چهارشنبه ۱۰ آذر ۱۴۰۰ ۰۸:۵۰
        سلام با تشکر از مطالب عمیقی که بیان نمودید
        ارسال پاسخ
        لیلا گمار (مأنوس شده با قلم)
        لیلا گمار (مأنوس شده با قلم)
        پنجشنبه ۱۱ آذر ۱۴۰۰ ۲۱:۱۰
        عرض سلام و احترام فراوان به استاد ارجمندمان ادیب گرانقدر جناب آزادبخت خندانک
        ابتدا حضورتان را بسیار خوش آمد میگویم و در ادامه از برای زحمت بسیاری که برای نوشتن این مطالب بسیار ارزشمند و تأثیر گذار کشیدید کمال تشکر را دارم و صمیمانه قدردان آموزه های نابتان هستم خندانک

        با اشاراتی که داشتید جمله ی ارزشمند آیت‌الله بهجت( رحمه الله) که فرمودند این را همواره ورد زبانتان کنید در ذهنم تداعی
        ایشان خیلی زیبا فرمودند برای سپاسگزاری این جمله را همواره زمزمه کنید :

        غرق نعمتیم الحمدلله
        حالیمون نیست استغفرالله

        روحشان شاد و یادشان گرامی خندانک

        با تشکر مجدد از جناب آزادبخت که زمینه را فراهم ساختند تا یادی از مرجع عالیقدرمان بجای آوریم.
        شاد باشید و تندرست خندانک
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        سیاوش آزاد
        چهارشنبه ۱۰ آذر ۱۴۰۰ ۰۸:۴۷
        سلام برخی تاریخ زایمان را سعی میکردند با سزارین در آن تاریخ موکول کنند بنظرم رند(به ضم ر) متولد شدن مهم نیست مهم، رند (به کسر ر) زیستن است
        امين آزادبخت
        امين آزادبخت
        چهارشنبه ۱۰ آذر ۱۴۰۰ ۰۹:۳۵
        این مطلب از رندی(به کسر ر)چون سیاوش انتظار می رفت

        با سپاسمندی از حضورت. خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        لیلا گمار (مأنوس شده با قلم)
        لیلا گمار (مأنوس شده با قلم)
        پنجشنبه ۱۱ آذر ۱۴۰۰ ۲۱:۳۲
        درود و احترامات ویژه به جناب آزاد گرانقدر که افتخار دادند و در این صفحه حضور یافتند
        ضمن خوش آمد گویی به محضرتان باید بگویم من وقتی سخن از شکر گذاری به عمل اوردم شکر از کار خدا کردم نه از کار بنده ی خدا و این مقدرات خداست که شایسته ی تحسین و شکرگذاری نه کار بندگان و جراحان سزارین و ...

        و همچنین شاید با توجه علایق من به بچه‌ها که در نوشته هام پیداست، باید متذکر شوم که تمام خانواده ی ما همین گونه هستن و کودک سالاری در جمع ما حاکم هستش اون هم بخاطر فطرت پاک و معصومانه ی بچه هاست، و چنین بر می تابد که به سلامت بچه بیشتر از رُند شدن تاریخ تولدش توجه میشود چرا که همانگونه که مستحضرید یک روز بیشتر ماندن در شکم مادر ایمنی بدن بچه را بیشتر می کند و ما هرگز بخاطر لاکچری شدن دست در کار خدا نمی بریم تا تاریخ زایمان را دست کاری کنیم.

        هرچه هست مقدرات خداست و البته گاهأ باید این مقدرات را بُلد کرد و جلوه ی بیشتر داد تا یک بهانه برای سپاسگزاری بیشتر پیدا کنیم.

        و این مطلب رِند زیستن هم بسیار حائز اهمیت است و بواقع باید که رندانه زیست غیر از این باشد کلاه آدم پسِ معرکه ست.

        باز هم از حضور و نظر ارزشمندتان بسیار سپاسگزارم خندانک
        شاد باشید و تندرست خندانک
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        مسعود آزادبخت
        چهارشنبه ۱۰ آذر ۱۴۰۰ ۱۰:۴۶
        سلام و احترام تولد ریحانه عزیز مبارک باشد
        مطالب اخوی گرانقدر که حق مطلب را ادا کرده اند سراسر لطف است.
        خندانک خندانک خندانک
        لیلا گمار (مأنوس شده با قلم)
        لیلا گمار (مأنوس شده با قلم)
        پنجشنبه ۱۱ آذر ۱۴۰۰ ۲۲:۴۶
        درود و احترام فراوان به ادیب گرانقدر جناب آزادبخت ارجمند
        بسیار سپاسگزارم از اینکه همیشه هستید
        و نیز تشکر فراوان برای تبریکتان خندانک
        به مهر خواندید خندانک
        شاد باشید و تندرست خندانک
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        آرمان پرناک
        چهارشنبه ۱۰ آذر ۱۴۰۰ ۱۴:۲۱
        سلام و درود بی پایان بر بانو گمار ارجمند
        بسیار زیبا نگاشتید
        قلمتان مانا خندانک
        خندانک خندانک خندانک
        لیلا گمار (مأنوس شده با قلم)
        لیلا گمار (مأنوس شده با قلم)
        پنجشنبه ۱۱ آذر ۱۴۰۰ ۲۲:۴۸
        درودها به جناب پرناک گرانقدر ِ سپیدگوی
        که همواره هستند به نیکی در گفت و گوی

        سپاسمند نگاه زیبا و پرمهرتان هستم و آن را ارج می نهم خندانک
        حضورتان باعث مسرت است خندانک
        شاد باشید و تندرست خندانک
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        محسن ابراهیمی ( غریب )
        چهارشنبه ۱۰ آذر ۱۴۰۰ ۱۵:۱۱
        سلام بانو لیلا گمار خندانک خندانک خندانک
        تولدشون مبارک خندانک خندانک
        همین که آذرماهی هستند عالیست😊👏
        لیلا گمار (مأنوس شده با قلم)
        لیلا گمار (مأنوس شده با قلم)
        پنجشنبه ۱۱ آذر ۱۴۰۰ ۲۲:۵۶
        درودها به جناب ابراهیمی گرانقدر و فرزانه
        ضمن خوش آمد گویی بسیار سپاسگزارم از تبریکتان و برایم ارزشمند استخندانک
        شاید هم اینگونه باشد که شما می گوئید، امیدوارم آذرماهیِ کوچکمان هم در مکتب ادبی پا بگذارد و خوش بدرخشد خندانک

        به مهر خواندید خندانک
        شاد باشید و تندرست خندانک
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        محمد قنبرپور(مازیار)
        جمعه ۱۲ آذر ۱۴۰۰ ۰۳:۰۹
        سلام و تبریک بابت این اتفاق شیرین خندانک
        متن پر احساسی بود خندانک خندانک درودبر شما
        لیلا گمار (مأنوس شده با قلم)
        لیلا گمار (مأنوس شده با قلم)
        جمعه ۱۲ آذر ۱۴۰۰ ۰۶:۳۴
        درود و احترامات به جناب قنبر پور بزرگوار
        بسیار خرسندم که بعد از مدتها حضورتان را در این صفحه احساس میکنم خندانک
        بابت تبریک متفاوتتان هم از شما کمال تشکر را دارم
        و نیز زیبایی نگاهتان برایم بسیار با ارزش است خندانک
        به مهر خواندید خندانک
        شاد باشید و تندرست خندانک
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        قربانعلی فتحی  (تختی)
        چهارشنبه ۱۷ آذر ۱۴۰۰ ۱۰:۵۷
        سلام و درود به شاعر عالیقدر شعر ناب بانو لیلا گمار
        عزیز
        بسیار زیبا ومحترمانه بود
        انشا الله که تولد ریحانه عزیز مبارک
        و برایش آرزوی سلامتی مینمایم واز
        این مرام عزت مندانه وارزشمند شما باید
        ما ها درس بگیریم
        آفرین برشما واین همه ادب انسانیت .
        شاد وسلامت خندانک
        باشید انشاالله خندانک
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        لیلا گمار (مأنوس شده با قلم)
        لیلا گمار (مأنوس شده با قلم)
        يکشنبه ۲۱ آذر ۱۴۰۰ ۰۳:۴۶
        درود و احترام ویژه به استاد پیشکسوتمان در امر ادب و شاعرانگی جناب فتحی ارجمند
        مانده ام با چه زبانی و چه لحنی این همه لطف حضورتان را جبران کنم که با هر واژه مرا شرمنده میکنید
        این حقیر در ابتدای راهم و به حضور اساتیدی چون شما دلگرم تا از این مکتب من هم چیزی فرا بگیرم که به قلمم جسارتِ دوباره نوشتن بدهم. خندانک
        امیدوارم همواره تندرست و استوار در این سایت بدرخشید و با حرف های امیدبخشتان به نوباوگانِ مکتبِ ادبی انگیزه ی پرواز بچشانید خندانک
        بابت تبریک و دعای خیرتان که همیشه ورد زبانتان است بسیار سپاسگزارم خندانک
        با سپاسمندی خندانک
        خندانک خندانک خندانک

        حذف
        ارسال پاسخ
        سارا خوش روش
        شنبه ۲۰ آذر ۱۴۰۰ ۱۲:۲۳
        درود بر شما، تبریک بابت این اتفاق فرخنده و به امید شاد زیستن و موفقیت روزافزون🌹🌹🌹🌹🌹
        لیلا گمار (مأنوس شده با قلم)
        لیلا گمار (مأنوس شده با قلم)
        يکشنبه ۲۱ آذر ۱۴۰۰ ۰۳:۴۳
        سلام و فراوان سلام به مهربانی نازنینم بانو خوش روش
        به به و چهچه دارد حضورتان برایم ولیکن سلام را مقدم دانستم بر برانگیختگیِ احساسم از حضور مسرت بخشتان خندانک خندانک خندانک
        ضمن خوش آمد گویی به وجود نازنینتان بابت تبریک برخاسته از مهربانی تان کمال تشکر و قدردانی را از حضورتان دارم خندانک
        بر مدار حق، شاد باشید و تندرست خندانک
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        سعید صادقی (بیدل)
        شنبه ۲۰ آذر ۱۴۰۰ ۲۲:۳۳
        سلام و درود فراوان خدمتتان بانو گمار عزیز

        تولدشان میارک هرچند دیر پای دلنوشته. تان رسیدم

        روزگارتان سرشار از آرامش خندانک
        لیلا گمار (مأنوس شده با قلم)
        لیلا گمار (مأنوس شده با قلم)
        يکشنبه ۲۱ آذر ۱۴۰۰ ۰۳:۲۶
        درود و احترامات به استادِ سخن، جناب صادقی گرانقدر
        همین که آمدید بسیار موجبات شادیِ ما را فراهم آورد
        بسیار سپاسگزارم که همیشه به این صفحه سر می زنید و با حضورتان به اینجا گرما می بخشید خندانک
        بابت تبریکتان هم بسیار سپاسگزارم خندانک
        امیدوارم همیشه شاد باشید و تندرست خندانک
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0