سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

شنبه 6 آذر 1400
    22 ربيع الثاني 1443
      Saturday 27 Nov 2021

        بیشترین مخاطب

        کانال تلگرام شعرناب

        بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی.احمدی زاده (ملحق)

        شنبه ۶ آذر

        نوحه

        شعری از

        مهدی بدری ماشمیانی(دلسوز)

        از دفتر نجوای جانسوز نوع شعر قصیده

        ارسال شده در تاریخ ۳ روز پیش شماره ثبت ۱۰۵۰۱۷
          بازدید : ۹۲   |    نظرات : ۶

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر مهدی بدری ماشمیانی(دلسوز)
        آخرین اشعار ناب مهدی بدری ماشمیانی(دلسوز)

        سپه سالار لشکر را به خنجر سر بریدند
        گل گلزار کوثر را ز حنجر سر بریدند
         
        صدای العطش را اختران هم نوحه دادند
        به دشت لاله ها دیدم ز اکبر سر بریدند
         
        شنیدم مادری در علقمه گفتا که عباس
        گمانم از علمداران خواهر سر بریدند
         
        عطش در سینه اما ساقی لب تشنگان را
        ندا آمد که از سردار حیدر سر بریدند
         
        جوانان حرم را یک به یک دیدم در آن دشت
        هم از طفل حسن هم عون و جعفر سر بریدند
         
        رباب از خیمه با زینب در آن غربت بگفتا
        غریبا از تن صد چاک اصغر سر بریدند
         
        به مغرب ام لیلا در پی اکبر پریشان
        اذان گوی حرم را قوم کافر سر بریدند
         
        کنار قتلگاه شاه مظلومان شنیدم
        سنان گفتا که از فرزند صفدر سر بریدند
         
         به اشک دیده ی خواهر شنیدم یا حسینش
        که از جسم دو صد چاک برادر سر بریدند
         
        فلک را لرزه افتاد از قیام آن قیامت
        زمین نالان که از خورشید انور سر بریدند
         
        حسین را سلسبیل است و بود عباس سقایش
        چرا لب تشنه او را پیش مادر سر بریدند
         
        در اول دعوتش کردند و راهش را گرفتند
        حسین را ای فلک دونان در آخر سر بریدند
         
        خدا هم خون خود را غوطه ور در کربلا دید
        حسین را بی هراس از قهر داور سر بریدند
         
        شب شام غریبان را یتیمان می شنیدند
        که از بابای آن دردانه دختر سر بریدند
         
        دل زینب غریبی و اسیری را چه سازد
        از آن وقتی که از سالار بی سر سر بریدند
        ...
        یا قتیل العبرات
        ...
        مهدی بدری(دلسوز)
         
         
         
         
         
        ۲
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        رضا رضوی تخلص (دود)
        ۲ روز پیش
        سلام و درود جناب بدری گرامی
        زیبا سرودید
        شاد باشید و سلامت
        خندانک خندانک خندانک
        محمد رضا خوشرو
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        محمد رضا خوشرو
        ۲ روز پیش
        درود بر جناب بدری .
        نوحه ی جانسوز بود.
        بسیار تلاش شده بود تا سوزناک باشد
        و در این مورد موفق بودید .
        در پناه حق.
        موفق باشید
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        محمد رضا خوشرو
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        محمد رضا خوشرو
        دیروز
        سرد تون نشه جناب بدری یک موقع ای خدایی ناکرده.
        ..
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        مهدی بدری ماشمیانی(دلسوز)
        سلام جناب خوشرو مخلصم و خاک نشین ولایت دلسوز کوهستانیه و در این ایام و فصول عمیقا سرد و استخوان سوز حواسم هست جناب خوشروی عزیز خندانک
        ارسال پاسخ
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0