سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

شنبه 6 آذر 1400
    22 ربيع الثاني 1443
      Saturday 27 Nov 2021

        بیشترین مخاطب

        کانال تلگرام شعرناب

        بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی.احمدی زاده (ملحق)

        شنبه ۶ آذر

        ضحاک

        شعری از

        رضا رضوی تخلص (دود)

        از دفتر غزلیات نوع شعر غزل

        ارسال شده در تاریخ ۶ روز پیش شماره ثبت ۱۰۴۹۱۶
          بازدید : ۲۷۹   |    نظرات : ۵۷

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر رضا رضوی تخلص (دود)
        آخرین اشعار ناب رضا رضوی تخلص (دود)

        رِزقِمان را در مسیر آسمان دزدیده اند
        اهل ایمانی که بر ایمانمان خندیده اند
        این مسلمانان ظاهر ساز اهل معصیت
        جای کعبه بر طواف خویشتن چرخیده اند
        بر خلاف اولین اصل از اصول دینشان
        بنده ی چندین خدا الا خدا گردیده اند
        دیده بر روی هزاران عیب خود بسته ولی
        بر عیوب دیگران انگار چشم و دیده اند
        از فساد انگیزی اینان فساد آمد پدید
        ریشه های غرق در آب و لجن پوسیده اند
        هر چه می گندد نمک ، اما دریغا ، حسرتا
        زاهدانِ شهرِ ما همچون نمک گندیده اند
        ما تهِ چاه فلاکت چون که پایین آمدیم
        با طنابی که زعیمان بهرمان ریسیده اند
        شهر مان لبریز ضحاک است چون اهریمنان
        شانه های عالمان شهر را بوسیده اند
        بی کلاه یا با کلاه ، بیچاره بابا آب شد
        بس که بابا را میان فصل ها دوشیده اند
        آتش از اینها ولی (دود)ش به چشم ما شده
        خشک ها تر دامن و چون خیس ها خیسیده اند
         
        ۱۴
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        ۵ روز پیش
        درود بزرگوار
        بسیار زیبا و شورانگیز بود
        مبین مشکلات جامعه
        دستمریزاد خندانک
        رضا رضوی تخلص (دود)
        سلام و درود جناب استکی گرانقدر
        ممنون او توجه و نگاه ارزشمندتان
        شاد باشید و سلامت
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        طاهره حسین زاده (کوهواره)
        ۴ روز پیش

        سلام و درود

        زیبا و نکته پرداز و سنجیده بیان سرودید خندانک خندانک خندانک خندانک

        آوردن قوافی با بن ماضی صحیح است و از لحاظ قواعد و اصول ساختاری مشکلی ندارد

        سلامت باشید و شاد خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک

        مهرداد عزیزیان  بی تخلص
        ۵ روز پیش
        دزد،خند،چرخ،گرد،پوس،گند،ریس،بوس،دوش،خیس
        به علاوه ی (یده)
        یا به عبارتی مصدرهایشان
        دزدیدن،خندیدن،چرخیدن،پوسیدن،گندیدن،ریسیدن،دوشیدن،خیسیدن،بوسیدن و دیدن
        خوب با اصول قانونی
        ۱. دزدیدن،خندیدن،گندیدن،دیدن
        ۲.چرخیدن
        ۳.پوسیدن،ریسیدن،خیسیدن،بوسیدن( با اقوا)
        ۴.دوشیدن
        چهار گروه داریم با در نظر گرفتن اصول
        ببین محسن جان ،من خودم به اصول قافیه در شعر خودم پایبندم،برایم تقریبا و نه تحقیقا ،حیاتیست،
        منتها نمیتوانم نادیده بگیرم که بعضی اصول را هم خیلی تجزیه تحلیل میکنم در ذهنم و دوست دارم بزرگ مردی یا بزرگ بانوی شاعری که ایران حرفش را بخواند پیدا شود و اصول تکمیلی برای قافیه ارائه کند!!
        مثلا وقتی تلفظ در زبان فارسی در حروف
        س،ص،ث
        ز،ذ،ظ
        یکیست چرا اینها نباید مبنای قافیه شود و جزو حروف "رَوی" در قافیه شود؟
        یا همین بحث افعال که قبول دارم داشتن وجه اشتراک قبل قسمت الحاقی واقعا حرفه ای و زیباست
        ولی آیا در نمونه های دیگر و همین شعر، بنیان اثر متلاشی شده؟
        بحثهای زیادی میتوان پیرامون قوانین مطرح کرد و من کاملا واقف هستم شما هم برای طرح بحث این سوال را کرده اید
        و خوشحال میشوم هم شما هم دیگر شاعران نیز وارد این بحث شوند و نظرشان را بدهند
        🌺🙏🌺
        محسن ابراهیمی ( غریب )
        درود مجدد مهرداد جان خندانک خندانک خندانک
        این بحث را باز کردم چرا که یکی از سوالات همیشگیم بوده و ممنون از شما و اساتید دیگر🙏🙏🙏
        البته جناب رضوی ببخشند انشاا...منزل دوستمان است راحت بودیم بازهم ببخشد خندانک
        ارسال پاسخ
        رضا رضوی تخلص (دود)
        لطف نمودید بسیار استفاده کردیم
        رضا رضوی تخلص (دود)
        سلام و درود ممنون جناب عزیزیان عزیز
        ارسال پاسخ
        مهرداد عزیزیان  بی تخلص
        🌺🌺🌺
        ارسال پاسخ
        سیاوش آزاد
        ۵ روز پیش
        بسمه تعالی
        یا حق مدد کن جز حق نشود جاری برین قلم بی جوهر الله الله
        سلام بر جمیع سروران من الباب الی المحراب یا الله
        نقدی بر نقد آقای عزیزیان بنویسم تا عزیزان را سودمند افتد

        بنای مستحکم شعر فارسی حاصل بیش از هزارسال تعمق هزاران متفکریست که مو از ماست میکشیدند بنابرین اگر شبهه ای در ذهن پیش آمد انسان باید جانب احتیاط اتخاذ کند و قوانین را سهلگیرانه فروننهد تغییر دران قوانین را کسی رواست که متعمق باشد به وسعت هزارسال تعمقی که زعما و محبین شعر نمودند تامل کنیم چرا وزن رباعی فقط آن وزن است امتحان کردم یک هجا بیشتر سرودم به نگاه اول زمین به آسمان نیامد چرا دوبیتی با آن وزنست چرا غزل آن ساختار را دارد چرا دو بیت در وزنی دیگر ابتر محسوب میشود چرا تک بیت به رسمیت شناخته نشدتوخود حدیث مفصل بخوان ازین مجمل اینجاست که میبینیم جناب استاد نیما یوشیج پس از انبوهی تامل و آزمون وخطا چقدر محتاطانه مرزهای شعرفارسی را گسترش میدهند و لکن نه از وزن دست میکشند و نه قافیه به راستی چرا؟ ازآن طرف عزیزی که با وزن آشنا نیست و ظاهرا مرحوم فروغ هم ضرورت فراگیری وزن را به اوگوشزد نمودند به نثر نویسی مبتلا میشود ولو شعر بخوانندش

        چند ملاحظه نسبت به مطلب جناب عزیزیان
        1-س و ث. زیبایی ظاهری اثر میبایست مدنظر قرارگیرد غزلی با قافیه ث س ص آن زیبایی ختم به س را ندارد و ملاحظات دیگر
        2-چراغ قرمز را در شبی که پرنده پر نمیزند هم عبور کردن اتفاق خاصی شاید رخ ندهد ولی تعبیر مر قانون را داریم نمیشود با استحسانات بنای مستحکم عروض را سست نمود هرچند قوانین به قول مرحوم عطار
        دائــمــا او پـــادشــاه مطلــق است
        در كمــال عــز خود مستغـرق است
        ولکن ما می مانیم و تاریخ که آثارمان را ضعیف خواهند خواند کما آنکه به حول و قوه یزدان آثار بی وزن را نثر خواهند خواند لاریب فیه انشاءالله
        اما مطلبی مرتبط از جناب آسمان حفظه الله در مورد شعری با قوافی عدالت، طلسمت، علت، شفاعت و ...
        از جانب من خداحافظ

        نخستین چیزی که جلب نظر می کند، قافیه است؛ مخصوصاً که در غیاب ردیف، حضور قافیه در این شعر چشمگیرتر و مؤکدتر به نظر می رسد. از منظری، این قافیه ها اشتباه نیستند؛ شاعر در نخستین مصراع، «طلسمـ» را به «ـَت» افزوده ولی در بقیه ی قافیه ها «ـَتِ» مصدرساز عربی را مایه ی قافیه سازی قرار داده است. حقیقت این است که اگر کسی با نگاه خوش بینانه و همدلانه به این شعر نگاه کند، می تواند ساختار این قوافی را درست بداند زیرا در هجای پایانی کلمات، به هر روی، صامتی که به «ـَت» متصل شده، در کلمات مختلف قافیه متفاوت است. از این منظر، این قافیه ها فارغ از جنس صرفی شان درست اند. به‌ویژه راحت تر با قافیه های این شعر کنار خواهیم آمد هنگامی که در نظر داشته باشیم که ما در شعر معاصر، انواع بی سابقه تر و عجیب و غریب تری از قافیه را دیده ایم (مثلاً قافیه کردن «به و چه و خانه و...» که در شعر قدیم فارسی احتمالاً به دلیل کمرنگ بودن هماهنگی آوایی شان استفاده نمی شده اند... یا قافیه های ذاتاً خراب امّا رایج در برخی از ترانه های ترکیب شونده با موزیک امروزی که مثلاً در آن ها قافیه شدن «رَفت / بَخت» یا حتی «بِهِش / عشق!» را به نادرست، صحیح می شمارند!). می خواهم عرض کنم که در این اوضاع بی در و پیکرِ قافیه سازی، لااقل می توان همین مایه از اهتمام دوست شاعرمان به استخدام قوافی را هم غنیمت شمرد. با این همه، خوب است از دوست شاعرمان پنهان نکنیم که این شکل از قافیه را به طور کلّی در شعر قدیم و جدید چندان نمی پسندند. مخصوصاً امروز که قواعد آکادمیک بلاغت مدوّن تر شده اند، دقت منتقدان «خاص» در شعرها، مو را از ماست می کِشد و کوچک ترین بی توجهی ها به قواعد را هم بر نمی تابد، رعایت هرچه درست تر قواعد و آداب وزن و قافیه، لازم تر به نظر می رسد. فارغ از کاری که دوست شاعر ما با قافیه ی مصراع نخست این غزلش کرده است، در دیگر مصاریع این غزل، بنای قافیه بر کلماتی ست با ساختار صرفی شبیه به یکدیگر. برای درک بهتر آنچه که در این جا روی داده است، بگذارید ترجمه ی فارسی چنین قوافی یی را مثال بزنیم. فرض کنید غزلی شبیه همین غزل داشته باشیم (بدون ردیف) که قافیه هایش را مصدرهای فارسی ساخته باشند؛ «دیدن، رفتن، خواندن، ساختن، و...» . آیا نمی شود این ها را با همدیگر قافیه کرد؟ از یک منظر، چرا؛ می شود. اگر بنا را بر این بگذاریم که این کلمات، هرکدام، کلمه ای مستقل در زبان فارسی هستند و هرکدام معنای متمایزی دارند، آن وقت (بدون دقت در شباهت صرفی این ها و ساختار مصدری شان) با احتساب این که هرکدام از این واژه ها در انتهای خودشان یک «ـَن» دارند که متصل به یک مصوت متفاوت، به هر حال، آوایی درست شبیه به هر دسته ی دیگری از قوافی ایجاد می کنند، می توانیم بگوییم که این ها قافیه های درستی هستند و می توان با همدیگر همقافیه دانست شان. اما از منظری دیگر، کسانی که به کار بردن چنین قافیه هایی را صحیح نمی دانند هم از جهتی حق دارند؛ حرف آن ها این است که القای «موسیقی مشترک» در این دسته از قافیه ها، به طور تمام و کمال اتفاق نمی افتد. به عبارت دیگر، از نظر این گروه، پسوند مصدرساز «ـَن» را در این قبیل قافیه ها می توانیم به نوعی «ردیف» به حساب بیاوریم؛ چونان که گویی یک ردیف ثابت (با معنا و کاربرد مشابه و ثابت) در تمامی مصراع ها تکرار شده باشد. اگر از این زاویه به ماجرا نگاه کنیم، آن وقت در «دیدن، رفتن، خواندن، ساختن، و...» با در نظر نگرفتن این «پسوند ردیف گون» («ـَنِ» مصدرساز) آنچه باقی ماند، باید قافیه باشد و نیست؛ در واقع، در چنین حالتی بین آوای پایانی کلماتی مانند «دید، رفت، خواند، ساخت، و...» اشتراکی نمی بینیم تا بتوانیم به آن اعتبار، این ها را همقافیه تلقی کنیم. حالا متوجه شدیم که چرا استفاده از قافیه های مصدری مانند «ظلمت، امامت، قیامت، و...» هم ممکن است از نظر کسانی صحیح نباشد؛ چون در این کلمات هم فرازهای «پیش از پسوند مصدرسازِ \\"ـَت\\"»، با همدیگر قافیه نیستند.
        مهرداد عزیزیان  بی تخلص
        ممنونم جناب آزاد۰🌺🌺🌺
        ارسال پاسخ
        سیاوش آزاد
        سیاوش آزاد
        ۴ روز پیش
        سلام متشکرم
        محمد علی سلیمانی مقدم
        ۵ روز پیش
        به نام خداوند یار آفرین
        با سلام خدمت یاران ادیب
        🌿⚘🌿
        اجازه می‌خواهم یک نکته در مورد قافیه بندی این شعر (تحت عنوان شرایط استفاده از افعال در قوافی) عرض کنم.
        🌷🍀🌷
        ابتدا عین متنی را که در صفحهء ۲۷۲ کتاب "عروض فارسی_شیوهء نو برای آموزش عروض و قافیه" تالیف "دکتر عباس ماهیار" (که چاپ دوازدهم آن در سال "هشتاد و نه" توسط موسسهء سارنگ منتشر شده) بازنویسی می‌کنم:
        👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇
        - در ابیاتی که صیغه‌های فعلی در قافیه قرار می‌گیرند، آخرین حرفِ بن‌ماضی و یا بن‌مضارع "رَوی" شمرده می‌شود مانند حرف "دال" در صیغه‌های ،،فشاندمی،، و ،،ستاندمی،، و حرف "لام" در "بگسلم" در دو بیت زیر:
        روی تو گر بدیدمی جان به تو برفشاندمی
        صبرم اگر مدد شدی دل ز تو واستاندمی
        سعدی
        .
        تا تو به خاطر منی کس نگذشته بر دلم
        مثلِ تو کیست در جهان تا ز تو مهر بگسلم
        سعدی
        👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆
        با ذکر این نکته که بیت اول، از جناب خواجوی کرمانی‌ست و اشتباها به حضرت سعدی منسوب شده است‌.
        🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏                               
        غزلی از جناب سعدی به عنوان مثال می‌آورم که قوافی آن، شباهت زیادی به قافیه‌بندی شعر دوست ادیبمان "جناب رضوی" دارد
        👇👇👇
         
        سعدی » دیوان اشعار » غزلیات »
        غزل شمارهٔ ۲۲۵

        اینان مگر ز رحمت محض آفریده‌اند
        کآرام جان و انس دل و نور دیده‌اند

        لطف آیتی‌ست در حق اینان و کبر و ناز
        پیراهنی که بر قد ایشان بریده‌اند

        آید هنوزشان ز لب لعل بوی شیر
        شیرین لبان نه شیر که شکر مزیده‌اند

        پندارم آهوان تتارند مشک ریز
        لیکن به زیر سایهٔ طوبی چریده‌اند

        رضوان مگر سراچهٔ فردوس برگشاد
        کاین حوریان به ساحت دنیا خزیده‌اند

        آب حیات در لب اینان به ظن من
        کز لوله‌های چشمهٔ کوثر مکیده‌اند

        دست گدا به سیب زنخدان این گروه
        نادر رسد که میوهٔ اول رسیده‌اند

        گل برچنند روز به روز از درخت گل
        زین گلبنان هنوز مگر گل نچیده‌اند

        عذر است هندوی بت سنگین پرست را
        بیچارگان مگر بت سیمین ندیده‌اند

        این لطف بین که با گل آدم سرشته‌اند
        وین روح بین که در تن آدم دمیده‌اند

        آن نقطه‌های خال چه شاهد نشانده‌اند
        وین خط‌های سبز چه موزون کشیده‌اند

        بر استوای قامتشان گویی ابروان
        بالای سرو راست هلالی خمیده‌اند

        با قامت بلند صنوبرخرامشان
        سرو بلند و کاج به شوخی چمیده‌اند

        سحر است چشم و زلف و بناگوششان دریغ
        کاین مؤمنان به سحر چنین بگرویده‌اند

        ز ایشان توان به خون جگر یافتن مراد
        کز کودکی به خون جگر پروریده‌اند

        دامن کشان حسن دلاویز را چه غم
        کآشفتگان عشق گریبان دریده‌اند

        در باغ حسن خوشتر از اینان درخت نیست
        مرغان دل بدین هوس از بر پریده‌اند

        با چابکان دلبر و شوخان دلفریب
        بسیار درفتاده و اندک رهیده‌اند

        هرگز جماعتی که شنیدند سر عشق
        نشنیده‌ام که باز نصیحت شنیده‌اند

        زنهار اگر به دانه خالی نظر کنی
        ساکن که دام زلف بر آن گستریده‌اند
        ⚘🙏⚘🙏⚘

        ملاحظه می‌فرمایید که در این غزل 👆👆👆 ، شیخ اجلّ افعال استفاده شده در قوافی را در حالت "ماضی ساده" آورده‌است.
        ⚘.
        با در نظر گرفتن این که "ه غیرملفوظ" از تقطیع ساقط است، در ادامهء افعال زیر، *اند* را داریم که به ترتیب ( "الف حرف وصل" ، "ن حرف خروج" و "د حرف مزید" هستند)
        👇👇👇
        آفریده‌اند
        دیده‌اند
        بریده‌اند
        مزیده‌اند
        چریده‌اند
        خزیده‌اند
        مکیده‌اند
        رسیده‌اند
        نچیده‌اند
        ندیده‌اند
        دمیده‌اند
        کشیده‌اند
        خمیده‌اند
        چمیده‌اند
        بگرویده‌اند
        پروریده‌اند
        دریده‌اند
        پریده‌اند
        رهیده‌اند
        شنیده‌اند
        گستریده‌اند
        🙏🙏🙏🙏
        و حال قافیه‌های غزل جناب رضوی:

        دزدیده اند
        خندیده اند
        چرخیده اند
        گردیده اند
        دیده اند
        پوسیده اند
        گندیده اند
        ریسیده اند
        بوسیده اند
        دوشیده اند
        خیسیده اند

        🙏🙏🙏🙏

        بنده (اگر اشتباه برداشت نکرده باشم) اعتقاد دارم که در قوافی غزل جناب رضوی، ایرادی وجود ندارد.

        با عنایت به این که، از حالت "گذشتهء سادهءافعال" و نه "حالت مضارع آنها" استفاده شده است.

        از استادان گران‌مایه‌ام تقاضا دارم چنان‌چه اشتباه کرده‌ام، بفرمایند تا بیاموزم.
        ⚘🌷⚘
        با احترام و مهر
        🙏
        رضا رضوی تخلص (دود)
        سلام ودرود و سپاس فراوان جناب استاد
        ارسال پاسخ
        مهرداد عزیزیان  بی تخلص
        سلام بر استاد عزیز جناب سلیمانی مقدم 🌺🌺🌺
        اجازه دهید ابتدا تشکر ویژه کنم از شما بابت حضورتان و نقد و نظر مفیدتان 🙏🙏🙏
        بله با توجه به دلیل و مستنداتی که ارائه نمودید قافیه ها کاملا درست است
        البته بنده هم در نظر اول ایرادی در مورد قافیه مطرح نکردم و با توجه به سوال دوست عزیز جناب ابراهیمی قدری افعال را شکافتم تا ریشه آنها را بدست آوریم.
        برخی دلایل مطرح میشود که حکم بر درستی اینگونه افعال در قافیه میدهد.
        برخی اما میگویند ریشه ی فعل مبنا است
        و مثلا " جوشید" فقط باید با " کوشید" " نوشید" " خروشید" و ... هم قافیه شود و مثلا " خیسید"و " کوبید" و ...نمیتواند با اینها هم قافیه شود
        ولی با دلیل و مرجعی که شما بزرگوار مطرح نمودید
        جوشیده اند، بوسیده اند، ترسیده اند، خندیده اند، نالیده اند و و و ... تقریبا هزاران فعل میتوانند هم قافیه باشند.
        که البته این خوب است و دست شاعر را باز میگذارد.
        حال بنده به عنوان یک شاعر معمولی نظر خاص و تایید کننده یا رد کننده ای در مورد هیچ کدام از این دو فتوا ندارم.
        صرفا سلیقه ی بنده این است که افعالی با ریشه ی مشابه را با هم در شعر هم قافیه کنم
        و باز تاکید میکنم با توجه به مرجع مورد استناد شما قافیه ها صحیح است
        متشکرم بزرگوار 🌺🙏🌺
        ارسال پاسخ
        سیاوش آزاد
        سیاوش آزاد
        ۴ روز پیش
        سلام ابدا نمیتوان با استناد به برخی آثار بزرگان استنباط کرد فلان قاعده یا فلان قافیه صحیح است قانون برآیند هزارسال تکاپوی شعراست و در جمع بندی کل آنهاست که میتوان نتیجه گرفت دو اثر بیاورم از سعدی و حافظ که حتی ایطای جلی دارد ولکن ایطا ایطاست ولو از قلم شیخان بزرگ باشد قافیه ی اشتباه هم در آثار فردوسی و مولوی دیدم ولی اشتباه اشتباه است
        در من این هست که صبرم ز نکورویان نیست
        از گل و لاله گزیرست و ز گلرویان نیست

        دل گم کرده در این شهر نه من می‌جویم
        هیچ کس نیست که مطلوب مرا جویان نیست

        آن پری زاده مه پاره که دلبند منست
        کس ندانم که به جان در طلبش پویان نیست

        ساربانا خبر از دوست بیاور که مرا
        خبر از دشمن و اندیشه بدگویان نیست

        مرد باید که جفا بیند و منت دارد
        نه بنالد که مرا طاقت بدخویان نیست

        عیب سعدی مکن ای خواجه اگر آدمیی
        کآدمی نیست که میلش به پری رویان نیست

        این هم شایگان از حافظ

        در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع
        شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع

        روز و شب خوابم نمی‌آید به چشم غم پرست
        بس که در بیماری هجر تو گریانم چو شمع

        رشته صبرم به مقراض غمت ببریده شد
        همچنان در آتش مهر تو سوزانم چو شمع

        گر کمیت اشک گلگونم نبودی گرم رو
        کی شدی روشن به گیتی راز پنهانم چو شمع

        در میان آب و آتش همچنان سرگرم توست
        این دل زار نزار اشک بارانم چو شمع

        در شب هجران مرا پروانه وصلی فرست
        ور نه از دردت جهانی را بسوزانم چو شمع

        بی جمال عالم آرای تو روزم چون شب است
        با کمال عشق تو در عین نقصانم چو شمع

        کوه صبرم نرم شد چون موم در دست غمت
        تا در آب و آتش عشقت گدازانم چو شمع

        همچو صبحم یک نفس باقیست با دیدار تو
        چهره بنما دلبرا تا جان برافشانم چو شمع

        سرفرازم کن شبی از وصل خود ای نازنین
        تا منور گردد از دیدارت ایوانم چو شمع

        آتش مهر تو را حافظ عجب در سر گرفت
        آتش دل کی به آب دیده بنشانم چو شمع
        ارسال پاسخ
        محمد علی سلیمانی مقدم
        سلام بر دوست ادیبم

        آنچه در مورد قوافی با افعال عرض کردم، مورد تایید استادان فن و جزو قواعد قوافی‌ست.
        مثال را صرفا برای مقایسه آوردم.

        و البته با شما در مورد وجود خطاهای مختلف در سروده‌های بزرگان هم عقیده‌ام.

        ولی وجود این خطاها، در اصل قضیهء مورد بحث این شعر، تفاوتی ایجاد نمی‌کند.
        🙏🙏
        محمد علی سلیمانی مقدم
        سلام و عرض ادب جناب عزیزیان ارجمند

        ارادت‌مند شما و دیگر دوستان ادیبم هستم.

        و خوشحالم که در کنار خوبانی چون شما می‌آموزم.
        نکته‌ای که در مورد انتخاب قافیه فرمودید، نشان دهندهء مشکل‌پسندی و شماست و این که آن‌گونه قوافی، خود می‌تواند جزو آرایه‌های "لزوم ما لا یلزم" باشد که شعر زیبایی بیشتری می‌بخشد.

        🙏⚘🙏
        سیاوش آزاد
        ۶ روز پیش
        سلام حقیر نگاهی چنین منفی ندارم
        رضا رضوی تخلص (دود)

        سلام و درود جناب آزاد گرانقدر
        ممنون از توجه و نگاه ارزشمندتان البته هر کس نگاهی دارد
        شاد باشید و سلامت
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        طوبی آهنگران
        ۶ روز پیش
        سلام بزرگوار چه بسیار زیبا
        گفتید
        ناز قلمتان
        رضا رضوی تخلص (دود)

        سلام و درود بانو آهنگران گرانقدر
        ممنون از توجه و نگاه ارزشمندتان
        شاد باشید و سلامت
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        طوبی آهنگران
        ۶ روز پیش
        خندانک
        طوبی آهنگران
        ۶ روز پیش
        خندانک
        طوبی آهنگران
        ۶ روز پیش
        خندانک
        مهرداد عزیزیان  بی تخلص
        ۵ روز پیش
        درود بر جناب رضوی گرامی
        زیبا بود و پرمعنی 👏👏🌺 و لذت بردم
        در مصرع ۷ میتوان گفت
        دیده بر روی هزاران عیب خود بستند و باز...
        یا چیزی شبیه این که " بسته" چون موجب اختلال کوچکی در خواندن میشود حذف شود
        در مصرع ۱۷ هم میشود بازنویسی کرد که " ه" در کلاه قابل تلفظ شود
        در مصرع ۱۳ " چون" و به نوعی " پایین" اضافه است
        اگر بشود بازنویسی کرد که این دو کلمه نباشند بهتر استپایدار باشید 🌺🙏🌺🙏
        محسن ابراهیمی ( غریب )
        درود مهرداد عزیز خندانک خندانک خندانک
        بارخصت از استاد و دوست عزیزمان جناب رضوی خندانک خندانک
        قافیه ها به نظرتان مشکلی ندارد؟منظورم فعل بودنشان است
        متشکرم🙏⚘
        ارسال پاسخ
        رضا رضوی تخلص (دود)
        با کمال میل دوست گرامی
        رضا رضوی تخلص (دود)

        سلام و درود جناب استاد عزیزیان عزیر
        ممنون از توجه و نگاه ارزشمند و ارائه نقطه نظرات شایسته و بجایتان
        شاد باشید و سلامت دوست خوب من
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        آرمین پرهیزکار
        ۵ روز پیش
        سلام و عرض ادب جناب رضوی
        زیبا بود خندانک
        رضا رضوی تخلص (دود)

        سلام و درود جناب پرهیزکاررگرانقدر
        ممنون از توجه و نگاه ارزشمندتان
        شاد باشید و سلامت
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        مسعود آزادبخت
        ۵ روز پیش
        سلام و احترام جناب رضوی گرانقدر
        زیبا بود و لذت بخش
        درودتان
        خندانک خندانک خندانک
        رضا رضوی تخلص (دود)

        سلام و درود جناب آزاد بخت گرانقدر
        ممنون از توجه و نگاه ارزشمندتان
        شاد باشید و سلامت
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        محسن ابراهیمی ( غریب )
        ۵ روز پیش
        درود مجدد خدمت استاد رضوی شیرین بیان خندانک خندانک
        مثل همیشه لذت بردم از طبع شعر و غزل زیبایتان خندانک خندانک
        قلمتان سبز خندانک خندانک خندانک
        رضا رضوی تخلص (دود)

        سلام و درود جناب استاد ابراهیمی گرانقدر
        ممنون از توجه و نگاه ارزشمندتان دوست خوب من
        از طرح موضوعتان که باعث شد مطالب جدیدی بیاموزیم نیز کمال تشکر دارم
        شاد باشید و سلامت
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        سعید نادمی (هزارویک )
        ۵ روز پیش
        موفق باشید خندانک خندانک خندانک
        سعید نادمی (هزارویک )
        ۵ روز پیش
        جسارتا ، به نظرم برای این 2 مصرع تجدید نظر بشه، عالی تر میشه :
        بس که بابا را میان فصل ها دوشیده اند ...
        خشک ها تر دامن و چون خیس ها خیسیده اند...

        موفق باشید خندانک خندانک
        رضا رضوی تخلص (دود)

        سلام و درود جناب نادمی گرانقدر
        ممنون از توجه و نگاه ارزشمندتان فرمایشتان کاملا صحییح و بجاست انشاا... اصلاح می نمایم
        شاد باشید و سلامت
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        محمد جواد عطاالهی
        ۵ روز پیش
        سلام جناب رضوی گرامی
        شعرتان گویای درد است و در عین حال زیبا
        درود بر شما ادیب ارجمند
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        رضا رضوی تخلص (دود)

        سلام و درود جناب عطاالهی گرانقدر
        ممنون از توجه و نگاه ارزشمندتان
        شاد باشید و سلامت دوست عزیز
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        مینا فتحی (آفاق)
        ۵ روز پیش
        سلام و درود جناب استاد رضوی بزرگوار

        احسنت
        زیبا سرودید

        پاینده باشید

        خندانک خندانک خندانک
        رضا رضوی تخلص (دود)

        سلام و درود بانو فتحی گرانقدر
        ممنون از توجه و نگاه ارزشمندتان
        شاد باشید و سلامت
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        علیرضا مرادی( مراد )
        ۵ روز پیش
        سلام و درود استاد رضوی
        سروده ای زیبا و شیوا بود
        درودتان باد
        خندانک خندانک
        خندانک
        رضا رضوی تخلص (دود)

        سلام و درود جناب مرادی گرانقدر
        ممنون از توجه و نگاه ارزشمندتان
        شاد باشید و سلامت
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        محمد رضا خوشرو
        ۵ روز پیش
        زاهدان شهر ما همچون نمک گندیده اند .

        شعر زیبایی بود .

        درود بر جناب رضوی.
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        رضا رضوی تخلص (دود)

        سلام و درود جناب خوشرو گرانقدر
        ممنون از توجه و نگاه ارزشمندتان
        شاد باشید و سلامت
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        بهرام معینی (داریان)
        ۵ روز پیش
        درود های فراوان جناب رضوی استاد گرانقدر
        بسیار زیبا ودلنشین وقابل تامل
        قلمتان مانا
        مسرور ومستدام
        در پناه حق
        ایام بکام
        🌷🌷🌷
        رضا رضوی تخلص (دود)

        سلام و درود جناب معینی گرانقدر
        ممنون از توجه و نگاه ارزشمندتان
        شاد باشید و سلامت
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        محمد خسروی فرد
        ۵ روز پیش
        گویا و ارزشمند
        به امید برقراری نظم و عدل
        درود بر شما
        خندانک خندانک خندانک
        رضا رضوی تخلص (دود)

        سلام و درود جناب خسروی فرد گرانقدر
        ممنون او توجه و نگاه ارزشمندتان
        شاد باشید و سلامت
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        محمد علی سلیمانی مقدم
        ۵ روز پیش
        درود بر دوست ادیب
        زیبا و دغدغه‌مند سروده‌اید.
        🌻🌷🌻
        رضا رضوی تخلص (دود)
        ۵ روز پیش

        سلام و درود جناب استاد سلیمانی مقدم گرانقدر
        ممنون از توجه و نگاه ارزشمندتان هنچنین از نقد فنی و اصولی که زحمت آن را کشیده اید کمال تشکر را دارم و استفاده نمودم جناب استاد
        شاد باشید و سلامت
        خندانک خندانک خندانک
        سارا رحیمی
        ۴ روز پیش
        درودتان جناب رضوی
        بسیار زیباست وعالی
        مانا قلم تان
        خندانک خندانک خندانک
        رضا رضوی تخلص (دود)
        سلام و درود بانو رحیمی گرانقدر
        ممنون از توجه و نگاه ارزشمندتان
        شاد باشید و سلامت
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        فاطمه گودرزی
        ۴ روز پیش
        درود جناب رضوی بزرگوار
        سروده ای بود زیبا به مدد قلم گهر بارتان
        و کلاس درسی در محضر اساتید
        دست مریزاد خندانک خندانک خندانک خندانک
        رضا رضوی تخلص (دود)
        سلام و درود بانو گودرزی گرانقدر
        ممنون از توجه و نگاه ارزشمندتان
        شاد باشید و سلامت
        خندانک خندانک
        خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        مریم کاسیانی
        ۴ روز پیش
        درود بر شما و مخاطبانتان
        از نظرات و نقد های ارزشمند صفحه ی پربارتان بهره جستم
        خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک
        خندانک
        رضا رضوی تخلص (دود)
        سلام و درود بانو کاسیانی گرانقدر
        ممنون از توجه و نگاه ارزشمندتان
        شاد باشید و سلامت
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0