سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

چهارشنبه 29 دی 1400
    16 جمادى الثانية 1443
      Wednesday 19 Jan 2022

        بیشترین مخاطب

        کانال تلگرام شعرناب

        بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی.احمدی زاده (ملحق)

        چهارشنبه ۲۹ دی

        سرزمین سنگی 💫

        شعری از

        محمد رضا خوشرو

        از دفتر شعرناب نوع شعر آزاد

        ارسال شده در تاریخ جمعه ۲۱ آبان ۱۴۰۰ ۰۰:۴۹ شماره ثبت ۱۰۴۶۸۰
          بازدید : ۲۲۷۲   |    نظرات : ۳۱۷

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر محمد رضا خوشرو

         
                              سرزمین سنگی 💫
         
         
         
        توو هوای بس غم انگیز
        توو غروب سردِ پاییز
        من سنی چُخ ایستییرم
        به زبانِ ترکِ تبریز
         
        تو همان شعاع نوری
        به تفاوتِ دقایق
        برسد کرانِ چشمَت
        به تناسُبِ حقایق
         
        بشود دوباره دیدت
        دفعاتی از مکرّر
        به تپش رسیده این بار
        توی ساعات مقرّر
         
        قلمم رو قلبت انگار
        شده بازوان تقدیر
        به فدایت این سیاهه 
        بزنم به علم تفسیر
         
        به دلم بر آمده این بار
        بِتَپَم چو ابر غمگین
        بشود سَبکِ ترانه
        باروک و متالِ سنگین
         
        به دیار حیرت انگیز
        تو مناجات بهاری
        شب شعر و سوز و تحلیل
        که رِسَد به گریه زاری
         
        تو مُشابهِ حقیقت 
        تویی واسه من صداقت 
        تو که ناخدای عشقی
        برسان به این لیاقت
         
        تو یی سرزمین سنگی💫
        تویِ منجلابِ غربت
        تو یی آن شهاب ثاقب
        که به قلبِ من اصابت
         
         
         
         
         
         
         
         
         
        ...........
        ..................
        .........................
        سرزمین سنگی 💫
         
        .....................مربع.......................💫
        میهمان ما...
         
         
        میهمان ما  هر روز و شب  شادان و خوش  بردوش ما
         
        هر روز و شب   دل دل کنان    در خانه مان  کرده سرا
         
        شادان و خوش   در خانه مان   دل دل کنان   باز آمده
         
         بردوش ما       کرده سرا       باز آمده        این با وفا
         
         
        ................
        ......................
        ...........................
        محمدرضا خوشرو💫
        ....................................⚘
         
         
        با تشکر از استاد زهرا حکیمی بافقی الهه ی احساس و استاد طاهره حسین زاده کوهواره
        ⚘⚘
         
         
        .................
        ۳۳
        اشتراک گذاری این شعر
        ۸۷ شاعر این شعر را خوانده اند

        محمد رضا خوشرو

        ،

        سینا سجودی

        ،

        مهدی بدری ماشمیانی(دلسوز)

        ،

        محسن ابراهیمی ( غریب )

        ،

        سیاوش آزاد

        ،

        طوبی آهنگران

        ،

        آذر مهتدی

        ،

        مهرداد عزیزیان بی تخلص

        ،

        ابوالحسن انصاری (الف رها)

        ،

        دانیال فریادی

        ،

        عباسعلی استکی(چشمه)

        ،

        فاطمه گودرزی

        ،

        آرمان پرناک

        ،

        امين آزادبخت

        ،

        رضا رضوی تخلص (دود)

        ،

        بهرام معینی (داریان)

        ،

        حمید غرب

        ،

        فاطمه بهرامی

        ،

        اصغر ناظمی

        ،

        محمد قنبرپور(مازیار)

        ،

        سعید صادقی (بیدل)

        ،

        مسعود آزادبخت

        ،

        امیررضا خانلاری (وکیل الشعرا)

        ،

        ایرج محرم پور(صوفی خموش )

        ،

        هادی محمدی

        ،

        ژکا گرجاسی

        ،

        جمیله عجم(بانوی واژه ها)

        ،

        علی معصومی

        ،

        مجید خوش خلق سیما

        ،

        نرگس تیموری متخلص به جانا

        ،

        مریم محبوب

        ،

        محمدکریمی (پویا)

        ،

        فروغ فرشیدفر

        ،

        مهدی محمدی

        ،

        المیرا قربانی

        ،

        سید محمد میرمحمدی جواد

        ،

        آلاله سرخ(سیده لاله رحیم زاده)

        ،

        مرضیه قنواتی نژاد

        ،

        مریم کاسیانی

        ،

        حسن مصطفایی دهنوی

        ،

        آرمین پرهیزکار

        ،

        امید کیانی (امید)

        ،

        علی احمدی (حادثه)

        ،

        ندا عبدحق

        ،

        احسان کریمیان علی آبادی

        ،

        سارا رحیمی

        ،

        مینا فتحی (آفاق)

        ،

        مهناز نصیرپور (بانوی فصلها)

        ،

        حمید مرادی

        ،

        معصومه خدابنده

        ،

        علیرضا صفری عاهد

        ،

        حسین رضایی

        ،

        نسرین حسینی

        ،

        قربانعلی فتحی (تختی)

        ،

        جواد کشتکار ویزمکی

        ،

        فاطمه بهرامی (دریا)

        ،

        امیر عباس معظمی

        ،

        علیرضا اسماعیلی همایون

        ،

        نیما سعیدی

        ،

        فاطمه بهرامی (دریا)

        ،

        مهدي حسنلو

        ،

        تخلص(بانوی بهار)

        ،

        عارف افشاری (جاوید الف)

        ،

        زهرا مهدوی راد(گل یخ)

        ،

        سمیرا عاشوری

        ،

        حمید فیروزآباد

        ،

        فریبا حسنی

        ،

        سید محمد حسین شرافت مولا

        ،

        عنایت یزدانی (فرخ)

        ،

        حنانه الادا

        ،

        عليرضا حكيم

        ،

        درویش حسین ندری

        ،

        جهانبخش دژاگه

        ،

        مسیح علیپور

        ،

        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)

        ،

        طاهره حسین زاده (کوهواره)

        ،

        نیاز ناطق

        ،

        حسین قائدی

        ،

        محمد فاضلی نژاد

        ،

        لیلا گمار (مأنوس شده با قلم)

        ،

        سید علی کهنگی (واسع)

        ،

        اله یار خادمیان(صادق)

        ،

        مجیدنیکی سبکبار

        ،

        مجتبی شفیعی (شاهرخ)

        ،

        محمد علی رضاپور

        ،

        محمد جواد عطاالهی

        ،

        سیدیحیی حسینی

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        شنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۰ ۰۲:۱۹
        درود بزرگوار
        بسیار زیبا و دلنشین بود
        موفق باشید خندانک
        محمد رضا خوشرو
        محمد رضا خوشرو
        شنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۰ ۱۷:۴۳

        هوای خشک پاییزی سه سال است
        که می گوید هنر رو به زوال است
        زند فریاد بر ابر سیه رو
        نبار اینجا چو نامردی روال است
        ******
        چه پاییز غم انگیزی ست امسال
        نبارد ابر و باران گشته بد حال
        پرنده پر نزد در کشتزاران
        مترسک خم شده، از غصه چون دال
        ******
        چنان نامردمی مد گشته اینجا
        هوا هم خشکسالی کرده بر پا
        و گوید صاحبان قدرت و زور
        فرامش کرده درد بینوا را
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        شنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۰ ۲۱:۲۲
        خندانک
        ارسال پاسخ
        طوبی آهنگران
        طوبی آهنگران
        دوشنبه ۲۴ آبان ۱۴۰۰ ۰۰:۳۱
        سلاو با درود ی بی انتها
        طوبی آهنگران
        طوبی آهنگران
        سه شنبه ۲۵ آبان ۱۴۰۰ ۱۵:۳۰
        هر جا خواهری دیدی فدا کار

        که می پیمود راه برادر را بزرگوار

        به دنبال گلی جنس برادر

        نداشت ترسی که این ره باشه غمخوار

        به این جذابی با عشق رهبر

        تمامیش نبود آن عاشق صودای دلبر

        که بود دل دادگی میان. دو دلبر

        حسین و زینب رضا با معصومه چون زهرای اطهر
        طوبی آهنگران
        طوبی آهنگران
        جمعه ۲۸ آبان ۱۴۰۰ ۲۱:۵۹
        در وجود ما هزاران گرگ و خوک

        صالح ناصالح و خوب خشوک

        حکم آن خورست کآن. عالی ترست

        چون که زر پیش از مس آند آن زرست

        ساعتی گرگی در آید در بشر

        ساعتی یوسف رخی. هم چون. قمر

        دل ترا در کوی اهل دل کشد

        تن تو را در حبس آب گل کشد

        هین غذای دل بده از هم دلی

        رو بجوی اقبال را از مقبلی

        آب گل خواهد در دریا رود

        گل گرفت پای آب را می کشد

        گر رهاند پای خود را از دست گل

        گل بماند خشک و او شد مستقل

        آب ما محبوس گل مندست هین

        بحر رحمت جذب کن مارا از طین

        سلام این شعر زیبا از حضرت مولا نا

        بس می گوید شیرین از حال ما

        کی شود ما از گل برمانیم جان

        سوی در یا رقس کنان چون موجها

        ما چه محبوس مانده ایم در نفس خیش
        بحر رحمت جذب کن مارا از طین

        کاش یر آن شتابیم تا نگردد در ما درشت

        چو در وجود ما می گردد تا به کشت
        و از فریدون مشیری

        هر که گرش را بیندازد به خاک

        رقته رفته می شود انسان پاک
        المیرا قربانی
        المیرا قربانی
        يکشنبه ۳۰ آبان ۱۴۰۰ ۰۰:۵۴
        خندانک
        ارسال پاسخ
        محمد رضا خوشرو
        محمد رضا خوشرو
        شنبه ۶ آذر ۱۴۰۰ ۰۰:۲۷
        🌱
        🌱🌱
        🌱🌱🌱🌱
        🌺🌺🌺🌺
        🌱🌱🌱🌱
        🌱🌱
        🌱
        ارسال پاسخ
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        خندانک
        ارسال پاسخ
        طوبی آهنگران
        طوبی آهنگران
        سه شنبه ۱۴ دی ۱۴۰۰ ۱۹:۳۷
        گفتم عجب. این مرغ شب. نغمه ی تری دارد

        گفت. عجب بدان. که شاعر هر نفسش غزلی. خواند

        گفتم عجب بر چشم زیبایش ایطور نظری دارد

        گفت عجب یر قلمش که. چون شه. کله دارد

        گفتم جهانی در جان از شعر. سخن مست

        گفت دانی عارفان از جام قلم مست

        گفتم هزاران چرخ گردون باید گشت عارفی بیند جهان

        گفت نگه بر خورشید که باشد دور او جمعی ستاره خندانک
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        شنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۰ ۲۱:۲۶
        خندانک
        درودجناب خوشرو خندانک
        بسیارزیبابود خندانک خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک
        محمد رضا خوشرو
        محمد رضا خوشرو
        شنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۰ ۲۲:۵۶
        شب برمدارتلخ بیداری است
        غم دردل اندیشه ام جاری است

        دارم می اندیشم به شهری که
        ازعشق و وجدان وشرف عاری است

        مردی که سگ دومیزند دایم
        سرمایه اش همواره ناداری است

        کابوس تلخ هرشبش شد نان
        زخم درون سینه اش کاری است

        دارم می اندیشم به آن زن که
        سهمش ازآزادی فقط خواری است

        خوابیده درآغوش بی عشقی
        قربانی این درد تکراری است

        طفلی که گم شد آرزوهایش
        محکوم یک تقدیر اجباری است

        ظالم سواراسب استبداد
        شغل شریفش مردم آزاری است

        قصدخداازآفرینش چیست؟
        برمرده گی کردن چه اصراری است!

        خـواب ازسرم افتاده دلگیرم
        انگاربردوش قلم باری است

        آبستن یک شعرغمگینم
        شب برمدارتلخ بیداری است!
        ارسال پاسخ
        طوبی آهنگران
        طوبی آهنگران
        دوشنبه ۲۴ آبان ۱۴۰۰ ۰۰:۳۳
        سلاو با درود ی بی انتها
        المیرا قربانی
        المیرا قربانی
        سه شنبه ۲۵ آبان ۱۴۰۰ ۲۲:۱۰
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        المیرا قربانی
        المیرا قربانی
        يکشنبه ۳۰ آبان ۱۴۰۰ ۰۰:۵۷
        خندانک
        ارسال پاسخ
        محمد رضا خوشرو
        محمد رضا خوشرو
        شنبه ۶ آذر ۱۴۰۰ ۰۰:۳۰
        🌱
        🌱🌱
        🌱🌱🌱🌱
        🌺🌺🌺🌺
        🌱🌱🌱🌱
        🌱🌱
        🌱
        ارسال پاسخ
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        خندانک
        ارسال پاسخ
        طوبی آهنگران
        طوبی آهنگران
        سه شنبه ۱۴ دی ۱۴۰۰ ۱۹:۳۷
        گفتم عجب. این مرغ شب. نغمه ی تری دارد

        گفت. عجب بدان. که شاعر هر نفسش غزلی. خواند

        گفتم عجب بر چشم زیبایش ایطور نظری دارد

        گفت عجب یر قلمش که. چون شه. کله دارد

        گفتم جهانی در جان از شعر. سخن مست

        گفت دانی عارفان از جام قلم مست

        گفتم هزاران چرخ گردون باید گشت عارفی بیند جهان

        گفت نگه بر خورشید که باشد دور او جمعی ستاره
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        ۲ هفته پیش
        بسیار زیبا و دلنشین خندانک

        درودها خندانک خندانک خندانک خندانک
        محمد رضا خوشرو
        محمد رضا خوشرو
        ۲ هفته پیش
        استاد بزرگوار حکیمی بافقی بسیار لطف فرمودید .
        درودها و بابت گل افشانی سپاسگزارم .
        در پناه حق.
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        ارسال پاسخ
        طاهره حسین زاده (کوهواره)
        ۲ هفته پیش
        توو هوای بس غم انگیز
        توو غروب سردِ پاییز
        من سنی چُخ ایستییرم
        به ( زبانِ ترکِ) تبریز

        تو همان شعاع نوری
        به تفاوتِ دقایق
        برسد کرانِ (چشمَت)
        به تناسُبِ حقایق

        بشود دوباره دیدت
        ( دفعاتی از ) مکرّر
        به تپش رسیده این بار
        توی ساعات مقرّر

        قلمم رو قلبت انگار
        شده بازوان تقدیر
        به فدایت این (سیاهه)
        بزنم به علم تفسیر

        به دلم ( بر آمد ) این بار
        بِتَپَم چو ابر غمگین
        بشود سَبکِ ترانه
        ( باروک و متالِ) سنگین

        به دیار حیرت انگیز
        تو مناجات بهاری
        شب شعر و سوز و تحلیل
        که رِسَد به گریه زاری

        تو مُشابهِ حقیقت
        تویی واسه من صداقت
        تو که ناخدای عشقی
        برسانم به لیاقت / ( برسان به این لیاقت )

        تو یی سرزمین سنگی
        توی منجلاب غربت
        تو یی آن شهاب ثاقب
        که به قلب من اصابت


        سلام و درود و احترام

        روحِ شریف رفتگان تان بویژه بزرگواری که سروده ی زیباتان را تقدیم ایشان نمودید ؛ در رحمت واسعه ی حق تعالی شاد

        برای شما و خانواده ارجمندتان سلامتی و عزت روزافزون از یگانه خدا خواهانم

        بسیار زیبا سرودید هم چارپاره بود هم ترانه و تصنیف
        درباره مکتب ادبی باروک هم که در یک مصراع نامی ازش بردید ؛ خب حرف بسیار است و دراین زمینه در سایت های مختلف و کتابهای موجود می توان خواند و لذا نیازی به توضیح الکن بیان بنده نیست.

        بسیار زیبا و دلپسند سرودید

        فقط از جهت ساختاری و کم و زیادیِ هجاهادر برخی مصاریع و موسیقی کلام تغییری مختصر نوشتم .
        که در این صورت نیز یقیناً صلاح مملکت خویش خسروان دانند .
        و تنها نظر و کامنتی بیش نیست .

        سلامت باشید و شاد خندانک خندانک خندانک
        محمد رضا خوشرو
        محمد رضا خوشرو
        ۲ هفته پیش
        سلام و درود بر شما استاد کوهواره⚘
        بسیار بسیار هم عالی
        چقدر هم زحمت کشیدید و وقت گذاشتید
        چه قدر هم ترانه زیبا شد
        و بسیار هم خوشحال شدم .
        در مورد کلمه ی ..( توو).. من با خانواده که مشورت کرده بودم گفتند بالای (و) (وُ) قرار گیرد
        (توو) خوانده می‌شود
        خوب شدکه شما نوشتید . بسیار هم ممنونم
        در مورد بقیه نقاط شعر هم دنیایی سپاس به موقع و در جای خودش حتما اصلاحیه زده می‌شود و از شما سپاسگزارم.
        در پناه حق.

        خندانک
        خندانک
        خندانک
        ارسال پاسخ
        سیاوش آزاد
        جمعه ۲۱ آبان ۱۴۰۰ ۲۳:۰۴
        سلام اثر اندکی غریبی میکند ولی لطایفی بنظرم دارد
        یا الله بسم الله مرحوم نظامی فرمود
        بسم‌الله الرحمن الرحیم
        هست کلید در گنج حکیم
        بله بزرگان نیز گاه از وزن تخطی نمودند بنا به مصالحی. بنابرین عجالتا از وزن که سرور معظم خود بهتر واقفند بگذریم
        سه بیت را بکاوم و زحمت را کم کنم
        تو همان شعاع نوری
        به تفاوتِ دقایق
        برسد کرانِ نگاهم
        به تناسبِ حقایق
        نشود دوباره دیدت
        به دفعاتِ مکرّر
        خوب چه توان کرد این بار متن را تغییر دادم تا تاویلاتم درو جابگیرد
        دقایق در فرهنگی به این نحو آمده بود
        ( اسم ) جمع دقیقه . ۱ - نکات باریک خرده ها : دقایق نظری و علمی . ۲ - یک شصتم های ساعت دقیقه ها .
        دقیقه را کاویدم در دهخدا این معنا را نیز یافتم
        || ( اصطلاح عرفان ) به معنی سِر دقیق است که هر کس بر آن آگاه نشود و مرتبت دقایق اجل از مرتبت حقایق است. ( فرهنگ علوم عقلی از دستور العلماء ج 1 ص 104 ).
        و چون گفته بود دقیقه مونث است مذکرش که دقیق است را بگشتم معانی دیگری بود ولی عجالتا به همان سه معنا اکتفا کنیم
        تو همان شعاع نوری
        به تفاوتِ دقایق
        گام اول چرا شعاع که فروکاست نور است؟ اشاره ایست ظریف که ما با معشوق بما هو معشوق هیچ گاه مواجه نخواهیم شد پس معشوق همیشه به وسع آینه ی عاشق رخ می نماید دقایق، معنای اول زمان بله همانطور که دقیقه به دقیقه زمان تغییر میکند جلوات نوریه معشوق نیز متفاوت است «كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ»
        معنای دوم نکات باریک اشاره دارد به شعور آینه ها هرچه عمق بیشتری داشته باشند باطن ژرفتری برایشان ظاهر میشود معنای سوم که فوق العاده است تفاوت را حتی به اعماق دقایق میکشاند
        مطلب بعد کریمه الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ طِبَاقًا ۖ مَا تَرَىٰ فِي خَلْقِ الرَّحْمَٰنِ مِنْ تَفَاوُتٍ ۖ فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرَىٰ مِنْ فُطُورٍ
        انکار تفاوت درین آیه و نسبتش با آن بیت عویصه ای است که به خود سرورانم وا می نهم
        برسد کرانِ نگاهم
        به تناسبِ حقایق
        نگاهت یا نگاهم مسئله اینست
        سه نکته
        نکته اول آنجا آمده بود دقایق اجل از حقایق است و درینجا شاهدیم حقایق بعد از دقایق آمده است تبارک الله.
        نکته دوم نگاهم را آوردم چون نگاه معشوق را بی کران میدانم و لکن میتوان همان نگاهت را هم آورد و معنا راچنین گرفت که به اندازه بهره ای که هر چیز از حقیقت دارد نور خورشید چشمانت بدو میرسد بخصوص اگر نگاه را قدمایی کنیم که میگفتند نور از چشم به اشیا میتابد برخلاف امروز که از اشیا به چشم میدانند البته کران را میتوان برای حق متجلی دانست نه حق مستور در مکمن غیب
        نکته سوم در بیت قبل سخن از تفاوت بود و اینجا تناسب بنظرم شرح تناسب را در روایات هلْ نَرَى رَبَّنَا يَومَ القِيَامَةِ بیابید
        نشود دوباره دیدت
        به دفعاتِ مکرّر
        میتوان بشود آورد درین حال دیده ثبات بین می طلبد چون پارمنیدس
        سر آنکه نشود آوردم آنست که
        بیزارم از این کهنه خدایی که تو داری
        هر روز مــرا تازه خدای دگرستی
        بله «لا تکرار في التجلي».
        «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم‏ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمينَ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِين‏».
        محمد رضا خوشرو
        محمد رضا خوشرو
        جمعه ۲۱ آبان ۱۴۰۰ ۲۳:۱۹
        درود آزاد جان.
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        شنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۰ ۲۱:۲۲
        خندانک
        ارسال پاسخ
        طوبی آهنگران
        طوبی آهنگران
        دوشنبه ۲۴ آبان ۱۴۰۰ ۰۰:۳۱
        سلاو با درود ی بی انتها
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        خندانک
        ارسال پاسخ
        محمد قنبرپور(مازیار)
        شنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۰ ۱۴:۴۳
        با سلام بر اهالی شعر ناب

        وعرض سلام ادب و احترام خدمت دوست نازنین و شاعر خوب شعر ناب
        جناب خوشروی خوش سیرت مهربان امیدوارم حال همسر محترمتان بهبود یافته باشد
        شعرت را خواندم و نظرات را
        لذت بردم شعر شیرینی بود و دوست داشتنی و حالخوب کن.
        خیلی میتونست از لحاظ وزنی و تالیفی و لحنی بهتر هم بشه و البته با چند تغیر محتوایی و وزنی عالی میشد

        _ابتدا لحن شعر گاهی تغییر کرد
        *برسد *در مصراع هفتم
        از لحاظ لحن با *شده * در مصراع بیست وششم متفاوت بود

        _در بیت اول
        *لهجه ی * از وزن خارج بود کاش از یک صفت با هجای کوتاه برای زبان استفاده می‌شد مثلا /ناب
        به زبان تاب تبریز /یا /خوب /به زبان خوب تبریز /
        به نظرم وزن بهتر و خوش اواتر می شد
        من سنی چوخ ایستیرم
        به زبان (خوبِ) (نابِ) تبریز

        _در همان بیت اول هم یک مشکل تالیفی دیده شد:
        تو هوای بس دل انگیز
        تو غروب سرد پاییز
        کمی وجه ارتباط این دو برایم ناپیدا بود چون معمولا هوای سرد و آن هم در غروب معمولا دل انگیز نیست، اتفاقا کمی هم دلگیر است، مگر اینکه این دو تا تکمیل کننده هم نباشند و دو فضا و هوای مجزا باشند در این شرایط میشه پذیرفت، البته بشرطی که مخاطب رو به آب و هوا و فصل جداگانه مطلع کرد، مثلا اینگونه می نوشتید :
        تو هوای بس دل انگیز (که نشان از بهار یا هوای مطبوع و نه سرد و نه گرم)
        یا هوای سرد پاییز
        پس :
        تو هوای بس دل انگیر
        یا غروب سرد پاییز
        یعنی در هر هوایی من دوستت دارم.

        _ مورد بعدی
        برسد کرانِ نگاهت /کسره ی کران کمی وزن رو دچار مختل کرد
        یا باید بصورت :/برسد کرانْ نگاهت /خوانده بشه
        که در اون صورت معنای مورد نظر از دست میره یا باید واژه کران تغییر کنه مثلا از اوج استفاده کرد و بشه :
        برسد اوجِ نگاهت

        _به دلم بر آمد(ه) اینبار
        بنظر/ به دلم بر آمد اینبار /بهتر بود

        _به شود سبک یک ترانه
        مِتال یا باروکِ سنگین

        پیشنهادم:
        بشود سبکِ ترانه
        مثل یک باروکِ سنگین


        _و تو مشابه( ی) حقیقت
        شده واسه (ی) من حماقت

        پیشنهادم :
        تو مشابه حقیقت
        شده واسِ من حماقت

        ودر نهایت حذف فعل در بیت آخر
        تویی آن شهاب ثاقب
        که به قلب من اصابت(کردی)
        بنظرم اشتباه بود و البته این راهم میدانم اجبار رعایت وزن و حفظ قافیه دست شاعر را برای حفظ فعل بسته بود وباعث مختل شدن معنا

        در کل با توجه به تجربه اول شاعر در این قالب، شعر خوش رنگی بود

        با عرض پوزش بابت روده درازی در محضر اساتید و دوست نازنینم خوشروی خوش سیرت مهربان که می‌دانم از منِ شاگرد نخواهد رنجید

        یا حق خندانک خندانک
        محمد رضا خوشرو
        محمد رضا خوشرو
        شنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۰ ۱۷:۴۴
        محمد عزیزم.
        دنیایی سپاس.
        خندانک
        دوستت دارم.
        خندانک
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        شنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۰ ۲۱:۲۳
        خندانک
        ارسال پاسخ
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        خندانک
        ارسال پاسخ
        مهدی بدری ماشمیانی(دلسوز)
        جمعه ۲۱ آبان ۱۴۰۰ ۲۱:۱۵
        سلام جناب خوشروی با مرام
        امیدوارم خوش و سلامت باشید
        ایشالا که داداش عرشیا هم حالش خوب باشه
        زنده باشید و سلامت خندانک
        محمد رضا خوشرو
        محمد رضا خوشرو
        جمعه ۲۱ آبان ۱۴۰۰ ۲۱:۱۹
        خیزید و بهاران شد، صد غنچه به بار آمد
        بلبل به گلستان شد، شادان روی دار آمد
        گردیده گلستانم سرسبز و نکو منظر
        آوای کلاغ از سر، صد نغمه ی سار آمد
        باران به بهارانم یک باره شتابان شد
        همت به کمر بندم، هنگامه ی کار آمد!
        گلبوته ی امیدم خندید و شکوفا شد
        هجران ز دلم پر زد، صد وعده ی یار آمد
        آمد سوی بستانم با موی خرامانش
        لبخند وفایش بین، اسپند روی نار آمد!
        خورشید نوید آمد، تابید و درخشان شد
        ماهم به شبستان شد، بر دیده ی تار آمد
        بر روی چمن شادان، لیلی سوی یار آمد
        خندید و خداوندا بر بنده ی زار آمد
        ...
        مهدی بدری(دلسوز) خندانک
        ارسال پاسخ
        طوبی آهنگران
        طوبی آهنگران
        جمعه ۲۱ آبان ۱۴۰۰ ۲۲:۵۰
        خندانک
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        شنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۰ ۲۱:۲۳
        خندانک
        ارسال پاسخ
        مهدی بدری ماشمیانی(دلسوز)
        مهدی بدری ماشمیانی(دلسوز)
        يکشنبه ۲۳ آبان ۱۴۰۰ ۲۰:۰۹
        خندانک
        طوبی آهنگران
        طوبی آهنگران
        دوشنبه ۲۴ آبان ۱۴۰۰ ۰۰:۳۱
        سلاو با درود ی بی انتها
        المیرا قربانی
        المیرا قربانی
        يکشنبه ۳۰ آبان ۱۴۰۰ ۰۰:۵۴
        خندانک
        ارسال پاسخ
        محمد رضا خوشرو
        محمد رضا خوشرو
        شنبه ۶ آذر ۱۴۰۰ ۰۰:۲۸
        🌱
        🌱🌱
        🌱🌱🌱🌱
        🌺🌺🌺🌺
        🌱🌱🌱🌱
        🌱🌱
        🌱
        ارسال پاسخ
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        خندانک
        ارسال پاسخ
        محسن ابراهیمی ( غریب )
        جمعه ۲۱ آبان ۱۴۰۰ ۲۱:۲۳
        درود و عرض ادب جناب خوشرو خندانک خندانک خندانک
        قلمتان سبز خندانک خندانک خندانک
        محمد رضا خوشرو
        محمد رضا خوشرو
        جمعه ۲۱ آبان ۱۴۰۰ ۲۱:۲۵
        روی بام آرزوها
        کی صدامونو شنیده
        می دونی تو این شلوغی
        ما رو هیچکسی ندیده
        زندگی یه روی دیگش
        واسه ما مثه یه خوابه
        هممون سنگ صبوریم
        حالمون خیلی خرابه
        آرزوم مثه یه کلبه
        تویه جنگل شماله
        آسمون ابری وبارون
        کم نذاره هی بباره
        صدای نم نم بارون
        روی شیروونی کلبه
        رعد برق و روشنایی
        آسمونی که می غره
        روی صندلی کنار
        پنجره باید بشینی
        شبنم رو شیشه رو تا
        می سره باید ببینی
        زندگی می تونه زیبا
        تر از این که میشه باشه
        بعضی وقتا خوبه آدم
        یکم از زمین جداشه
        محسن ابراهیمی
        ارسال پاسخ
        محسن ابراهیمی ( غریب )
        محسن ابراهیمی ( غریب )
        جمعه ۲۱ آبان ۱۴۰۰ ۲۱:۳۳
        خندانک خندانک خندانک
        طوبی آهنگران
        طوبی آهنگران
        جمعه ۲۱ آبان ۱۴۰۰ ۲۲:۵۰
        خندانک
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        شنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۰ ۲۱:۲۳
        خندانک
        ارسال پاسخ
        المیرا قربانی
        المیرا قربانی
        يکشنبه ۳۰ آبان ۱۴۰۰ ۰۰:۵۴
        خندانک
        ارسال پاسخ
        محمد رضا خوشرو
        محمد رضا خوشرو
        شنبه ۶ آذر ۱۴۰۰ ۰۰:۲۸
        🌱
        🌱🌱
        🌱🌱🌱🌱
        🌺🌺🌺🌺
        🌱🌱🌱🌱
        🌱🌱
        🌱
        ارسال پاسخ
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        خندانک
        ارسال پاسخ
        طوبی آهنگران
        جمعه ۲۱ آبان ۱۴۰۰ ۲۲:۴۹
        با سلام. خدمت شاعر گرامی
        جناب زیبا سروده اید
        احسنت
        تو منا جات بهاری
        شب شعر و سوز تحلیل
        که رسد به گریه زاری
        تو مشابه حقیقت
        محمد رضا خوشرو
        محمد رضا خوشرو
        جمعه ۲۱ آبان ۱۴۰۰ ۲۲:۵۹

        ای دلبر صاحب کمال ای یوسف جاه وجلال مولابیا
        ای پاده شاه با نقاب دستی مزن بر سینه ها مولا بیا
        این دل هوای موی تو افتاده خاک کوی تو
        قامت به رنجؤری کشید این پیکر زیبای ما مولا بیا
        راه دیار مشکل بود ای صاحب تیغ برا
        گرمی بازار پس مکن چشمان قبار غم گرفت مولابیا
        یاری می خواهیم و امان محتاج دلجوییم زمان
        آمد ت توان دیگر به سر اوج بلاگیرد جهان مولا بیا
        ای کعبه دلهای خاک و ای هستی ،هستی تاک
        باغ تمنای وجود امروز شکسته هر دل ما مولا بیا
        دلبر که چون گل با صقاست در جمع دوستان در غفاست
        مظلوم بی پناه ما ایم امروز زمان تنگ ما مولا بیا
        بیش از این نالان مکن دل شکسته گان ببین
        پرده بر گیر بیا ما را به خود وامگزار بد حال ما مولا بیا
        ازه سفر نمی کنی منزل چرا وا نمی کنی
        آتش به جانها گرفت بیماری از ما جانها گرفت مولا بیا
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        شنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۰ ۲۱:۲۳
        خندانک
        ارسال پاسخ
        طوبی آهنگران
        طوبی آهنگران
        دوشنبه ۲۴ آبان ۱۴۰۰ ۰۰:۳۱
        سلاو با درود ی بی انتها
        المیرا قربانی
        المیرا قربانی
        يکشنبه ۳۰ آبان ۱۴۰۰ ۰۰:۵۵
        خندانک
        ارسال پاسخ
        محمد رضا خوشرو
        محمد رضا خوشرو
        شنبه ۶ آذر ۱۴۰۰ ۰۰:۲۹
        🌱
        🌱🌱
        🌱🌱🌱🌱
        🌺🌺🌺🌺
        🌱🌱🌱🌱
        🌱🌱
        🌱
        ارسال پاسخ
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        خندانک
        ارسال پاسخ
        طوبی آهنگران
        جمعه ۲۱ آبان ۱۴۰۰ ۲۲:۴۹
        خندانک
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        شنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۰ ۲۱:۲۳
        خندانک
        ارسال پاسخ
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        خندانک
        ارسال پاسخ
        طوبی آهنگران
        جمعه ۲۱ آبان ۱۴۰۰ ۲۲:۴۹
        خندانک
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        خندانک
        ارسال پاسخ
        آذر مهتدی
        جمعه ۲۱ آبان ۱۴۰۰ ۲۳:۳۲
        درود ب شما جناب خوشرو
        قلمتان سبز
        دلتان شاد
        دقایقتان پر از تلالو چهره معشوق
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        محمد رضا خوشرو
        محمد رضا خوشرو
        جمعه ۲۱ آبان ۱۴۰۰ ۲۳:۳۵
        مزرعه بوی
        علف مرده ی هرز
        برکه خالی از آب
        موج موج ...عطش
        داغ سراب
        در بیابانی دور
        هرزگانی ...که در آیینه
        به خود می خندند
        تا مگر آینه از دیدنشان
        گریه کند
        وای از بوی علف مرده شهر
        بوی یک حمله ی
        قبل از جنگ است
        بوی یک فاجعه ی در راه است
        جنگ اما
        جنگ نامردی و
        نامردمی ست
        کودک و زن که مهم نیست
        خدا را کشتند
        در دل مردم شهری
        که دلش غافل شد
        و خدا رفت
        در گوشه ی عرشش ساکت
        تا ببیند که چه قدر
        آدمها
        بی حیایی دارند
        گوشه ی لب اما
        خنده ای پنهان است
        او خودش می داند
        که کسی در راه است
        انتقام همه را می گیرد
        حامی مرد و زن و
        کودک و حیوانات است
        صاحب جنگل دنیا
        که به آتش سوزد
        مالک مزرعه ی آدمها
        که علف جای چمن روییده
        گندمک خشکیده
        قهرمان می آید
        "ما به خوابیم که او بیدارست"
        درس دزدان وطن
        این بودست....
        ما بخوابیم که او بیدارست...
        آذر.م 21 خرداد
        ارسال پاسخ
        آذر مهتدی
        آذر مهتدی
        شنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۰ ۱۳:۴۴
        درودها بر شما برادربزرگوار و گرامی
        خیلی خوب است که درجه اهمیتتان را با ایده ایی زیرنویس کامنت به زیبایی نشان می دهید. قبلا هم فرموده بودید که مزرعه را دوست دارید باعث خوشحالی و مسرت من بود بازهم سپاسگزارم خندانک خندانک خندانک
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        شنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۰ ۲۱:۲۳
        خندانک
        ارسال پاسخ
        طوبی آهنگران
        طوبی آهنگران
        دوشنبه ۲۴ آبان ۱۴۰۰ ۰۰:۳۲
        سلاو با درود ی بی انتها
        المیرا قربانی
        المیرا قربانی
        يکشنبه ۳۰ آبان ۱۴۰۰ ۰۰:۵۵
        خندانک
        ارسال پاسخ
        محمد رضا خوشرو
        محمد رضا خوشرو
        شنبه ۶ آذر ۱۴۰۰ ۰۰:۲۹
        🌱
        🌱🌱
        🌱🌱🌱🌱
        🌺🌺🌺🌺
        🌱🌱🌱🌱
        🌱🌱
        🌱
        ارسال پاسخ
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        خندانک
        ارسال پاسخ
        مهرداد عزیزیان  بی تخلص
        شنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۰ ۰۰:۱۶
        عرض ادب و احترام خدمت جناب خوشروی گرامی ✋🌺
        برایم جالب است که شما در قالبهای فراوانی طبع آزمایی میکنید 👏🌺
        کنجکاو شده ام بدانم کدام قالب برای سرودن در نگاهتان از همه محبوب تر است؟ و کدام سبک🙏
        محمد رضا خوشرو
        محمد رضا خوشرو
        شنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۰ ۰۰:۲۱
        خیلی ناراحت شدم.
        لهجه رو اشتباه نوشتم
        دفاعاتم اشتباه نوشتم
        ارسال پاسخ
        محمد رضا خوشرو
        محمد رضا خوشرو
        شنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۰ ۰۰:۴۹
        سلام عزیز جان .
        شعری که شاهد هستید چهار پاره ترانه است
        بر وزن
        فعلاتن... مفاعلن ...فعلن
        شخصا.
        در ترانه از مصراع های کوچک خوشم می آید.
        و مصراع های بلند ترانه را دوست ندارم
        از مثنوی خوشم نمی آید
        ببخشید که اینگونه عامیانه می‌نویسم سوالی پرسیدید
        جوابی از دل گفته می‌شود
        از غزل چون شاعر می‌گردد شش هفت تا قافیه پیدا می‌کند و شعر را بر پایه شش هفت قافیه انتخابی می سراید زیاد رضایت ندارم
        ولی اگر غزلی ببینم که واقعا شاعر بر پایه ی قافیه کار را شروع نکرده باشد... بسیار و بسیار و بسیار غزل را دوست میدارم.
        رباعی را دوست دارم دست شاعر در مصرع سوم باز است
        و با زندگی امروزه ما تطبیق دارد به نظر من
        بسیار مستزاد را دوست دارم.
        یک نمونه هم سروده ام .
        و دوباره می‌نویسم
        دو بیتی را خیلی دوست دارم.
        در هر شرایطی ....
        نظری در مورد قطعه ندارم
        باشد یا نباشد.
        برایم فرقی نمی‌کند. خالقش احتمالا از بیکاری خلقش کرده.
        مسمط را هم دوست ندارم.
        خندانک با درود فراوان.
        این نوشته از دل بود به جهت سوال جناب عزیزیان گرامی.
        خندانک
        خندانک
        خندانک



        ارسال پاسخ
        محمد رضا خوشرو
        محمد رضا خوشرو
        شنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۰ ۰۱:۱۹
        در مورد سبک
        نیمایی زیباست و با زندگی امروز هم تطبیق دارد به نظر من
        وسبک عراقی و حافظ و سعدی
        در اشعار کهن
        سبک های اخوان ثالث . ابتهاج.پروین اعتصامی
        خندانک
        ممنون بزرگوار خندانک
        در اشعار امروزی
        ارسال پاسخ
        محمد رضا خوشرو
        محمد رضا خوشرو
        شنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۰ ۰۱:۳۹
        البته پروین اعتصامی قطعه زیاد سروده
        گفتم بنویسم چون .نوشته های من همدیگر را نقض کرده اند.. خندانک
        ارسال پاسخ
        مهرداد عزیزیان  بی تخلص
        مهرداد عزیزیان بی تخلص
        شنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۰ ۰۸:۴۲
        👏👏👏
        بسیار متشکرم از توضیح کاملتان عزیز
        بنده خودم هم در کلیت غزل ،چهارپاره، و انواع ترانه را برای سرودن بیشتر دوست دارم 🌺🌺🌺
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        شنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۰ ۲۱:۲۳
        خندانک
        ارسال پاسخ
        طوبی آهنگران
        طوبی آهنگران
        دوشنبه ۲۴ آبان ۱۴۰۰ ۰۰:۳۲
        سلاو با درود ی بی انتها
        المیرا قربانی
        المیرا قربانی
        يکشنبه ۳۰ آبان ۱۴۰۰ ۰۰:۵۵
        خندانک
        ارسال پاسخ
        محمد رضا خوشرو
        محمد رضا خوشرو
        شنبه ۶ آذر ۱۴۰۰ ۰۰:۲۹
        🌱
        🌱🌱
        🌱🌱🌱🌱
        🌺🌺🌺🌺
        🌱🌱🌱🌱
        🌱🌱
        🌱
        ارسال پاسخ
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        خندانک
        ارسال پاسخ
        ابوالحسن انصاری (الف رها)
        شنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۰ ۰۰:۴۹
        درود برشما خندانک خندانک خندانک
        محمد رضا خوشرو
        محمد رضا خوشرو
        شنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۰ ۰۰:۵۲


        من را به اوج خفت و خوار ی گماشتند
        مجمو عه ای که شرم و حیا یی نداشتند
        خندانک
        خندانک
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        شنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۰ ۲۱:۲۳
        خندانک
        ارسال پاسخ
        المیرا قربانی
        المیرا قربانی
        يکشنبه ۳۰ آبان ۱۴۰۰ ۰۰:۵۵
        خندانک
        ارسال پاسخ
        محمد رضا خوشرو
        محمد رضا خوشرو
        شنبه ۶ آذر ۱۴۰۰ ۰۰:۲۹
        🌱
        🌱🌱
        🌱🌱🌱🌱
        🌺🌺🌺🌺
        🌱🌱🌱🌱
        🌱🌱
        🌱
        ارسال پاسخ
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        خندانک
        ارسال پاسخ
        فاطمه گودرزی
        شنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۰ ۰۳:۰۵
        سلام و درود جناب خوشرو بزرگوار
        ترانه زیبایی بود
        مانا باشید و سرافراز
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک خندانک
        محمد رضا خوشرو
        محمد رضا خوشرو
        شنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۰ ۱۷:۴۵

        من مثل یک فنجان چای سرد شده،
        روی زمین نگاهت قدم میگزارم،
        و تو
        چون آتشی سوزان
        تن سردم را به نظاره می نشینی.
        و باغ دلم را به سرمای پاییز می سپاری ،
        و خیالم
        را گم می کنی
        در هیاهوی آدمها .
        افکارم همچون جنگلی اشفته
        با در ختانی سر ب فلک کشیده
        در هم می پیچند.
        چون باد در میان درختان
        و چون تو
        در تمام مویر رگهایم .
        من حدیث تلخ تنها شدن یک روز پاییزی را خوب می دانم .
        می دانم انتظار در خیابان تنهایی چه معنایی دارد.
        من خود تنهایی ام .
        من تنهایی یک تکه ی ابر در شب تابستانم
        که حسرت پیوستن در ذره ذره وجودم شراره می زند .
        من معنای ان تنهایی حزن انگیز دخترک گل فروشی هستم،
        که عشق را با گلهایش ذره ذره می فروشد،
        شاید
        که در این شهر کسی عاشق شد
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        شنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۰ ۲۱:۲۴
        خندانک
        ارسال پاسخ
        طوبی آهنگران
        طوبی آهنگران
        دوشنبه ۲۴ آبان ۱۴۰۰ ۰۰:۳۲
        سلاو با درود ی بی انتها
        المیرا قربانی
        المیرا قربانی
        يکشنبه ۳۰ آبان ۱۴۰۰ ۰۰:۵۵
        خندانک
        ارسال پاسخ
        محمد رضا خوشرو
        محمد رضا خوشرو
        شنبه ۶ آذر ۱۴۰۰ ۰۰:۲۹
        🌱
        🌱🌱
        🌱🌱🌱🌱
        🌺🌺🌺🌺
        🌱🌱🌱🌱
        🌱🌱
        🌱
        ارسال پاسخ
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        خندانک
        ارسال پاسخ
        آرمان پرناک
        شنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۰ ۰۷:۳۳
        درود بیکران بر جناب خوشروی عزیز
        سروده ی بسیار زیبایی از قلمتان خواندم
        سلامت و شاد باشید
        در پناه حق
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        محمد رضا خوشرو
        محمد رضا خوشرو
        شنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۰ ۱۷:۴۶


        صدامو میشنوی، سلام عزیزم
        منــــم ، مـــادرتم عــزیزم
        نشد که، آرومش کنم دلم رو
        گفتــم بیام، سراغـــتو بگیرم


        هنوزم اون لبخندتو، یادمه
        اون آخرین نگاهتو، یادمه
        باور بکن تنها گل باغ من
        بغضم نذاشت، بهت بگم ...(مکث)
        ....(آه)...


        حسـرتش موند اون لحظه بگــم
        بگم چقدر، چقدر دوست دارمت
        امــا می دونم که مــنو بخشیدی
        بـخشیـدنو، خـودم یـاد دادمــت


        قسم به ساعت رو دیوارمون
        قسم به چشم به در دوخـتمو
        قسم به عکسی که بغل کردمو
        هنوزم، هنوزم منتظرم ببینمت


        به شوق تو هر صبح که بیدار میشم
        گــــل های باغــچمونو آب میـدم
        نمیـدونی چــه عطــر و بویی دارن
        نمیـدونم بگو خدا چه عطری داره؟

        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        شنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۰ ۲۱:۲۴
        خندانک
        ارسال پاسخ
        طوبی آهنگران
        طوبی آهنگران
        دوشنبه ۲۴ آبان ۱۴۰۰ ۰۰:۳۲
        سلاو با درود ی بی انتها
        المیرا قربانی
        المیرا قربانی
        يکشنبه ۳۰ آبان ۱۴۰۰ ۰۰:۵۶
        خندانک
        ارسال پاسخ
        محمد رضا خوشرو
        محمد رضا خوشرو
        شنبه ۶ آذر ۱۴۰۰ ۰۰:۲۹
        🌱
        🌱🌱
        🌱🌱🌱🌱
        🌺🌺🌺🌺
        🌱🌱🌱🌱
        🌱🌱
        🌱
        ارسال پاسخ
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        خندانک
        ارسال پاسخ
        رضا رضوی تخلص (دود)
        شنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۰ ۰۷:۴۶
        سلام‌و درود جناب خوشرو گرامی
        شاد باشید و سلامت
        خندانک خندانک خندانک
        محمد رضا خوشرو
        محمد رضا خوشرو
        شنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۰ ۱۷:۴۷


        گر چه عاشق نیستم اما رفاقت می کنم
        محضر عشق است و من گاهی جسارت می کنم
        با همه بی برگیت ، با برگ و بالم ساختی
        از مناعت طبع تو حس حقارت می کنم
        از دل و جان عاشقی ، بی فکر نفع و منفعت
        من که کاسب پیشه ام ، فکر تجارت می کنم
        حیف تو که چون منی آتش به احساست زده
        عاشقت کردم ولی خود را ملامت می کنم
        بین ما گر فاصله افتاده ای بانو مرنج
        من ز راه دور هم عرض ارادت می کنم
        بی وفایت کرده گر چه بی وفایی های من
        من خطا کردم بیا جان را فدایت می کنم
        خسته ای از دست من عزم سفر کردی ولی
        سعی بهر ماندنت تا بی نهایت می کنم
        دود هم باشی اگر بالا روی بر آسمان
        آسمان دل چو تنگ آید هوایت می کنم
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        شنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۰ ۲۱:۲۴
        خندانک
        ارسال پاسخ
        طوبی آهنگران
        طوبی آهنگران
        دوشنبه ۲۴ آبان ۱۴۰۰ ۰۰:۳۲
        سلاو با درود ی بی انتها
        المیرا قربانی
        المیرا قربانی
        يکشنبه ۳۰ آبان ۱۴۰۰ ۰۰:۵۶
        خندانک
        ارسال پاسخ
        محمد رضا خوشرو
        محمد رضا خوشرو
        شنبه ۶ آذر ۱۴۰۰ ۰۰:۲۹
        🌱
        🌱🌱
        🌱🌱🌱🌱
        🌺🌺🌺🌺
        🌱🌱🌱🌱
        🌱🌱
        🌱
        ارسال پاسخ
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        خندانک
        ارسال پاسخ
        بهرام معینی (داریان)
        شنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۰ ۰۷:۴۸
        درود های فراوان وارادتی بی پایان جناب خوشرو استاد گرانقدر وفرزانه
        بسیار شیوا ودلنشین چون همیشه
        قلمتان ماندگار
        تندرست ومستدام
        در پناه حق
        ایام بکام‌
        🌷🌷🌷
        محمد رضا خوشرو
        محمد رضا خوشرو
        شنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۰ ۱۷:۴۸

        روز ها که گذشت
        روز های بدون باران
        وبی باران !
        گل بوسه های خشکیده
        می سوخت از نبودن ترنم باران
        گل های سرخ چیده شده از شاخه
        در غم دوری از باغچه
        و
        باغچه از غم سیراب نشدن از باران
        در شب مهتاب
        می سوزند ومیسازند
        با همان شبنم
        تراوش شده در مهتاب
        ودر همان روز ها
        زنده رود نیز می سوزد
        از غم هجران باران
        وبی مهری یاران !
        وهم چنین است
        قصه دل خون شده
        خشکیده وبه گل
        نشته گاو خونی
        از دوری آوای خوش ‌آرام
        زنده روددش !
        ویا
        فریاد بستر خشکیده
        قلقلرود تشنه !
        روز ها که گذشت
        روز خشکسالی ذهن
        از
        نکبت وبی بارانی
        دور از طراوت
        شبنم صبحگاهان
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        شنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۰ ۲۱:۲۴
        خندانک
        ارسال پاسخ
        طوبی آهنگران
        طوبی آهنگران
        دوشنبه ۲۴ آبان ۱۴۰۰ ۰۰:۳۲
        سلاو با درود ی بی انتها
        المیرا قربانی
        المیرا قربانی
        يکشنبه ۳۰ آبان ۱۴۰۰ ۰۰:۵۶
        خندانک
        ارسال پاسخ
        محمد رضا خوشرو
        محمد رضا خوشرو
        شنبه ۶ آذر ۱۴۰۰ ۰۰:۲۹
        🌱
        🌱🌱
        🌱🌱🌱🌱
        🌺🌺🌺🌺
        🌱🌱🌱🌱
        🌱🌱
        🌱
        ارسال پاسخ
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        خندانک
        ارسال پاسخ
        حمید غرب
        شنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۰ ۰۸:۱۸
        درود بر جناب خوشروی عزیز

        کاملا با تو موافقم که اگر قرار باشد برای ابراز اندیشه و پیام و احساسی ، گرفتار قافیه و عروض و وزن شویم ، در نهایت به چیزی می رسیم که شکل شنیداری زیبایی دارد ولی حرف زیادی از آن احساس ناب و کلامی که برای گفتنش تلاش میکردیم ، در آن دیده نمیشود و این خود میتواند باعث تخریب هدفی باشد که قلم را روانه کار کرده . و باور دارم که احساس همان زمان برای سرودن اگر بدور از جزئیات گرامری شعر باشد ، خالص تر و گویا تر است ، اگر چه رعایت مسایل تکنیکی را هم نکرده باشد

        کلامت شیوا و زبانت گویا
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        شنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۰ ۲۱:۲۴
        خندانک
        ارسال پاسخ
        محمد رضا خوشرو
        محمد رضا خوشرو
        شنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۰ ۲۲:۵۳
        سلام و عرض ادب جناب غرب بزرگوار .
        شاعر گرامی.
        نظری که عرض کردم و فرمودید در مورد غزل البته بنده نه صاحب نظرم نه منتقد. صحبتی از دل بود که دوستان شاعر خواسته یا نا خواسته
        شاید هم خود را با سبک زندگی امروز وِقف داده اند.
        که غزل ها رنگ و بو و آن حس و حال غزلی را که زیبا باشد ندارد و یا کمرنگ شده که معمولا
        این دوستان شاعر بسیار هم وارد هستند .
        چه از نظر عروض و قافیه و کلاً اصول و پایه ریزی شعری هم هستند و به قول معروف مو لای درز شعر هایشان هم نمی‌رود.
        و حتی معنی یک مصرع را هم دارند .
        ولی شعر روح ندارد. غزل مصنوعی بگوییم واژه ی مناسبی است .
        شعر زیبا نیست و هر چقدر تاش کنی معنی و مفهومی از شعر خارج نمی‌شود و یک بیت از بالا و یک بیت از پایین و یک بیت از شرق و دیگری از غرب.
        و معنای واحدی ندارد که اگر بگوییم شاعر در بیت اول مثلا به گرما اشاره کرده در بیت آخر منظور شاعر از ماهی دریا
        اشاره دارد به جنوب کشور و خلیج فارس مثلا

        و یا
        اگر شاعر دربیت‌اول سروده مثلا پنگوئن
        و درایت آخر سروده سرما
        منظور شاعر حتما و قطب جنوب یا جنوبگان است.
        زیرا همان گونه که می‌دانید قطب شمال از قطب جنوب گرم تر است و حیوانات زیادی در قطب شمال زندگی می‌کنند ولی در قطب جنوب به علت سرمای شدید فقط پنگوئن امپراتور و روباه قطبی زندگی می‌کنند.
        اینها مثال بود و منظور بر این که در غزل های کنونی آن حال و هوای معنا گرایانه کمی تا قسمتی از بین رفته و شاعر معمولا به دنبال کار راحت پیدا کردن چند قافیه برای جم و جور کردن شعر ش میباشد .
        خندانک نظر شخصی بنده بود بزرگوار
        درود ها و موید باشید .
        در پناه حق

        خندانک
        خندانک
        خندانک
        ارسال پاسخ
        طوبی آهنگران
        طوبی آهنگران
        دوشنبه ۲۴ آبان ۱۴۰۰ ۰۰:۳۳
        سلاو با درود ی بی انتها
        المیرا قربانی
        المیرا قربانی
        يکشنبه ۳۰ آبان ۱۴۰۰ ۰۰:۵۶
        خندانک
        ارسال پاسخ
        محمد رضا خوشرو
        محمد رضا خوشرو
        شنبه ۶ آذر ۱۴۰۰ ۰۰:۳۰
        🌱
        🌱🌱
        🌱🌱🌱🌱
        🌺🌺🌺🌺
        🌱🌱🌱🌱
        🌱🌱
        🌱
        ارسال پاسخ
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        خندانک
        ارسال پاسخ
        فاطمه بهرامی
        شنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۰ ۱۰:۵۳
        سلام بر شما استاد عزیز
        بسیار لطیف وزیبا سرودید
        محمد رضا خوشرو
        محمد رضا خوشرو
        شنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۰ ۱۷:۴۹

        رود پر غرور

        گذشت روزی رودی بر درختی
        بکبر گفتا چرا بی برگ و زردی

        بگفتا با تمسخر ز خیره سری
        گر نبودم نداشتی برگ و بری

        آمدم ز وجودم سیراب شوی
        تا که وارسته و شاداب شوی

        منم نشان رفعت و افتادگی
        آبم به درخت بخشم زندگی

        تاک ز حسرت بر خود کرد نگاهی
        تن لرزانش بود او را گواهی

        به حالی که تو ضعف من بدیدی
        گمانم آمدی باشی نویدی

        ز بهر قدرتت امداد کردی
        خیالت که دلم شاد کردی

        چو راه خود بر زمینم فکندی
        بخشکی، بنیادم ز ریشه بکندی

        زبان سرخ و آزار داری به تیزی
        که بر شاخه ی خشکی ستیزی

        شرم کن که خالق دادت حیاتی
        که بهر دیگران باشی نجاتی

        زمین تنگش آید ز پر توانی
        که چون ظالمی بر آن روانی
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        شنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۰ ۲۱:۲۴
        خندانک
        ارسال پاسخ
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        خندانک
        ارسال پاسخ
        سعید صادقی (بیدل)
        شنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۰ ۱۵:۴۴
        درود جناب خوشرو
        زیبا و دلنشین بود
        مرحبا خندانک
        محمد رضا خوشرو
        محمد رضا خوشرو
        شنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۰ ۱۷:۵۱

        شورم نمی خندد به حال و روزِ گریانم
        ایّامِ سوز آمد که تا برگردد افغانم

        شمسِ جهان تابم به میدان آمده ، گِردَش
        هفتاد و دو ماه است و من درگیرِ جانانم

        هر ساله می گرید جهان تا باز قدری بیش
        اشک از لبانِ خُشکِ چشمانم ببارانم

        تو میر عشقی حضرتِ خونِ خدا ، مولا
        با رسمِ مِشکی پوشی ام مهرِتو را خوانم

        ای تشنه ی درکِ خلایق با چه رویی من
        در دیده ام جز گوهرِ یادِ تو بنشانم

        بر آتش دل چون سپردی رمز عشّاق ، آه
        تا عرش و محشر می رود این داغِ پنهانم

        بیدل صبوری کن که حُسن عاقبت را هم
        او می دهد ، شاه و چراغ ِ سقفِ دورانم
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        شنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۰ ۲۱:۲۴
        خندانک
        ارسال پاسخ
        طوبی آهنگران
        طوبی آهنگران
        دوشنبه ۲۴ آبان ۱۴۰۰ ۰۰:۳۳
        سلاو با درود ی بی انتها
        المیرا قربانی
        المیرا قربانی
        يکشنبه ۳۰ آبان ۱۴۰۰ ۰۰:۵۶
        خندانک
        ارسال پاسخ
        محمد رضا خوشرو
        محمد رضا خوشرو
        شنبه ۶ آذر ۱۴۰۰ ۰۰:۳۰
        🌱
        🌱🌱
        🌱🌱🌱🌱
        🌺🌺🌺🌺
        🌱🌱🌱🌱
        🌱🌱
        🌱
        ارسال پاسخ
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        خندانک
        ارسال پاسخ
        ایرج محرم پور(صوفی خموش )
        شنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۰ ۲۰:۵۸
        درودها خندانک خندانک
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        شنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۰ ۲۱:۲۴
        خندانک
        ارسال پاسخ
        محمد رضا خوشرو
        محمد رضا خوشرو
        شنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۰ ۲۳:۰۰
        برای تو می نویسم .ای زیبای بی انصاف ...
        اینجا دورترین نقط ذهن خداست ...
        انگار باد تمام آرامش را از این شهر رانده ...
        وبه حرمت دخترک عاشق ...
        در روستای پایین تر ...نهان کرده است ...
        نمی دانم چرا ...
        لبخند در خیال کودکان این دیار گذر نمی کند ...
        وخسته تر از صدا ...
        سکوتی است که در گذر بی خیالی ...
        بی صدا می شود ...
        و واژه مرگ در این شهر باروت زده مبهم ...
        چنان طنازی می کند ...که من قادرم ،مرگ را ...
        در بهترین سطر یک شعر غم انگیز ...
        با یک آهنگ ناب ...
        شاعرانه برقصانم ...
        می بینی امشب ...قلمم تلخ شده ...
        واین حاصل ناتوان ...سوغات تصویر دل گرفته ...
        این شهر لعنتی ..
        بی خیال ...دلم بهانه تو را می گیرد ...
        فردا ...در خاطر آیینه ها ...
        شعر تازه ای برایت خواهم نوشت ...
        حیف ...امشب چشمانم ...
        در حسرت نفس های ته گرفته ...
        این رویای ناتمام ...
        به خواب نمی رود ...
        صبح جمعه لبنان 89/12/25
        ارسال پاسخ
        طوبی آهنگران
        طوبی آهنگران
        دوشنبه ۲۴ آبان ۱۴۰۰ ۰۰:۳۳
        سلاو با درود ی بی انتها
        المیرا قربانی
        المیرا قربانی
        يکشنبه ۳۰ آبان ۱۴۰۰ ۰۰:۵۶
        خندانک
        ارسال پاسخ
        محمد رضا خوشرو
        محمد رضا خوشرو
        شنبه ۶ آذر ۱۴۰۰ ۰۰:۳۰
        🌱
        🌱🌱
        🌱🌱🌱🌱
        🌺🌺🌺🌺
        🌱🌱🌱🌱
        🌱🌱
        🌱
        ارسال پاسخ
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        خندانک
        ارسال پاسخ
        هادی محمدی
        شنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۰ ۲۱:۱۰
        درود ها رفیق

        عالی بود و زیبا

        قلمتان نویسا


        💯💯💯💯💯💯
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        شنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۰ ۲۱:۲۵
        خندانک
        ارسال پاسخ
        محمد رضا خوشرو
        محمد رضا خوشرو
        شنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۰ ۲۲:۵۸
        :
        شبی که قُرص مرا رویِ پا تکانم داد
        سِکانسِ خوابِ تورا بی اَ‌مان نشانم داد
        به وَجد آمده خودکارهایِ در جیبم
        زِعاشقانه ی با بوسِ تَحتِ تَعقیبم
        برای از تو نوشتن هنوز مغرورم
        ولی چه چاره، لَبی رویِ نای شِیپورم
        دلم برای تو تنگ است شبیه فریادم
        که در کِشاکشِ یک اتفاق افتادم
        غزلْ غزلْ به تو وابسته ام هجایم کن
        زِ بندْ بندِ اَفاعیلِ خود رهایم کن
        بکوب ذهنِ مرا توی دستِ خود تا کُن
        ورق بزن همه ام را و مصرعی جا کُن
        فرو بکش منِ منْ را به وقتِ زاییدن
        که غیرِ من نَبَرد کِیفِ در تو خوابیدن
        برای پا قَدمت اَرّه کرده ام سَر را
        که بعدِ من نَکُند با تو رقصِ بی سَر را
        منی که با تو به خود باختم شعورم را
        چرا دِرو نکنم داسِ در غرورم را
        زِ بس که از تو سرودم عَروض کم آمد
        تمام ِ شعر به هم زد، نفس به رَم آمد
        خطوطِ دفترِ شعرم لبی زهم خورده
        زِ عشقْ هندسه ی جَبر هم به هم خورده
        تویی مخاطبِ این نغمه های پی در پی
        نوایِ چنگ و دولا چنگِ عاشقی در نِی
        چه کرده ای که برایت همیشه میمیرم
        درونِ شعر، خودم را به دوش میگیرم
        بغل گرفته مرا تَب، کنارِ خودکارم
        که قرص تویِ رگم خواب ماند و بیدارم

        خندانک
        ارسال پاسخ
        طوبی آهنگران
        طوبی آهنگران
        دوشنبه ۲۴ آبان ۱۴۰۰ ۰۰:۳۳
        سلاو با درود ی بی انتها
        المیرا قربانی
        المیرا قربانی
        يکشنبه ۳۰ آبان ۱۴۰۰ ۰۰:۵۶
        خندانک
        ارسال پاسخ
        محمد رضا خوشرو
        محمد رضا خوشرو
        شنبه ۶ آذر ۱۴۰۰ ۰۰:۳۰
        🌱
        🌱🌱
        🌱🌱🌱🌱
        🌺🌺🌺🌺
        🌱🌱🌱🌱
        🌱🌱
        🌱
        ارسال پاسخ
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        خندانک
        ارسال پاسخ
        نرگس تیموری متخلص به جانا
        شنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۰ ۲۲:۲۲
        🌷🌷🌷
        محمد رضا خوشرو
        محمد رضا خوشرو
        شنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۰ ۲۲:۵۴
        چند روزیست هوای دل من غمگین است
        چند روزیست که رنگ آسمان سهمگین است
        چند روزیست عزای یک کسی بر پا هست
        گویند عزای پسر زهرا هست...
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        ارسال پاسخ
        المیرا قربانی
        المیرا قربانی
        يکشنبه ۳۰ آبان ۱۴۰۰ ۰۰:۵۷
        خندانک
        ارسال پاسخ
        محمد رضا خوشرو
        محمد رضا خوشرو
        شنبه ۶ آذر ۱۴۰۰ ۰۰:۳۰
        🌱
        🌱🌱
        🌱🌱🌱🌱
        🌺🌺🌺🌺
        🌱🌱🌱🌱
        🌱🌱
        🌱
        ارسال پاسخ
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        خندانک
        ارسال پاسخ
        نرگس تیموری متخلص به جانا
        شنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۰ ۲۲:۲۲
        بسیار زیبا
        محمد رضا خوشرو
        محمد رضا خوشرو
        شنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۰ ۲۳:۰۳
        مرا با قرص و دکتر نیست کاری
        که آن لب های یار معجزه گر هست...❤
        نون.ت
        ارسال پاسخ
        طوبی آهنگران
        طوبی آهنگران
        دوشنبه ۲۴ آبان ۱۴۰۰ ۰۰:۳۴
        سلاو با درود ی بی انتها
        المیرا قربانی
        المیرا قربانی
        سه شنبه ۲۵ آبان ۱۴۰۰ ۲۲:۰۸
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        محمد رضا خوشرو
        محمد رضا خوشرو
        شنبه ۶ آذر ۱۴۰۰ ۰۰:۳۱
        🌱
        🌱🌱
        🌱🌱🌱🌱
        🌺🌺🌺🌺
        🌱🌱🌱🌱
        🌱🌱
        🌱
        ارسال پاسخ
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        خندانک
        ارسال پاسخ
        نرگس تیموری متخلص به جانا
        شنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۰ ۲۲:۲۲
        خندانک
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        خندانک
        ارسال پاسخ
        نرگس تیموری متخلص به جانا
        شنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۰ ۲۲:۲۲
        خندانک
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        خندانک
        ارسال پاسخ
        محمدکریمی (پویا)
        يکشنبه ۲۳ آبان ۱۴۰۰ ۰۹:۳۰
        درود جناب خوشرو خندانک خندانک

        چقدر زیبا وبااحساس سرودید به دل نشست
        سرزمین سنگی که رودی زلال در آن جاری بود
        هر چند که در بعضی جاها سکته در وزن احساس کردم که با کمی ویرایش عالی میشود خندانک خندانک خندانک
        محمد رضا خوشرو
        محمد رضا خوشرو
        يکشنبه ۲۳ آبان ۱۴۰۰ ۱۸:۰۰
        خندانک خندانک خندانک
        توبهارآینه هایی
        که دردلم شکفته ای
        یک قطره ی شبنم
        روی گلبرگ گلی
        به لطافت حباب لب رود
        جاری...
        ازکوچه باغ این شهرمی گذری
        درپاییز
        توهمان فصل شکفتن خدا
        میان سنبله ها
        وقت آمدن چلچله ها
        ومن....
        ایستاده ام همینجا
        لب چشمه ی جوشان کودکیم
        طعم لحظه هارا می نوشم
        کفش دوزک ها منتظراند
        تا که بازی بکنیم
        بااردکها
        لای چمنزارها
        پنهان
        زلالی نورمی نوشد
        شانه به سر
        زیرآن سنگ بزرگ لب چشمه ی نور
        دست هایت راکجا گم کردم
        یادت هست؟
        سردت بوددرپاییز
        وقت مدرسه ها
        برف آمده بود آخرین ماه فصل خزان
        نوک انگشتانت،یخ زده بود
        ومن هاهامی کردم
        نرمی دستانت بیمارم کرد
        یادت هست؟
        یک قطره،خنده ی اشک
        ازچشم توچکید
        پای برف لغزید
        آب شد،خزید
        زمین رنگین کمان نوشید
        درپاییز
        کجاست آن لحظه ها
        من هنوز منتظرم
        تابیایی وقت مدرسه ها
        بی نفسم...
        درقفس دلتنگی
        بیاکه ترانه ی آب یخ کرد
        برشن های بستر رود وجودم
        در دمای زیرصفرتنهایی....


        محمدکریمی(پویا)
        ارسال پاسخ
        طوبی آهنگران
        طوبی آهنگران
        دوشنبه ۲۴ آبان ۱۴۰۰ ۰۰:۳۴
        سلاو با درود ی بی انتها
        المیرا قربانی
        المیرا قربانی
        سه شنبه ۲۵ آبان ۱۴۰۰ ۲۲:۰۸
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        محمد رضا خوشرو
        محمد رضا خوشرو
        شنبه ۶ آذر ۱۴۰۰ ۰۰:۳۱
        🌱
        🌱🌱
        🌱🌱🌱🌱
        🌺🌺🌺🌺
        🌱🌱🌱🌱
        🌱🌱
        🌱
        ارسال پاسخ
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        خندانک
        ارسال پاسخ
        فروغ فرشیدفر
        يکشنبه ۲۳ آبان ۱۴۰۰ ۱۲:۴۳
        درود بر جناب خوشروی گرامی🌹
        مفهوم زیبایی درشعر نهفته بود.
        موارد شکلی و وزن رو هم دوستان فرمودند.
        سربلند باشید.
        🌹🙏🌹🙏🌹🙏🌹🙏
        محمد رضا خوشرو
        محمد رضا خوشرو
        يکشنبه ۲۳ آبان ۱۴۰۰ ۲۲:۳۳
        فصل پاییزرادوست ندارم دیگر
        غم لبریز رادوست ندارم دیگر

        عشق بی شوررا دوست ندارم دیگر
        دیده ی کوررا دوست ندارم دیگر

        خیال خام رادوست ندارم دیگر
        حس ناتمام را دوست ندارم دیگر

        صحبت سرد رادوست ندارم دیگر
        این همه درد را دوست ندارم دیگر

        فکرپروازرادوست ندارم دیگر
        بسوزوبساز!رادوست ندارم دیگر

        غم انتظاررا دوست ندارم دیگر
        این حال زاررادوست ندارم دیگر

        گرچه ای بی وفا، دوست تورا میدارم
        عشق بیماررادوست ندارم دیگر!
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        ارسال پاسخ
        طوبی آهنگران
        طوبی آهنگران
        دوشنبه ۲۴ آبان ۱۴۰۰ ۰۰:۳۴
        سلاو با درود ی بی انتها
        المیرا قربانی
        المیرا قربانی
        سه شنبه ۲۵ آبان ۱۴۰۰ ۲۲:۰۷
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        محمد رضا خوشرو
        محمد رضا خوشرو
        شنبه ۶ آذر ۱۴۰۰ ۰۰:۳۱
        🌱
        🌱🌱
        🌱🌱🌱🌱
        🌺🌺🌺🌺
        🌱🌱🌱🌱
        🌱🌱
        🌱
        ارسال پاسخ
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        خندانک
        ارسال پاسخ
        المیرا قربانی
        يکشنبه ۲۳ آبان ۱۴۰۰ ۲۱:۳۸
        خندانک خندانک That's is so wonderful poet.
        محمد رضا خوشرو
        محمد رضا خوشرو
        دوشنبه ۲۴ آبان ۱۴۰۰ ۰۰:۵۹

        Blue Jasmine 🌺
        به کبودیِ یاس 🌺

        You captured me in the flower garden
        I'm crazy and I'm full of love

        With rhyme,row,metre and meaning
        You made me a prince with your wheat ears

        My poetic branch with you, you
        You made me a prismatic poet

        I joined you in playing chess
        I am an infantryman, you have made me a minister

        I'm March, with snow and storm
        The warmth of existence. I were born in July

        I am intoxicated by the perfume of garden
        From the kind of sadness that you made me tenderness

        Because I was Blue Jasmine in this love
        You kissed me and made me look beautiful

        I 'm happy to be with you
        I 'm glad you, you made me old



        ............
        ....................
        ...........................
        Night and day are the same
        As much
        That in the sun
        You are running
        In the shadow
        You are coming

        ............................
        Poet:::MohammadRaza Khoshroo
        Blue Jasmine 🌺
        ..............................
        ....................................
        ارسال پاسخ
        محمد رضا خوشرو
        محمد رضا خوشرو
        شنبه ۶ آذر ۱۴۰۰ ۰۰:۳۱
        🌱
        🌱🌱
        🌱🌱🌱🌱
        🌺🌺🌺🌺
        🌱🌱🌱🌱
        🌱🌱
        🌱
        ارسال پاسخ
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        خندانک
        ارسال پاسخ
        سید محمد میرمحمدی جواد
        دوشنبه ۲۴ آبان ۱۴۰۰ ۰۰:۲۴
        سلام و ادب
        خیلی دلنشین‌و‌جذاب
        من ده سنی چخ ایسیرم
        خندانک خندانک
        محمد رضا خوشرو
        محمد رضا خوشرو
        دوشنبه ۲۴ آبان ۱۴۰۰ ۰۱:۰۰

        جان می کَنَد به سینه دل و زنده ام هنوز*
        در حیرتم که زنده چرا مانده ام هنوز
        بر گورِ خویش فاتحه خواندم، که مرده ام
        اما نمرده، مرده یِ درمانده ام هنوز
        تن در قفس تکیده و خو کرده ام به خاک
        جان را به این بهانه ز تن رانده ام هنوز
        ای جان بدار دست از این خسته جان که من
        صد جان بی نشان به ره افشانده ام هنوز
        هر چند جان به لب شدم از دستِ جان ولی
        جان را به جانِ جان، که به جان خوانده ام هنوز
        ای جان، به حقِّ جان، برسانم به جان که من
        جان را به پایِ جانِ تو بنشانده ام هنوز
        از جانِ خود ملولم و چشمم پیِ تو جان
        که هر سو شدی، به سویِ تو تابانده ام هنوز
        این جان مرا به قعر کشد، و آن سویِ "جواد"
        یارب مر این ستان و مرا آن ده ام هنوز

        * قافیه در مصراع بیت اول کمی نقص دارد که ترجیح دادم بماند.
        ارسال پاسخ
        المیرا قربانی
        المیرا قربانی
        سه شنبه ۲۵ آبان ۱۴۰۰ ۲۲:۰۷
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        محمد رضا خوشرو
        محمد رضا خوشرو
        شنبه ۶ آذر ۱۴۰۰ ۰۰:۳۲
        🌱
        🌱🌱
        🌱🌱🌱🌱
        🌺🌺🌺🌺
        🌱🌱🌱🌱
        🌱🌱
        🌱
        ارسال پاسخ
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        خندانک
        ارسال پاسخ
        طوبی آهنگران
        دوشنبه ۲۴ آبان ۱۴۰۰ ۰۰:۳۶
        سلام جناب خوش رو شما
        بسیار بزرگوارید
        ممنون. از اینکه این قدر برای همه. وقت می گذارید
        سپاس سپاس
        محمد رضا خوشرو
        محمد رضا خوشرو
        دوشنبه ۲۴ آبان ۱۴۰۰ ۰۱:۰۱
        عجب ای ماه پریشان کرده. ای چون زلف مهتاب
        تو از بالا نشینانی به پایین هم نظر کن زآن لطف مهتاب
        دگر جانم توان آتش. و عشقت ندارد که با تو تر کند جام
        لبانم دوخته ی عشق سخن شد با که گویم اوصاف مهتاب
        سخن با عشق گران گفت یار ما گدازه شد عشق چون زر
        زآن. گفتار دلم پرده نشین شد دامان به. الطاف مهتاب
        غذل با دل بگو آرام کند روح را صباحی
        دل خونین به گرد شب شود چله نشین مستوف مهتاب
        به روی دل نشین ای غنچه ی عمر بگو حال. از گذشته
        ببین حال دل خونین دلان راکه آتش می برد در ناف مهتاب
        عزیز جان. گران بود از باغ رفتن در بهاران
        همه شب با غم دل سیر کنم تورا در لطف مهتاب
        گل حسنت فتاد ه در حوضچه چشم در خیالم
        خیال خوش بود که افتاده. به دامم دو چشم کاف مهتاب
        گران شد عمری جهانم بر منت یاران گذشت جان
        که نتوانم فراموش هر گز زخمش را که نیست شفاف مهتاب
        به لطف غم چنان جانم برهانید قفس را
        نگبانه شب آدینه گشتم بر تن صوف مهتاب را

        خندانک
        خندانک
        خندانک
        ارسال پاسخ
        المیرا قربانی
        المیرا قربانی
        سه شنبه ۲۵ آبان ۱۴۰۰ ۲۲:۰۶
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        محمد رضا خوشرو
        محمد رضا خوشرو
        شنبه ۶ آذر ۱۴۰۰ ۰۰:۳۲
        🌱
        🌱🌱
        🌱🌱🌱🌱
        🌺🌺🌺🌺
        🌱🌱🌱🌱
        🌱🌱
        🌱
        ارسال پاسخ
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        خندانک
        ارسال پاسخ
        طوبی آهنگران
        دوشنبه ۲۴ آبان ۱۴۰۰ ۱۴:۰۴
        هران کس. ناله ای شب گیر دارد
        ز خیال مهوشی دل گیر دارد
        ز عشقش پرستوی. خیال آرام ندارد

        که نسرینش به رو شمشیر دارد
        محمد رضا خوشرو
        محمد رضا خوشرو
        سه شنبه ۲۵ آبان ۱۴۰۰ ۰۰:۵۶
        خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        خندانک
        ارسال پاسخ
        طوبی آهنگران
        دوشنبه ۲۴ آبان ۱۴۰۰ ۱۴:۰۴
        خندانک
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        خندانک
        ارسال پاسخ
        آلاله سرخ(سیده لاله رحیم زاده)
        دوشنبه ۲۴ آبان ۱۴۰۰ ۲۰:۵۲
        خندانک خندانک خندانک
        محمد رضا خوشرو
        محمد رضا خوشرو
        سه شنبه ۲۵ آبان ۱۴۰۰ ۰۰:۵۳

        بامن بمان
        درکنار برکه های پراز ماهی قرمز
        در لابلای خاطره ی نیلوفرهای آبی
        دروزش ملایم باد
        لحظه تکان دادن شانه های خسته ی کاج
        در پیچش رقصان بید
        که بسیار دوستش دارم...
        بامن بمان
        درتجربه خنده ی بنفشه ها
        با بوسه های باران بهاری
        بارویش آرام چمن های باغ
        در شادی کودکان
        هنگام بازی با سرسر ه ها
        با طلوع رنگین کمان بهار
        دردستان قلاب شده ی
        پیچک های روی دیوار
        بامن بمان
        در لحظه های تلخ وشیرین اشتیاق
        تو را می خواهم... خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        المیرا قربانی
        المیرا قربانی
        سه شنبه ۲۵ آبان ۱۴۰۰ ۲۲:۰۶
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        محمد رضا خوشرو
        محمد رضا خوشرو
        شنبه ۶ آذر ۱۴۰۰ ۰۰:۳۲
        🌱
        🌱🌱
        🌱🌱🌱🌱
        🌺🌺🌺🌺
        🌱🌱🌱🌱
        🌱🌱
        🌱
        ارسال پاسخ
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        خندانک
        ارسال پاسخ
        مرضیه قنواتی نژاد
        سه شنبه ۲۵ آبان ۱۴۰۰ ۰۰:۰۱
        درود بر شما،بسیار زیباست⚘
        محمد رضا خوشرو
        محمد رضا خوشرو
        سه شنبه ۲۵ آبان ۱۴۰۰ ۰۰:۵۵
        خندانک خندانک خندانک

        ای خاطره انگیزترین شور شبانه
        ای خوبترین،خوبترین در این میانه
        ای موسمِ سرسبزیِ جشن نوبهاران
        گل واژه ی شیرینِ سخن بر لب یاران
        ای ماه ترین ستاره در قلبِ سپهرم
        ای ناب ترین،پاک ترین آیه ی مهرم
        در وجودِ تو فرشته ی عشق نشسته
        شیطان به چه کاری،دست بسته
        تو خاص ترین آدمِ این شهرِ خدایی
        هرگز نمی افتد بین ما هیچ جدایی
        ای رازِ سپیدارِ بلند در قد و قامت
        شهدِ شیرینِ عسل،بر لب و کامت
        تو ماهیِ رقصنده ی این تنگِ بلوری
        شاه بیتِ غزل، شعر و شعوری
        از دورترین نقطه ی با هم بودن
        تا فقط فقط به عشقِ تو سرودن
        ارسال پاسخ
        المیرا قربانی
        المیرا قربانی
        سه شنبه ۲۵ آبان ۱۴۰۰ ۲۲:۰۵
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        محمد رضا خوشرو
        محمد رضا خوشرو
        شنبه ۶ آذر ۱۴۰۰ ۰۰:۳۲
        🌱
        🌱🌱
        🌱🌱🌱🌱
        🌺🌺🌺🌺
        🌱🌱🌱🌱
        🌱🌱
        🌱
        ارسال پاسخ
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        خندانک
        ارسال پاسخ
        مریم کاسیانی
        سه شنبه ۲۵ آبان ۱۴۰۰ ۰۷:۲۵
        درود بر شما
        قلمتان ماندگار
        خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک
        خندانک
        محمد رضا خوشرو
        محمد رضا خوشرو
        سه شنبه ۲۵ آبان ۱۴۰۰ ۰۹:۵۷
        وقتی کنارِ پنجره دلگیر می‌شوم
        از هر حجاب و‌ منظره دلگیر می‌شوم

        با هر نسیمِ سرزده در پرده ی خیال
        از هر خیال‌و‌خاطره دلگیر می‌شوم

        بر سر ردای عشق تو را میکشم ولی
        با گریه های یکسره دلگیر می‌شوم

        آهنگِ قلبِ من به نوای تو کوک نیست
        کز ضَربِ تارِحنجره دلگیر می‌شوم

        شب رو به آسمانم و چشمم به چشم توست
        با هر صدای شب پره ِ دلگیر می‌شوم

        آهنگِ دل ز دست تو جانا شنیدنی ست
        وقتی کنار پنجره دلگیر می‌شوم

        مریم کاسیانی
        ارسال پاسخ
        المیرا قربانی
        المیرا قربانی
        سه شنبه ۲۵ آبان ۱۴۰۰ ۲۲:۰۵
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        محمد رضا خوشرو
        محمد رضا خوشرو
        شنبه ۶ آذر ۱۴۰۰ ۰۰:۳۲
        🌱
        🌱🌱
        🌱🌱🌱🌱
        🌺🌺🌺🌺
        🌱🌱🌱🌱
        🌱🌱
        🌱
        ارسال پاسخ
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        خندانک
        ارسال پاسخ
        حسن  مصطفایی دهنوی
        سه شنبه ۲۵ آبان ۱۴۰۰ ۰۷:۵۰
        درود بیکران
        بسیار زیبا و دلنشین و ژرف می سرایید
        قلمتان سبز ،اندیشه والای شما زلال ابدی
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        محمد رضا خوشرو
        محمد رضا خوشرو
        سه شنبه ۲۵ آبان ۱۴۰۰ ۰۹:۵۹
        حسن مصطفايي
        { ‌ غزلیات }
        « مناجات »
        الهي ، شكـرت اي پـروردگارا ببينم حِكمتـت ، را آشكارا
        نـمي دانم چـرا اين حكمـت تـو چرا با مـن نـمي سـازد مــدارا
        نميدانم تو را حكمت چه رنگست چرا بر طبع مـن ، نَـبْود گـوارا
        ترحـم در دلــت ،كـي ره بيابد دلـت نَـبْود كم از، آن سنگ خـارا
        طريق حـــكمتـت پنهان نـمودي به پنهـانـي ببينـم ، آن نگارا2
        تو را پنـهان زِ چشـم خـلق بـينم نـه پنهـاني و نِـي واضح ، بصیرا
        نمي شـايد ،تـو را بينــم برابـر نـه اينجـا و نـه در بلخ و بخارا
        شنيـدم وصـف دل نرمـي و لطفت دلـم بستم به لطفـت، ای دل آرا
        ترحـم بر دل زارم ، نـكــــردي غضـب كردي تو بر من ، ای کبیرا
        شمــا اي زاهدان خـاص يــزدان رضا سـازيدي اش،از من خـدا را
        حسن3 گر فاسق وگر زاهد ونيك رضـاي تـو بجویـد ، ای غفـورا
        ٭٭٭
        1- نباشد 2- معشوق 3- نام و تخلص شاعر
        ارسال پاسخ
        المیرا قربانی
        المیرا قربانی
        سه شنبه ۲۵ آبان ۱۴۰۰ ۲۲:۰۵
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        محمد رضا خوشرو
        محمد رضا خوشرو
        شنبه ۶ آذر ۱۴۰۰ ۰۰:۳۲
        🌱
        🌱🌱
        🌱🌱🌱🌱
        🌺🌺🌺🌺
        🌱🌱🌱🌱
        🌱🌱
        🌱
        ارسال پاسخ
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        خندانک
        ارسال پاسخ
        مهدی بدری ماشمیانی(دلسوز)
        سه شنبه ۲۵ آبان ۱۴۰۰ ۱۰:۳۴
        خندانک
        محمد رضا خوشرو
        محمد رضا خوشرو
        سه شنبه ۲۵ آبان ۱۴۰۰ ۱۱:۳۶
        خندانک
        ارسال پاسخ
        المیرا قربانی
        المیرا قربانی
        سه شنبه ۲۵ آبان ۱۴۰۰ ۲۲:۰۴
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        خندانک
        ارسال پاسخ
        آرمین پرهیزکار
        سه شنبه ۲۵ آبان ۱۴۰۰ ۱۷:۲۱
        درود بر شما جناب خوشرو عزیز
        بسیار زیبا بود خندانک خندانک
        محمد رضا خوشرو
        محمد رضا خوشرو
        سه شنبه ۲۵ آبان ۱۴۰۰ ۱۷:۲۵
        (علت العلل)
        شبانگاهی ندا آمد به دل او را قلم داد
        به گوش دل فرستادش رموزی و کرَم داد
        منم آن دل که ظاهر همچو آدم ها بمانم
        که آن نورِ بَسی دُرّ همانندم جَنَم داد
        چه خوش گفت آن صبا نجوا کنان در مدح این دل
        بهارت خوش که این نورت خزانت را عدَم داد
        جمادی را شدن داد و ز میغانش ببخشید
        گُلَک را همدم و یاور نگارید و صنم داد
        ز هر شکلی دو نوع از ذات خود چید و به آن زد
        سپس عشقش به کار آمد به دل نوری برم داد
        هزاران علت و معلولی را در چرخش آورد
        به خود واصل بگردانید و این گردون تَمَم داد
        #آرمین_پرهیزکار
        ارسال پاسخ
        المیرا قربانی
        المیرا قربانی
        سه شنبه ۲۵ آبان ۱۴۰۰ ۲۲:۰۴
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        محمد رضا خوشرو
        محمد رضا خوشرو
        شنبه ۶ آذر ۱۴۰۰ ۰۰:۳۳
        🌱
        🌱🌱
        🌱🌱🌱🌱
        🌺🌺🌺🌺
        🌱🌱🌱🌱
        🌱🌱
        🌱
        ارسال پاسخ
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        خندانک
        ارسال پاسخ
        امید کیانی (امید)
        سه شنبه ۲۵ آبان ۱۴۰۰ ۲۱:۱۷
        درودها

        زندگی‌تون پراز زیبایی خالق هستی ورنگین کمان عشق

        خندانک خندانک خندانک
        المیرا قربانی
        المیرا قربانی
        سه شنبه ۲۵ آبان ۱۴۰۰ ۲۲:۰۰
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        محمد رضا خوشرو
        محمد رضا خوشرو
        جمعه ۲۸ آبان ۱۴۰۰ ۲۰:۰۱
        ما را اسیرِ واژه‌ی فرصت، نموده‌ای
        رخصت بده کمی به اسیرانِ صحبتت
        دل بُرده‌ای به غایت ِ اُمّید و آرزو
        دل داده‌‌ام به آیه‌ی چشمانِ لُعبَتَت

        قدّ ِ تمامِ شاخه ‌درختان وُ برگ‌ها
        فَصلِ دِرو ... شروعِ رَهیدن کنارِ رود

        محظوظم از ظرافتِ زلفت که این‌چنین
        بندی ز بند ِ تار، رها، بی‌قرار ِ پود

        گنجشککی نشسته به آوازِ قطره‌ها
        اینجا کنارِ من، دَم ِ ایوان، کشید آه
        چشمش به چشم ِ ابر ِ سیه، بغض ِ بی‌مجال
        شاید که پَر گُشاد از لبِ ایوان به سمتِ ماه

        مَه وانموده تُردِ بغل ... رو به پنجره
        سَنجاقِ موی او ستاره‌ی اقبال توست حک
        اندازه‌ی تمامِ فلک غبطه می‌خورم
        بر آخرین ترانه‌ی دریاچه‌ی نمک

        کابوس ِ شب، نَعش ِ سپهر، ‌دیده تار کرد
        یک یک اُفولِ نجم، شهاب، سنگ بر زمین
        این خاک ... کتک میخورَد ... حتی ز دست باد
        حسِ تَرَک ... شکاف ِ فروغ ِ عبث، ببین!

        #امید_کیانی
        ارسال پاسخ
        محمد رضا خوشرو
        محمد رضا خوشرو
        شنبه ۶ آذر ۱۴۰۰ ۰۰:۳۳
        🌱
        🌱🌱
        🌱🌱🌱🌱
        🌺🌺🌺🌺
        🌱🌱🌱🌱
        🌱🌱
        🌱
        ارسال پاسخ
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        خندانک
        ارسال پاسخ
        المیرا قربانی
        سه شنبه ۲۵ آبان ۱۴۰۰ ۲۲:۰۳
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        خندانک
        ارسال پاسخ
        احسان کریمیان علی آبادی
        جمعه ۲۸ آبان ۱۴۰۰ ۱۹:۳۴
        درود جناب استاد خوشرو .
        ببخشید که مدتی افتخار بودن در این جمع را نداشتم
        زنده باشید و شاد و پیروز
        خندانک خندانک خندانک
        محمد رضا خوشرو
        محمد رضا خوشرو
        جمعه ۲۸ آبان ۱۴۰۰ ۲۰:۰۲
        خواب دیدم نیمه شب یک دم صدا آمد ز در
        گفت من بخت توام ، صد تحفه آوردم به بر
        آمدم تا خواب تلخت را کنون شیرین کنم
        تا سحر با آرزوهایت بیا حَضّی ببر
        گر سحر آید دگر باید روم دیدار خان
        گفتمش جانا بیا هرچند خواب است این دگر
        روز ها بی تو گذشت و نوبتی بر من نشد
        لااقل در خواب شاید از تو بینم یک هنر
        گفت درب خانه ات قفل است دیگر، از چه رو؟
        گفتمش از ترس داروغه زدم قفلی به در
        گفت اینک خود بیا و قفل در را باز کن
        وقت تنگ است ای پسر چیزی نمانده تا سحر
        هر چه کردم تا رسم بر بخت و اقبال ای دریغ
        پای خشک من نشد یارای رفتن تا به در
        گفتمش من ناتوانم خود بیا از روی بام
        گفت بامت سست باشد خود بریزد تا سحر
        در نهایت خواب شد کابوس و من افروختم
        گفتمش رو،از سر خود فکر من را کن به در
        بار دیگر گر نمودی قصد خواب چون منی
        یا مرو سمت کسی ، یا شه کلیدت را ببر
        ارسال پاسخ
        احسان کریمیان علی آبادی
        احسان کریمیان علی آبادی
        جمعه ۲۸ آبان ۱۴۰۰ ۲۱:۴۸
        درود و سپاس از حسن نظر شما استاد عزیز
        باعث افتخار است که نگاهتان به خط خطی های این حقیر می افتد و یادی از ما میکنید بزرگوار
        خندانک خندانک خندانک
        المیرا قربانی
        المیرا قربانی
        يکشنبه ۳۰ آبان ۱۴۰۰ ۰۰:۵۸
        خندانک
        ارسال پاسخ
        محمد رضا خوشرو
        محمد رضا خوشرو
        شنبه ۶ آذر ۱۴۰۰ ۰۰:۳۳
        🌱
        🌱🌱
        🌱🌱🌱🌱
        🌺🌺🌺🌺
        🌱🌱🌱🌱
        🌱🌱
        🌱
        ارسال پاسخ
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        خندانک
        ارسال پاسخ
        محمد رضا خوشرو
        جمعه ۲۸ آبان ۱۴۰۰ ۲۱:۵۵
        زنده باشی بزرگوار دلم برایت تنگ شده بود
        خوشحال شدم آمدی
        خندانک
        خندانک جناب کریمیان عزیز خندانک
        احسان کریمیان علی آبادی
        احسان کریمیان علی آبادی
        جمعه ۲۸ آبان ۱۴۰۰ ۲۱:۵۸
        خندانک خندانک خندانک
        برقرار باشید و سلامت در کنار خانواده محترم انشاالله
        ارسال پاسخ
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        خندانک
        ارسال پاسخ
        سارا رحیمی
        شنبه ۲۹ آبان ۱۴۰۰ ۱۳:۳۸
        درودتان جناب خوشرو
        بسیار زیبا وعالی
        ماندگار قلم شما خندانک
        خندانک خندانک
        محمد رضا خوشرو
        محمد رضا خوشرو
        شنبه ۲۹ آبان ۱۴۰۰ ۱۳:۴۸
        ساعت این دیوار
        می دهد بر پیله ی خواب هشدار
        اسبِ عمر؛..باد در پاست،....
        ساعت تند زمان ،
        می زند بر سرعقل دائم زنگ
        گیج مانده چشمم
        روی دور ساعت
        این فریب است انگار
        می شود عمر برگشت؟
        گویی این هم بازیست
        من وتو بازیچه
        خود فریبیست زمان
        ناف این ساعتِ مَکر،...بسته انگار به دروغ!!
        تیک تاک،دنگ دنگ
        ساعتی باید ساخت
        ساعتی بی برگشت که نگوید؛.. باز نقطه،.. سرخط،....
        وصدایش فریاد
        که حقیقت اینجاست
        نه تورا برگشتیست ونه من را دُوری
        توبیندیش؛ کمال
        بشکن این پیله که پروانه گیت زیبایست
        زندگی آیینه است
        تو بیندیش در آن
        که فریب است زمان
        سارا رحیمی:پ
        ۶اردیبهشت۱۴۰۰
        ارسال پاسخ
        المیرا قربانی
        المیرا قربانی
        يکشنبه ۳۰ آبان ۱۴۰۰ ۰۰:۵۸
        خندانک
        ارسال پاسخ
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        خندانک
        ارسال پاسخ
        مینا فتحی (آفاق)
        يکشنبه ۳۰ آبان ۱۴۰۰ ۱۴:۳۹
        درود بر جناب خوشرو ارجمند

        زیبا سرودید
        احسنت

        پاینده و برقرار باشید

        خندانک خندانک خندانک
        محمد رضا خوشرو
        محمد رضا خوشرو
        يکشنبه ۳۰ آبان ۱۴۰۰ ۱۸:۳۱

        - اگه یه روز من نباشم چکار می‌کنی؟
        -آسمونو به زمین می دوزم!
        - خب اینکه خیلی خوبه ؛ اونوقت یه زمین آسمونی ‌رنگ داری!
        -نه اصلاً ، اصلاً می‌رم تو زندون غم تا بپوسم
        -خوب اینم خوبه، چون تنت کود میشه برا رشد گیاه عَشَقه!
        -ای بابا ! اصلاً می.دونی چیه ؟ خودمو با تو ب خاک می‌سپارم!
        - آها این شد ، اینجوری جاودانه می‌شیم و مزارمون می‌شه کعبه‌ی دلدادگان عالم!
        - اما یادت باشه من موندنی‌ام، می‌خوام نمیرالعشاق بشم! توهم ناگزیر به بودی! هستی؟
        - هستم
        - بی‌مرز زمان و مکان؟
        - بی‌مرز
        -یا علی
        -یاعلی

        "آفاق"

        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        محمد رضا خوشرو
        محمد رضا خوشرو
        شنبه ۶ آذر ۱۴۰۰ ۰۰:۳۳
        🌱
        🌱🌱
        🌱🌱🌱🌱
        🌺🌺🌺🌺
        🌱🌱🌱🌱
        🌱🌱
        🌱
        ارسال پاسخ
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        خندانک
        ارسال پاسخ
        مهناز نصیرپور (بانوی فصلها)
        سه شنبه ۲ آذر ۱۴۰۰ ۱۰:۱۳
        خندانک خندانک
        محمد رضا خوشرو
        محمد رضا خوشرو
        سه شنبه ۲ آذر ۱۴۰۰ ۱۷:۱۱
        خندانک خندانک
        همخوانی عاشقانه‌هایم با تو
        آواز سیاوش و معین می‌چسبد
        فصل گذر از طبیعتِ رنگ به رنگ
        ‏نارنجیِ ماه هشتمین می‌چسبد

        مرداد خیال تو درونم جاری‌ست
        کاهو و کمی سکنجبین می‌چسبد

        ‏یلدا و غزل؛ طعم لطیف گلپر
        ‏یک کاسه انارِ آتشین می‌چسبد

        ‏بیدار نشستن و سرودن از تو
        ‏این مزه‌ی تلخ کافئین می‌چسبد

        آغوش گشوده؛ پنجره خوانده مرا
        ‏این حال و هوای دلنشین می‌چسبد
        گیتار و لب خموش و موج فریاد
        با یاد تو پیکِ آخرین می‌چسبد
        #مه_ناز_نصیرپور‌
        🎼
        ارسال پاسخ
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        خندانک
        ارسال پاسخ
        محمد رضا خوشرو
        چهارشنبه ۳ آذر ۱۴۰۰ ۰۱:۲۶
        درود ادب خدمت همه بزرگواران توضیحی
        خدمت تمام عزیزان شاعران اساتید محترم عارضم در مورد یک مصرع آذری درمصرع سوم
        بنده بعد از کامل شدن‌سروده ی ترانه سرزمین
        سنگی فوت مادر بزرگ همسرم پیش آمد .
        که ایشون هر موقع من رو می‌دیدند با من ترکی صحبت می‌کردند من هم که زیاد ترکی بلد نیستم فقط در حد کمی .
        و این مصرع ترکی در مصرع سوم رو اختصاص دادم برای این بانو ی عزیز که از فوت ایشون تقریبا دوازده روزی می‌گذرد.
        و فقط میخواستم توضیحی راجع به این مطلب بدهم از همه شما بزرگواران ممنونم.
        و خدا رحمت کند همه ی رفتگان را.
        موفق باشید.
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        خندانک
        ارسال پاسخ
        معصومه خدابنده
        چهارشنبه ۳ آذر ۱۴۰۰ ۱۵:۲۹
        سلام وارادت جناب خوشرو ارجمند
        بسیار زیبا سروده اید
        قلمتان همیشه نویسا و زیبا
        🌹🌹🌹
        محمد رضا خوشرو
        محمد رضا خوشرو
        چهارشنبه ۳ آذر ۱۴۰۰ ۱۹:۴۳

        "ختم "

        افتاده از تن از جور زمان
        سخت است بر دوش شانه ها
        سوسو چراغی ست مانده بی رمق

        دیریست که از جان گذشته
        نا گفته ها سلول به سلولیست که بیزار یست
        تن پوشی به عریانی

        جزر ومد یست به جان
        تابوتم ایستاده به گورستان
        و
        من خم شده ی زمان
        راهی نیست

        این منم که در ختم خویش
        عرای ختم خود دارم

        #شعر آزاد
        #معصومه_خدابنده
        1400/6/8
        ارسال پاسخ
        محمد رضا خوشرو
        محمد رضا خوشرو
        شنبه ۶ آذر ۱۴۰۰ ۰۰:۳۳
        🌱
        🌱🌱
        🌱🌱🌱🌱
        🌺🌺🌺🌺
        🌱🌱🌱🌱
        🌱🌱
        🌱
        ارسال پاسخ
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        خندانک
        ارسال پاسخ
        حسین رضایی
        جمعه ۵ آذر ۱۴۰۰ ۰۳:۳۷
        درودها🌹
        محمد رضا خوشرو
        محمد رضا خوشرو
        جمعه ۵ آذر ۱۴۰۰ ۱۰:۰۱
        سلامت می کنم قدر سلامم را نمی دانی
        دوباره معنیِ حرف و کلامم را نمی دانی

        برایت آنقَدَر هیچم که دیگر خوب می دانم
        به رسم عاشقی کردن پیامم را نمی دانی

        خلاصم کرده ای از خود دگر تنهای تنهایم
        نمی بینی چه دلتنگ و دوامم را نمی دانی

        گریزانم ز هر شادی بدون تو پر از دردم
        همیشه بوی غم دارم مشامم را نمی دانی

        نوشتم حس و حالم را میان سینه ام با خون
        چه دردی بیشتر از این ، که نامم را نمی دانی
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        ارسال پاسخ
        محمد رضا خوشرو
        محمد رضا خوشرو
        شنبه ۶ آذر ۱۴۰۰ ۰۰:۳۴
        🌱
        🌱🌱
        🌱🌱🌱🌱
        🌺🌺🌺🌺
        🌱🌱🌱🌱
        🌱🌱
        🌱
        ارسال پاسخ
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        خندانک
        ارسال پاسخ
        نسرین حسینی
        جمعه ۵ آذر ۱۴۰۰ ۰۴:۰۷
        درود برشما جناب خوشرو عزیز

        خوش آهنگ بود دوسش داشتم

        قلمتون مانا 🌺🌺🌺
        محمد رضا خوشرو
        محمد رضا خوشرو
        جمعه ۵ آذر ۱۴۰۰ ۱۰:۰۲

        تصنیف درد

        آه ای امید خفته ی دل زیر خاک سرد
        آه ای قرار رفته ی یکباره ، پاک مرد

        رفتی و خنجری به گلوی ترانه شد
        رفتی نشست بر دل تصنیف آه و درد

        پاییز شد تمام فصولم ،بهار مرد
        شد برگ برگ باغ دلم بی تو زردِ زرد

        زد فوج فوج لشکر حسرت به شهر دل
        افتاد ساده قلعه ی قلبم درین نبرد

        جام جمی به یمن تو بودیم و بعد تو
        آئینه ای شدم که ندارد به غیر گرد

        آه ای حضور ممتد دائم به ذهن ما
        یاد تو را چگونه کند قلب خسته طرد؟

        وِیرانه ای که بعد تو دید َست شهر دل
        آن لرزه های زلزله حتی به بم نکرد
        نسرین حسینی
        1400/7/30
        تقدیم‌ به روح‌ استاد آواز شجریان ۰🌺🌺

        خندانک
        خندانک
        خندانک
        ارسال پاسخ
        محمد رضا خوشرو
        محمد رضا خوشرو
        شنبه ۶ آذر ۱۴۰۰ ۰۰:۲۴
        🌱
        🌱🌱
        🌱🌱🌱🌱
        🌺🌺🌺🌺
        🌱🌱🌱🌱
        🌱🌱
        🌱
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        خندانک
        ارسال پاسخ
        قربانعلی فتحی  (تختی)
        يکشنبه ۷ آذر ۱۴۰۰ ۱۸:۰۲
        سلام ودرود فراوان استاد عالیقدر جناب خوشرو
        ی عزیز وگرامی
        به به بسیار عالی وجالب و
        لذت بخش واستادانه بود
        واقعا زیبا ودل انگیز وجالب
        آفرین بر طبع زیبای شما
        شاد و سلامت باشید انشاالله خندانک
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک
        خندانک
        محمد رضا خوشرو
        محمد رضا خوشرو
        يکشنبه ۷ آذر ۱۴۰۰ ۲۳:۳۰





        آخرین اشعار ناب قربانعلی فتحی (تختی)..


        ای ره گذر عشق تو از کوچه ی مخروبه ی ماهم گذر ی کن

        بر مردم درمانده و دل خسته زدست کرنا هم نظری کن

        جانها به ستوه آمد و دل ها زغم وغصه شکسته است

        زاین بسته حصا رو ظلماتش بدری راه بری کن

        فتحی .تختی. ۲۱ مهر ماه سال 1400 شمسی

        التماس و دعای خیر از عزیزان سروران گرامی
        جهت نجات همه ی مردم انشاالله.الهی آمین

        خندانک
        خندانک
        خندانک
        ارسال پاسخ
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        خندانک
        ارسال پاسخ
        قربانعلی فتحی  (تختی)
        يکشنبه ۷ آذر ۱۴۰۰ ۱۸:۰۴
        درود برشما استاد زبر دست وتوانا
        عالی بود خندانک
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک
        محمد رضا خوشرو
        محمد رضا خوشرو
        يکشنبه ۷ آذر ۱۴۰۰ ۲۳:۳۲
        🌱
        🌱🌱
        🌱🌱🌱🌱
        🌺🌺🌺🌺
        🌱🌱🌱🌱
        🌱🌱
        🌱
        ارسال پاسخ
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        خندانک
        ارسال پاسخ
        جواد کشتکار ویزمکی
        دوشنبه ۸ آذر ۱۴۰۰ ۱۹:۱۴
        سلام
        عالی امیدوارم همیشه قلمتان بنویسد خندانک
        محمد رضا خوشرو
        محمد رضا خوشرو
        دوشنبه ۸ آذر ۱۴۰۰ ۲۱:۰۳
        سزاوار لطفت مرا کار نیست
        که لطفت مرا محنت و زار نیست
        تو را پند گویم بدین لطف و مهر
        که بی عشق کس را خریدار نیست
        چنان زندگی کن که در جمع عشق
        کسی را شبیه تو رفتار نیست
        کسانی که دل را به خون بشکنند
        جزائی به جز سختی نار نیست
        خودت را به در گاه وی جای ده
        که بی عشق عاشق پدیدار نیست
        خندانک
        خندانک
        ارسال پاسخ
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        خندانک
        ارسال پاسخ
        علیرضا اسماعیلی همایون
        پنجشنبه ۱۱ آذر ۱۴۰۰ ۰۱:۱۵
        درود جناب خوشرو
        خیلی عالی بود😍👏🏻
        خیلی لذت بردم
        محمد رضا خوشرو
        محمد رضا خوشرو
        پنجشنبه ۱۱ آذر ۱۴۰۰ ۲۱:۵۴

        حق ملامت میکند می پُرسدت
        حق بخواهد آن مدد، می پُرسدت
        مرهمِ دردِ دلِ نالانِ ما
        حق صدایت میکند،می پُرسدت
        ای مسیحا چون زمستان آمده
        گر تو باشی می شود می پُرسدت
        رازِ دل با کس نگویم چون همان
        حق بشارت میدهد می پُرسدت
        خاکِ شهرم تا به خون آغشته است
        در کجا ظلمی کُشد می پُرسدت
        پیشِ آن سروِ بلند قامت بگو
        هر کجا ایمان رَود می پُرسدت
        ساده دل ما که دل از تو نشکنیم
        تو که داده ای سند می پُرسدت
        تا قیامت در غمت افتی به گور
        چون محمد تا ابد می پُرسدت
        عقل و دل بردند و قصدِ جان کنند
        تا همایون از سبد می پُرسدت
        ارسال پاسخ
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        خندانک
        ارسال پاسخ
        نیما سعیدی
        پنجشنبه ۱۱ آذر ۱۴۰۰ ۰۳:۴۶
        درود ها بر شما
        بسیار بسیار زیبا و شیرین و نغز
        قلمتان نویسا
        محمد رضا خوشرو
        محمد رضا خوشرو
        پنجشنبه ۱۱ آذر ۱۴۰۰ ۲۱:۵۳
        گفتی سلام و شد بریده بریده بیان من
        پرسیدی و فتاد به لکنت زبان من
        در سبز و آبی و تلاطم دریای چشم تو
        شد همچو کبک و برف قصه ی راز نهان من
        با یک نگاه در غم عشقت بسوخت دل
        آش نخورده است مثل داستان من
        روزی حریف شیر ژیان بودم و کنون
        مقراض پلک های تو بریده امان من
        شیرین تر است از شکر و شهد نام تو
        شیرین شود به گفتن حلوا دهان من
        عمریست در دلم هوای همان چند ثانیه
        آشفته گشته از تو زمین و زمان من
        سرتاسر جهان من آن خال روی توست
        عالم چه کوچک است به پیش جهان من
        آبان ۹۲
        ارسال پاسخ
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        خندانک
        ارسال پاسخ
        تخلص(بانوی بهار)
        سه شنبه ۱۶ آذر ۱۴۰۰ ۱۹:۳۳
        قلم زیبایی دارید جناب خوشرو
        لذت بردم از خواندنش
        خندانک خندانک خندانک
        محمد رضا خوشرو
        محمد رضا خوشرو
        سه شنبه ۱۶ آذر ۱۴۰۰ ۲۳:۵۸
        چه قدر من تنها بودم
        وقتی که،...
        شانه هایت شالیزار گیسوان دیگری بود.


        بانوی بهار
        خندانک
        خندانک
        ارسال پاسخ
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        خندانک
        ارسال پاسخ
        عارف افشاری  (جاوید الف)
        چهارشنبه ۱۷ آذر ۱۴۰۰ ۱۶:۵۸
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        محمد رضا خوشرو
        محمد رضا خوشرو
        پنجشنبه ۱۸ آذر ۱۴۰۰ ۲۱:۳۸
        در صف بودیم
        برای
        تیرباران عقاید

        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        خندانک
        ارسال پاسخ
        زهرا مهدوی راد(گل یخ)
        چهارشنبه ۱۷ آذر ۱۴۰۰ ۲۰:۲۱
        درودها
        برقرار باشید
        خندانک خندانک خندانک
        محمد رضا خوشرو
        محمد رضا خوشرو
        پنجشنبه ۱۸ آذر ۱۴۰۰ ۲۱:۳۸

        گل امید
        پرنده ای که از اینجا نمی پرید اینجاست
        همان که دور دلش یک قفس کشید اینجاست

        کسی که ثانیه ها زنگ رفتنش بودند
        در التهاب دل لحظه ها رسید اینجاست

        همان که در تب بی رحمِ نامرادی ها
        ز چشم حادثه ها ،بیصدا چکیداینجاست

        به دست باد و تن شعله ها اسیری بود
        و حال، آنکه از آن حادثه رهید اینجاست

        اگر به رسم ادب پا به باغ عشق گذاشت
        به شوق آمدن صد گلِ امید اینجاست

        #زهرا مهدوی راد خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        خندانک
        ارسال پاسخ
        سمیرا عاشوری
        پنجشنبه ۱۸ آذر ۱۴۰۰ ۲۰:۳۰
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک سلام و درود بزرگوار بسیار عالی قلمتان مانا خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        محمد رضا خوشرو
        محمد رضا خوشرو
        پنجشنبه ۱۸ آذر ۱۴۰۰ ۲۱:۳۹
        شود
        وز محبت خفته بیدار می شود
        هر آدمی عشق دید فردایش پرید
        من چه دانم تو کدام ره می روی
        من چه دانم تو که بودی به جانم اتش افکندی
        درد من بی تو درمانی ندارد
        شیخ بی مهر در جایگاه کاری ندارد
        کسی جویم با من باشد رها
        آدم بی عشق در کنارم جایی ندارد
        بی تو عشق معنایی ندارد
        غریبه با آشنا کاری ندارد
        به طلب تو در هر خانه زدم
        زغمت پوسید دلم
        سرهرکوچه تو را بانگ زدم
        آسمان از تپش عشقم شده گریان
        سر هر محفل مرا سخره کنند
        آتشم بزنندو سرخم کنند
        ز تو تا توان دارم دست نکشم
        هر که گوید که تو دیوانه ای
        شوریده و شیدا و مجنون حالی
        اندر این عشق رقصان گردی
        خنده ای سردهم و گویم از تو
        من عاشقمو و خجالت کاری با من ندارد
        بشنو ای دوست
        بهار با خزان کاری ندارد
        عشق با من است تا انتها ،سرما با من کاری ندارد.... خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        خندانک
        ارسال پاسخ
        حمید فیروزآباد
        پنجشنبه ۱۸ آذر ۱۴۰۰ ۲۱:۰۷
        سلام ترانه ای عمیق سلامت باشید خندانک
        محمد رضا خوشرو
        محمد رضا خوشرو
        پنجشنبه ۱۸ آذر ۱۴۰۰ ۲۱:۴۰
        وار قلب من چون رشته کوهست
        فرازی و فرودی روی او هست
        تو بر قله و من بر دامنه ها
        دلم آخر ازین زندان غم رست
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        خندانک
        ارسال پاسخ
        فریبا حسنی
        پنجشنبه ۱۸ آذر ۱۴۰۰ ۲۳:۲۴
        درود بر شما تمامی اشعار ناب و زیبا
        قلمتان نویسا خندانک
        خندانک
        خندانک
        محمد رضا خوشرو
        محمد رضا خوشرو
        جمعه ۱۹ آذر ۱۴۰۰ ۱۳:۰۰
        «کاش»
        کاش باشد در جهان باز انتخاب دیگری
        بشکفد خورشید عشق با یک نقاب دیگری
        در میان آسمان از چشم ابر افتاده ام
        غم نشسته در دلم با صبر و تاب دیگری
        می چکد اشکم مثال آب بارانی ز چشم
        نیست این دل را کسی جز او خطاب دیگری
        خسته از هر آن چه آزارَد دلم در این سرا
        باز خواهم این جهان اما به قاب دیگری
        یاد کن در هر زمان این قصه ی پر رنج من
        گر روم وقت غروب و التهاب دیگری
        در میان شاعران شعری سرودم از غمم
        سوز دارد این غزل نکته عتاب دیگری
        دارم آن نقش و نگارِ یار دیرینم به جان
        دل ندارد جز رُخَش چون آفتاب دیگری
        می شود با عشق و وصل زیبا شود
        کهکشان و هر جهان، با انقلاب دیگری
        ✍شیوا_ح
        ۱۴۰۰/۹/۱
        ارسال پاسخ
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        خندانک
        ارسال پاسخ
        قربانعلی فتحی  (تختی)
        حدود ۱ ماه پیش
        سلام وعرض ادب مجدد استاد
        گرانقدر جناب خوش روی عزیز
        وبزرگوار
        درود و سپاس فراون
        استاد همیشه اشعار زیبایتان
        قابل تحسین وزیبا است
        موفق و شاد کام باشید
        انشاالله خندانک خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        خندانک
        ارسال پاسخ
        حنانه الادا
        حدود ۱ ماه پیش
        جناب بسیار زیبا بود
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        خندانک
        ارسال پاسخ
        درویش حسین ندری
        ۲ هفته پیش
        عرض ادب


        عاااااااااااااااااالی بود احسنت بر شما


        لذت بردم



        🌷🌷🌷🌷🌷🌷
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        خندانک
        ارسال پاسخ
        محمد رضا خوشرو
        ۲ هفته پیش
        سلام خدمت شاعران عرض شود
        استاد حکیمی بافقی و استاد طاهره حسین زاده کوهواره
        در شعر مربع مهمانی به اینجانب محمد رضا خوشرو کمک کرده اند.
        با سپاس فراوان از ایشان دو استاد بزرگوارم.

        خندانک
        خندانک
        خندانک خندانک خندانک
        احسان کریمیان علی آبادی
        خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        احسان کریمیان علی آبادی
        ۲ هفته پیش
        درود بیکران جناب استاد خوشروی بزرگوار
        بسیار زیبا و گیرا و شیوا سروده اید
        احسنت
        شاد و پیروز باشید
        خندانک خندانک خندانک
        محمد رضا خوشرو
        محمد رضا خوشرو
        ۲ هفته پیش
        خندانک
        ارسال پاسخ
        نیاز ناطق
        ۲ هفته پیش
        تو هوای بس غم انگیز
        تو غروب سرد پاییز خندانک
        محمد رضا خوشرو
        محمد رضا خوشرو
        ۲ هفته پیش
        خندانک
        ارسال پاسخ
        لیلا گمار (مأنوس شده با قلم)
        ۲ هفته پیش
        درود و احترام به ادیب فرزانه جناب خوشروی گرانقدر
        سروده ی زیبا و هوشمندانه ای قلم زدید
        دستمریزاد خندانک
        موفق باشید و جاوید خندانک
        خندانک خندانک خندانک
        محمد رضا خوشرو
        محمد رضا خوشرو
        ۲ هفته پیش
        خندانک
        ارسال پاسخ
        اله یار خادمیان(صادق)
        ۲ هفته پیش
        موفق. موید و منصور باشی خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        محمد رضا خوشرو
        محمد رضا خوشرو
        ۲ هفته پیش
        خندانک
        ارسال پاسخ
        مجیدنیکی سبکبار
        ۲ هفته پیش
        سلام و عرض ادب جناب خوشرو هنرمند و شاعر مهربان و خوش سخن. از آمدنم به این صفحه بسیار شاد و مسرور شدم و شعر زیبایتان را خواندم. مخصوصا زمانی که خانم طاهره حسین زاده اقدام به چینشی پرداخته تر نمود و با استقبال و خوشرویی شما موجه شد به طراوت و زیبایی این صفحه تلألو افزونتری بخشید.
        محمد رضا خوشرو
        محمد رضا خوشرو
        ۲ هفته پیش
        سلام و درود ها بله با اصلاح استاد حسین زاده شعر بسیار زیبا شد .
        حتما بنده تا یکی دو روز دیگر اصلاحیه ایشان را انجام می‌دهم و بسیار هم خوشحال شدم چون این شعرم را خیلی دوست داشتم ترانه زیبایی بود البته به نظر خودم.
        زیبا از این نظر که لودگی در شعر نداشتم .
        و ترانه ی جدی بود با دید خودم بسیار ممنونم از شما .
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        ارسال پاسخ
        محمد علی رضاپور
        ۲ هفته پیش
        سلام و درود خندانک خندانک خندانک
        محمد جواد عطاالهی
        سه شنبه ۱۴ دی ۱۴۰۰ ۱۹:۲۳
        سلام جناب خوشرو گرامی
        زیبا سرودید
        در پناه حق
        خندانک خندانک خندانک
        مهدی بدری ماشمیانی(دلسوز)
        سه شنبه ۱۴ دی ۱۴۰۰ ۲۳:۴۹
        خندانک
        مجیدنیکی سبکبار
        دیروز
        سلام جناب خوشروی عزیز، در این صفحه سلامی برای چندمین بار عرض می کنم بروم سراغ اشعاری از شما که قبلا نخوانده ام.
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0