سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

جمعه 2 مهر 1400
    17 صفر 1443
      Friday 24 Sep 2021

        بیشترین مخاطب

        کانال تلگرام شعرناب

        بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی.احمدی زاده (ملحق)

        جمعه ۲ مهر

        شهرِ بی صاحب

        شعری از

        بهمن بیدقی

        از دفتر شعرناب نوع شعر آزاد

        ارسال شده در تاریخ ۱۰ روز پیش شماره ثبت ۱۰۲۸۵۶
          بازدید : ۲۷   |    نظرات : ۸

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر بهمن بیدقی

        شهرِ بی صاحب
         
        شهری بود بی صاحب وهرکس که زودتر،
        برمیخاست از خواب ، او رئیس بود
         
        او هم هرطوری که میخواست ،
        آن شبانه روزِ لعنتی را
        به عقده هایی که داشت ز ریاست ،
        شهرِ بی صاحب را رهبری میکرد
        اگر می ‌خواست با روز،
        اگر می ‌خواست ، با شب او انیس بود
         
        اگر می‌ خواست ، رئیسی کاسه لیس بود
        اگرکه او نمی خواست ، به هرصورت ،
        صورتِ اعمالش ،
        با تابشِ مستقیمِ تبدارِ یه مُشت دزد
        پُر لک و پیس بود
         
        گاهی آن فردِ سحرخیز،
        ورزش دوست بود و،
        میگفت : دهانِ لقِ مردم هم کرده
        گرانی ،
        دمار از روزگارِ بدِ آنها ،
        درآورده که  درآورده
        مهم منم که ، منهم پول دارم
        بعد از این افکارِ موهوم ،
        راهیِ زمین تنیس بود
         
        گاهی آن رئیس ، یک پُرخورِ نابکار بود
        که با ابلیسِ بدخوی حریص ،
        دم به دم جلیس بود
        یک شکم باره ای که ، وجودش را جوع ،
        فرا گرفته بود
        روی میزش پلو و برّه ی بریونی و،
        دهها چیز دیگر،
        آنهم دیس دیس بود
         
        گاهی شخصی بود که استخر،
        عشق او بود
        چون همیشه خیس بود
         
        گاهی یک زن بود رئیس
        زودتر از خواب بیدار شده بود
        او چقدر، پُرافاده و پُر فیس بود
         
        گاهی آن رئیس ،
        یک جوانِ خام بود
        صورتش پیدا نبود
        چون تمامش گیس بود 
         
        شهرِ بی صاحب هیچ نظمی نداشت
        همه در درونش حیران بودند
        چونکه هرکس میخواست حرفی ‌زند
        عکس العملِ هرآنکه در او بود
        از مردمش گرفته ،
        تا داروغه و حتی شورایَش و،
        مامورین دروازه ی دولتش
        انگشت اشاره روی بینی می ‌گذاشتند
        و این آژیرِ قرمز ،
        معنی و مفهومِ آن یقیناً ،
        هیس بود
         
        بهمن بیدقی 1400/6/22
        ۲
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        ۹ روز پیش
        درود استاد عزیز
        بسیار زیبا و مبین مشکلات جامعه بود
        موفق باشید خندانک
        بهمن بیدقی
        بهمن بیدقی
        ۹ روز پیش
        با سلام و عرض احترام استاد بزرگوار
        ممنونم از لطفتون
        مؤید باشید
        ارسال پاسخ
        محمد باقر انصاری دزفولی
        ۹ روز پیش
        بداهه ای تقدیم شمااستاد عزیز
        شعرای شما دریا است
        بارانی بی سرما است
        شوری بی همتااست
        شمععی زسوز دلها است
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        بهمن بیدقی
        بهمن بیدقی
        ۹ روز پیش
        با سلام و عرض احترام استاد بزرگوار
        ممنونم از لطفتون و سپاس از بداهه ی زیبایتان
        سلامت باشید
        ارسال پاسخ
        بهرام معینی (داریان)
        ۹ روز پیش
        درود های فراوان وارادتی بی پایان جناب بیدقی استادو ادیب وارسته وگرانقدر
        بسیار شیوا ودلنشین و قابل تامل بتصویر کشیده اید
        مسرور ومستدام
        در پناه حق
        ایام بکام
        🌷🌷🌷
        بهمن بیدقی
        ۹ روز پیش
        با سلام و عرض احترام استاد بزرگوار
        ممنونم از لطفتون
        سلامت باشید ، درپناه حق
        خدیجه وفایی راد ( غریبه)
        ۸ روز پیش
        درود بر شما خندانک
        بهمن بیدقی
        بهمن بیدقی
        ۸ روز پیش
        با سلام و عرض ادب بزرگوار
        سپاس
        ارسال پاسخ
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        آخرین نقدهای شاعران سایت

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0