سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

جمعه 8 بهمن 1400
    25 جمادى الثانية 1443
      Friday 28 Jan 2022

        بیشترین مخاطب

        کانال تلگرام شعرناب

        بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی.احمدی زاده (ملحق)

        جمعه ۸ بهمن

        برگشت

        شعری از

        امیرحسین مقدم

        از دفتر حضور دوباره نوع شعر غزل

        ارسال شده در تاریخ يکشنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۰ ۰۲:۵۳ شماره ثبت ۱۰۲۱۶۹
          بازدید : ۸۴   |    نظرات : ۱۷

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه

        غزلی بداهه برای ملت زجرکشیده افغانستان

        هان خبر میرسد که طالبان برگشت
        آنچنان رفت و این چنان برگشت
        ظاهراً در سیاه چال افتاد
        ملک کابل که در زمان برگشت
        از زمین رو به آسمان بارید
        گردش دور آسمان برگشت
        می‌زند ضجه آن زن افغان
        دوره زجر این زنان برگشت
        ریشتان کم نباشد از یک مشت
        دوره پشم و پیلتان برگشت
        روز مکرو بساط شیادی است
        روز مرگ جنینِ جان برگشت
        حرف حق را کسی نمیفهمد
        گوئیا واژه در زبان برگشت
        خنده دیگر به لب نمی آید
        خلق افغان ببین فغان برگشت

        امیرحسین مقدم 
        روز تسخیر کابل توسط طالبان برای دومین بار
        ۲۴. مرداد . ۱۴۰۰
        ۵
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        سه شنبه ۲ شهريور ۱۴۰۰ ۱۰:۲۰
        درود بزرگوار
        بسیار زیبا و مبین مشکلات جوامع بود
        "غریب تشنه ای فریاد میزد
        حسینم من،حسینم من،حسینم" خندانک
        امیرحسین مقدم
        امیرحسین مقدم
        چهارشنبه ۳ شهريور ۱۴۰۰ ۲۱:۱۳
        درود بر شاعر خستگی ناپذیر شعرناب.
        سلامت باشید خندانک
        ارسال پاسخ
        حمید غرب
        دوشنبه ۱ شهريور ۱۴۰۰ ۱۳:۱۷
        درود جناب مقدم عزیز

        در عین سادگی ، کلامی شیوا و در خور تحسین که درد و مصیبت یک ملت تاراج شده را به خوبی به تصویر کشیده

        درد از فغان گذشت و بدنبال ناله رفت
        از غصه ، چشم تار ، گهر بارِ ژاله رفت

        دیگر کجا سرای سپیدی بیابَمَت
        نور امید در صدفِ استحاله رفت

        گفتارتان شیوا
        نگاهتان زیبا
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        امیرحسین مقدم
        امیرحسین مقدم
        چهارشنبه ۳ شهريور ۱۴۰۰ ۲۱:۱۳
        سپاسگزارم
        شما لطف دارید خندانک
        ارسال پاسخ
        محسن ابراهیمی ( غریب )
        دوشنبه ۱ شهريور ۱۴۰۰ ۱۳:۴۴
        درود بر استاد عزیزم جناب مقدم خندانک خندانک
        شما مرا نمی شناسید اما شما حق بزرگی بر گردنم دارید
        وخوشحالم که اینجا می بینمتان خندانک
        شما نقش بسزایی در آموزش من داشتید و شاید اگر برایم وقت نمی گذاشتید هنوز اندر خم یک کوچه بودم و از این بابت همیشه دعاگویتان هستم
        البته ناگفته نماند هنوز هم شاگرد تنبل کلاستان هستم و اول راه
        غزل زیبایی بود و مناسب با حال این روزها
        قلمتان زرنگار استاد خندانک
        امیرحسین مقدم
        امیرحسین مقدم
        چهارشنبه ۳ شهريور ۱۴۰۰ ۲۱:۳۱
        درود
        خوشحالم که توانسته ام تاثیری در شاعرانگی شما داشته باشم. این اصل و اساس من در زندکی است. برای همین هم معلم شدم.
        خندانک خندانک خندانک
        جناب ابراهیمی عزیز
        پنج کار آخرتان را خواندم باید عرض کنم شما ذاتا غزلسرا هستید. به نظر من تمرکزتان روی غزل باشد.
        از پنج کاری که خواندم ۳ کار غزل بودند که هرسه از نظر فنی کاملا سالم بودند. یعنی از نظر وزن و قافیه که دو شرط اصلی شعر شدن یک نوشته است ( شعر کلاسیک فارسی ) هیچ مشکلی نبود.
        اما دوسروده دیکر : کاری که به زبان محاوره نوشته بودید یکی دو مورد لغزش وزن داشت که البته با پس و پیش کردن یکی دو هجا درست خواهد شد اما سروده ای که در فرم شعر نو بود میان سپید و نیمایی سرگردان بود.
        شما داتا شاعرید که به صورت غریضی و بدون اینکه قصدی داشته باشید از آغاز گرایش به سمت غزل کلاسیک فارسی داشته اید.
        آیا جز این است ؟
        اگر همه تمرکزتان بر خواندن و نوشتن شعر مللسیک فارسی باشد بسیار موفق تر خواهید بود.

        برقرار و ببرمدارباشید خندانک
        ارسال پاسخ
        محسن ابراهیمی ( غریب )
        محسن ابراهیمی ( غریب )
        پنجشنبه ۴ شهريور ۱۴۰۰ ۱۶:۲۴
        عرض ادب و احترام استاد گرامیم خندانک خندانک
        ممنون که وقت گذاشتید و خواندید
        حتما از توضیحات مفیدتان استفاده خواهم کرد
        امیدوارم سالم و تندرست باشید و سایتان مستدام🙏🙏
        ارادتمند وشاگردتان محسن خندانک
        طوبی آهنگران
        دوشنبه ۱ شهريور ۱۴۰۰ ۱۴:۴۰
        سلام بزرگوار شعری بسیار زیبا
        سروده اید
        خداوند ه بزرگ. به آن مردم بی پناکمک
        کند و رحمی هم در دل این ظالمان. بیندازد
        کار از ما ساخته نیست
        امیرحسین مقدم
        امیرحسین مقدم
        چهارشنبه ۳ شهريور ۱۴۰۰ ۲۱:۳۲
        سپاسگزارم
        موفق باشید خندانک
        ارسال پاسخ
        محمد باقر انصاری دزفولی
        دوشنبه ۱ شهريور ۱۴۰۰ ۱۷:۱۷
        بداهه تقدیم شعرزیبای شما شاعرواستاد گرامی
        خروش دریارا گوش کن
        چه نجوایی دارد دربسترخویش
        خروشان و می گوید
        ای مرداب
        تا سکوت برجاست
        تا بی حرکتی برپا است
        کشتی عشق به ساحل امن
        نخواهد رسید
        خندانک خندانک خندانک
        امیرحسین مقدم
        امیرحسین مقدم
        چهارشنبه ۳ شهريور ۱۴۰۰ ۲۱:۳۳
        درود
        پس بادبان برافراز و دل به سینه دریا بسپار
        مهرتان مستدام خندانک
        ارسال پاسخ
        مهرداد عزیزیان  بی تخلص
        دوشنبه ۱ شهريور ۱۴۰۰ ۱۹:۴۸
        درود بر شما🌺
        امیرحسین مقدم
        امیرحسین مقدم
        چهارشنبه ۳ شهريور ۱۴۰۰ ۲۱:۳۴
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        سارا رحیمی
        دوشنبه ۱ شهريور ۱۴۰۰ ۲۰:۵۲
        درودتان بزرگوار وادیب فرهیخته
        بسیار زیبا خواندم از قلم شما
        مانا باشید و نوسا خندانک
        خندانک خندانک خندانک
        امیرحسین مقدم
        امیرحسین مقدم
        چهارشنبه ۳ شهريور ۱۴۰۰ ۲۱:۴۱
        درود
        سپاسگزارم
        اگر از شر این ویروس منحوس جان به در بیرم و نیز محبوس نشوم به گناه راستگویی ، قول می دهم که هیچ اتفاقی قلمم را از کار نیندازد.


        سال پنجاه و فاجعه آمد
        سال پنجاه و درد خورشیدی
        ‏سال واماندن از بلندیها
        ‏سال پست شروع نومیدی


        سال پنجاه و زجر خورشیدی
        سال شوم ظهور استبداد
        سال آغاز مرگ یک دنیا
        سال مرگی که مرگ هم جان داد


        سال پنجاه و بغض خورشیدی
        بسته راه گلو ، چهل سال است
        نفسم بر شماره افتاده
        سال بعدی بتر ز امسال است


        سال پنجاه و شوم خورشیدی
        سال تسخیر خاک یک کشور
        سال تطهیر این هیولاها
        سال خاکی که خاک شد برسر


        سال پنجاه و مرگ خورشیدی
        مرگ تلخ هزار و صد عاشق
        بخدا این دگر سزامان نیست
        بخدا نیست جانمان لایق


        ملت خسته جان به لب آمد
        قد علم کن تو خستگی بگذار
        کسی از بهر تو نمی آید
        پر بزن پر ، خزندگی بگذار
        .

        جسد مثله حقیقت را
        تو به نیروی عشق احیاکن
        زندگی مزه قشنگی داشت
        در خیالت کمی تماشا کن


        این صدای قشنگ ایران است
        که صدا می کند من و مارا
        خاک ایران جان من خشکید
        جرعه آبی به او رسان یارا


        قد علم کن جوان ایرانی
        قد علم کن که خسته ایران است
        جان جانان من که ایران بود
        دیگر امروز نیمه ویران است


        باید از سرزمین ایران ، زود
        اجنبی را برون بیندازیم
        قدعلم کن جوان ایرانی
        من و تو آشنای پروازیم


        درود و بدرو.
        ارسال پاسخ
        محمد علی رضاپور
        دوشنبه ۱ شهريور ۱۴۰۰ ۲۲:۵۲
        سلام و درود
        دست مریزاد خندانک
        امیرحسین مقدم
        امیرحسین مقدم
        چهارشنبه ۳ شهريور ۱۴۰۰ ۲۱:۴۱
        درود
        سپاسگزارم خندانک
        ارسال پاسخ
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0