سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

جمعه 8 بهمن 1400
    25 جمادى الثانية 1443
      Friday 28 Jan 2022

        بیشترین مخاطب

        کانال تلگرام شعرناب

        بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی.احمدی زاده (ملحق)

        جمعه ۸ بهمن

        هوای سرنوشت

        شعری از

        مهدی ملکی الف

        از دفتر اشعار مهدی ملکی الف نوع شعر غزل

        ارسال شده در تاریخ جمعه ۲۲ مرداد ۱۴۰۰ ۲۲:۵۱ شماره ثبت ۱۰۱۸۹۱
          بازدید : ۵۲   |    نظرات : ۴

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه

        در حسرت آغوش تو عمری‌ست ویرانم
        تا عمر دارم بی گمان درگیر هجرانم
        یک لحظه آرامش ندارد ذهن غمگینم
        هر شب اسیر روزگار نابسامانم
        آخر چرا باور نداری دردهایم را؟
        احوال من را درک کن؛ سردرگریبانم
        هر شب هوای سرنوشتم سرد و جان‌فرساست
        در حسرتت پایان نمی‌گیرد زمستانم
        زیبای من! هر لحظه می‌گردم به دنبالت
        در کوچه‌ها با چشم خیسم گیج و حیرانم
        دنیا برایم از غمت دلگیر و تکراری‌ست
        با گریه‌هایم باز امشب خیس بارانم
        ای عشق! چشمم تار شد در حسرت دیدار
        در انتظار چشم زیبایت پریشانم

        شاعر: مهدی ملکی الف
        ۳
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        يکشنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۰ ۰۸:۵۳
        درود بزرگوار
        غزلی ناب و زیبا بود خندانک
        مهرداد عزیزیان  بی تخلص
        يکشنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۰ ۰۸:۵۵
        درود
        ارسالی های شما همیشه در حفظ کیفیت و روانی موفق است
        🌺
        مریم کاسیانی
        يکشنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۰ ۱۸:۵۲
        درود بر شما
        زیباست
        خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک
        خندانک
        محمد علی رضاپور
        دوشنبه ۲۵ مرداد ۱۴۰۰ ۰۷:۱۲
        سلام و درود، خدا قوت،
        افغانستان، ایران خاوری، زیر چکمه های طالبان ابوسفیانی قرار دارد و حالا که ما، بُهت زده، سوختن سرزمین مولانا و خواجه عبدالله انصاری، سرزمین جگرگوشه ی فرهنگی خود را تماشا می کنیم، ای کاش دست کم، هریک، سروده ای در تسلیت به افغانستان بپردازیم و در این عاشورای حسینی، زینب وار، هِلهِله های یزیدیان زمان را خُنثی کنیم.
        تقدیم به افغانستان مظلوم، تقدیم به جبهه ی ضد نادانی سترگ (آن هم به نام مقدس اسلام) و تقدیم به شما:

        شرمنده ام که باز گرفتار می شوی
        شرمنده ام که مَطلع خونبار می شوی

        شرمنده ام که مهر نمی خوانَدَت به مهر
        هم بی نگاهِ ماهِ مددکار می شوی

        شرمنده ام از این همه تنهایی و غمت
        شرمنده ام که فتنه ی اَشرار می شوی

        افسوس! باغ پارسیِ پارسا سرِشت!
        پوشیده از کلاغ سیَهکار می شوی

        همسایه، هم تبار، هم آواز، هم نَشیب!
        دشتی که رو به دلهُره، هموار می شوی

        خاکِ فغان زده که به تاراج...! صبر کن
        چندی اسیرِ طالبِ آزار می شوی

        این بوف ها به طالعِ فردا نمی رسند
        سیمرغ وار جلوه ی اسرار می شوی

        آرام باش یوسف معصوم بی پناه!
        فرمانروای مردم بازار می شوی.
        #محمدعلی_رضاپور
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0