سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

پنجشنبه 14 فروردين 1404
    5 شوال 1446
      Thursday 3 Apr 2025

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        انسان راستگو برجسته ترین اثر خداوند است.الكساندر پوپ

        پنجشنبه ۱۴ فروردين

        آتش اندیشه ها

        شعری از

        سیده نسترن طالب زاده

        از دفتر فـــرارؤیـــــــــــــــــــــا نوع شعر غزل

        ارسال شده در تاریخ سه شنبه ۶ آذر ۱۴۰۳ ۲۰:۵۶ شماره ثبت ۱۳۴۰۳۱
          بازدید : ۱۰۲۳   |    نظرات : ۰

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه

        آتش اندیشه ها، در ریشه روشن باد باد
        یاس و ناز و رازقی، بر چین دامن باد باد
        آبهای مملو از  هر زورق شب_ مایه باز
        بر طلوع آسیاب سبز دشمن،  باد باد
        مالک زنجیر را، جز لعنت عالَم نبود
        پای آزادان به روی چشم این تن بادباد
        چون فریبی عام را، دانا تو را تسخر زند!! 
        جاودان در هر قلم، آوای میهن  بادباد
        گاو نر، شاید که بر مهرابه قربانش کنی
        غیر آن، بر گرده هاشان گاوآهن باد باد
        بربط و زن، ساقیانی سخت شیرینند اه
        شیشه را جز بار صهبایی، شکستن بادباد 
        خائنی هرگز نروییده ز اصلابِ دُرست
        نوبهار راهزن، چون سوخ بهمن باد باد
        شاق باشد بر برو بومت، بلای مفلسان
        تار زرین سخن، چون زلف خرمن باد... باد 
        ۱۳
        اشتراک گذاری این شعر

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        غلامرضا مهدوی (مهدوی)

        مرغ دل در قفس سینه من می نالد ااا بلبل ساز ترا دیده هم آواز امشب
        نازنین راضی

        از خودم از زندگی از رنج هایم خسته ام ااا باز اما دل به این دنیای فانی بسته ام
        غلامرضا مهدوی (مهدوی)

        ما ره به کوی عافیت دانیم و منزلگاه انس ااا ای در تکاپوی طلب گم کرده ره با ما بیا
        مهدی سمیاری

        یک روز می آیی که من دیگر دچارت نیستم ووو از صبر ویرانم ولی چشم انتظارت نیستم ووو یک روز می آیی و من نه عقل دارم نه جنون ووو نه شک به چیزی نه یقین مست و خمارت نیستم ووو شب زنده داری میکنی تا صبح زاری میکنی ووو تو بی قراری میکنی من بی قرارت نیستم ووو پاییز تو سر میرسد قدری زمستانی و بعد ووو گل می دهی نو میشوی من در بهارت نیستم ووو زنگارها را شسته ام دور از کدورتهای دور ووو آیینه ای رو به تو ام اما کنارت نیستم ووو دور دلم دیوار نیست انکار من دشوار نیست ووو اصلا منی در کار نیست امنم حصارت نیستم
        شاهزاده خانوم

        دلت گرفته از این دنیا ااا دلت گرفته برای خودت گاهی

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        2