سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

يکشنبه 28 شهريور 1400
    12 صفر 1443
      Sunday 19 Sep 2021

        بیشترین مخاطب

        کانال تلگرام شعرناب

        بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی.احمدی زاده (ملحق)

        يکشنبه ۲۸ شهريور

        سلوکِ دل

        شعری از

        لیلا گمار (مأنوس شده با قلم)

        از دفتر شعرناب نوع شعر آزاد

        ارسال شده در تاریخ چهارشنبه ۱۳ مرداد ۱۴۰۰ ۰۲:۵۹ شماره ثبت ۱۰۱۶۱۰
          بازدید : ۲۰۲   |    نظرات : ۴۸

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر لیلا گمار (مأنوس شده با قلم)
        آخرین اشعار ناب لیلا گمار (مأنوس شده با قلم)

               به نام خداوندِ مهر آفرین
         
        نمیدانم چرا دیگر شعرم نمی آید
        گویی نه حرف دارم نه سخن
        نه دل دارم نه گلشن
        روزهاست که شده ام کم سخن
        یادش بخیر پیش تر بودم همه جا صاحب سخن
        گاه نمیدانم این پریشان حالی ام از بابِ چیست
        این فکرم نمیدانم درگیر ِ چیست
        هرچه می گویم بگو احوال خویش
        تا بگویم من درمانِ تو چیست
        لال گشته نمیدانم چرا
        گاه گاهی دیدمش در لاکِ خویش
        می رود در بحر افکارِ پرتشویشِ خویش
        بارها گفتم من او را با من اینگونه مباش
        هرچه میخواهی بگو
        ولیکن با منِ تنها تو بیگانه مباش
        ای خدا و ای الله 
        من نمیدانم چه شد که گشت این احوال ِ ما
        دل که شد بیگانه با دنیای ما
        این نشد که من شوم فقط انسان نما
        یا که دل را بازگردان سمت ِ این انگشت نما
        یا بگیر این جانِ شیرین از کف و احوالِ ما
        یا ببخش بر من تو صبری تا که باشم دل را رَه نما
        می روم سمتِ دل و نازش کشم 
        هی ببوسم روی او و هی ماچَش کنم
        من بگیرم دستِ او در دستِ خویش 
        تا بگوید با من از احوالِ خویش
        هی ببویم مویِ او هی مستش شوم
        جان به قربانش کنم تا سستش کنم
        آنگه از او پرسم علتِ این پریشان حالی اش
        گوش خود را میبرم تا نزدیکای بینی اش
        از نفس هایش گویی که همچون آتش اند
        حرفها دارد ولی گویی درونش خالی است
        من که او را می شناسم از دوران ِ کهن
        نیست چشمش دنبال هیچ انجمن
        آنگاه که مداومت دادَمَش من به قرآن و نور
        لُبِ مطلب را گرفت و شد چون بنده ی کور
        چون شنید فرمانِ خدا را این دلم
        امتناع کرد از نظر با چشمِ هیز
        آموختم من به او این درس را
        تا که باشد همواره بنده ی خوبِ خدا
        حال من میدانم این دلم از بابِ چه رنجور گشت
        صبرِ او لبریز از این اندوه گشت
        هرچه میخواهد بگوید یک شعر و سخن 
        تا بباشد لایقِ ربَّش کاینسخن
        هی ببیند مانعی در راهِ خویش
        تا که منعش کند از کارِ خویش
        گویدم این دل که من وامانده ام
        از طریقِ عاشقی گویی جا مانده ام
        شکوه ها دارد از ناسفتگی
        هی به گوشم گوید این سخن
        من باشم در شعر گفتن گویی کژسخن
        میل دارم که باشم من نیکوسخن
        ولیکن این سبک ها مانع شدن تا من شوم شیرین سخن 
        هی بنالید از سفاهت های خویش
        گفتش آخر علت غم های خود را این چنین
        من ندارم قافیه در شعرِ خویش
        تا سُرایم شعر در حدِ خداوند و جهان داریش
        ترسم که بگویم حتی یک رباعی
        فقط دانم که در دلم دارم یک ندایی
        که باید آن را رسانم تا درگاه الهی
        ولیکن گویی هستم روی دو راهی
        نمیدانم که گویم شعری بی هیچ اشتباهی
        چون دلم سَر از آن سِرِ نهانی برداشت
        دیدم که دلم زبان بسته گناهی نداشت
        چون به جز از خدا هیچ پناهی نداشت
        چون شنیدم این سخن دلم این گونه انگاشت
        که باشد این حُقِه از جانبِ ابلیس هفت رنگ
        در آن دَم دادم به دستش من یکی سنگ
        گفتمش این هست یکی حیله و نیرنگ
        پرتش بکن این سنگ به آن ابلیسِ اَلدَنگ
        او هست از دیدنِ این صحنه نظرتنگ
        هی آید و هی با تو می کند جنگ
        گوید که نیست حرفهای تو هماهنگ
        چون گشت خیالش آسوده از رفتنِ دِلسنگ
        به یک لبخند صورتش گشت قشنگ
        چون بدیدم من از او این حَمیَّت
        گفتم به او که ای پاک نیت
        برخیز و بشوی دست و رویت
        تا با خالقِ خود کنم من روبرویت
        او نیست با تو چون جاهلیت
        که گیرند به تو ایراد حتی از دُمِ ابرویَت
        نزدِ او نیت است که هست در اولویت
        گر تو خواهی از او بیداریت
        لطفِ او خواهد شد باعث هشیاریت
        مهر او شود همدمِ تنهاییت
        گر که مهرِ حق شود مهمانیت
        یاریِ حق می شود حتما روزیت
        عشق رب کند تو را همراهیت
        شک نکن که این خلوص تو شود باعث مقبولیت 
        دل که این سخن از من شنید
        زود جست و از جایش پرید
        از پِیِ آب روان همی خرامید
        از باب طهارت شست پیکرِ خویش
        تو گویی بدین آب از غمها رهائید
        چون بشد فارغ از آن افکارِ پلید
        رو به سمت قبله کرد و با اصرارِ شدید
        از خدا خواست تا بخشد او را یک فکرِ جدید
        ناگهان دیدم که او مسرور گشت
        اندکی مدهوش و گه پُرهوش گشت
        رفتم و پرسیدم از او علت این حالِ او
        گفت نازنینا ممنونم ز تو
        هرچه گویم باز مدیونم به تو
        ربِ من هم گشت خشنود از گفتارِ پر اندرزِ تو
        گفتمش با من بگو از ربِ خویش
        تمام حرف هایش را به من بگو بی پس و پیش
        گفت که بخشید خدا مرا این جمله ی ژرف اندیش
        دیگر تو به قافیه میندیش به دیدار بیندیش.
         
         
         
        «نور» اشاره به آیه ی 31 سوره ی نور دارد که من دین را خلاصه شده در این آیه میدانم
        ترجمه ی این آیه ی شریفه را در پیوست شعرم می آورم تا جلابخشِ آن باشد : 
        و زنان مؤمن را بگو تا چشمها (از نگاه ناروا) بپوشند و فروج و اندامشان را (از عمل زشت) محفوظ دارند و زینت و آرایش خود جز آنچه قهرا ظاهر می‌شود (بر بیگانه) آشکار نسازند، و باید سینه و بر و دوش خود را به مقنعه بپوشانند و زینت و جمال خود را آشکار نسازند جز برای شوهران خود یا پدران یا پدران شوهر یا پسران خود یا پسران شوهر یا برادران خود یا پسران برادران و پسران خواهران خود یا زنان خود (یعنی زنان مسلمه) یا کنیزان ملکی خویش یا مردان اتباع خانواده که رغبت به زنان ندارند یا اطفالی که هنوز بر عورت و محارم زنان آگاه نیستند (و از غیر این اشخاص مذکور احتجاب و احتراز کنند) و آن طور پای به زمین نزنند که خلخال و زیور پنهان پاهایشان معلوم شود. و ای اهل ایمان، همه به درگاه خدا توبه کنید، باشد که رستگار شوید.
        ۱۱
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        جمعه ۱۵ مرداد ۱۴۰۰ ۰۹:۲۹
        درود بانو
        دلنوشته بسیار زیبا و طولانی بود خندانک
        لیلا گمار (مأنوس شده با قلم)
        لیلا گمار (مأنوس شده با قلم)
        جمعه ۱۵ مرداد ۱۴۰۰ ۰۹:۵۲
        سلام ها و درودها به استاد استکی گرانقدر
        مفتخرم به حضور همیشگی تان در صفحه ام
        و بسیار سپاسگزارم از نگاه زیبا و پرمهرتان
        خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        مسعود آزادبخت
        پنجشنبه ۱۴ مرداد ۱۴۰۰ ۰۹:۵۸
        به به
        بانو لیلا
        شعری بلندبالا و چند بعدی سرودند
        درود بر مطالعه و احساس نابتان
        خندانک خندانک خندانک
        لیلا گمار (مأنوس شده با قلم)
        پنجشنبه ۱۴ مرداد ۱۴۰۰ ۱۰:۰۹
        سلام و درود به جناب آزاد بخت گرانقدر
        خوش آمد میگویم حضور سبزتان را و سپاسگزارم از نگاه پرمهرتان
        خندانک خندانک
         علی اکبرامیدی
        پنجشنبه ۱۴ مرداد ۱۴۰۰ ۱۰:۵۰
        حال و روز این روزهای منو روایت کردید.خیلی زیبا بود به دلم نشست خندانک
        لیلا گمار (مأنوس شده با قلم)
        پنجشنبه ۱۴ مرداد ۱۴۰۰ ۱۱:۰۰
        سلام و درود به جناب امیدی
        مسرورم از حضور همیشگی تان
        با سپاس از نگاه زیبایتان
        خندانک خندانک
        محسن ابراهیمی ( غریب )
        پنجشنبه ۱۴ مرداد ۱۴۰۰ ۱۲:۴۵
        درود بر شما بانو خندانک خندانک خندانک
        نوشته های شما همیشه سرشار از احساس ناب است خندانک خندانک
        براتون آرزوی موفقیت دارم خندانک
        قلمتان نویسا خندانک خندانک خندانک
        لیلا گمار (مأنوس شده با قلم)
        لیلا گمار (مأنوس شده با قلم)
        پنجشنبه ۱۴ مرداد ۱۴۰۰ ۱۲:۵۳
        درودها به شما استاد
        متشکرم از اینکه همواره مرا با نگاهتان بدرقه گر هستید
        سپاسگزارم از حضورتان
        برقرار باشید به مهر
        خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        سعید صادقی (بیدل)
        پنجشنبه ۱۴ مرداد ۱۴۰۰ ۱۳:۲۳
        دیگر حرفی در دل ندارم
        نور میخواهم آیه ای نازل کن

        درود بر شما خانم گمار محترم خندانک
        لیلا گمار (مأنوس شده با قلم)
        لیلا گمار (مأنوس شده با قلم)
        پنجشنبه ۱۴ مرداد ۱۴۰۰ ۱۴:۵۹
        درودها به جناب بیدل ارجمند
        سپاسگزارم از حضور سبزتان و بداهه ی زیبایتان
        خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        آرمان پرناک
        پنجشنبه ۱۴ مرداد ۱۴۰۰ ۱۷:۳۲
        سلام و درود فراوان بر شما
        زیبا قلم زدید
        نوشتن این سروده قطعا زمان زیادی از شما گرفته
        و
        معلوم است که قلم را دست دل دادید که اینگونه نوشت
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک



        لیلا گمار (مأنوس شده با قلم)
        پنجشنبه ۱۴ مرداد ۱۴۰۰ ۱۷:۵۹
        سلام و درود فراوان به جناب پرناک گرامی
        خرسندم از حضور پرمهر و نگاه زیبایتان
        اتفاقا چندان وقت زیادی ازم نگرفت مگر برای چند مصرع
        همانطور که فرمودید تا قلم را به دست دل ندادم که به قهرِ خودش پایان نداد و به سمت ما بازنگشت
        دل است دیگر نازِ فراوان دارد و من هم مشغله ای جز ناز کشیدن از این دل ندارم
        باز هم از حضورتان سپاسگزارم
        خندانک خندانک
        محمد رضا خوشرو
        پنجشنبه ۱۴ مرداد ۱۴۰۰ ۱۹:۴۷
        سلام و پر انرژی بود

        و زحمت کشیدید بسیارو خسته نباشید

        و میدانید که نوشتن انرژی می‌گیرد
        خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک
        خندانک
        لیلا گمار (مأنوس شده با قلم)
        لیلا گمار (مأنوس شده با قلم)
        پنجشنبه ۱۴ مرداد ۱۴۰۰ ۲۰:۰۷
        سلام و درود به جناب خوشرو
        زنده باشید و بسیار سپاسمندم از تعاریفتان
        شاید انرژی بگیره ولی وقتی نتیجه ی کار اونطور که دلت بخواد در بیاد کلی انرژی و ذوق به سمت آدم میاد، من اصلا از ننوشتنه که بیشتر خسته میشم، امیدوارم این قلم همیشه دوستِ من باقی بمونه تا خستگی هامو ازم دور کنه
        بازهم به صفحه ی خودتان سر بزنید.
        خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        سحر موسوی
        جمعه ۱۵ مرداد ۱۴۰۰ ۰۰:۰۱
        درود بانو لیلای عزیزم خندانک

        بسیار زیبا و ناب سروده اید خندانک خندانک

        قلمتان ماندگار خندانک

        خندانک



        خندانک



        خندانک



        خندانک
        لیلا گمار (مأنوس شده با قلم)
        جمعه ۱۵ مرداد ۱۴۰۰ ۰۱:۲۰
        سلام و درود به مهربانوی عزیزم سحرِ جانِ شیرین سخن
        بسیار خوش آمدید به مهر
        سپاسگزارم نازنینم
        خندانک خندانک
        عرشیا خوشرو
        جمعه ۱۵ مرداد ۱۴۰۰ ۰۱:۴۶
        ⚘⚘⚘
        لیلا گمار (مأنوس شده با قلم)
        لیلا گمار (مأنوس شده با قلم)
        جمعه ۱۵ مرداد ۱۴۰۰ ۰۹:۵۰
        درودها به شاعرِ خوش ذوق جناب عرشیای خوشرو
        خوشحالم اینجا حضورتون رو حس کردم
        بازم سر بزنید
        بابت گلها هم ازتون ممنونم
        خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        قربانعلی فتحی  (تختی)
        جمعه ۱۵ مرداد ۱۴۰۰ ۲۲:۰۴
        درود برشما شاعر ارجمند بانو لیلا گمار عزیز وگرامی
        بسیار بسیار عالی و
        پر معنی وزیبا سرودید
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک

        به. نظر بنده. ایمان. بسیار. خوبی. دارید. به. خداوند
        بزرگ که خود نعمتی. بسیار. بزرگیست واینشاالله که
        به همین نیت پاک. سرنوشتی واینده. ی بسیار. خوبی
        دراقبالتان. خواهد. بود اتشالله خندانک
        شاد. باشید خندانک
        لیلا گمار (مأنوس شده با قلم)
        جمعه ۱۵ مرداد ۱۴۰۰ ۲۲:۵۶
        درودها به استاد ارجمندم جناب فتحی گرانقدر
        حضور شما و نظر ارزشمندتان باعث فخر و مباهات بنده ست
        امیدوارم که بتوانم همواره در صف بندگی خدا گام برداشته تا نوشته هایم مقبولِ خدا و نوازشگرِ دلِ بندگان ِ خوب و هنر دوستِ خداوندم باشند
        خندانک
        مانا باشید به مهر
        خندانک خندانک
        مریم کاسیانی
        شنبه ۱۶ مرداد ۱۴۰۰ ۰۸:۱۴
        درود بر شما
        قلمتان ماندگار
        خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک
        خندانک
        لیلا گمار (مأنوس شده با قلم)
        شنبه ۱۶ مرداد ۱۴۰۰ ۰۸:۲۵
        سلام و درود به بانو کاسیانی
        که امروز آمد اینجا به میهمانی

        خوش آمدید به مهر بانو جان
        سپاسگزارم از حضور همیشگی تان
        خندانک خندانک

        میناتمدن خواه
        شنبه ۱۶ مرداد ۱۴۰۰ ۲۱:۲۶
        درودهاا بانوجان
        بسیارعالی ، پراحساس و ناب
        طبع روان و قلم توانایتان مستدام
        خندانک خندانک خندانک
         صادقي(آپو)
        شنبه ۱۶ مرداد ۱۴۰۰ ۲۱:۵۶
        درودها بانو / زیبا و دلنشین / دستمریزاد / پاینده باشید خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        لیلا گمار (مأنوس شده با قلم)
        شنبه ۱۶ مرداد ۱۴۰۰ ۲۱:۵۶
        درودها مهربانوی نازنینم
        بسیار سپاسگزارم از حضور و نظر ارزشمندتان
        از حضورتان مسرور شدم
        پایدار و موفق باشید
        خندانک خندانک
        لیلا گمار (مأنوس شده با قلم)
        شنبه ۱۶ مرداد ۱۴۰۰ ۲۲:۰۰
        درودها به جناب صادقی گرانقدر
        خرسند و سپاسمندم از حضورتان
        خندانک خندانک
        عليرضا حكيم
        يکشنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۰ ۰۰:۰۴
        درود بر شما
        خندانک خندانک خندانک
        لیلا گمار (مأنوس شده با قلم)
        يکشنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۰ ۰۰:۱۷
        درودها به استاد گرانقدرم جناب حکیم
        قدم رنجه فرمودید
        مسرور شدم به حضورتان
        خندانک خندانک
        محمد علی رضاپور
        دوشنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۰ ۱۷:۱۸
        سلام و درود
        گلشن دل تان به صفای نور خدایی خندانک
        لیلا گمار (مأنوس شده با قلم)
        دوشنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۰ ۱۷:۲۹
        سلام و درود به جناب رضاپور
        بسیار خرسندم از حضور سبزتان و دعایِ با خلوص نیتتان
        مانا باشید به مهر
        خندانک خندانک
        نسرین حسینی
        حدود ۱ ماه پیش
        درودها لیلای عزیز شاعرانگی ات مستدام نازنین
        خندانک خندانک
        لیلا گمار (مأنوس شده با قلم)
        حدود ۱ ماه پیش
        سلام و درود به گرانقدر بانوی نازنینم بانو حسینیِ عریز
        بسیار خرسندم از حضور شما در صفحه ام
        قدم رنجه فرمودید
        مانا باشید به مهر
        خندانک خندانک
        قربانعلی فتحی  (تختی)
        حدود ۱ ماه پیش
        درود مجدد
        بسیار عالی و
        زیبا بود خندانک خندانک خندانک

        خندانک خندانک : خندانک 30:
        لیلا گمار (مأنوس شده با قلم)
        درود و خوش آمد به جناب فتحی گرانقدر
        از حضور همیشگی تان مسرورم
        خرسندم که چرخش قلمم به دلتان نشست
        در پناه حق موفق و مؤید باشید
        خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        رحیم نیکوفر   ( آیمان )
        حدود ۱ ماه پیش
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        درود برشما بانو
        شاعرانگی هایتان نورانی
        لطف الهی شامل حال و دلتان
        لیلا گمار (مأنوس شده با قلم)
        درودها به جناب نیکوفر گرانقدر
        سرافرازمان کردید با حضورتان
        سپاسمند شما هستم
        برقرار باشید به مهر و لطف الهی
        خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        امیر حسینی
        حدود ۱ ماه پیش
        سلام درود بر شما بانو خندانک خندانک
        لیلا گمار (مأنوس شده با قلم)
        درودها به جناب حسینی ارجمند و فرهیخته
        سرافرازمان کردید به حضورتان
        خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        حسن لطفی
        حدود ۱ ماه پیش
        نمیدانم چرا دیگر شعرم نمی آید
        گویی نه حرف دارم نه سخن
        ......................................
        خندانک خندانک خندانک
        زیبای زثباست خندانک خندانک
        لیلا گمار (مأنوس شده با قلم)
        سلام و درود به جناب لطفی بزرگوار
        متشکرم از حضورتان
        زیبا نگاه و حضور شماست
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        قربانعلی فتحی  (تختی)
        حدود ۱ ماه پیش
        درودی مجدد بانوی عزیز
        خندانک خندانک خندانک :
        2: خندانک خندانک خندانک خندانک
        لیلا گمار (مأنوس شده با قلم)
        درودها به استادِ خوبمان جناب فتحی
        بسیار خوش آمدید
        سپاس از حضور سبز و گلهای زیبایتان
        خندانک
        خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک
        خندانک
        ارسال پاسخ
        حبیب هدیه نژاد
        حدود ۱ ماه پیش
        سلام بر استاد بزرگوارم وبانوی شعر وادب وفرهنگ
        در سروده زیبایتان حرف دل بسیاری از جوانان را زده اید
        به عمق سروده شما که پی میبرم خود را میبینم موفق باشید با احساس سرودید
        لیلا گمار (مأنوس شده با قلم)
        سلام و درود به جناب هدیه نژاد گرانقدر و محترم
        بسیار خرسند و سپاسگزارم از حضور سبز و نظر ارزشمندتان
        خوشحالم که نوشته هایم به دلم نشست
        ممنون از حمایت های صمیمانه ی شما ادیب سخن پرداز
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        محمد علی رضاپور
        حدود ۱ ماه پیش
        به #افغانستان_مظلوم در چنگال #طالبهای_بی_فرهنگ

        شرمنده ام که باز گرفتار می شوی
        شرمنده ام که مَطلع خونبار می شوی

        شرمنده ام که مهر نمی خوانَدَت به مهر هم بی نگاهِ ماهِ مددکار می شوی

        شرمنده ام از این همه تنهایی و غمت
        شرمنده ام که فتنه ی اَشرار می شوی

        افسوس! باغ پارسیِ پارسا سرِشت!
        پوشیده از کلاغ سیَهکار می شوی

        همسایه، هم تبار، هم آواز، هم نَشیب!
        دشتی که رو به دلهُره، هموار می شوی

        خاکِ فغان زده که به تاراج...! صبر کن
        چندی اسیرِ طالبِ آزار می شوی

        این بوف ها به طالعِ فردا نمی رسند
        سیمرغ وار جلوه ی اسرار می شوی

        آرام باش یوسف معصوم بی پناه!
        فرمانروای مردم بازار می شوی.
        #محمدعلی_رضاپور
        لیلا گمار (مأنوس شده با قلم)
        سلام و درود به جناب رضاپور گرانقدر
        بسیار زیباست سروده ی سرشار از احساس همدردی و تعصبتان
        خدا قوت به شما و قلمِ روانتان
        برقرار باشید به مهر
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        فرانک برادران تخلص فاخته
        ۱۲ روز پیش
        امان از دل بی نقطه
        درودها لیلا جان استفاده میکنیم قلمتان سبز خندانک
        لیلا گمار (مأنوس شده با قلم)
        سلام و احترام به بانوی اهلِ دل بانو فرانک
        براستی که امان از دل، دل یک معمای حل ناشدنی ست از همین روست که همواره ما را به دنبال خود می کشاند.
        به مهر خواندی نازنینم خندانک
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        آخرین نقدهای شاعران سایت

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0