سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

شنبه 3 مهر 1400
    18 صفر 1443
      Saturday 25 Sep 2021

        بیشترین مخاطب

        کانال تلگرام شعرناب

        بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی.احمدی زاده (ملحق)

        شنبه ۳ مهر

        مرسده ( نسخه اساطیر غیر ایرانی)

        شعری از

        علی حمدی

        از دفتر باغ آبادان و آبی نوع شعر ترانه

        ارسال شده در تاریخ سه شنبه ۱۲ مرداد ۱۴۰۰ ۱۸:۵۹ شماره ثبت ۱۰۱۵۹۹
          بازدید : ۱۸۱   |    نظرات : ۱۸

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر علی حمدی

        "مرسده" ( نسخه اساطیر غیر ایرانی)
        سلسله ­ای است سلسله
        زلف پریشان تو
        گیسوی اسب سیاه در خم طوفان نوح
        شعبده ­ای است شعبده
        چشم فریبای تو
        دو دلبر خوش ­فریب داخل اسب تروی
        زمزمه ­ای است زمزمه
        لبهای شیرین تو
        شفای جان تشنه، طلا کمان کوییدو
        افسانه­ ای است افسانه
        چهره زیبای تو
        کتیبه ­ای دل­فریب همچو صدای اکو
        هندسه ­ای است هندسه
        اندام موزون تو
        برج بلورین عشق، نت لطیف پیتو
        مرسده ­ای است مرسده
        جان پر از حال تو
        ترکیب ناز و کمال، لبخند آفرودیتو
                                                        علی حمدی - تهران 1400/05/12
        ۱
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        سلمان مولایی
        پنجشنبه ۱۴ مرداد ۱۴۰۰ ۰۸:۱۷




        سلام

        و

        به یقین برای روی دادن اتفاق فرخنده ی شعر آن چه که از لوازم اصلی محسوب می شود رسیدن به تصاویری ست که در عین درستی و قابل تصور بودن ، آن چه را که ارایه می دهد دارای منطق شعری ( مبرهن است که منطق شعری پس از در نظر گرفتن رهایی شاعر از قیود واقعیات به عنوان ملاک و معیار کاربرد دارد ) باشد بدان معنا که کلماتی که قرار است در دو یا چند سوی تصویر قرار بگیرند بتوانند علاوه بر آفرینش زیبایی و حصول شعریت ، به گونه ای با هم مرتبط باشند که امکان برقراری مراعات نظیر بین آن ها در یکی از سطوح معنایی وجود داشته باشد که این موضوع در چند تصویر آفریده شده در شعر حاضر تا اندازه ای که گفتن اش ضروری می نمود،غایب است ؛

        گیسوی اسب سیاه در خم توفان نوح
        اگر چه با کمی دوراندیشی می توان تصویر مورد نظر این بند را یافت که از شباهت گیسوی پریشان یار در دست باد و بال اسبی سیاه که در کشتی نوح سوار است و توفان یال را پریشان کرده است سخن می کند اما مشکل از ذهنیت مخاطب در خصوص توفان نوح آغاز می شود چرا که مخاطب برای این توفان تا کنون جنبه ای دایر بر زیبایی و جمال شناسی وجود نداشته است و آن چه از آن در ذهن مخاطب است قدرت ویران کنندگی و نابودی است و داستان نوح و فرزندش پس به سختی می توان به جز بودن حیوانات از جمله اسب در کشتی نوح مراعات نظیر دیگری بین اجزای آن یافت نکته ای دیگر که گفتن اش واجب است در سلسله نهان است ، اگر سلسله را در معنای زنجیر در نظر بگیریم و زنجیر را نمادی برای قید و بند و اسارت ، اتصاف گیسو به آزادی و پریشانی در دست باد اتفاقی است که تناقضی دلچسب را می آفریند .

        دو دلبر خوش فریب داخل اسب تروی
        تا جایی که من در ذهن دارم خود اسب تروی دلبری بود که باعث گمراهی مردمان تروا شد و پیش از آن نیز هلن و پاریس بودند که به واسطه آشنایی با هم آتش جنگی مهیب را که به کشته شدن هکتور و آشیل می انجامد ، بر افروختند و پس از آن نیز در دل اسب تروی افرادی بسیار پنهان شدند ولی حرفی از دلبر و نشانی که بتوان به این معنا تعبیرش کرد وجود ندارد اگر چه در این جا نیز فریب و شعبده در تناسب با اسب تروی و چشم یار تا اندازه ای قابل قبول زیبایی می آفرینند ولی امکان تصور درست و شاعرانه ی این تصویر وجود ندارد چرا که در تشبیهات اصل بر آن است که در تاریکی و غبار موجود در موضوعی را با توسل به موضوعی دیگر که واضح تر است از بین برد در حالی که در این تصویر گویی جای دوسوی تشبیه عوض شده است و چشمان یار که وجودی عینی دارند به دو دلبر در اسب تروی که برساخته ی ذهن شاعر است و در اصطلاح آن را وهمی می گویند ، مانند شده است در حالی که بی گمان وجود عینی برای عیان تر شدن نیازی به وجود وهمی ندارد.

        کتیبه ای دل فریب همچون صدای اکو
        در این جا نیز اگر چه مراعات نظیر در بین افسانه ، کتیبه و اکو ( از اساطیر عشق در یونان ) حاصل است ولی وقتی قرار باشد کتیبه در کنار اکو معنایی مورد تصور را بیافریند تا آن جا ذهن من یاری می کند با توجه به داستان اکو و نارسیس که در آن از کتیبه خبری نیست پس امکان تصور کردن این تشبیه نیز دورتر از اصل موضوع است و حتی اگر بخواهیم اکو را در معنای امروزی اش که از همان اسطوره به دست آمده است را در نظر بگیریم باز هم نمی توان ارتباطی شاعرانه و دارای وجوه جمال شناسی بین کتیبه برقرار کرد و هم چنان همان موضوع عینی بودن و وهمی بودن جریان دارد.
        آن چه در این شعر بسیار دلپذیر است مراعات نظیری است که در بین مصاریع و ابیات به صورت عمودی برقرار شده است بدان سان که در هر کدام به موضوع یا موجودی تاریخی – اساطیری اشاره شده است که البته ممکن است دوستان عزیز به سبب بیگانه بودن این اساطیر در نزد فرهنگ ایرانیان بر آن ها ایرادی وارد کنند ولی علاوه بر این که اساطیر برآمده از ترکیب فرهنگ های مختلف است و نه متعلق به منطقه ای خاص از لحاظ جغرافیایی ، ولی به کار بردن درست اسطوره های دیگر تمدن ها نیز با توجه به کاربرد فراوان اساطیر عشق ایرانی و بکر بودن اساطیر دیگر در نزد مخاطب ایرانی طعمی نوین و دلخواه را در ذهن مخاطب بر می آفریند و اگر چه در جزییات و ارتباط افقی اشکالاتی بیان شد ولی کلیت این تصاویر و نازک خیالی و قریحه ی خوش شاعر موضوعی است که با این شعر به اثبات می رسد و نیز در شعرهای قبلی او نیز قابل رویت است و امید آن دارم که در شعرهای بعدی نیز علاوه بر حفظ و تقویت زیبایی ها ، موضوعات منجر به نقص نیز اصلاح شوند و هر بار شعری زیباتر از پیش از قلم این شاعر بخوانیم .
        محمد قنبرپور(مازیار)
        محمد قنبرپور(مازیار)
        پنجشنبه ۱۴ مرداد ۱۴۰۰ ۲۳:۳۵
        مرسی سلمان خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        علی حمدی
        علی حمدی
        جمعه ۱۵ مرداد ۱۴۰۰ ۲۳:۰۸
        درود و سپاس فراوان استاد عزیز جناب مولایی بزرگوار 2: خندانک خندانک
        بسیار از مطلب جزئی نگر و شگرفتون آموختم و بسیار برایم مفید بود سپاسگزارم
        در مورد بعضی از این موارد مراعات نظیر باید خدمتتون عرض کنم که ارتباط آنها در سابقه تصویری من شاید کمی پیچیده باشد، مثلا در نظر من اغلب متونی در کتیبه ها نقش بسته که برای ما نامفهوم است ولی رمز و راز شگرفی بدلیل تاریخی بودن دارد و اینکه صدای اسطوره ای اکو هم با تکرار و پژواک بسیار وهم انگیز و رازآلود میشود که البته چهره همچو دلبر افسانه ای هم برای من رازآلود است، البته قبول دارم که با حافظه تصویری جمعی متفاوت است
        خدمتتان عرض کنم که من این شعر را در سه نسخه اساطیر غیر ایرانی، اساطیر ایرانی و بدون استفاده از ذهنیت اساطیری سروده ام و مطمئنا از کلام پر مهر و راهگشایتان کمال استفاده را خواهم برد خندانک
        ارسال پاسخ
        علی حمدی
        علی حمدی
        جمعه ۱۵ مرداد ۱۴۰۰ ۲۳:۱۴
        درود بر جناب مازیار عزیز 💐🌹🌷🌺
        منیژه قشقایی
        منیژه قشقایی
        شنبه ۱۶ مرداد ۱۴۰۰ ۰۴:۴۷
        درود براستاد گرانقدرمان جناب سلمان مولایی خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        عباسعلی استکی(چشمه)
        چهارشنبه ۱۳ مرداد ۱۴۰۰ ۰۸:۵۳
        درود بزرگوار
        خوش آهنگ و زیبا بود خندانک
        علی حمدی
        علی حمدی
        چهارشنبه ۱۳ مرداد ۱۴۰۰ ۱۶:۳۵
        ارادتمندم جناب استکی عزیز خندانک
        ارسال پاسخ
        محسن ابراهیمی ( غریب )
        چهارشنبه ۱۳ مرداد ۱۴۰۰ ۱۰:۲۵
        درود بر شما خندانک خندانک خندانک
        علی حمدی
        علی حمدی
        چهارشنبه ۱۳ مرداد ۱۴۰۰ ۱۶:۳۶
        سپاسگزارم خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        سجاد جم
        چهارشنبه ۱۳ مرداد ۱۴۰۰ ۱۵:۳۵
        آفرین مهندی
        سجاد جم
        چهارشنبه ۱۳ مرداد ۱۴۰۰ ۱۵:۳۵
        آفرین مهندس
        علی حمدی
        علی حمدی
        چهارشنبه ۱۳ مرداد ۱۴۰۰ ۱۶:۳۶
        ممنون آقای جم عزیز خندانک
        ارسال پاسخ
        خدیجه وفایی راد ( غریبه)
        چهارشنبه ۱۳ مرداد ۱۴۰۰ ۲۱:۰۰
        درود بر شما
        ترانه ای زیبا سروده‌اید
        قلمتان همواره رقصان خندانک
        خندانک خندانک خندانک
        علی حمدی
        علی حمدی
        جمعه ۱۵ مرداد ۱۴۰۰ ۲۳:۱۰
        سپاسگزارم بانو غریبه خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        قربانعلی فتحی  (تختی)
        پنجشنبه ۱۴ مرداد ۱۴۰۰ ۱۶:۰۷
        درود برشما
        بسیار عالی
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        علی حمدی
        علی حمدی
        جمعه ۱۵ مرداد ۱۴۰۰ ۲۳:۱۱
        درود و سپاس جناب فتحی عزیز 🌹💐🌷🌺
        ارسال پاسخ
        لیلا گمار (مأنوس شده با قلم)
        پنجشنبه ۱۴ مرداد ۱۴۰۰ ۲۲:۱۹
        درودها به جنابِ شاعر
        بسیار ناب و گیرا بود
        برای چند لحظه نفسم بند آمد از شعبده ی ابیاتِ شما
        بابا یه کم ،کم کنید از این گیرایی شعراتون مردم گناه دارن
        قلمتان همواره به مهر نویسا
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        علی حمدی
        جمعه ۱۵ مرداد ۱۴۰۰ ۲۳:۱۳
        سپاس بیکران از کلام پر مهرتان، شما خیلی لطف دارید بانو گمار محترم 💐🌹🌷🌺💐🌹🌷🌺
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
        ارسال پیام خصوصی

        آخرین نقدهای شاعران سایت

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0