سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

جمعه 2 مهر 1400
    17 صفر 1443
      Friday 24 Sep 2021

        بیشترین مخاطب

        کانال تلگرام شعرناب

        بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی.احمدی زاده (ملحق)

        جمعه ۲ مهر

        علی علیه السلام

        شعری از

        فرید آزادبخت متخلص به شهاب ثاقب

        از دفتر انسانم آرزوست نوع شعر غزل

        ارسال شده در تاریخ يکشنبه ۳ مرداد ۱۴۰۰ ۱۷:۰۹ شماره ثبت ۱۰۱۲۹۹
          بازدید : ۶۷   |    نظرات : ۱۱

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر فرید آزادبخت متخلص به شهاب ثاقب
        آخرین اشعار ناب فرید آزادبخت متخلص به شهاب ثاقب

        در ستایش امام المتقین حضرت علی علیه السلام 
        کیمیای دانش و دین 
        ای شریعت را ستون و وی عدالت را عماد
        از تو والا شد بزرگی ، وز تو برپا عدل و داد
        ای نماد زهد و تقوا ،وی چکاد عقل و دین
        ای که عشق و رستگاری درکنارت سر نهاد
        در غم فریادخواهان بوتراب ره نشین
        دروفا حُسن العباد و در کرم حُسن الجواد
        کعبه بگشوده ست سینه بهرمولود امم
        کعبه ی مقصود، مولاست آن شهید خانه زاد
        از جهان تنها رضای ذوالمنن جوید علی
        نیست شور دیگرش در سر، همای ان یکاد
        در وصالش فوز اعظم یافت امّا در غمش
        سینه ها را اشک مرهم ، دیده ها را خون ضماد
        آن بزرگ جمله خوبان ، سینه اش لبریز درد
        وان امیر حق پرستان چشم خونین برگشاد
        خون فرقش تا قیامت دامن دنیا گرفت
        بعد از او آدم به بالین یتیمی سر نهاد
        گریه ی تنهاییش در چاه غم ، افسوس و آه
        غربت عظمای او درچشم دل ، بیداد و داد
        حق شناسان ،حق ستیزان متّحد در کفر و دین
        دشمنانش کینه توز و دوستانش با وداد
        هر که سر در راه عشقی می نهد بی اختیار
        لحظه ای باید تامل تاچه بگرفت و چه داد
        وانکه جز حق ، کس نبیند، در پی نعم الوکیل
        وانکه جزحق دید غیری، در ره بئس العباد
        کیمیای جان فزای دانش و دین یا علی
        توتیای چشم معنی ، سیرتِ حق را نماد
        در هوای حق عنایت کن به مشتاقان خویش
        عقل را ذوقی سلیم و عشق را عزمی سداد
        ۳
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        دوشنبه ۴ مرداد ۱۴۰۰ ۱۳:۴۹
        درود بزرگوار
        بسیار زیبا و شورانگیز بود
        در وصف حضرت علی علیه السلام خندانک
        مسعود آزادبخت
        مسعود آزادبخت
        دوشنبه ۴ مرداد ۱۴۰۰ ۱۸:۰۰
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        فرید آزادبخت متخلص به شهاب ثاقب
        فرید آزادبخت متخلص به شهاب ثاقب
        شنبه ۹ مرداد ۱۴۰۰ ۲۲:۲۷
        درودتان باد و سپاس استاد عزیزم .
        ارسال پاسخ
        مسعود آزادبخت
        دوشنبه ۴ مرداد ۱۴۰۰ ۱۱:۰۴
        سلام دایی
        عالی بود
        جملات منسجم
        پرداخت عالی
        بیانی رسا
        درودتان
        خندانک خندانک خندانک
        فرید آزادبخت متخلص به شهاب ثاقب
        فرید آزادبخت متخلص به شهاب ثاقب
        شنبه ۹ مرداد ۱۴۰۰ ۲۲:۲۸
        درودتان باد و سپاس استاد هنرمند آقا مسعود عزیز و نازنین
        ارسال پاسخ
        امين آزادبخت
        دوشنبه ۴ مرداد ۱۴۰۰ ۱۳:۴۷
        درود بر شما،راستين مردِ كهن مرز و بوم

        براي اين اثر هنري
        از من چيزي كاشتن سخت است.
        چيزي درخور
        براي كاشت
        باغداري مي خواهد اَبَر مرد

        خداي علي شاهد است
        خواندنش
        وجد را براي آدمي به ارمغان مي آورد


        گریه ی تنهاییش در چاه غم ، افسوس و آه
        غربت عظمای او درچشم دل ، بیداد و داد

        تقديمي براي اين شاه بيت:
        چاهِ كوفه هيچ وقت شيرين نخواهد شد
        ديشب،
        مردي را ديدم
        سر بر حلقه ي چاه،
        تنها...
        مي گريست...

        چقدر اين بيت زيباست:
        خون فرقش تا قیامت دامن دنیا گرفت
        بعد از او آدم به بالین یتیمی سر نهاد
        و خدا مي داند انتخاب بيت تا چه اندازه سخت است.

        ضمن سپاس از همه ي هم نوعانم
        مي خواهم گله كنم
        چرا و براي چه
        از اين باغ
        خطي از جويبارش
        به روان
        بهره اي نيست

        ساده تر اما
        چرا اين شاهكار هنري
        خالي از سر زدن و نظر است
        مسعود آزادبخت
        مسعود آزادبخت
        دوشنبه ۴ مرداد ۱۴۰۰ ۱۸:۰۱
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        فرید آزادبخت متخلص به شهاب ثاقب
        فرید آزادبخت متخلص به شهاب ثاقب
        شنبه ۹ مرداد ۱۴۰۰ ۲۲:۲۵
        سلام و درود برادر ادیب و هنرمندم جناب آقای امین آزادبخت
        از حسن ظن و لطف و عنایت کریمانه جنابتان بسیار ممنون و سپاسگزارم . در پناه مهر یزدان پاک باشید عزیز .
        این غزل را که در نوبت انتشار گذارده ام پیشاپیش به حضرتعالی که از ارادتمندان و عاشقان مولا و مقتدا و معشوق جاودانه همه صاحبدلان امام علی علیه السلام است با افتخار تقدیم می نمایم .
        به نام خدا
        کرامت عشق
        قصیده ای به مناسبت عید بزرگ غدیر و به یاد مولای عدالت پیشگان حضرت علی علیه السلام
        *
        ندانمت به چه نامی بخوانمت همه جانی
        خدا به عشق تو گفتا علی که جان جهانی

        چه می توان به حقیقت شنید و گفت به وصفت
        کمال عقل و دلیل دل و فضیلت جانی

        خدا به اهل شریعت وفای عشق تو آموخت
        زهی شرافت ایمان ؛ زهی فرّ صمدانی

        علی کرامت عشق و علی حقیقت دانش
        فزون ز عقل و فراتر زعشق نیست گمانی

        به دشمنی دل دشمن شرار قهر فروزد
        به دوستی که نهد مرهمی به زخم نهانی؟

        به صدر و ذیل جهان نیست التفات علی را
        گزیده است چنان دولتی به گرده ی نانی

        چه بینواست جهانی که بی علی ست خدایا
        چه رونق است زمین را که نیست فخر زمانی

        وفای خلق به پایان رسد اگر که یتیمی
        شبی گرسنه بخوابد برآستان گرانی

        اگرچه نیست دلی در خرابه های سیاست
        زبان به طعنه گشودم که باره مست نرانی

        هزار جان گرامی بسوخت در غم رویش
        نگاه گر نکند چاره چیست چون نتوانی ؟

        هلاک خویش نجستم مگر به دولت وصلت
        که سر به پای تو افتد دمی که نیک بدانی

        به سینه سنگ علی زد کسی که خصم علی بود
        به عشق تا چه کند دوستی که داشت نشانی

        طریق مردمی و عدل گرچه خوار نیفتد
        به مردمی که روا نیست ترک عشق و جوانی

        کدام شاهد رعنا به ترجمان تو بنشست
        که این چنین شکرین شورحسن و روح بیانی

        دگر ز اهل جهان عاشقی طلب مکن ای دل
        علی حقیقت عشق ووفاست گر تو بدانی

        دریغ من همه از روزگارجور و جفا نیست
        جفا بود نشناسی علی به قدر گمانی

        حریف زهد گدایان نشد کسی که به عمرش
        وجود عاشق خود دید گوهری است یمانی

        از آن به خلوت رندان عزیز شد غم ثاقب
        که عشق را غم حسن علی ست عیش نهانی

        فرید آزادبخت متخلص به شهاب ثاقب
        ارسال پاسخ
        امين آزادبخت
        امين آزادبخت
        سه شنبه ۱۲ مرداد ۱۴۰۰ ۱۰:۱۵
        استاد ثاقب عزيز

        نه اينكه واژه نيست براي سپاسمندي اَت
        بي شك
        خدايي كه تو را آفريد
        برايت
        برايِ سپاسمندي اَت
        واژه هم آفريد
        اما
        چه كنم كه من آنقدر انتخاب واژگانم
        خوب نيست
        ورنه
        از شلوغي واژه ها براي اهدايشان به تو
        به سر سام رسيده ام.
        باغبان خوبي اگر بودم
        برايت باغي از گل مي كاشتم تمام قد.

        سپاس مرد نيك زاگرس. خندانک
        محسن ابراهیمی ( غریب )
        سه شنبه ۵ مرداد ۱۴۰۰ ۰۲:۲۰
        درود بر شما خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک خندانک
        فرید آزادبخت متخلص به شهاب ثاقب
        فرید آزادبخت متخلص به شهاب ثاقب
        شنبه ۹ مرداد ۱۴۰۰ ۲۲:۲۸
        درودتان باد و سپاس استاد ابراهیمی عزیز
        ارسال پاسخ
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        آخرین نقدهای شاعران سایت

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0