سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

يکشنبه 18 خرداد 1399
    16 شوال 1441
      Sunday 7 Jun 2020

        ورود به کارگاهها

        یا مَنِ اسْمُهُ دَواءٌ وَ ذِکرُهُ شِفاءٌ . ای آن که نامش دوا و یادش شفا است

        يکشنبه ۱۸ خرداد

        پست های وبلاگ

        شعرناب
        قبرگلدان انسان است....
        ارسال شده توسط

        اکبرامرایی

        در تاریخ : شنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۸ ۰۴:۲۲
        موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۱۹۹ | نظرات : ۰

        وقتی مادربزرگم مرد من گوشه ای نشسته بودم دقیقا کناربیل وکلنگ ها بودم فکرمیکردم روزی مثل درخت رشدمیکندواین فکرم رو مادرم وقتی همه رفتند وآب روی خاکش ریخت قوی ترکرد.شب باگریه های مادرم خوابم برد.خواب دیدم منو دداش اصغر وآبجی لیلا ازدرخت مادربزرگ آویزون شده ایم ...............

        ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
        این پست با شماره ۹۴۳۷ در تاریخ شنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۸ ۰۴:۲۲ در سایت شعر ناب ثبت گردید

        آموزش و نقد کامل شعر یا اثر

        نظرات

        مشاعره

        گفتگوی کارگاهی

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0