سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

چهارشنبه 29 آبان 1398
    24 ربيع الأول 1441
      Wednesday 20 Nov 2019
        مردم زماني به دانايي شما اهميت مي دهند كه بدانند به آنها اهميت مي دهيد. جان ماکسول

        چهارشنبه ۲۹ آبان

        پست های وبلاگ

        شعرناب
        چند لحظه با مرگ
        ارسال شده توسط

        فرزین مرزوقی

        در تاریخ : چهارشنبه ۲۰ شهريور ۱۳۹۸ ۰۳:۱۳
        موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۱۳۰ | نظرات : ۲

        زمان به سرعت در حال انبساط بود و ثانیه ها بسیار کند شده بودند
        تعداد تصاویر ارسالی مغز به بیش از 6000 frm / s رسید
        باید انگار تمام گذشته را می دیدم
        مثل این بود که تمام لحظات عمرم را داشتم به بازرسی تحویل می دادم
        تعداد ضربان قلب باقیمانده: کمتر از 20 ضربه
        قسمت بویایی :سیستم قطع شد
        سرعت ضربان قلب:هر 15 ثانیه یکبار
        نفس دارم کم می یارم
        وضعیت ریه: بسیار کند دریافت اکسیژن به پایین ترین حد رسیده
        آلارم خفگی
        چرا اینقدر طول می کشه دارم خفه میشم
        از بچگی از خفه شدن خیلی بدم می آمد
        صبر کن!
        این تصویر قبلی کی بود؟
        1000 فریم قبل را تکرار کن
        سیستم دریافت پیام مغز قطع شده
        اه
        نفهمیدم کی بود؟
        بد گریه می کرد؟
        چرا؟
        تعداد ضربان قلب باقیمانده: کمتر از 15 ضربه
        وای داره تمام میشه؟
        همیشه سوالها آخر وقت یادم میفته
        لعنت به من!
        سیستم لامسه قطع شد
        انگشتها سر شدن
        وزن ندارم
        اما حس خفگی خیلی اذیت میکنه
        وای فهمیدم کی بود
        خدای من!
        لعنت به من
        قسمت خاطرات:پاک شد
        اه
        اما هنوز می توانم فکر کنم
        اما چیزی یادم نمیاد
        راحت تر شدم
        وضعیت بینایی: نا مطلوب تصاویر واضح نیست
        آلارم خفگی
        وضعیت ریه :در حال توقف
        قسمت تمایلات:قطع شد
        آخی راحت شدم دیگه دلم چیزی نمی خواهد
        تعداد ضربان قلب باقیمانده: کمتر از 5 ضربه
        فقط 5 ضربه
        فقط 5 ضربه برای من باقی مانده
        قسمت احساس ترس: قطع شد
        چه خوب شد
        حالا راحت تر مرگ را می پذیرم
        طراح فوق العاده کار کرده
        دلم می خواست که می توانستم......
        قسمت تنفس:قطع شد
        قسمت کنترل مردمک:قطع شد
        قسمت تمایز رنگها : قطع شد
        تمامی کنترل کننده ها ازمدار خارج شدن
        سیستم در حال آماده سازی جدایش روح از بدن
        شمار ش معکوس
        10
        9
        .
        3
        2
        1
        روح آزاد شد
        و آدم دوباره آدم شد
        آنچه ماند
        افسوس و افسوسی بود
        از روزهای زمین
        و از روزهایی که نباید
        اینگونه ای که این روزها هست
        پیش می رفت
        تمام.
        فرزین . م

        ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
        این پست با شماره ۹۴۱۳ در تاریخ چهارشنبه ۲۰ شهريور ۱۳۹۸ ۰۳:۱۳ در سایت شعر ناب ثبت گردید

        نقدها و نظرات
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        سه شنبه ۲۶ شهريور ۱۳۹۸ ۱۵:۵۷
        خندانک خندانک
        خندانک
        وهب رنجبرکلیبی
        سه شنبه ۲۶ شهريور ۱۳۹۸ ۰۱:۴۶
        سلام فرزین جان.تذکربجایی بود.نفس منم به شماره افتاد.
        ای وای براسیری کزیادرفته باشد
        دردام مانده صید وصیادرفته باشد/یا...
        کشتی شکستگانیم ای بادشرطه برخیز
        باشدکه بازبینیم دیدارآشنارا خندانک
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



        ارسال پیام خصوصی

        تازه ترین نقدها

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0