سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

اعضای آنلاین

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

سه شنبه 31 ارديبهشت 1398
    18 رمضان 1440
    • شب قدر
    Tuesday 21 May 2019
      هر چه بیشتر به کسی عشق میورزیم ، بیشتر در اسرار هر چیز نفوذ می کنیم . مولانا

      سه شنبه ۳۱ ارديبهشت

      پست های وبلاگ

      شعرناب
      فریاد حقیقت
      ارسال شده توسط

      م فریاد(محمدرضا زارع)

      در تاریخ : ۶ روز پیش
      موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۱۰۸۷ | نظرات : ۶۹

      تقدیم به همه کسانی که به برابری انسان ها ایمان دارند...
      *******
      استاد، بادی به غبغب می اندازد و با لحن معلم های دبستان می گوید:
      _ یه پزشک حداقل نوزده سال درس خونده. درسته؟
      کارمندان با لحن دانش آموزان دبستانی، همه با هم پاسخ می دهند:
      _ بعععععععله!
      استاد با خرسندی ادامه می دهد:
      _ یه کارگر درس نخونده یا اگه خونده، کمتر از یه پزشک خونده. درسته؟
      کارمندان دوباره با همان لحن قبلی پاسخ می دهند:
      _ بعععععععله!...
      علت حضور استاد، کلاسهای توجیهی قوانین استخدام کشوری است که اخیراً به صورت اجباری برای تمام کارمندان دولت و در تمام ادارات دولتی برگزار می شود.
      استاد پس از مطرح کردن مقدمات فوق، و گرفتن تاییدیه از کارمندان، نگاهش را مانند تور ماهیگیری محکمی روی حاضرین پرتاب می کند و می گوید:
      _ پس چون یه پزشک بیشتر از یه کارگر درس خونده، حق داره که حقوق و مزایای بیشتری نسبت به یه کارگر داشته باشه. درسته؟
      کارمندان بدون هیچ مقاومت ذهنی بی اختیار پاسخ می دهند:
      _ بعععععععله!
      استاد که از اثبات هنرمندانه ی قضیه ی مطرح شده راضی به نظر می رسد، لبخندی می زند و فاتحانه در طول سن سالن اجتماعات شروع به قدم زدن می کند، ولی ناگهان صدای مردی در سکوت سالن می پیچد:
      _ ببخشید استاد!
      استاد به سمت صدا بر می کردد و با تکبّر به مردی که برخاسته است می گوید:
      _ بفرمایید!
      مرد با آرامش و خونسردی شروع به حرف زدن می کند:
      _ در فلسفه به روشی که شما در بحثتون ازش استفاده کردین میگن سفسطه، یعنی گرفتن نتیجه ی نادرست از مقدمات درست!
      استاد آب دهانش را می بلعد و مرد ادامه می دهد:
      _ یه کارگر سال ها توی سرما و گرما کار کرده و سختی کشیده.
      سپس رو به کارمندان می کند و می پرسد:
      _ درسته؟
      کارمندان سری تکان می دهند و می گویند:
      _ بله!
      مرد ادامه می دهد:
      _ یه پزشک در اون سال هایی که کارگره کار نی کرده و سختی می کشیده، زیر کولر و کنار بخاری راحت می نشسته. درسته؟
      کارمندان دوباره سری تکان می دهند و پاسخ می دهند:
      _ بله!
      مرد ادامه می دهد:
      _ پس یه کارگر حق داره که حقوق و مزایای بیشتری نسبت به یه پزشک داشته باشه. درسته؟
      کارمندان شگفت زده پاسخ می دهند:
      _ بله! درسته!
      مرد لبخندی می زند و می گوید:
      _ نه! درست نیست، چون این روشی هم که من به کار بردم سفسطه بود، روش درست اینه:
      یه پزشک و یه کارگر هر دو انسانند درسته؟
      کارمندان بلافاصله پاسخ می دهند:
      _ بله!
      مرد ادامه می دهد:
      _ هر دو یک معده دارن، یه نیاز به خوراک و پوشاک و مسکن، یه نیاز به جنس مخالف، یه نیاز به تفریح. درسته؟
      کارمندان صادقانه پاسخ می دهند:
      _ بله!
      مرد ادامه می دهد:
      _ پس یه پزشک و یه کارگر و یه مهندس و یه کشاورز و یه بقال و یه راننده و به طور کلی یه انسان، با هر شغل و هر سطحی از تحصیلات، حق داره که حقوق و مزایاش با بقیه یکسان باشه. درسته؟
      کارمندان به هیحان می آیند و یکصدا پاسخ می دهند:
      _ بله! درسته!
      و به دنبال آن، همهمه ای سالن را فرا می گیرد.
      استاد که می بیند کنترل کلاس از دستش خارج شده، دفترچه ی یادداشتی از جیب بغل کتش در می آورد و با نفرت از مرد می پرسد:
      _ اسم شما چیه آقا؟
      مرد لبخندی می زند و می گوید:
      _ فریاد حقیقت!
      *******
      پی نوشت:
      ۱) این داستان واقعی ست.
      ۲) فریاد حقیقت_ از هیچ تا خودآ(مجموعه داستان کوتاه)_ م. فریاد_ انتشارات نگار تابان_ تهران۱۳۹۸
       
       

      ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
      این پست با شماره ۹۲۶۵ در تاریخ ۶ روز پیش در سایت شعر ناب ثبت گردید

      نقدها و نظرات
      عباسعلی استکی(چشمه)
      ۳ روز پیش
      سلام خدمت همه دوستان و اساتید ارجمند
      با عرض شرمندگی چند روزی است غزل غریب افتاده و کسی برای حضرت عشق سرو دست نمی شکند. با سنتگرایان سایت به سپید ها اعتراض نمی کنند و آنها را نثر نمی خوانند . مثنوی و رباعی هم که دیگر هیچ
      استدعای کمترین از دوستان اینستکه لطف کنند و منت نهند و به شعر و ادب به پردازند و از سیاست دوری گزینند
      چون سایت وزین شعر ناب ادبی فرهنگی است
      کمترین همه دوستان و اساتید خندانک خندانک
      عباسعلی استکی(چشمه)
      ۳ روز پیش
      تجربه نشان داده که اینگونه بحث ها از حوضه نقد خارج میشود و نهایتا به جدل می رسد و با قهر و رفتن خاتمه می یابد
      لذا از دوستان و اساتید بزرک عاجزانه استدعا میکنم بیشتر به شعر و شاعری به پردازند تا مسایل فلسفی و سیاسی خندانک
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      ۶ روز پیش
      درود بر شما خندانک
      و سپاس از همگی چه موافق چه مخالف خندانک
      عذرخواهی میکنم که کامنتها رو جداگونه پاسخ نمیدم البته باز هم اگه دوستان نقدی بر اصل داستان یا این پاسخ داشتن در خدمتم خندانک
      از دیدگاه این ناچیز، تئوری مارکس اگرچه از حقیقت بی بهره نیست ولی مبتلا به نقص و تناقض است. مارکس که نظریه اش را بر اساس دیدی محدود و با تکیه بر اندوخته های خود از استادش هگل پایه ریزی کرد، با وارد کردن تفکرات ماتریالیستی فویرباخ، که به زعم خود بر قدرت نظریه اش می افزود، نه تنها نقص ذاتی تئوری اش را برطرف نکرد، بلکه تناقض را هم به آن افزود و همین تناقض علت اصلی شکست تئوری اش بود، زیرا شان انسان که ظاهراً از اصول نظریه ی مارکس است با پایه های ماتریالیستی اش تناقض دارد. از سوی دیگر آرمان‌ماکس کمون نهایی بود که شعار آن "کار به میزان استعداد، بهره مندی به مقدار نیاز" بود، چیزی که در آموزه های مزدک عنوان نشده بود. اگر بخواهیم بین دو تئوریسین بزرگ مسلک اشتراکی یعنی مارکس و مزدک مقایسه ای انجام دهیم، تئوری مارکس نسبت به مزدک، نقص علمی کمتر و تناقض بیشتری داشت، و البته هر دو در کل محکوم به شکست و طرد بودند... به نظر این ناچیز، اشتباه بزرگ تمام مکاتب بشری، زیربنا قرار دادن اقتصاد، و به حاشیه راندن انسان است، در حالی که اقتصاد باید در خدمت انسان باشد نه انسان در خدمت اقتصاد...

      حقیر به هیچکدام از مکاتب شناخته شده ای که به ذهنتان می رسد معتقد نیستم، آنها همه مبتلا به تناقض و محکوم به طردند. من در باور خود نگاهی بی تناقض و محکم به جهان هستی دارم، باور و نگاهی که نه تنها با انسان، که با هیچ مخلوقی در جهان در ستیزه نیست، باور و نگاهی که بر سه اصل استوار است:
      پاکی، محبت، احترام.
      من پیروی آن مرد امّی ام که در بستر مرگ رو به همسرش_امّ المومنین عایشه_ کرد و پرسید: چقدر پول در خانه داریم؟
      و وقتی همسرش گفت: شش درهم،
      برآشفت و گفت: بروید و تا من زنده ام و نفس می کشم این شش درهم را بین فقرا تقسیم کنید، شرم دارم پیش خدا بروم در حالی که شش درهم در خانه ی من روی هم انباشته شده باشد.

      من پیروی آن مرد امّی ام که می گفت:
      راستی پیشه ی من است
      فقر فخر من است
      غم سرمایه ی من است...

      از هابیل تا سوشیانت، از سوشیانت تا مسیح، و از مسیح تا مهدی... هیچ چیز به اندازه ی امید برابری انسان را به مذهب پیوند نداده است، زیرا برابری، آرمان انسان و وعده ی خداست...
      کدام زرتشتی معتقد است که سوشیانت خصوصی سازی خواهد کرد؟!
      کدام مسیحی معتقد است که مسیح در کاخ های سر به فلک کشیده خواهد زیست؟!
      کدام مسلمان معتقد است که حکومت مهدی، حکومتی بر اساس تفکرات نوابغ ناقص العقلی چون فویرباخ، هگل، مارکس، جان لاک... و راتبارد خواهد بود؟!
      وقتی زالوی کاپیتالیسم و روباه لیبرالیسم و بوزینه ی مارکسیسم، دست به دست هم می دهند تا انسان را به قهقرا ببرند، نتیجه اش این آنارکوکاپیتالیسم بت سازِ خداگریزِ انسان شکنِ حاکم بر دنیای امروز می شود... ولی چقدر دوام خواهد آورد؟
      سپاس که می اندیشید خندانک
      طاهره حسین زاده (کوهواره)
      سلام و احترام

      میلادکم مبارک 🌷🌷🌷🌷🌷

      شادی ست ثمره ی فهم ِ فلق تابِ اندیشه ی خورشید

      می گویند در روز تولد دعاها مستجابند لطفا برای برادرم دعا کنید .

      سرافرازباشید شماوخانواده ارجمندتان درپناه یگانه ی هستی بخش 🌷🌷🌷🌷🌷
      ارسال پاسخ
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      سلام و درود استاد گرامی خندانک
      ممنون از حضور انرژی بخشتون و دعای خیرتون خندانک
      محتاجیم به دعا در همه حال خندانک
      خندانک فالله خیر حافظا و هو ارحم الراحمین خندانک
      باز هم سپاس و التماس دعا خندانک
      در پناه حق باشید خندانک
      ابراهیم حاج محمدی
      ۶ روز پیش
      سلام و درود دوست عزیز

      اینکه فرموده اید ((برابری آرمان انسان و وعده ی خداست )) کجا خداوند چنین وعده ای داده است ؟

      از این گذشته نابرابری های طبیعی چگونه توجیه پذیرند ؟ یکی کر و لال و یا کور مادر زاد بدنیا می آید یکی صحیح و سالم . یکی زشت و یکی زیبا . یکی کریه الصوت و یکی خوش صدا .

      نابرابری هایی که مقتضای رقابت در عرصه ی زندگی اجتماعی است را چه کنیم ؟ یکی هرزه پو و دیگری پر تلاش است . یکی برای رسیدن به خواسته ها و تلاش هایش سختکوش و پرتلاش است و دیگری بی خیال و بل انگل!

      از این گذشته نیاز انسان محدود به خورد و خوراک و پوشاک نیست . انسان نیازمند مقام و منزلت اجتماعی نیز هست . آیا برابری در اینگونه موارد امکان پذیر است . همه می توانند و شدنی است که مقام یکسان و برابر داشته باشند ؟ وعده ی خداوند برقراری عدالت است نه برابری . و عدالت نه در برابری بلکه گاه در نابرابری است .نابرابری ای که مقتضای تفاوت انسان ها در لیاقت هاست . نابرابری ای که مقتضای سبقت بعضی بر بعضی در عرصه ی رقابت ها است.مدینه ی فاضله ی آرمانی با برابری محقق نمی شود . بلکه با نابرابری ها محقق می شود. نابرابری هایی که مقتضای عدالت است خندانک
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      سلام آقای حاج محمدی گرامی خندانک
      خندانک یا ایهاالذین آمنوا انّ کثیراً من الاحبار والرهبان لیاکلون اموال الناس بالباطل و یصدون عن سبیل الله، والذین یکنزون الذهب والفضه و لاینفقونها فی سبیل الله فبشرهم بعذاب الیم خندانک
      خندانک یا ایها الناس اتقوا ربکم الذی خلقکم من نفس واحده خندانک
      برابری آرمان انسانه، چه دلیلی بالاتر از اینکه وقتی انسان فقیری چشمش به انسان ثروتمندی میوفته مکدر میشه؟
      قرآن بارها تکرار کرده که انسانها از نفس واحده آفریده شدن و معنای ضمنی این آیات یعنی برابری، طبق فرهنگ قرآنی گرامیتر بودن نزد خدا به تقواست و لاغیر:
      انا خلقناکم من ذکر و انثی و جعلناکم شعوباً و قبائل لتعارفوا ان اکرمکم عندالله اتقیکم
      و جالبه که نمیگه نزد شما میگه نزد خدا، چون نمیخواد تقوا بین مردم آلوده ی امتیازات دنیایی بشه، کسی که باتقوا تره نزد خدا گرامیتره و خود خدا هم پاداش میده بهش، پس حتی تقوا هم نباید در دنیا بهانه ای برای برتری های مادی و دنیایی بشه...
      تفاوت در خلقت امری الهیه و ربطی به موضوع برابری بحث ما نداره. همونجور که زن و مرد خلقت متفاوت دارن و طبیعتاً از نظر بیولوژیکی و پتانسیل های خلقت نابرابرن و هرکدوم ویژگیهای خلقت خودشون رو دارن، ولی وقتی مثلاً میگفتن زنها حق رای دادن در انتخابات ندارن ۱۰۰ سال پیش، این نابرابری و بی عدالتی بود...
      مولا علی(ع) موقع تقسیم بیت المال بین مسلمانان با برابری مطلق رفتار میکرد، و افرادی که سابقه بیشتری در اسلام داشتن ازش رنجیدن که چرا بین اونها و افراد تازه مسلمان به برابری عمل میکنه و همین باعث کینه ها و نهایتاً شهادتش شد... چون انحرافی که در زمان خلافت خلیفه سوم در تقسیم بیت المال ایجاد شده بود از نظر مولا علی(ع) و حتی از نظرخلیفه اول و دوم ناحق بود.
      منجی آخر زمان وعده ی خداست و مهمترین ویژگی حکومتش همین برابریست، هیچ نوع حکومتی غیر از برابری به صلح و آشتی در جامعه منجر نمیشه، و اکثر جرم و جنایتها در سطح مردم(ناس) ریشه در نابرابری و تبعیض داره که منجر به عدم تعادل روانی میشه.
      شان و منزلت اجتماعی متفاوت بر اساس لیاقتها درست، ولی آیا شان و منزلت اجتماعی والا مثلاً دانشمند بودن رو باید با پول بیشتر ابراز کرد؟ و اونقدر به اون دانشمند پول داد که تا هفت نسلش تا خرخره بخورن و در زمین به فساد و عیاشی بپردارن؟فرزندان اون دانشمند چرا باید از شان و منزلت اجتماعی پدر سود ببرن؟ مگه چیکار کردن؟ دانشمند مثاله، هر منزلت بالای اجتماعی باید از راه خودش تکریم بشه نه بیراهه ی پول و اموال.
      درواقع با روش منزلت سنجی با پول که در جامعه جا افتاده منزلت و شان خیلی از حرفه ها ضعیف شده، بعنوان مثال قبلاً کسی دنبال حرفه طبابت می رفت که طالب علم و دانش و خدمت به انسانها و نجات جون همنوعانش بود، ولی الان اکثراً از اولین قدمی که برمیدارن به سمت این حرفه به هدف ثروت اندوزیه...
      اگه حقوق و مزایای مثلاً یه پزشک با یه کارگر برابر بود، کسی می رفت دنبال طبابت که عشق به دانش و انسانیت داشت، و در اینصورت شان پزشک حفظ میشد و علم و دانش هم پیشرفت میکرد نه مثل امروزه که اکثر پزشکها تاجرن، و رفتارهایی غیرانسانی دارن، چون طرف به قصد تجارت و ثروت پزشک شده نه به عشق دانش و انسانیت.
      از طرفی اون بچه ی فقیری که هرگز حس سیر بودن رو نچشیده و در فقر و کار و ضعف جسمی و روحی بزرگ شده چجوری استعدادهاشو کشف کنه و شکوفا کنه؟ خب اینجوری نسل این بیچاره تا قیامت فقیره و در منزلتهای اجتماعی پایین، و نسل اون ثروتمند تا قیامت ثروتمنده و صاحب منزلتهای اجتماعی بالا!
      خشت اول چون نهد معمار کج
      تا ثریا می رود دیوار کج
      باز هم سپاس بخاطر حضور ارزشمندتون خندانک
      ارسال پاسخ
      ابراهیم حاج محمدی
      ۵ روز پیش
      جناب زارع عزیز .
      آنچه شما بر آن پای فشرده اید عینا ادعای قبلی تان است نه دلیل آن . این بنده از شما خواستم که نشان دهید کجا خداوند وعده ی برابری داده است . شما جایی را نشان نداده اید که خداوند وعده ی برابری داده باشد بلکه همان ادعا را تکرار فرموده اید . برابری چه آرمان بشر باشد و چه نباشد خداوند چنین وعده ای نداده است . آیاتی که شما بدانها توسل جسته اید هیچیک صراحتی بر وعده ی برابریِ خداوند ندارد . بشر از نفس واحده آفریده شده باشد ربطی به این ندارد که خداوند چنین وعده ای داده است . اتفاقا ان اکرمکم عند الله اتقیکم دلالت بر نابرابری دارد . اگر قرار بود همه برابر باشند می بایست کرامت همه در نزد خداوند یکسان باشد . و این دلالت بر این دارد که اجتماع انسانی عرصه ی رقابت هاست . در رقابت برخی پیشی می گیرند و برخی عقب می افتند . تقوی هم که دلیل کرامت برخی بر برخی دیگر است صرفا در خواندن نماز و گرفتن روزه و امثال ابنها نیست . کسی که وقت خود را به بطالت گذرانده و استعداد های خود را شکوفا نمی سازد و هرزه پویی کرده است  مرتکب بی تقوایی شده است و کسی که در جهت کسب کمالات علمی و غیر علمی سختکوش است  با تقوایی کرده است . خواندن نیت ها کار  شما نیست که تشخیص دهید چه کسی با چه نیتی دنبال پیشرفت علمی بوده است .کار خداست و بهتر همان که کار خدا را به خدا واگذارید .  شما که مدعی هستید خداوند وعده ی برابری داده است آیه ای از قرآن بیاورید که موید ادعایتان باشد . نیازی به این همه قلمفرسایی های نامرتبط نیست . اگر به زندگی کسانی که از نظر علمی به مدارج بالایی دست یافته اند نگاهی بیندازید در می یابید که کم نبوده اند کسانی  که در فقر و مسکنت می زیسته اند و فقر مالی مانع پیشرفت علمی آنان نبوده است .

      این قبیل استدلال ها که شما بدان ها توسل می جویید نتیجه ی عکس می دهد. بزرگترین بی تقوایی ها همین است که بی باکانه امری را به خدا نسبت دهیم و نتوانیم ثابت کنیم خداوند چنین سخنی گفته است . عزیز جان برادر بی هیچ قلمفرسایی ای فقط و فقط یک آیه از قرآن نشان دهید که خداوند در آن وعده ی برابری داده باشد .

      خداوند وعده ی برابری نداده است و نمی دهد . چون اولا برابری محال و ممتنع است .و ثانیا به فرض امکان ناعادلانه است. این آیه ی قرآن که می فرماید :(( وَعَدَ اللَّهُ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ أَجْرٌ عَظيمٌ))دلالت و صراحت دارد که مومنان و صالحان با نامومنان و ناصالحان نابرابر خواهند بود )) همین آیه برای اثبات  نسبت کذب شما به خداوند کفایت می کند . و نیز این آیه که فرمود :(( «وَ لَقَدْ كَتَبْنَا فىِ الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِىَ الصَّلِحُون‏)) کفایت می کند که صالح و طالح برابر نخواهند بود . اگر قرار باشد همه برابر باشند همه باید وارث زمین باشند و نه فقط صالحان .
      خداوند نه تنها وعده ی برابری نداده است بلکه وعده ی نابرابری داده است. در این آیه که با (( لایستوی )) شروع شده است:(( لا يَسْتَوِي الْقَاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ غَيْرُ أُولِي الضَّرَرِ وَالْمُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ عَلَى الْقَاعِدِينَ دَرَجَةً وَكُلًّا وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَى وَفَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ عَلَى الْقَاعِدِينَ أَجْرًا عَظِيمًا )) خداوند وعده ی نابرابری داده است و نه وعده ی برابری . از این صریحتر؟؟ برادر عزیز من چرا بی باکانه می گویید خداوند وعده ی برابری داده است حال آنکه خداوند وعده ی خلاف آن را داده است ؟
      به این آیه دیگر قرآن بنگرید:(( وَمَا لَكُمْ أَلَّا تُنْفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلِلَّهِ مِيرَاثُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ لَا يَسْتَوِي مِنْكُمْ مَنْ أَنْفَقَ مِنْ قَبْلِ الْفَتْحِ وَقَاتَلَ أُولَئِكَ أَعْظَمُ دَرَجَةً مِنَ الَّذِينَ أَنْفَقُوا مِنْ بَعْدُ وَقَاتَلُوا وَكُلًّا وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَى وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ )) از این صریحتر وعده ی نابرابری می خواهید جناب زارع ؟؟؟
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      ۵ روز پیش
      سلام آقای حاج محمدی گرامی خندانک
      ظاهراً شما متن پست و کامنتهای این حقیر رو با دقت مطالعه نکردید چون چیزهایی به من نسبت می دهید که واقعیت ندارد.
      اینجا صحبت از برابری انسانها در نگاه حکومت اسلامی است نه برابری انسانها در خلقت.
      انسانها روبات نیستن که همه هم شکل و مشابه باشند. انسان موجودی خلاق و ذی عقل است و خلاقیت و خلقت، دو عامل تفاوتهای فردی است. در زمان پیغمبر و خلفای اول و دوم و خلافت مولا علی(ع) هم بیت المال با مساوات و برابری بین مسلمین تقسیم می شد و هیچکدام نگفتند که چون ما باتقواتریم یا پسرخاله مون باتقواتره باید سهم بیشتری از بیت المال ببریم، و در واقع این انحراف که سهم مسلمین از بیت المال به دلیل تقوا یا دلایل و بهانه های دیگر باید نامساوی باشد از زمان خلیفه سوم وارد دستگاه حکومتی شد و مولا علی(ع) جانش را بر سر مبارزه با همین انحراف گذاشت. در زمان پیغمبر هرکدام از مسلمین ضمن بهره مندی از بیت المال بصورت برابر با سایر مسلمین، با توجه به همت و تلاش و خلقت و خلاقیت خود، فعالیتهای درآمدزای دیگری هم میتونست داشته باشه، کشاورزی، دامداری، تجارت و... و بر اساس آن از نعمات الهی بهره مند بشه و اگه بخواد با این تلاش بیشتر در مسیر تکامل معنوی و علمی و هنری و لذت های حلال قدم برداره. این نوع نابرابری نه تنها خلاف فطرت و حقیقت نیست بلکه عین عدالت است، ولی بیشتر بهره مند کردن برخی از افراد از بیت المال به هر دلیل و بهانه ای ظلم و بی عدالتی و عدول و انحراف از سیره رسول الله(ص) است و عامل تجمع ثروت و سرمایه در برخی نقاط جامعه و فقر در برخی نقاط دیگر می شود.
      حقیر ضمن احترام به نابرابری های ناشی از خلقت و خلاقیت و همت و تلاشهای فردی و دستاوردهای متعاقب آن، عدم رعایت مساوات و برابری در تقسیم بیت المال به هر بهانه ای رو انحراف از سیره ی پیغمبر و دین حق میدونم.
      موفقیتهای فردی وقتی مشروع است که بر پایه ی استفاده ی نامشروع از بیت المال نباشد. اگر کسی سهم بیشتری از بیت المال داشته باشد، دیگر موفقیتهایش صرفاً بر پایه ی توانایی ها و همت و تلاشهای خودش نیست و در واقع اگر از این طریق نامشروع به موفقیت برسد با حرام به موفقیت رسیده است.
      وعده ی خدا به برابری در تقسیم بیت المال در وعده ی خدا به ظهور منجی عادل و حکومت عدل موعود که ادامه حکومت رسول الله(ص) است تجلی می کند.
      بقول مولوی بلخی:
      چون که صد آید نود هم پیش ماست
      خندانک والسلام علی من اتبع الهدی خندانک
      ابراهیم حاج محمدی
      ۵ روز پیش
      جناب آقای زارع . خندانک
      حضرتعالی ادعایی کرده اید که اثبات آن مستلزم ارائه ی فقط و فقط یک آیه از قرآن است . و خوشبختانه از آن عاجزید . طفره رفتن و از این شاخه به آن شاخه پریدن علاج کار نیست . من دو آیه از قرآن که در هر دو (( لا یستوی )) امده است و در هر دو نیز سخن از وعده ی الهی است به شما نشان دادم . شما به همین سهولت فقط و فقط یک آیه از قرآن برای اثبات ادعایتان بیاورید . طفره رفتن چیزی جز عجز از اقامه ی دلیل را ثابت نمی کند خندانک
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      ۵ روز پیش
      اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
      خندانک یا ایها الناس اتقوا ربکم الذی خلقکم من نفس واحده خندانک
      صدق الله العزیز الحکیم
      سوره مبارکه ی نساء آیه ی ۱
      ابراهیم حاج محمدی
      دوست عزیز کجای این آیه اشاره دارد که خداوند اصلا وعده ای داده است که آن وعده ی برابری باشد ؟ خداوند در این آیه خبر داده است که مردمان از نفس واحده آفریده شده اند . هیچ وعده ای در این آیه داده نشده است
      ارسال پاسخ
      ابراهیم حاج محمدی
      ۵ روز پیش

      اعوذ بالله من الشیطان الرجیم ((یا ایها الناس اتقوا ربکم الذی خلقکم من نفس واحده ))
      دوست عزیز کجای این آیه اشاره دارد که خداوند اصلا وعده ای داده است که آن وعده ی برابری باشد ؟ خداوند در این آیه خبر داده است که مردمان از نفس واحده آفریده شده اند . هیچ وعده ای در این آیه داده نشده است
      آیه ی فوق نه دلالت تطابقی بر وعده ی برابری دارد و نه دلالت تضمنی و نه دلالت التزامی .
      ابراهیم حاج محمدی
      ۵ روز پیش
      بسم الله الرحمن الرحیم
      وَإِنَّ مِنْهُمْ لَفَرِيقًا يَلْوُونَ أَلْسِنَتَهُم بِالْكِتَابِ لِتَحْسَبُوهُ مِنَ الْكِتَابِ وَمَا هُوَ مِنَ الْكِتَابِ وَيَقُولُونَ هُوَ مِنْ عِندِ اللَّهِ وَمَا هُوَ مِنْ عِندِ اللَّهِ وَيَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَهُمْ يَعْلَمُونَ
      و نیز :
      إِنَّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ لَا يُفْلِحُون
      و نیز :
      انْظُرْ كَيْفَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَكَفَى بِهِ إِثْمًا مُبِينًا
      ابراهیم حاج محمدی
      ۴ روز پیش
      سرکار خانم سمیه زارع
      درودتان
      بدون تردید سرکار عالی و جناب زارع عزیز استخضار دارید که یکی از مبطلات روزه در ماه مبارک رمضان ((دروغ بستن به خدا و پيغمبر صلی‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم و جانشينان پيغمبر و معصومين عليهم‌السلام)) است . و نیز بخوبی واقفید برادر بزگوار جناب زارع مدعی شده اند که((برابری آرمان انسان و وعده ی خداست)) این بنده از ایشان خواستم که کجا خداوند چنین وعده ای داده است . و ایشان با اصرار و پافشاری مکرر اینجانب متوسل به آیتی گردیدند که در آن آیت هیچ وعده ای داده نشده است . وعده دادن از خودش تعریفی دارد . از سه حال خارج نیست . یا کسی که چنین ادعایی کرده است معنای وعده دادن را نمی داند . یا معنی وعده دادن را می داند و بدون اطلاع و آگاهی فقط بر اساس باوری غلط بی آنکه تفحصی در سخنان و وعد و عید های خداوند کرده باشد چنین نسبتی را به خدا می دهد و یا هم معنی وعده دادن را می داند و هم آگاهانه و با اطلاع از اینکه خداوند چنین وعده ای نداده است چنین ادعایی می کند . در هر یک از سه مورد می تواند از مرجع تقلید خود حکم روزه اش را استفتا کند . حضرتعالی نیز آنجا که گفته اید (( حال آنکه بخواهیم بگوییم حتمن آیه ای از جانب باید نازل میشده که به صراحت تمام میگفته انسان ها از لحاظ اجتماعی و مالی باهم برابرند و چون نازل نشده خداوند وعده نداده......)) اعتراف ضمنی کرده اید که چنین وعده ای در قرآن نمی توان یافت . این تطویلات بی ثمر و بی نتیجه را بهتر است کنار بگذارید . اگر دیگرانی در این پست ها اقدام به تفسیر قرآن کرده اند به این بنده ربطی ندارد . من اقدام به تفسیر قرآن نکرده ام. بنده فقط با اصرار از ایشان خواسته ام که خداوند کجا چنین وعده ای داده است . تفسیر و توجیه قرآن کسی کرده است که برای اثبات ادعای غلط خود متوسل به آیه ای گردیده است که هیچ وعده ای در آن داده نشده است
      . خواهر من آیا شایسته نیست یک انسان مومن و مسلمان معتقد احتیاط کند و مواظب سخنان خود باشد و لا اقل در ماه مبارک رمضان به نحوی سخن نگوید که خدایی نکرده دروغی به خداوند نسبت ندهد ؟ بک وقت کسی ادعا می کند که خداوند امر به برابری کرده است . می پرسیم کجا چنین امری کرده است در پاسخ آیه ای از قرآن می آورد که در آن آیه به صیغه ی فعل امر خداوند به برابری فرمان داده است . یک وقت دیگر کسی ادعا می کند که خداوند خبر داده است که انسان ها همه برابرند . اگر از او پرسیده شود که خدا کجا چنین خبری را داده است . در پاسخ آیه ای را می آورد که در آیه خداوند خبر داده است و گزارش داده است که انسان ها همه با هم برابرند . اما یک وقت کسی ادعا می کند که خداوند وعده ی برابری داده است . اگر بپرسیم کجا خداوند چنین وعده ای داده است قطعا باید متوسل به آیه ای بشود که خداوند در آن آیه چنین وعده ای داده است . نه اینکه متوسل به آیه ای شود که هر ابجد خوانی هم تشخیص می دهد که در آن هیچ وعده ای داده نشده است
      سمیه زارع
      ۴ روز پیش
      سلام بر شما جناب ابراهیم حاج محمدی خندانک
      بزرگوار از نظر بنده موضوع بحث شما و جناب م.فریاد به تفاوت در نوع برداشت شما از آیات قرآن برمی گردد. حال از نظر دیدگاه خودم به بررسی و نقد تفسیر شما و جناب م.فریاد می پردازم:
      تفسیر شما : جنابعالی به وضوح ادعا کردید که خداوند وعده ی نابرابری داده و اصلن امکان ندارد وعده ی برابری دهد زیرا انسان ها از لحاظ کرامت و تقوا نزد خداوند یکسان نیستند. (نزد خداوند) نه در این دنیا و نه برابری نسبت به یکدیگر.این تفسیر شما دلالت بر آخرت می کند تا دنیای حاضر.
      همچینن دو آیه قرآن را نیز سند حرف خود قرار دادید :
      :(( لا يَسْتَوِي الْقَاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ غَيْرُ أُولِي الضَّرَرِ وَالْمُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ عَلَى الْقَاعِدِينَ دَرَجَةً وَكُلًّا وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَى وَفَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ عَلَى الْقَاعِدِينَ أَجْرًا عَظِيمًا ))
      :(( وَمَا لَكُمْ أَلَّا تُنْفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلِلَّهِ مِيرَاثُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ لَا يَسْتَوِي مِنْكُمْ مَنْ أَنْفَقَ مِنْ قَبْلِ الْفَتْحِ وَقَاتَلَ أُولَئِكَ أَعْظَمُ دَرَجَةً مِنَ الَّذِينَ أَنْفَقُوا مِنْ بَعْدُ وَقَاتَلُوا وَكُلًّا وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَى وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ ))
      همان طور که میبینیم هر دو آیه به بخشش از مال و انفاق اشاره می کند ( که هدف از آن تلاش برای حفظ برابری مالی در بین انسان هاست). و در ادامه آیه می گوید به کسانی از مال خود میبخشند و انفاق می کنند از صالحین هستندو در نزد خدا جایگاهی بسیار بالا و عظیم دارند(از نظر بنده دلیل سجده کرده تمام مخلوقات به انسان همین امر بوده) . در واقع خداوند در آیات خود که ذکر کرده که کوشش کردن یا نکردن انسان ها در انفاق و کمک و بخشش از مال خود (تلاش در جهت برابری مالی بین انسان ها) باعث تفاوت درجات آن ها نزد من می شود.
      حال جنابعالی این آیات را به نوعی دیگر تفسیر کرده و می گویید چون گفته تفاوت درجات پس خداوند نابرابری بین انسان ها را می خواسته (بله اما این تفاوت درجات در آخرت و نزد خداست) حال آنکه بخش انفاق و بخشش کردن از مال را نادیده گرفته اید ( این بخش اشاره مستقیم به تلاش برای ایجاد برابری مالی بین انسان ها را دارد که ادعای جناب م.فریاد می باشد و موضوع اصلی این داستان .)
      نظر م.فریاد: ایشان به آیه ی ذیل اشاره کردند:
      یا ایها الناس اتقوا ربکم الذی خلقکم من نفس واحده .صدق الله العزیز الحکیم (سوره مبارکه ی نساء آیه ی ۱) در ظاهر این آیه اشاره مستقیمی به وعده ی برابری مالی و اجتماعی در بین انسان ها نیست اما در تفسیر این آیه می توان چنین برداشتی داشت که به انسان ها پند داده شده که همه شما از یک نفس واحده خلق شدید، پس نسبت به یکدیگر از هر لحاظی برابرید . (توجه کنید! نسبت به یکدیگر ) نه در نزد خدا !!!!
      جناب م.فریاد برای اثبات حرف هایشان به سیره ی پیامبران و امامان اشاره کردند که خداوند به وسیله ی آن ها انسان ها را از تفسیر غلط و در اکثر مواقع ناقص در آیات خود دور کند و از گمراهی به راه هدایت سوق دهد.
      اینکه جنابعالی و جناب م.فریاد برداشت های متفاوتی نسبت به یکدیگر داشتید دلیل بر این نیست که هیچ کدام کافر به خدا بوده و قصد نسبت دادن دروغ را داشته باشید و درست نیست نسبت به یکدیگر این با این نگاه قضاوت کنید. و شایسته است که بدور از عناد و دشمنی با تفکر عمیق در آیات خدا تفسیر صحیح را دریابید.
      با این حال بنده دلایل خود را در ذیل می آورم :
      «وَعَدَ اللَّهُ الَّذینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دینَهُمُ الَّذِی ارْتَضى‏ لَهُمْ وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدُونَنی‏ لا یُشْرِکُونَ بی‏ شَیْئاً وَ مَنْ کَفَرَ بَعْدَ ذلِکَ فَأُولئِکَ هُمُ الْفاسِقُون» نور -۵۵

      وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ(انبیاء_ ۱۰۵)

      امتي علي اختلاف من الناس و زلازل (و زلزال ع)، فيملاء الارض قسطا و عدلا کما ملئت ظلما و جورا، يرضي عنه ساکن السماء و ساکن الارض، يقسم المال صحاحا، فقال له رجل: و ما صحاحا؟ قال: السوية بين الناس.

      بنقل از ابوسعيد خدري (ره) گفت: رسول اکرم (ص) فرمود: بشما بشارت و مژده ي وجود مهدي (ع) مي دهم که در امت من با اختلاف و پريشاني که مردم دارند برانگيخته شود که پر کند زمين را از قسط و عدل همچنانکه از ظلم و جور پر شده باشد ساکنان آسمان و زمين از او خشنود شوند مال را به نحو صحاح تقسيم فرمايد مردي عرض کرد: صحاح چيست؟ فرمود: تقسيم يکسان ميان مردم.(عقدالدرر ص 31 و کشف الغمه ج 2 ص 471)

      فبشر عبادالذین یستمعون القول فیتبعون احسنه اولئک الذین هدائهم الله و اولئک هم اولوالالباب
      برادر گرامی!
      اگر بدون تعصب و غرور و تکبر و ستیزه جویی و عناد، آنگونه که شایسته مسلمانی آگاه و آزاد اندیش و حق پذیر است به این دلایل محکم بنگرید می بینید که آقای م. فریاد ناحق نگفته است
      در غیر اینصورت شما را به خدا می سپاریم:
       اللَّهُ يَحْكُمُ بَيْنَكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِيمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ (حج_ ۶۹)
      ابراهیم حاج محمدی
      ۴ روز پیش
      خواهر من سر کار خانم زارع . درودتان
      اولا: بنده به هیچ وجه تفسیری از قرآن نکرده ام و فقط آیه را آورده ام .حتی ترجمه ی دو آیه را نیاورده ام تا چه رسد به تفسیر آن دو آیه . این استدلالاتی که شما به من نسبت می دهید برداشت خودتان است نه تفسیر من . این شما هستید که به تفسیر قرآن پرداخته اید و اظهار می دارید که فلان آیه مربوط به آخرت است نه دنیا !!!  البته واقفم به اینکه وقتی از نسبت دروغ دادن به خداوند منان پرهیز نشود ، نسبت دروغ دادن به مثل منی جای خود دارد .
      ثانیا: اینکه شما به این بنده نسبت داده اید که گفته ام ((  اصلن امکان ندارد وعده ی برابری دهد زیرا انسان ها از لحاظ کرامت و تقوا نزد خداوند یکسان نیستند. (نزد خداوند) نه در این دنیا و نه برابری نسبت به یکدیگر.))
      کذب محض است . و تافته و بافته ی سرکار عالی. بنده چنین حرفی نزده ام . آنچه بنده گفته ام این است که (( برابری محال و ممتنع است .)) این سخن کجا و اینکه شما به من نسبت داده اید که گفته باشم امکان ندارد خدا وعده ی برابری دهد کجا ؟
      ثالثا : سیره ی حضرات معصومین (( قول و فعل و تقریر آن بزرگواران )) باید بر قرآن عرصه شود و اگر مطابق قرآن بود پذیرفته شود وگرنه باید به دیوار کوبیده شود
       رابعا . اینکه پیامبر گرامی اسلام و حضرت امیر المومنین بیت المال را علی السویه تقسیم کرده باشند یا نکرده باشند ربطی به اینکه خداوند وعده ی برابری داده است یا نداده است ندارد .
      خامسا . خواهر گرامی برابری (( در همین دنیا )) در همه جا امر مطلوبی نیست . یعنی برابری در همه جا مقتضای قسط و عدالت نیست . مثالی برایتان عرض کنم . شما اگر دو کارگر استخدام کنید که مثلا زمینی را درو کنند . و با آنها قرار داد کنید که به هر کدامتان روزی پنجاه هزار تومان می دهم . پس از پایان روز که می خواهید مزد آنها را بدهید با توجه به اینکه یکی از آنها دو برابر دیگری کار کرده است . به هر دو یکسان پول بدهید و همان پنجاه هزار تومان را بدهید مرتکب هیچ ستمی نشده اید . حتی اگر به فردی که کمتر کار کرده است دو برابر دیگری بدهید باز هم مرتکب ستمی نشده اید . اما اگر مزد آنها را نه از جیب شخصی خود بلکه از بیت المال مسلمین پرداخت کنید((  در این صورت که یکی دو برابر دیگری کار کرده و شما به هر دو یکسان مزد دهید و یا کسی را که کار کمتری کرده مزد بیشتری بدهید )) بدون شک مرتکب ستم شده اید .
      سادسا: تمام بحث و حرف من این است که این ادعای جناب زارع که فرموده اند(( برابری آرمان انسان و وعده ی خداست )) کذب محض و نسبت دروغ دادن به خداست و هیچ آیه ای در قرآن نمی توان یافت که در آن آیه خداوند وعده ی برابری داده باشد . عجز جناب زارع از ارائه ی چنین آیه ای خود دلیل مبرهن و محکم بر نسبت دروغ دادن ایشان به خداوند است.
      سابعا: ایشان ادعا کرده اند که (( برابری وعده ی خداوند است )) و بجای اینکه آیه ای نشان دهند در کلام خدا که در آن آیه خداوند وعده ی برابری داده باشد به قول شما به سیره ی معصومین متوسل شده اند . و شما اسم این کار را به قول خودتان (( دلیل محکم )) گذاشته اید . این دلیل به نظر حضرتعالی محکم است اما از نظر اینجانب همانگونه که توضیح دادم مبنی بر اینکه اگر حضرات معصومین بیت المال را علی السویه بین مسلمین تقسیم کرده اند نه ثابت می کند که خداوند وعده ی برابری داده است و نه ثابت می کند که خداوند وعده ی برابری نداده است . بنا بر این استدلالی که از نظر شما محکم است از نظر اینجانب سست و عقیم و بل سست تربن و عقیم ترین استدلال است .
      و ثامنا : آیاتی از قبیل:
      «وَعَدَ اللَّهُ الَّذینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دینَهُمُ الَّذِی ارْتَضى‏ لَهُمْ وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدُونَنی‏ لا یُشْرِکُونَ بی‏ شَیْئاً وَ مَنْ کَفَرَ بَعْدَ ذلِکَ فَأُولئِکَ هُمُ الْفاسِقُون» نور -۵۵
      و
      وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ(انبیاء_ ۱۰۵)
      که مورد استناد شما قرار گرفته است و بنده هم قبلا بدانها استناد جسته ام در هیچ کدام اثری و نشانی از وعده ی برابری انسان ها نیست . بلکه  آیه نخست صراحت دارد که خداوند وعده داده است مومنان و صالحان را به استخلاف برساند و نه همگان را و بل نه کافران و فاسقان را
      و در آیه دوم هم خبر داده شده است که در آینده بندگان صالح خداوند وارثان زمین خواهند بود و نه همگان اعم از صالح و طالح.

      تاسعا:اینکه فرموده اید (( (بله اما این تفاوت درجات در آخرت و نزد خداست) حال آنکه بخش انفاق و بخشش کردن از مال را نادیده گرفته اید ( این بخش اشاره مستقیم به تلاش برای ایجاد برابری مالی بین انسان ها را دارد)) که البته منظورتان از (( بخش)) کلمه ی (( بخشش )) است و ظاهرا سهو القلمی رخ داده باشد ، اشتباه محض است . انفاقات و صدقات و زکات ها نه به خاطر یکسان سازی و برابری مالی انسان ها بلکه بخاطر تزکیه ی نفوس انسانی از طریق عدم دلبستگی به مال و منال دنیا و ترک تعلقات به ما سوی الله است . و آزمایش و ابتلائی است الهی که بطور ضمنی نابرابری ها را نیز به رسمیت شناخته است .

      و بالاخره عاشرا :
      اینکه فرموده اید :((حال آنکه بخواهیم بگوییم حتمن آیه ای از جانب باید نازل میشده که به صراحت تمام میگفته انسان ها از لحاظ اجتماعی و مالی باهم برابرند و چون نازل نشده خداوند وعده نداده ولی چون از نظر اعمال اخروی و تقوا انسان ها نزد خدا برابر نیستند پس باید نتیجه گرفت در شان و منزلت دنیایی نیز نباید برابر باشند نتبجه ی همین تفسیر های غلط است)) این هم تافته و بافته ی حضرتعالی است که خود به بدقوارگی اش اذعان کرده اید . کسی جز خود شما چنین استدلالی نکرده است .
      سمیه زارع
      سمیه زارع
      ۳ روز پیش
      با سلام خدمت جناب ابراهیم حاج محمدی خندانک
      برادر گرامی. بنده تنها یک پرسش از مطالبی که عنوان کردید خدمتتان می پرسم.
      بنظرتان اگر انفاق و بخشش از مال تنها به علت تزکیه نفوس انسانی و عدم وابستگی به مال و منال دنیا بود و هیچ حق و وظیفه ای برای کمک به گرسنگان، بی پناهان و فقیران و در راه ماندگان بر گردن انسان ها نیست . چرا خداوند متعال در آیات خود عنوان نکرده که مال اضافی خود را به سطل اشغال بریزید و یا آتش بزنید تا وابسته ی تعلقات دنیایی نشوید و بلعکس در آیات خدا سفارش های زیادی برای کمک و انفاق به گرسنگان و بی پناهان و فقیران و ... شده ؟ قطعن تمام ضعیفان و مستمندان و فقیران سهمی از روزی هر انسانی دارند.
      اسلام حقیقی دین تفکر و تعقل است و بدون تعقل و تفکر در آیات خدا و توسل جستن به سیره ی پیامبران هرگز انسان قادر به درک درست از کلام خدا نخواهد بود.
      در پناه حق باشید خندانک
      ارسال پاسخ
      ابراهیم حاج محمدی
      ۳ روز پیش
      استاد شهید مرحوم مطهری در کتاب اسلام و نیازهای زمان جلد اول صفحه ۱۸۶ می گوید :
      (( اگر ما عدالت را به معنای مساوات بگیریم و مساوات را به معنای برابر کردن افراد در پاداشها و نعمتها، اولًا شدنی نیست.ثانیاً ظلم و تجاوز است و عدالت نیست. ثالثاً اجتماع خراب کن است، چرا که در طبیعت میان افراد تفاوت است.))
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      درود برادر خندانک
      صغرا: خدا وعده ی منجی آخر زمان داده است
      (نور_۵۵ و انبیا_۱۰۵ و...)
      کبرا: منجی آخر زمان به تقسیم مساوی بیت المال بین مردم(السویه بین الناس) عمل خواهد کرد.
      (طبق فرموده ی پیغمبر)
      نتیجه: خدا وعده ی تقسیم مساوی بیت المال بین مردم را داده است.
      ادعای این حقیر هم همین بود: وعده ی خدا به برابری در برابر بیت المال
      موفق باشید
      ارسال پاسخ
      ابراهیم حاج محمدی

      درودتان جناب زارع عزیز
      هم صغری و هم کبری هیچکدام بداهت ندارند . و نیازمند اثباتند . یعنی شما باید قبلا مقدماتتان اثبات شود تا نتیجه قانع کننده باشد . از مقدمات ظنی نتیجه ی قطعی بدست نمی آید . حدیث منقول از پیامبر باید تواترش اثبات شود و مقدمه ی نخست هم باید مستند به قرآن باشد.
      به دیگر عبارت . قرآن کریم اگر چه قطعی الصدور است اما ظنی الدلاله است و احادیث و روایات هم ظنی الصدور و هم ظنی الدلاله هستند . حالا حضرت عالی چگونه از مقدمات ظنی نتیجه ی یقینی می گیرید ؟
      ابراهیم حاج محمدی
      ۳ روز پیش
      عزیز ارجمند جناب زارع
      هم صغری و هم کبری هیچکدام بداهت ندارند . و نیازمند اثباتند . یعنی شما باید قبلا مقدماتتان اثبات شود تا نتیجه قانع کننده باشد . از مقدمات ظنی نتیجه ی قطعی بدست نمی آید . حدیث منقول از پیامبر باید تواترش اثبات شود و مقدمه ی نخست هم باید مستند به قرآن باشد.
      به دیگر عبارت . قرآن کریم اگر چه قطعی الصدور است اما ظنی الدلاله است و احادیث و روایات هم ظنی الصدور و هم ظنی الدلاله هستند . حالا حضرت عالی چگونه از مقدمات ظنی نتیجه ی یقینی می گیرید ؟
      به دیگر عبارت دلالت آیه ۵۵ سوره ی نور و آیه ی ۱۰۵ سوره انبیا بر وعده ی خداوند بر ظهور منجی آخر الزمان نه قطعی بله ظنی است . در ظاهر این دو آیه چنین وعده ای وجود ندارد . بلکه در آیه نخست وعده داده شده است که صالحان و مومنان به استخلاف می رسند و ظاهر آیه ی دوم نیز خبر می دهد که زمین را بندگان صالح به ارث خواهند برد . این که این دو آیه دلالت داشته باشد بر وعده ی ظهور منجی آخر الزمان امری ظنی است. احادیث و روایات هم بالکل ظنی الصدور و ظنی الدلاله اند . بنابر این هر دو مقدمه ی شما نه یقینی بلکه ظنی اند . و کسی که علم منطق را پخته فهمیده باشد بخوبی واقف است که از دو مقدمه ی ظنی نتیجه ی قطعی و یقینی بدست نمی آید . خندانک
      مهمتر از همه اینکه در استدلال قیاسی از نوع شکل اول کبری باید کلی باشد و نه یک قضیه ی شخصیه . یعنی استدلال شما شرایط انتاج را هم ندارد و منتج نیست . حد وسط استدلال نیز دارای شرایط حد وسط نیست . حد وسط باید به تمامه در هر دو مقدمه تکرار شود که نشده است.
      ابراهیم حاج محمدی
      ۳ روز پیش
      خواهر گرامی سرکار سمیه خانم زارع. درود بر شما
      پرسیده اید که :
      ((برادر گرامی. بنده تنها یک پرسش از مطالبی که عنوان کردید خدمتتان می پرسم.
      بنظرتان اگر انفاق و بخشش از مال تنها به علت تزکیه نفوس انسانی و عدم وابستگی به مال و منال دنیا بود و هیچ حق و وظیفه ای برای کمک به گرسنگان، بی پناهان و فقیران و در راه ماندگان بر گردن انسان ها نیست . چرا خداوند متعال در آیات خود عنوان نکرده که مال اضافی خود را به سطل اشغال بریزید و یا آتش بزنید تا وابسته ی تعلقات دنیایی نشوید و بلعکس در آیات خدا سفارش های زیادی برای کمک و انفاق به گرسنگان و بی پناهان و فقیران و ... شده ؟ قطعن تمام ضعیفان و مستمندان و فقیران سهمی از روزی هر انسانی دارند.
      اسلام حقیقی دین تفکر و تعقل است و بدون تعقل و تفکر در آیات خدا و توسل جستن به سیره ی پیامبران هرگز انسان قادر به درک درست از کلام خدا نخواهد بود.
      در پناه حق باشید ))
      خواهر گلم بنده هم از حضرتتان می پرسم که:
      اولا: این من و شما هستیم که باید برای خدا تکلیف تعیین کنیم یا این خداست که برای من و شما تکلیف تعیین می کند ؟
      ثانیا : صرف نظر از نهی خداوند از اسراف و تبذیر و به هدر دادن مال آیا هیچ عقل سلیمی تجویز می کند که انسان مازاد بر نیاز خود از اموالش را به آتش کشیده یا دور بریزد ؟
      ثالثا: شما خود اذعان کرده اید که(( قطعن تمام ضعیفان و مستمندان و فقیران سهمی از روزی هر انسانی دارند.)) و قرآن هم بدین نکته تصریح فرموده است که (( وَفي أَموالِهِم حَقٌّ لِلسّائِلِ وَالمَحرومِ﴿الذاریات/۱۹
      حالا سوال این است که اگر طبق اذعان شما تمام ضعیفان و مستمندان و فقیران سهمی از روزی هر انسانی دارند و به تعبیر قرآن کریم حقی دارند مگر من و شمای نوعی اجازه داریم که در سهم و حق دیگران هر گونه دلمان خواست تصرف گنیم و بقول شما در سطل آشغال بریزیم و با به آتش بکشیم؟
      خواهر عزیز من استدلالات شما و چناب زارع بزرگوار همه واقعا به همین به قول شما محکمی است ؟ شما حتی اجازه ندارید و حق ندارید در جان و مال خودتان هر گونه میلتان کشید تصرف کنید تا چه رسد در سهم و حق دیگران .
      تعجب می کنم از شما بزرگوار چگونه به عقل مبارکتان پاسخ سوالتان نرسیده است ؟ شمایی که به تصریح خودتان (( اسلام حقیقی دین تفکر و تعقل است و بدون تعقل و تفکر در آیات خدا و توسل جستن به سیره ی پیامبران هرگز انسان قادر به درک درست از کلام خدا نخواهد بود.)) چطور اینگونه بدون تفکر و تعقل سخن می گویید ؟
      رابعا: خواهر عزیز و ارجمند شما فلسفه ی انفاق و زکات و صدقه را بهتر می فهمید یا خود خداوند که به پیامبرش فرموده است :{{ «خُذْ مِنْ امْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَكِّيهِمْ بِها»}}سوره ی توبه // آیه ی ۱۰۳؟
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      سلام آقای حاج محمدی گرامی خندانک
      خیلی جالب است که شما وقتی سخن خودتان را از زبان فرد دیگری می شنوید خنده تان می گیرد و غیرعاقلانه می بینید خندانک
      این عین سخن شماست جناب آقای حاج محمدی:
      انفاقات و صدقات و زکات ها نه به خاطر یکسان سازی و برابری مالی انسان ها بلکه بخاطر تزکیه ی نفوس انسانی از طریق عدم دلبستگی به مال و منال دنیا و ترک تعلقات به ما سوی الله است . و آزمایش و ابتلائی است الهی که بطور ضمنی نابرابری ها را نیز به رسمیت شناخته است .
      می بینید که یکسان بودن انفاق و به سطل زباله ریختن مال و منال، دقیقاً از سخنان عجیب و غریب شما استنباط می شود زیرا شما گفته اید هدف از انفاق، صرفاً دابستگی نداشتن و ترک تعلقات است و بطور ضمنی نیت کمک به فقیران و مستمندان را فاقد اعتبار و ارزش دانسته اید.
      و دقیقاً همین طرز تفکر است که اشرافیت مقدس مآبانه و اسراف را رواج می دهد و اغنیاء را به جای انفاق به اسراف وا می دارد و اسراف کننده با حیف و میل نعمتهایی که خدا به او داده ادعا می کند به مال و منال دنیا دلبستگی ندارد!
      برادر گرامی!
      متاسفانه شما گرفتار عجب و عناد و لجاجت شده اید تا آنجا که بدیهی ترین حقایق را هم انکار می کنید، و حقیر بیم آن دارم که از سر لجاجت و عناد با این درویش یک لا قبای ناچیز، خدا را هم انکار کنید، پس در همین جا بحث را خاتمه می دهم و از خدای یکتا برای خودم و شما طلب هدایت می کنم.
      والله یهدی من یشآء الی صراط مستقیم
      ارسال پاسخ
      ابراهیم حاج محمدی
      ۲ روز پیش
      دوست عزیز جناب زارع
      اولا این سخن من نیست سخن خداست ((:{{ «خُذْ مِنْ امْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَكِّيهِمْ بِها»}}سوره ی توبه // آیه ی ۱۰۳؟))از حضرتعالی و سرکار خانم زارع می پرسم که اگر یکی از اهداف و فلسفه ی صدقات و زکوات و انفاقات برابری است چرا خداوند در آخر همین آیه نیفزود که (( و تُسَوِّیهِم)) ؟؟ استنباط شما از سخن ابنجانب چیزی جز کج فهمی ناشی از عناد و لجاج در پذیرش سخن حق نیست عزیز من .
      ثانیا :من دو آیه از قرآن مورد اشاره قرار دادم که ظاهر هر دو آیه دلالت بر خلاف ادعای شما داشت و شما از ارائه ی حتی یک آیه از قرآن که ظاهر آن دلالت بر ادعای شما داشته باشد عاجز بوده و هستید. تمام مفسرین و فقها و اصولیین و دانشمندان علوم قرآنی بر حجیت ظواهر قرآن اتفاق نظر دارند . من عناد و لجاج دارم یا کسی که ظواهر آیات قرآن را نمی پذیرد ؟
      ثالثا عزیز جانم شما اگر عناد و لجاج در پذیرش حق ندارید لطفا ایراداتی را که بر استدلال قیاسی حضرتتان وارد کردم که اولا هر دو مقدمه ی آن ظنی است و از دو مقدمه ی ظنی نتیجه ی یقینی بدست نمی آید و ثانیا در استدلال قیاسی از نوع شکل اول کلیت کبری شرط انتاج است و کبرای قیاس شما اساسا از محصورات اربعه (( موجبه کلیه ، موجبه جزئیه ، سالبه ی کلیه ، و سالبه جزئیه)) نیست و بلکه قضیه ای است شخصیه و ثالثا یکی از شرائط عمومی انتاج هر قیاسی در هر یک از شکل های چهارگانه ی آن این است که حد وسط در هر دو مقدمه بتمامه تکرار شده باشد و حد وسط استدلال شما بتمامه در هر دو مقدمه تکرار نشده است ،پاسخ دهید .
      رابعا : فدایت شوم شما و سرکار خانم زارع اگر قرآن را قبول دارید و در برابر سخن خداوند عناد و لجاجی ندلرید خود قرآن کریم در آیه ی که خدمتتان عرض کردم فلسفه ی صدقات را که اعم از تمامی صدقات واجبه و مستحبه است بیان کرده است .
      خامسا از کجای سخن خداوند که فرموده است ((خُذْ مِنْ امْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَكِّيهِمْ بِها)) و من هم درباره ی فلسفه ی انفاقات چیزی جز مفاد همین آیه را نگفته ام استنباط می شود که کمک به فقیران و مستمندان و محتاجان فاقد ارزش است ؟؟ چه ارزشی بالاتر و ارجمند تر از تزکیه ی و تطهیر نفوس انسانی که به نص قرآن کریم ناشی از همین صدقات و نفقات و کمک به مستمندان و محتاجان است ؟
      خامسا جناب زارع عزیز این بنده آنچنان که حضرتتان گمان برده اید از این قبیل استنباطات یک فرد باصطلاح تحصیل کرده از نه تنها سخنان خود بلکه ظواهر صریح قرآن کریم و عناد و لجاجت او در پذیرش نص صریح قرآن نه تنها خنده ام نمی گیرد بلکه گریه ام می گیرد که چرا فردی مسلمان برای اثبات ادعای اشتباه و اثبات ناپذیر خود حاضر نیست به ظواهر صریح و روشن قرآن مجید گردن نهد.
      سادسا: بزرگوارا از شما که در برابر حق و قرآن بزعم خودتان عناد و لجاجی ندارید می پرسم . اگر کسی حقی به گردن شما داشته باشد و شما حق او را بپردازید آیا به او کمک کرده اید یا به خودتان ؟؟؟ قرآن کریم می فرماید ((
      (( وَفي أَموالِهِم حَقٌّ لِلسّائِلِ وَالمَحرومِ﴿الذاریات/۱۹
      (( طبق این آیه قرآن شما اگر زکاتی نفقه ای یا صدقه ای می دهید در حقیقت حقی را که نیازمندان و فقیران به گردن شما دارند پرداخت می کنید و با این کار در حقیقت خودتان را یاری رسانده اید و خودتان را نجات داده اید از حق کشی و ستم در حق دیگران . به خودتان کمک کرده اید در تزکیه ی مالتان از حرام و در تطهیر و تزکیه ی مالتان از حقوق دیگران و با این کار جانتان را از گناه حق کشی تطهیر و تزکیه می کنید . و از عقوبت این گناه نجات می دهید . به همین خاطر اگر کسی نففات واجبه را پرداخت نکند مال او و ثروت او حکم مال حلال آغشته ی به حرام را دارد . این است که خداوند به پیامبرش می فرماید که از آنان صدقه بگیر تا آنان را تطهیر کنی و تزکیه کنی .
      سابعا: بزرگوار گرامی کسی که بخاطر پافشاری بر ادعای اشتباه و اثبات ناپذیر خویش از پذیرش ظواهر آیات قرآن سرباز می زند بیشتر و پیشتر در معرض انکار خداست یا کسی که به ظواهر قرآن کریم گردن می نهد ؟ آیا کسی که بی پروا به خدا افترا می بندد و وعده ای را به خداوند نسبت می دهد که به هیچ وجه خداوند چنین وعده ای نداده است بیشتر و پیشتر در معرض انکار خداوند است یا کسی که این چنین افترایی به خدا نمی بندد ؟
      مجید خوش خلق سیما
      ۶ روز پیش
      درود بر استاد ارجمند و بسیار شایسته و فرهیخته .. آری تنها می شود گفت درود بر همه کسانی که به برابری ارج و احترام انسان ها درست به یک میزان و با هر لباس و هر پیشه باور قلبی دارند و وجودشان فریاد حقیقت است و نه همه توانشان صرفا خوش رقصی و لبخند بر لب آوردن خریداران شرافت شان با چند سکه ناچیز .. درود بر قلب دریایی و نگاه عمیق و آزادگی تان که همواره با پر رنگ کردن فضایل بزرگ انسانی هنرمندانه مخاطب را به تفکر و در نهایت تغییر دیدگاه وارمی دارید ... جاری باد و جاوید اندیشه پاکتان بر پهنه روزگار تا ابدیت خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      درود آقای خوش خلق سیمای عزیز خندانک
      ممنون از شاگردنوازیتون و حضور انرژی بخشتون خندانک
      به این ناچیز لطف دارید خندانک
      افتاب اندیشه تون تابان خندانک
      ارسال پاسخ
      ساراشیخ محمدی(سیندخت)
      ۶ روز پیش
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      درود استاد
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      سلام بر بانو سیندخت گرامی خندانک
      من هنوز دارم به اون شعر پر رمز و راز جستجو کن شما فکر میکنم خندانک
      ممنون از حضور پرمهرتون و لطفتون به این ناچیز خندانک
      آرام و شاد باشید خندانک
      ارسال پاسخ
      شعله(م جلیلی)
      ۶ روز پیش
      درود استاد عزیز
      بسیار زیبا بود
      حقیقت تلخ نابرابری ها و نا برادری ها
      این روزها پررنگ تر شده تبعیض این روزا پر رنگ تر شده سواری های گران قیمت اقا زاده ها و کم رنگ تر شده رنک خون مردم.این روزها کارگران سرشکسته تر شدند این روزها مردم ارام ارام دارند میمیرند و خود نمیفهمند.جلوی مغازه ها پدر ها ابرویشان را جا میگذارند و مادرها به فکر فروش غیرت مردها افتاده اند دنبال کارگری خانه ی اعیانها افتادند میخواهند بروند خانه ی چرک شده یکی دیگر را بشویند تا بشود نان بشود گوشت که نه شاید حتی تن ماهی هم نشود بشود هیچ.کاش خدا همین نزدیکی ها عبور میکرد و ان میوه های درشت را با لرزه ای پهن زمین میکرد دلمان خنک میشد
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      درود بر بانو شعله گرامی شاعر دردها خندانک
      ممنون از حضور دلگرم کننده تون و لطفتون به این ناچیز خندانک
      ناله می آید ز هر سو، کذب می گوید ترازو
      در کتاب شهر ما آیات بیدادست یاران...(م. فریاد)
      به امید روزهای روشن خندانک
      ارسال پاسخ
      هدیه جعفری(هدیه)
      ۶ روز پیش
      سلام دوست عزیز....من به یک چیز اعتقاد دارم...در هر کسوتی میشود دزد بود..نه دستان کثیف پول تمیز در میاورند و نه دستان تمیز پول کثیف.....دزد که باشی راحت تر زندگی میکنی....در هر شغلی با هر تحصیلاتی..کافی ست کمی بیشتر فکر کنی که چطور میتوان نان بی شرافتی خورد....من به اینکه هر کس نان تلاشش رو میخورد اعتقاد داشتم اما حالا ندارم....هر کس به اندازه بی وجدانیش نان میخورد...(شاید قضاوت درستی نیست اما در حال حاضر اینطوری فکر میکنم).
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      سلام بر بانو هدیه گرامی خندانک
      غم رو لابلای واژه هاتون درک میکنم... بله در هر قشری ممکنه خوب یا بد باشه...
      ولی چیزی که مسلمه اینه که تعداد آدمایی که نسبت به غم و اندوه همنوعانشون بی توجه و بی خیال هستن روز به روز بیشتر میشه...
      دوم راهنمایی که بودم این شعر سعدی رو که میگه:
      هرکه نان از عمل خویش خورد
      منت حاتم طایی نبرد
      اینجوری تغییر دادم:
      هرکه نان از عمل خویش خورد
      "ره در این شهر به جایی نبرد"
      اینها اغراقهای هنریه، و واقعیت اینه که شرافت و انسانیت هرگز به صفر نمیرسه و نابود نمیشه... و یه روز دیر یا زود رشد میکنه و جهان رو به سمت صلح و آرامش میبره ان شاالله
      ارسال پاسخ
      هدیه جعفری(هدیه)
      ۶ روز پیش
      شاید خیلی مرتبط با موضوع نباشه ولی دلم میخاست یه جایی این موضوع رو بگم..ببخشید خندانک
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      ممنون از حضور ارزشمندتون خندانک
      اتفاقاً خیلی هم ربط داشت
      صفحه ی فریاد، صفحه ی فریاد و درد دل هست... آزاد و بی قضاوت...
      "سعی کرده ام به رفتارهای بشر نه بخندم نه گریه کنم نه قضاوت کنم، سعی کرده ام آنها را درک کنم"...اسپینوزا
      دریای دلتون آرام خندانک
      ارسال پاسخ
      سیده نسترن طالب زاده
      ۶ روز پیش
      درودتان ادیب گرامی
      بسیار نیک، و البته یکسان بودنی چنان، یادآور کمونیسم میتواند باشد، و  مفاهیم برابری و نابرابری در حوزه ی دین شناسی و فلسفه بسی گسترده،
      نیز یادآوری میکنم در اروپا و بسیاری از نقاط توسعه یافته ی جهان، مطالبی که در خصوص شاخصه های اجتماعی و دستاورد مالی پزشکان، در  داستان کوتاه بدان اشاره شده ، به صورتی دیگرگونست، یعنی جامعه ی سرمایه داری بر اساس پارامترهایی متفاوت بنا شده است
      به نظر بنده،
      گاه قیاس ها مع الفارق است،مثلا، من نیز سالهاست در دانشگاه ها تحصیل کردم و میکنم، با سه مدرک کارشناسی ارشد، دو کارشناسی و یک دکتری که دران مشغولم، (درعلوم پایه، فلسفه و مهندسی) ، و نیز مسلط به چهار زبان زنده ام، اما معمولا   به صورت رایگان مشغول خدمت هستم و منبع اقتصادیم هنوز پدر ارجمندم هستند!! و اعتراضی هم ندارم
      و_ هرگز_خود را با جامعه ی پزشکان قیاس نکرده ام!
      گاهی قیاس کردن انسان را به ورطه ای غیر از منطق و ایمان و هنجار سوق میدهد..
      مکتوبات ارجمندتان در خصوص سفسطه، باری، بسیار خواندنی بود
      درودها خندانک خندانک
      سیده نسترن طالب زاده
      پوزش جناب زارع ارجمند، از مواضع و عرایض شاید چالش برانگیزم،
      روح بلند و هدف ارجمند حضرت عالی در تارو پود اثر ادبی تامل برانگیز تان، هویداست
      باری حضرت عالی که از دوست داران و پیروان راستین حضرت محمد ص، هستید و به کرات به فرمایشات ایشان استناد میفرمایید، و  تعامل حضرتتان از همین فاصله و اندیشه و ادب جناب عالی مبین قطعی آنست
      ، آیا میتوانید پاسخ این سوال بنده را در راستای
      اعتقادتان به سه اصل، پاسخ بفرمایید :
      اصل پاکی:
      چگونه است که تجاوز و به بردگی گرفتن زن غیرمسلمان،
      در جنگهای مسلمین مجاز است، در حالی که قداست و شرافت انسان_و طبق اصل برابری ای که ارائه فرمودید_،
      یک زن، با هر دین و اعتقادی، به شدت جریحه دار میشود، آیا با معضلات حیاتی روانی و جسمی این تعهد یک طرفه ی عنوان شده در کتاب الله!! ،آشنا هستید؟
      آیا از متعاقبات چنین رویکردی، در هر زمان و هر مکان، ولو صرفا تئوری و در حد یک سخن، مطلعید؟

      نیز، باز در فیلد برابری، چه پاسخی در خصوص دیه ی نابرابر زن و مرد، ارثیه و قوانین مرتبط، ازدواج مکرر مرد، فرق بین زن و کنیز در منزل یک مرد، و.. و هزاران مورد سوال برانگیز دیگر دین اسلام میتوان ارائه داد، پوزش از اطاله ی مکتوبات و نیز اشاره به مباحثی که شاید مسیر مندرج در پای این اثر ادبی را مخدوش میکند،
      از این جهت نگاشتم که دین اسلام را کامل و بی نقص ندیدم، و بارها به تز و رویکردهای اندیشمندان شرق و غرب و ادیان دیگر متمسک شده ام
      میدانم باید این پرسشها از متخصصین دینی و نه یک فیلسوف پرسیده شود، تنها به این مکتوبات به عنوان یک اعتراض انفرادی از جانب بنده بنگرید

      پوزش مجدد و احترام فزاینده
      و سپاس از گشودن پیجی چنین اندیشمندانه
      ارسال پاسخ
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      درود بر شاعربانوی رازها خندانک
      سپاسگزارم از حضورتون و خوشحالم که اینجائید خندانک
      بخشی از کامنت شما رو فک کنم توی اون کامنت طولانیه جواب دادم...
      در مورد داستان، بطور کلی منظور پزشک یا شغل خاصی نبود، و چون داستان واقعی بود اتفاقاً از این حرفه ی مقدس نامی به میون اومده... منظور انسان های با موقعیت اجتماعی متفاوت بوده...
      حق با شماست در جوامع گوناگون مشاغل مختلف جایگاههای متفاوتی ممکنه نسبت به جامعه ی دیگه داشته باشن...
      ارزش دانش بالای شما بدون شک در آثار هنریتون نمود پیدا میکنه و همینطور هم هست... دغدغه ی سود گذرای مادی در شان دانش و هنر نیست بنظرم...
      حق با شماست انسان کامل از قیاس به دوره چون جهان رو بعنوان یک حقیقت یکپارچه می بینه...
      هر انسانی به اندازه بهره ای که از هنر و دانش نصیبش شده مسئوله... پس لطفاً این ناچیز و بقیه ی اهالی شعرناب رو از هنر و دانش خودتون بهره مند کنید با نظرات و راهنمائیهاتون...
      باز هم سپاسخندانک
      ارسال پاسخ
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      درود شاعربانوی رازها خندانک
      ادیان الهی و غیر الهی بطور معمول در بدو ظهور، ایدئولوگهایی دارن خندانک که به شرح و بسط شاخ و برگها و تکمیل اون دین می پردازن. ادیان غیرالهی به دلیل تکیه ی افراطی بر عقل و تجربه طبیعتاً ناقص هستن و تناقضهای ریز و درشتشون اونها رو دیر یا زود دچار انحطاط میکنه... ولی ادیان الهی پتانسیل جاودانگی دارن چون شکل اورجینال اونها از تناقض بدورن ولی یک دین الهی هم در مدت حیات پیامبرش به تدریج تکمیل میشه، چون باید بسیاری از باورهای نادرست و جهل ها و خرافه هایی که در قلب و ذهن مردم پیش از ظهور اون دین ریشه دوونده از بین ببرن و بعضیشونم تغییر بدن و اصلاح کنن...
      مبارزه با باورهای غلط و آموزش باورهای درست اولویت بندی داره با توجه به دستور خدا و تصمیم گیری پیامبر، مثلن یکی از اولین باورهایی که پیامبر از همون اول سعی کرد ریشه کن کنه، زنده به گور کردن دختران بود...
      در اسلام اصلی زمان پیامبر، همه رفتارها و عقاید حول محور پیامبر و قرآن سندیت پیدا میکرد، و به تدریج و با توجه به وقایع جاری در اون زمان دین جدید شکل میگرفت و تکمیل میشد، مثلاً حرمت شراب اولویتش بعد از منع زنده بگور کردن دختران بود.
      از طرفی برخی از دستورات هم صرفاً مربوط به همون زمان و همون فرهنگ و جامعه بوده.
      هیچکدوم از چیزهایی که شما عنوان کردین توسط شخص پیغمبر انجام نشده... و بعدها وارد دین شده و بواسطه ی منافع طلبی برخی مدعیان مسلمانی سالها بعد از فوت پیغمبر...
      هیچ کجای قرآن امر به شکست حرمت انسانها اعم از زن یا مرد نشده و پیغمبر هم هرگز حرمت انسانی رو چه زن چه مرد نشکسته... اگه بعدها چنین رفتارهایی از افرادی تحت لوای اسلام سر زده حسابش با اسلام جداست... بله از دین اسلام هم مثل تموم ادیان دیگه سالها بعد از ظهور دین سوء استفاده شده به حدی که وقتی صحبت از اسلام میشه ذهن مخاطب میره به سمت فلان فرد مدعی مسلمونی... در حالیکه اسلام دین انسانیت و صداقته، اسلام یعنی تسلیم در برابر حق، پس هرجا دیدید حقی پایمال میشه بدونید که از اسلام نیست از مدعیان دروغین اسلامه...
      از نظر این حقیر هرکسی متدین به هر دینی باشه اگه بر اساس انسانیت و حق رفتار کنه دینش اسلامه... انّ الدین عندالله الاسلام
      نمیدونم با وجود محدودیتهای پاسخگویی تونستم کمکی کرده باشم یا نه، امیدوارم لااقل زمینه ای برای تفکر گشوده شده باشه.
      اگه باز هم بیانم نارسا بوده بفرمائید در خدمتم.
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      ببخشید یه استیکر اون بالا نمیدونم چی میگه خندانک فک کنم دستم خورده اشتباهی وارد میدون شده خندانک
      سیده نسترن طالب زاده
      درود مجدد و سپاس
      من تناقضاتی متعدد در دین اسلام یافتم که در این مجال نمیتوان به آن پرداخت، بله گرامی، منظورم از تعمق و تمسک به ادیان دیگر، مسلما ادیان الهی بود، مستحضرید که قرآن صراحتا برای کل زمانها نازل شده است و مدعیان برین باورند که نه نتها دستورات کتاب قرآن متعلق به زمان پیامبرش نبوده است، بلکه متعلق به آخرالزمانست، نیز چگونه فردی، مجوز عملی چنین را ، پایه گذارد ولو اینکه خود آنرا مرتکب نشده باشد و بتوان آن فرد را مبرای عمل مذکور دانست، اگر این حرمت شکنی و ستم نیست پس چیست ، نیک مستحضرید که  نزول قرآن برای تمام انسانهاست، در هر زمانی جناب زارع ارجمند، شاکله ی خلقت بشری در هزار و چهارصد سال پیش نیز، چنان امروز بوده است، و ابعاد شگرف آسیب شناسی عرایضم در مورد یادشده نیز، چرا ما در رفتارشناسی یک جامعه، نباید به کردار و رویکرد انسان مدارانه و تاریخی سترگ کوروش استناد کنیم، در بزنگاه هایی که عرصه بر دین اسلام تنگ میشود و معنی نازیبا تبعیض و تجاوز در آن به روشنی متبلور شده است، بنده در راستای حقوق کارگر، به مکاتب فلسفی اشاره نمیکنم، به مندرجات کتیبه های به جا مانده از دوران هخامنشی اشاره دارم
      خود پیامبر اسلام، ازدواج های مکرر داشته اند، و نیز زنانی تحت عنوان کنیز، این تفاوت در لفظ و عمل تحت عنوان برابری نخواهد گنجید،
      و هر چه خلقت زن و مرد متفاوت باشد، دلیلی  برای ارزشگذاری  میزان متفاوت دیه نمی توان یافت..
      نیز در هیچ کجای شارع مقدس اسلام، اشاره ای به حقوق برابر مشاغل و حرف گوناگون نشده است و بی تردید برابری حقوق یک کارگر و یک متخصص حوزه ی پزشکی یادآور نظریه ی مارکس است حتی اگر چنین بازتابی، حاصل نظر شخصی نویسنده نباشد
      با احترام
      سیده نسترن طالب زاده
      جناب زارع ارجمند، سیاست  حضرت محمد ص بر این بود که با ارتکاب خشونت به صورت علنی، در مخالفان و یهودیان و.. ارعاب  ایجاد کنند، مثلا وقتی که  به قبیله بنی قریظه حمله شد علی رغم اینکه آنها بدون هیچ مقاومتی تسلیم شدند، اما محمد ص دستور میدهد تا سر تمامی مردان را از تن جدا کنند، و زنان را به اسارت بگیرند،
      ما چگونه رافت و رحمت را در این واقعه بیابیم
      نیز قوم گرایی علیرغم گفتاره های ظاهری اسلام به شدت در اعراب مسلمان، خود پیامبر اسلام و خاندانش وجود داد که نمودی از نابرابریست
      مستحضرید گرامی، قوم گرایی یک روحیه است!مربوط یک قوم خاص ، نژاد خاص ، مذهب خاص ، زبان خاص نیست. تحصیل یافته و بی تحصیل ، شیعه و سنی ،  دارا و نادار ، و.. ، به نحوی از انحاء که خود شان معترف نیستند همه و همه با اینکه مسلمان هستند و می‌دانند که اسلام قوم گرایی را محکوم میکند، غرق قوم گرایی هستند و مذهبی آن را توجیه دینی میکند. جناب زارع گرانقدر  از نگاه سوسیو سیکولوژیک ، افرادی خود آگاه قوم گراست و برخی نا خودآگاه، آنانیکه خود آگاه قوم گرا هستند، قوم برای‌شان از دین مهمتر است. منافع خود را در بقای قوم می بینند و.. عرضم این که دین اسلام محمد رسول الله در مجموع به شدت قوم گرا و خشن است..
      بسیار آموختم گرامی
      و سپاس از زمانی که اختصاص دادید
      با احترام
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      درود شاعربانوی رازها خندانک
      در تئوری مارکس انسان در حد یه ماشین مکانیکی پایین آورده شده و درواقع تبدیل به یه برده ی اقتصادی شده و مجالی برای زندگی متکامل و شکوفایی استعدادها و اختیار و انتخاب براش نمی مونه، در نظر حقیر انسانها باید در برابر بیت المال یعنی درآمدها و امکانات عمومی برابر باشند ولی در کنار این سهم تخلف ناپذیر و لزوماً برابر، می توانند با همت و تلاش فردی و بر اساس استعدادها و تعقل های خود دستاوردهای بیشتری چه مادی چه معنوی از حیات خود به دست بیارن...

      در مورد قتل عام یهودیان بنی قریظه در زمان پیغمبر:
      این قتل عام به دستور پیغمبر نبود. پیمان شکنی بنی قریظه و همدستی با مشرکین برخلاف پیمانی که با پیغمبر بسته بودن، طبعتاً واکنشی می طلبید و پیغمبر دستور محاصره این قوم رو داد و نهایتاً بزرگان بتی قریظه پیشنهاد مذاکره دادن و گفتن که سعد بن معاذ که از مسلمین بود رو به حکمیت قبول دارن و هرچه سعد حکم کند می پذیرند، چون سعد بن معاذ با دین یهود و قوم بنی قریظه آشنا بود، پیغمبر پذیرفت و در اون حکمیت، سعد بر اساس آیین یهود حکم کرد و گفت که طبق آیین یهود پیمان شکنی و همدستی با دشمن حکمش قتل تمام مردان بالغ قوم هست، و اجرا شد... این یه واقعیت تاریخی ست که پیغمبر دستور قتل عام بنی قریظه رو نداد و در واقع خودشون با پیمان شکنی و متعاقب آن انتخاب سعد بن معاذ برای حکمیت، سرنوشت خودشون رو رقم زدن...
      امیدوارم تا حدودی پاسخ پرسش شما رو داده باشم
      سیده نسترن طالب زاده
      سپاسگزارم جناب زارع ارجمند
      من نیز کارکرد تئوری مارکس را تامل برانگیز میدانم، نیز پاسخی که من از یهودیان در برابر ابراز همین فرمایشات حضرت عالی دریافت کردم:بنی قریظه، قومی که دست بسته به قتلگاه مدینه رفتند
      تاریخ طبری
      حضرت علی پس از محاصره قبیله بنی قریظه تعداد 900 نفر از مردان قبیله را در مقابل گودالهایی که از پیش در مدینه(یثرب) کنده بودند سر بریدند. « (تاریخ طبری. جلد 3 . صفحه 1088)
      » پیامبر بگفت تا در زمین گودالها بکندند و حضرت علی و» زبیر» در حضور پیامبر گردن مردان قبیله و یک زن را زدند. «(تاریخ طبری .جلد 3. صفحه 1093).
      و محمّد از زبان الله آیه های قتل و غارت این قوم را صادر میکند
      !

      باز درود و سپاس و پوزش
      یدالله عوض پور آصف
      ۶ روز پیش
      محضرمبارک استاد ارجمند جناب فریاد
      درودهابرشما
      فریاد عدالتخواهی شمارا می ستایم
      خوشحالم که اجازه دارم نقدگونه ای به سمع و نظر شما وسایر بزرگواران برسانم.
      الله متعال خالق جهانیان است و واسعی عظیم.
      رزق وروزی تمام مخلوقات در ید باکفایت اوست و هرکس رافراخورحال، منتفع می سازد.
      یک جامعۀ قانون مدار برای ادامۀ مسیر نیاز به انواع مشاغل دارد.
      کارگر،کارمند ،مدیر ،مهندس ، پزشک و غیره...هرکدام از این اقشار بنا به خدمتی که عرضه میدارند ، حق الزحمه ای نصیبشان خواهد شد.
      ازبُعد انسانیت همه با هم برابرند اما از مصدر حرفه و فن نمیتوان همه را به یک دید نگاه کرد.این درست است که همگی درخوراک و پوشاک ، نیازشان یکی ست اما عدالت حکم نمیکند کارگری که بزرگترین هنرش استفاده از بیل و کلنگ است با پزشکی که مسئولیت جان یک نفر با اوست از لحاظ حق الزحمه در یک ردیف باشند. و الخ ..
      اینجاست که وظیفۀ زمامداران عیان می شود
      مسئولین ، باتوجه به نیاز جامعه موظفند که حقوق مکفی برای هرفرد از افراد راپیش بینی نمایند.
      یک مدیر کارخانه، حقوق مهندس فنی خودرا با نگهبان درب ورودی نمیتواند یکسان پرداخت نماید.
      مشکلی که در جوامع کنونی بروز کرده تبعیض است.
      فرق گذاشتن بین دونفر در شغلی همطراز مصداق بارز تبعیض می باشد .
      پیشگیری از بروز این معضل نیازمند اساتید فن مجرب در هر حوزه است.
      در چنینی شرایطی هرکس به حقوق حقۀ خود خواهد رسید.
      با پوزش فراون بخاطر تطویل کلام خندانک خندانک خندانک خندانک
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      درود بر استاد عزیزم آقای عوض پور گرامی خندانک
      ممنون از شاگردنوازیتون و حضور ارزشمندتون خندانک
      از منظر واقعیت فرمایشات شما همه حق و متینه خندانک خندانک خندانک
      عرایض بنده پیرامون مدینه ی فاضله ای ایست که آرمان انسانه... آرمانی که لابلای روزمرّگی ها کمرنگ شده، و کمرنگ شدن این آرمان کهن، انسان رو روز بروز از انسانیت دورتر میکنه...
      باز هم سپاس بخاطر وجود شریفتون خندانک
      سایه تون مستدام مرد دانا خندانک
      ارسال پاسخ
      سمیه زارع
      سمیه زارع
      ۵ روز پیش
      با سلام بر استاد عوض پور گرامی خندانک
      استاد بزرگوار بنده خدمتتان پرسش ها و مطالبی طرح میکنم تا با طرز نگرش و دیدگاهتون پاسخگوی این مطالب باشید:
      اگر بخواهیم علت اشتغال به شغل کارگری و بیل زنی را در برخی افراد و اشتغال به شغل پزشکی را در برخی دیگر را جویا شویم. میتوانیم به خوبی ببینیم نابرابری های مالی، شرایط سخت اجتماعی و خانوادگی و... میتواند اشتغال به شغل های متفاوت را برای انسان هایی که هیچ قدرت انتخابی برای تولد خود ندارند رقم بزنه (که بنده این موضوع رو امتحان الهی میبینم.). سوال بنده اینه آیا کودک سومالی و یا یمنی که در جنگ و قحطی و گرسنگی از بدو تولد خودش به سر میبره یا کودکی که در خانواده ی الوده به اعتیاد چشم باز کرده که دغدغه ی هر روز او سیر کردن شکم خود و خانواده و زنده موندنشه و یا کودکی یا انسانی که تحت شرایطی زندگی میکنه که دچار بحران روحی روانی شدیده چگونه میتوانسته استعدادهای وجودی خودش را کشف کنه تا یک دکتر، مهندس و یا فردی به قول شما با مهارت حرفه ای بهتری باشه ؟ اصلن این فرد شانس زندگی کردن داشته که بتونه حرفه ای در جهت استعدادش مشغول بکار شه؟ و آیا کودکی که در خانواده ای غرق ثروت بدنیا میاد و یا والدینی تحصیل کرده داره که تمام امکانات اموزشی و رفاهی برای تحصیلات عالیه بچه فراهم کردن خیلی هنر کرده که پزشک شده؟ کما اینکه همون کودک سومالی اگه فرصت زندگی کردن و تحصیل میداشت میتونست توانمندی به مراتب بالاتر از فردی که تمام شرایط کافی و محیا برای تحصیل در ابن رشته رو داره بشه. پس قطعن اگر فقر و نابرابری های مالی به این شدتی که در عصر امروز و تاریخ گذشتگانمون جریان دارا نبود آن وقت سرنوشت افراد متفاوت میشد. بنابراین به خوبی پی میبریم که چرا پیامبرانمان برای اصلاح این نابرابری های مالی فرمان اجتناب از هر گونه مال اندوزی را می دادند تا با انفاق شرایط به برابری نزدیک بشه و فردی که هیچ شانسی برای زندگی کردن نداشته شرایط برای شکوفایی استعداد و مهارتش مهیا شه. بنابراین با وجود این کودکان و انسان های که در اثر فقر هیچ فرصتی برای زندگی کردن ندارن .فردی که به قول شما مهارت حرفه ای در امر پزشکی رو داره آیا واقعن لایق تا از لحاظ مالی رفاهیو لذت های دنیای بیشتر و بهتری بهره مند شه چون حرفه ی بهتری رو داراست ؟ قطعن سفارش به عدم مال اندوزی و انفاق به همین دلیله که شانش تولد در موقعیت و شرایط بهتر نسبت به بسیاری از افراد وجود داره و نسبت به افرادی که فاقد این شانس هستن به حکم امتحان الهی دارای مسئولیته انفاق و کمکه. در واقع اگر این نابرابری های مالی از ریشه و بن حذف میشد و وجود نداشت و افراد دست به جاه طلبی و مال اندوزی با این طرز فکر که حق الزحمه ی بیشتری دارند نمیزدند قطعن وعده ی برابری مالی و شان اجتماعی برای تمام انسان ها محقق میشد و اثری از فقر و دزدی و کلاهبرداری و جاه طلبی و لذت جویی های بی انتها نبود. در واقع اعتقاد به نابرابری انسان ها از لحاظ مالی و شان اجتماعی منشا تمام ناعدالتی ها، بستری برای بسیاری از بی بندباری ها، خود کامگی ها، جنگ، غارت ، قتل، تبعیض نژادی قومیتی و ملیتی، فقر، دزدی، کلاهبرداری، خشم و انزجار عمومی است. به عقیده بنده دلیل خلقت انسان هیچ چیز جز کمک کردن و خدمت کردن به سایر انسان ها نیست. و لذت جویی، افراط و تفریط و رفاه طلبی های بی انتها مسیری به راه حیوانیت و از بین بردن شان انسانی انسان هاست. وقتی به این دید به قضیه نگاه بشه یه پزشک یه رفتگر یه حاکم و زمامدار یه هنرمند مطالب حقوق نابرابر و بیشتر نیستند و می دانند هر کدام فقط وظیفه ی انسانی خودشان و در حد توان و استعدادشون در خدمت کردن رو دارن انجام میدن. از نظر بنده درسته که شغل یه پزشک مهمه اما شغل یک رفتگر هم بی اهمیت نیست، اگر رفتگری نباشه اشغال و الودگی و سطح شهر رو برمیداره و جون انسان ها بخطر میفته. بنابراین، شغل یک رفتگر، کارگر، پزشک و زمامدار از لحاظ حرفه ای نسبت به یکدیگر برتری نداره چون همه با تمام توان دارن به انسان ها و هم نوعان خودشون خدمت میکنن و شان مالی و اجتماعی برابری دارند. ما آثار این نوع رفتار و طرز و فکر رو در پیامبر خودمون رسول اکرم شاهد هستیم. که ایشان یک تاجر و زمامدار یک حکومت و امت بودند ولی از اندوختن ۶ درهم اضافه تر هم بیم داشتند. که اگر با دیدگاه های باطل و شیطان پسند امروزی به این مطلب نگاه بشه پس ایشان که مدام در حال کار و تلاش بودند و زمامدار یک حکومت بودند باید از دید حرفه و فن مال های بسیاری اندوخته میکردند و کامجویی هایی بی انتها می بردند. حال آنکه تمام پیامبران و امامان ما در نهایت سادگی و دور از تجمل و ذره ای مال اندوزی زندگی کردند و تمام عمر در کمک به فقیران، گرسنگان و بی پناهان کوشیدند زیرا هدف ازخلقتشان را دریافته بودند. برابری مالی و اجتماعی انسان ها فرمان خدا و سیره ی تمام پیامبران و امامان ماست. بنابراین هرگونه پافشاری به نابرابری مالی و اجتماعی در بین انسان ها از نظر بنده با فشاری به باطل و پیروی از خطوات شیطان است و البته بنده تصور میکنم جنابعالی تنها خواستید از نظر حرفه و مهارت طبق طرز فکر رایج در دنیای امروزی نکته ای را بیان کنید. اما موضوع بحث برابری و نابرابری انسان ها یک موضوع شدیدن فلسفی و دینی و خلقتی است و نگاه گذرا و سطحی به اون انسان هارو به وادی گمراهی میفرسته.
      ببخشید عرایضم طولانی شد موضوع بحث خیلی عمیق بود. خندانک خندانک
      سپاس از حضور و توجهتون خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      یدالله عوض پور آصف
      گلبانوی عزتمند سرکار خانم زارع
      درودبیکران برشما
      پیام مبسوط شما واژه به واژه رؤیت و قرائت شد.
      حقیر در این پیام هیچگونه منافاتی با گفتار خودم ندیدم و دقیقا دیدگاه بنده همین است که فرموده اید.
      درپاراگراف آخر پیامم خطاب به مسئولان مشاهد فرمایید.
      باز هم عرض می کنم اگر در یک جامعه عدالت به معنای واقعی نهادینه شود. یقین بدانید هرکس به حق خویش خواهد رسید وفقر وفاقه ای نخواهد بود.تکرار می کنم یک جامعه نیاز به انواع مشاغل دارد.
      وشایسته است هرکس در قبال خدمتی که انجام میدهد باید حقوق مکفی دریافت نماید. از رفتگر تا پزشک همه قابل احترام هستند و دارای شخصیت وجودی و اجتماعی.
      عادلانه این است که نه یک پزشک استحقاق ماهی 60 میلیون دارد ونه یک رفتگر با ماهی 1/5 میلیون میتواند امرار معاش کند.
      با پوزش فراوان خندانک خندانک خندانک خندانک
      سامان سولقانی
      سامان سولقانی
      ۴ روز پیش
      درود !
      به زبان ساده به همان میزان که انسان مجبور داریم انسان مختار هم داریم که برآیندش می شود عدالت اما چگونه ... کسی جبر بردگی دارد و دیگری اختیار آزادی یعنی می تواند برده ای را بخرد و آزاد کند ... یکی مجبور به گرسنگی ست و یکی دیگر اختیار سیری دارد و می تواند سیر کند و ... می بینیم که جبر و اختیار نقض کننده ی عدالت نیستند بلکه در مسیر برقراری مساوات و برابری هستند ... جاذبه دارند تا دافعه ... عرصه ی ابتلا و امتحانند
      و ... این از منظر اجتماعی اما از لحاظ فردی هم کم نبوده اند افرادی که از زندان جبر گریخته اند انسان دائما در معرض انتخابکردن و البته انتخاب شدن است می شود بچه سیاهپوست گرسنه آفریقایی دربند یوغ آپارتاید به دنیا آمد اما ماندلا شد اصلا چرا راه دور ... می شود در روستای دورافتاده ای مثلا در اردبیل خودمان بدنیا آمد اما آقای گل جهان شد ... اگر بجای بهانه تراشی مسیر جهد و سختکوشی را گرفت و پیله های زمان را درید کرم آمد و پروانه رفت ... و در آخر اینکه برادرجان ! جایی فراتر از اینجا و روزی فراتر از اینروزها با اعمالمان مورد قضاوت قرار خواهیم گرفت نه با آمال و آرمان و آرزوهای گاها بر باد رفته ...یاحق خندانک
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      درود آقای سولقانی گرامی خندانک
      بله ما با اعمالمان مورد قضاوت قرار می گیریم ولی یادمان نرود که افکار و احساسات و گفتار ما هم بخشی از اعمالمان هستند.
      اینجا صحبت از توزیع برابر امکانات توسط یک حکومت، بین رعایای تحت سرپرستی خود است، جبر و اختیار مقوله ای در اولویهای بعدیست، اینکه یکی از بچه های گرسنه ی آفریقایی نلسون ماندلا شده دلیل حقانیت آپارتاید نیست، اینکه گاه در ظلمت شبهای بیعدالتی بزرگ انسانی ظهور کند، مجوزی برای درست بودن ظلم و بیعدالتی نیست...
      شهید شریعتی می گوید:
      اگر در صحنه ی حق و باطل جامعه ات نیستی،
      اگر شاهد عصر خودت، و شهید حق و باطل جامعه ات نیستی
      هر کجا که می خواهی باش
      چه به نماز ایستاده باشی
      چه به شراب نشسته باشی
      هر دو یکی ست
      شهادت، حضور در صحنه ی حق و باطل همیشه ی تاریخ است...(حسین وارث آدم_ دکتر علی شریعتی)

      سپاس که می اندیشید
      ایمان اسماعیلی راجی
      ۵ روز پیش
      سلام و عرض ادب و احترام محضر استاد زارع عزیز و گرامی
      انسان در برابر خداوند دارای دو مقام و جایگاه است: یکی مقام انسان ها در جریان تکوین و آفرینش و دیگری مقام انسان ها در سیر رشد از نقص به سوی کمال.

      در مورد اول طبق بیان آیات و روایات بین نوع آدمی، سیاه و سفید، عرب و عجم، زن و مرد، فرقی وجود ندارد و تمام انسان ها دارای مقامی شریف و بلند مرتبه اند.

      اما در مورد مقام دوم که در آن انسان دارای اختیار است، آدمی به مقدار بهره مندی از تقوا، دارای ارزش است. به عبارت دیگر، انسان ها همگی به هنگام خلق دارای مقامی یکسان اند، اما زمانی که دارای اختیار می شوند، هر یک به تناسب بهره ای که از تقوا دارند، دارای ارزش هستند.

      پاسخ تفصیلی
      برای روشن شدن بحث، لازم است مسئله از دو جهت مورد بررسی واقع شود:

      1. مقام انسان ها در برابر خداوند متعال، در جریان تکوین و آفرینش: اگر بخواهیم انسان مجرد از هر بدی و خوبی، یعنی انسان به ما هو انسان را در نظر بگیریم و در مورد مقام آن در نزد خداوند بحث کنیم، به این نکته می رسیم که انسان ها دارای مقام بالایی نسبت به دیگر موجودات هستند، و به اصطلاح دارای کرامت ذاتی هستند. این نوع کرامت حاکی از عنایت ویژه پروردگار به آدمی است و به اختیار انسان ربطی ندارد؛ یعنی انسان چه بخواهد و چه نخواهد، از این کرامت برخوردار است.

      در مورد کرامت ذاتی انسان می توان به نکاتی اشاره نمود:

      الف- بخشش کرامت به انسان: انسان طبق فرموده خداوند، بزرگ مرتبه و مسلط بر کائنات شمرده شده است.

      قرآن مجید در این باره می‏فرماید: "ما بنی‏آدم را کرامت بخشیدیم و آنان را بر صحرا و دریا مسلط کردیم و بر بسیاری از مخلوقات خویش برتری دادیم".[1]

      ب- جانشین خدا بودن: قرآن مجید می‏فرماید: "به یاد آور زمانی را که خداوند به فرشتگان فرمود: به راستی روی زمین جانشین قرار خواهم داد".[2] این خلافت ویژه آدم (ع) و برخی از فرزندان او که به مقام عالی انسانی و علم به اسمای الاهی دست یافته‏اند می‏باشد.

      ج- کارگزار بودن جهان برای آدمی: آیات زیادی از تسخیر جهان و آفرینش آنچه در زمین است، برای انسان سخن می‏گوید که جایگاه رفیع وی را می‏رساند، مانند آیه: "سخّر لکم ما فی السموات و ما فی الارض جمیعاً"؛ آنچه در آسمان و زمین است تسخیر شما قرار دادیم".[3]

      د- امانتدار بودن انسان: انسان امانت دار خدا است و رسالت و مسئولیت دارد. قرآن مجید می‏فرماید: "ما امانت خویش را بر آسمان و زمین و کوه‏ها عرضه کردیم، همه از پذیرش آن امتناع ورزیدند، اما انسان بار امانت را به دوش کشید و پذیرفت".[4]

      تا این جا اثبات شد نفس آدمی از هر نوع، سیاه و سفید، عرب و عجم، زن و مرد، در برابر خداوند دارای مقامی رفیع است. البته از آنچه در موارد بالا ذکر شد، از جمله آیه "وَ لَقَدْ کَرَّمْنا بَنِی آدَمَ وَ حَمَلْناهُمْ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ" و همچنین سایر آیات، روشن می شود که تمامی انسان ها علاوه بر داشتن مقام رفیع در نزد خداوند، یکسان هم هستند.

      مفسر بزرگ علامه طباطبائی در تفسیر گران سنگ المیزان در ذیل آیه "وَ لَقَدْ کَرَّمْنا بَنِی آدَمَ" می گوید: مراد از آیه، بیان حال جنس بشر است، صرف نظر از کرامت هاى خاص و فضائل روحى و معنوى که به عده‏اى اختصاص داده، بنابر این، این آیه مشرکان، کفار و فاسقان را زیر نظر دارد، چه اگر نمى‏داشت و مقصود از آن انسان‏هاى خوب و مطیع بود، معناى امتنان و عتاب درست در نمى‏آمد.[5]

      آنچه گفته شد تنها در آیات قرآن مطرح نشده است بلکه در روایاتی نیز به این موضوع پرداخته شده است. در ذیل به برخی از این روایات اشاره می شود:

      راوی چنین می گوید: سلمان فارسی داخل مسجد شد، رسول خدا (ص) از جای خویش بلند شد احترامش نمود و او را در کنار خویش در صدر مجلس نشاند و به تناسب سن و شخصیتش او را اکرام نمود. در این هنگام عمر داخل شد و چنین صحنه ای را دید، گفت این عجمی کیست که در میان عرب در صدر مجلس نشسته است. پیامبر اکرم با شنیدن این سخن بر منبر رفت و خطبه خواند و فرمود: "ای مردم از زمان آدم تا به امروز.... عرب را بر عجم و ... برتری و فضلی نیست، مگر به تقوا".[6]

      در حدیثی دیگر از امیر المومنین نیز به این موضوع اشاره شده است. حضرت می فرمایند: همه موجودات سنگین و سبک، بزرگ و کوچک، نیرومند و ضعیف، در اصول حیات و هستی یکسانند.[7]

      پیامبر (ص) در روایتی دیگر فرموده است : "یچ چیزی نزد خداوند گرامی تر از فرزند آدم نیست".[8]

      نتیجه اینکه تمامی انسان ها در مقام تکوین در مقابل خداوند یکسان اند.

      2. مقام انسان ها در برابر خداوند متعال، در سیر رشد از نقص به کمال: تا این جا یکسان بودن انسان ها در مقام تکوین روشن شد. اما در مقام رشد و تکامل، مسلما انسان ها دارای درجاتی متفاوت اند. در این قسمت ملاک ارزشمندی هر کس تقوا است، همان گونه که خداوند فرموده است: "إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکُمْ".[9] بر این اساس؛ انسان ها در برابر خداوند یکسان نیستند و به تناسب بهره ای که از تقوا دارند طبقه بندی می شوند. در این راستا تفاوت انسان ها در برخورداری از محبت خداوند و به میزان قرب آنها به خدا باز می گردد. نه رنگ، نژاد، قوم، زبان و غیره، بلکه هرکسی ایمان، عمل صالح و معرفت را کسب کند، انسانی کامل؛ و هر که شرک، گناه و نفاق را کسب کند انسانی ناقص است.

      بدین ترتیب امامان و پیامبران در اعلی درجه قرب به حضرت حق قرار دارند، و انسان های پست و نادان در اسفل سافلین نقص و کاستی.


      [1] "وَ لَقَدْ کَرَّمْنا بَنِی آدَمَ وَ حَمَلْناهُمْ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ رَزَقْناهُمْ مِنَ الطَّیِّباتِ وَ فَضَّلْناهُمْ عَلى‏ کَثِیرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا تَفْضِیلًا". اسراء، 70.

      [2] "وَ إِذْ قالَ رَبُّکَ لِلْمَلائِکَةِ إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَةً قالُوا أَ تَجْعَلُ فِیها مَنْ یُفْسِدُ فِیها وَ یَسْفِکُ الدِّماءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِکَ وَ نُقَدِّسُ لَکَ قالَ إِنِّی أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ". بقره، 30.

      [3] " وَ إِذْ قالَ رَبُّکَ لِلْمَلائِکَةِ إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَةً قالُوا أَ تَجْعَلُ فِیها مَنْ یُفْسِدُ فِیها وَ یَسْفِکُ الدِّماءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِکَ وَ نُقَدِّسُ لَکَ قالَ إِنِّی أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ". جاثیه، 13.

      [4] " إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَى السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ فَأَبَیْنَ أَنْ یَحْمِلْنَها وَ أَشْفَقْنَ مِنْها وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ إِنَّهُ کانَ ظَلُوماً جَهُولاً". احزاب، 72.
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      سلام و درود بر راجی عزیز خندانک
      ممنون بخاطر مقاله ی وزین و ارزشمندتون که زینت بخش صفحه ی درد دل این حقیر شد خندانک خندانک خندانک
      خندانک الله یقضی بالحق والذین یدعون من دونه لایقضون بشیء خندانک
      آفتاب اندیشه تون تابان خندانک
      ارسال پاسخ
      طاهره حسین زاده (کوهواره)
      سلام بزرگوار

      لطفاً زین پس درصورت کپی پِیستِ اینترنتیِ مطالب و مقالات ؛ ذکرِ سند و آدرسِ سایتِ مربوطه فراموش نگردد تشکر .
      ارسال پاسخ
      ایمان اسماعیلی راجی
      ۵ روز پیش
      دست بوسم استاد زارع عزیز
      عرض تبریک ویژه بمناسبت تولدتان
      آن شاالله 127سال در کمال عزت و سربلندی به کوری چشم حسود زندگی کنید و جاودانه گردید که قطعا خواهید شد
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      شما سرورید آقای راجی عزیز خندانک
      ممنونم از لطفتون و تبریکتون و آرزوی سخاوتمندانه تون خندانک
      به امید رهایی انسان از بند ظلم کردن و ظلم کرده شدن خندانک
      ارسال پاسخ
      ایمان اسماعیلی راجی
      ۵ روز پیش
      پیامبر اکرم(ص ):
      خوش ندارم كه خود را بر شما امتيازى دهم . پس به درستى كه حق تعالى كراهت دارد از بنده اش كه ببيند او خود را بر دوستانش امتياز داده است.
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      مجتبی شفیعی (شاهرخ)
      ۵ روز پیش
      سلام
      .....
      نوح را صدا کنید
      قایقش سوراخ شد و
      دایناسورها همه غرق
      و نفت فردا
      تاوان نجات غریقی را میدهد
      که تو ای نوح
      بر کشتی ات
      ننشاندی از بغض.....
      ............................................
      سلام
      بحث زیبایی بود و به نظرم کمی در مرز ایسم ها تداخل معنایی پیدا کرد
      هیچ کس و هیچ موجود همشکلی ساخته نشد.....زن و مرد و امروز دیروز و ....اما ظرفی بدستم داده است که اعمال ما تاخر پدر م انرا ساخته به پشتوانه ی تقدیر
      کمی جبر و اختیار ...به مقدار لازم
      کم شانس و احتمال
      و صعود به اندازه ی اجازت پروردگار
      ..................
      بنده مخالف تمام ایسم ها هستم چه در مورد زن و مرد و زندگی و چه ساست و دیانت و بندگی
      پس نزدیکم به دیدگاهتان خندانک خندانک خندانک خندانک
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      سلام آقای شفیعی گرامی خندانک
      ممنون از حضور ارزشمندتون
      و سپاس ویژه بخاطر اشعار زیبا و اندیشمندانه تون که هر کدوم تلنگریه به روح خاک آلوده ی ما...
      حقیر هرگز نخواسته ام و نمیخوام باور یا اندیشه ی خاصی رو القا کنم، هدف من دعوت به اندیشیدنه چه در شعر چه داستان... و چه در صف نان و نفت و کوپن...
      کمال انسان آزادی هست و اعتقاد و پذیرش دربست و بی چون و چرای ایسم ها و چهارچوبها، انسان رو از رسیدن به کمال باز میداره، چه خوبه که انسان آزاداندیش باشه و هرجا حقی دید بپذیره و تسلیم باشه و هرجا ناحقی دید در حد بضاعت خودش اعتراض کنه... فرقی نمیکنه گوینده ی حق یا ناحق کی باشه و در چه موقعیتی...
      باز هم سپاس
      ارسال پاسخ
      سمیه زارع
      ۵ روز پیش
      سلام به محمدرضا عزیزم خندانک (فریادی از جنس حقیقت) خندانک
      جدا از ستودن شیوایی، درستی پند و تفکری که پشت داستان فریاد حقیقت (از نظر بنده ) و با توجه به بحث های انجام شده دوست داشتم چند نکته ی واضح در مورد این داستان اشاره کنم:
      ۱_ به وضوح مشخص است که بحث داستان برابری شان و منزلت اجتماعی و مالی انسان هاست و هیچ ربطی به برابری یا نا برابری انسان ها بر حسب تقوا در نزد خدا نداره.
      ۲_ میدانیم دین اسلام جز تعقل کردن در آیات خدا نیست و از نظر بنده علت این همه تضاد و گمراهی در دریافت حق و حقیقت تفکر و تعقل و تفسیر غلط از آیات خداست و اگر انسان ها در کل تاریخ و عصر حاضر موقعیت های اجتماعی و مالی نابرابری داشتند نتیجه ی تفسیر ورزی های نابجاست که نظیر آن را در تفکرات قوم بنی اسراییل و مثال تقسیم بیت المال توسط امام علی و واکنش مسلمانان مشاهده میکنیم.مسلمانان آن زمان نیز عقیده داشتند چون مدت طولانی تری به عبادت و مبارزه در راه اسلام پرداخته اند پس حقوق مالی بیشتری نسبت به مسلمانان تازه گرویده دارند. حال آنگه پیامبران و امامان در طول تاریخ با این گونه طرز فکر چه در جمع مسلمانان گمراه و چه در کافران و حاکمان زورگو و جاه طلب مبارزه کردند. خداوند رسولان خود را جهت هدایت مردم و دوری از همین کژ اندیشی ها و تفسیر های غلط در آیات خود فرستاد و تمام دستورات راستین خدا در اعمال و سیره ی پیامبران و امامان جلوه داد تا انسان ها از این کژ فهمی ها و گمراهی ها در تفسیر غلط آیات خدا خارج شوند. در اعمال و سیره تمام پیامبرانمان و به خصوص رسول اکرم و امامان ما به خوبی موضوع برابری مالی انسان ها نسبت به یکدیگر تجلی یافته که جناب م.فریاد بارها و بارها به آن اشاره کردند. حال آنکه بخواهیم بگوییم حتمن آیه ای از جانب باید نازل میشده که به صراحت تمام میگفته انسان ها از لحاظ اجتماعی و مالی باهم برابرند و چون نازل نشده خداوند وعده نداده ولی چون از نظر اعمال اخروی و تقوا انسان ها نزد خدا برابر نیستند پس باید نتیجه گرفت در شان و منزلت دنیایی نیز نباید برابر باشند نتبجه ی همین تفسیر های غلط است. کما اینکه خدای عز و جل بارها در تمام آیات خود به انفاق توجه به همسایه و مستمندان و کمک به بی پناهان و گرسنگان بارها و بارها اشاره کرده و سیره و اعمال تمام پیامبران به خصوص رسول اکرم همیشه در جهت اجتناب از مال اندوزی و کمک به دیگران بوده تا کفه های این نابرابری های مالی و اجتماعی به سمت برابری برود اما با این حال باز هم کسانی هستند و که کلام و آیات خدا رو نادیده بگیرند و با استدلال و تفسیررهای نا به جا در برقرار نگه داشتن این کفه ی نابرابری اهتمام ورزند. کما اینکه خداوند متعال بارها در آیات خود اشارات واضح و روشن داشته اما باز هم کسانی هستند که نخواهند ببیند و بشنوند و به تفسیر های غلط دست بزنند همان گونه در زمان پیغمبر کافران ادعا میکردند اگر خدای تعالی وجود دارد پس خودش را به ما به صورت عینی نشان دهد والا خدا نیست و با وجود آیات و نشانه ها معجزات و سیره و اعمال رسولان باز هم کور دلانه از پذیرش حق و حقیقت راستین خدا سرباز می زنند. نتیجه ی این انکار ها و ندیدن ها و نشنیدن ها در طول تاریخ و این عصر خونین سبب شده تا انسان ها وظایف انسانی و هدف خلقتش رو فراموش کنند و با جاه طلبی، اهتمامی بینهایت در مال اندوزی و لذت جویی و رفاه طلبی های بی انتها که از نیاز طبیعی یک انسان فراتر می رود سبب ایجاد نابرابری مالی و اجتماعی در بین انسان ها می شود تا وعده ی شیطان رجیم بر زمین حکمفرما می شود و انسان را از شان انسانی خود عزل و به قهقرای حیوانیت میبره.( کاش حق پذیر باشیم و به جای اصرار ورزی های نابجا در آیات خدا بخوبی تعقل کنیم تا با تفسیر های غلط انسان های دیگرو به سمت اسلام گریزی و نا عادلانه دانستن دین اسلام سوق ندهیم).
      فریاد حقیقتت جهان فروز خندانک خندانک
      یدالله عوض پور آصف
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      مریم محبوب
      ۴ روز پیش
      خندانک
      اگر دستم رسد بر چرخ گردون
      از او پرسم که این چون است و آن چون
      یکی را می‌دهی صد ناز و نعمت
      یـکــی را نــان جـو آلــوده در خــون!!
      باباطاهر (شاعر و عارف قرن پنجم هجری )

      جام می و خون دل هر یک به کسی دادند
      در دایره قسمت اوضاع چنین باشد (متاسفانه )
      لسان الغیب حافظ(شاعر قرن هشتم )

      از ابتـــــدا چـو قصـّه دنیــــــا یکی نبـــــــود
      با من نگـــو که آخر این داستـــان یکی است
      دنیــــا به آخـــرت بفــروشیــــم یـا به عکـس
      گـویا در ایـن معامله سـود و زیان یکی است...
      سنجیده ایم قدرت کاخ سفید را
      با اقتدار مسجد صاحب زمان یکی است !؟
      مریم محبوب( شاعر امروز)
      خندانک
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      درود استاد خندانک
      ممنون از حضورتون خندانک
      سپاس که می اندیشید خندانک
      ارسال پاسخ
      اعظم قارلقی
      ۳۵ دقیقه پیش
      درود ها و صدها درود براین فریادهای ستودنی و افکارِ تحسین برانگیز
      خداوند تا همیشه یار و همراهتان خندانک
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



      ارسال پیام خصوصی

      آموزش و نقد شعر

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.