سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

اعضای آنلاین

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

چهارشنبه 7 فروردين 1398
    22 رجب 1440
      Wednesday 27 Mar 2019
        هر چه بیشتر به کسی عشق میورزیم ، بیشتر در اسرار هر چیز نفوذ می کنیم . مولانا

        چهارشنبه ۷ فروردين

        پست های وبلاگ

        شعرناب
        به گمراه گفتن نکو مي روي ...
        ارسال شده توسط

        رخ سفید

        در تاریخ : سه شنبه ۲۷ تير ۱۳۹۶ ۰۱:۴۸
        موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۲۷۸ | نظرات : ۰

        چو دور خلافت به مأمون رسید
        یکی ماه پیکر کنیزک خرید
        به چهر آفتابی، به تن گلبنی
        به عقل خردمند بازی کنی
        به خون عزیزان فرو برده چنگ
        سر انگشتها کرده عناب رنگ
        بر ابروی عابد فریبش خضاب
        چو قوس قزح بود بر آفتاب
        شب خلوت آن لعبت حور زاد
        مگر تن در آغوش مأمون نداد
        گرفت آتش خشم در وی عظیم
        سرش خواست کردن چو جوزا دو نیم
        بگفتا سر اینک به شمشیر تیز
        بینداز و با من مکن خفت و خیز
        بگفت از که بر دل گزند آمدت؟
        چه خصلت ز من ناپسند آمدت؟
        بگفت ار کشی ور شکافی سرم
        ز بوی دهانت به رنج اندرم
        کشد تیر پیکار و تیغ ستم
        به یک بار و بوی دهن دم به دم
        شنید این سخن سرور نیکبخت
        برآشفت نیک و برنجید سخت
        همه شب در این فکر بود و نخفت
        دگر روز با هوشمندان بگفت
        طبیعت شناسان هر کشوری
        سخن گفت با هر یک از هر دری
        دلش گرچه در حال از او رنجه شد
        دوا کرد و خوشبوی چون غنچه شد
        پری چهره را همنشین کرد و دوست
        که این عیب من گفت، یار من اوست
        به نزد من آن کس نکوخواه تست
        که گوید فلان خار در راه تست
        به گمراه گفتن نکو می‌روی
        جفائی تمام است و جوری قوی
        هر آنگه که عیبت نگویند پیش
        هنردانی از جاهلی عیب خویش
        مگو شهد شیرین شکر فایق است
        کسی را که سقمونیا لایق است
        چه خوش گفت یک روز دارو فروش:
        شفا بایدت داروی تلخ نوش
        اگر شربتی بایدت سودمند
        ز سعدی ستان تلخ داروی پند
        به پرویزن معرفت بیخته
        به شهد عبارت برآمیخته
         
         
        سعدی شیرین سخن

        ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
        این پست با شماره ۸۱۴۱ در تاریخ سه شنبه ۲۷ تير ۱۳۹۶ ۰۱:۴۸ در سایت شعر ناب ثبت گردید

        نقدها و نظرات
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



        ارسال پیام خصوصی

        آموزش و نقد شعر

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.