سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

جمعه 4 مهر 1399
    8 صفر 1442
      Friday 25 Sep 2020
        دو خصلت است که بالاتر از آن چیزی نیست: ایمان به خدا و سود رساندن به برادران. امام حسن عسكري(ع)

        جمعه ۴ مهر

        پست های وبلاگ

        شعرناب
        مهستی گنجوی
        ارسال شده توسط

        سید حاج احمدی زاده(ملحق)

        در تاریخ : سه شنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۵ ۱۰:۴۸
        موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۶۲۰ | نظرات : ۸

        مهستی گنجه‌ای یا مهستیِ گَنجَوی (به آذربایجانی: Məhsəti Gəncəvi)، شاعر ایرانی بود که در سدهٔ پنجم و ششم هجری قمری می‌زیسته‌است. مهستی پس از خیام، برجسته‌ترین رباعی‌سرای ایران به شمار می‌آید و او را پایه‌گذار مکتب شهرآشوب در قالب رباعی می‌دانند.
        زادگاه مهستی شهر گنجه بوده‌است و همدوره با غزنویان بود. رشید یاسمی معتقد بود که «مهستی» متشکل از دو کلمه «مَه» به معنی بزرگ و «سَتی» به معنی خانم بوده و جمعاً این کلمه به معنی «خانم‌بزرگ» است. در چهار سالگی پدرش او را به مکتب‌خانه فرستاد و چون استعدادی سرشار داشت در ده‌سالگی با ادب زن دانشمند بیرون آمد. او چنگ و عود و تار را به زیبایی می‌نواخت. شهرت او بیشتر به خاطر رباعیاتش است. وی در سروده‌هایش زنی فتنه‌گر و زیبا بوده‌است که عشاق فراوانی داشته، از جمله امیر احمد تاج‌الدین بن خطیب که فرزند خطیب گنجه بوده و عاقبت به عقد او در می‌آید. ابن خطیب مانند همسرش طبع شعر داشته و رباعیاتی نیز از او باقی مانده‌است. از زندگی مهستی آگاهی چندانی در دست نیست، و آنچه هست اقوال تذکره‌نویسانی چون دولتشاه سمرقندی، امین احمد رازی و آذر بیگدلی است که همه نقل از یکدیگر، و آمیخته به افسانه‌نگاری و داستان‌های ساختگی است.
         دیوان اشعار او نیز به جا نمانده و رباعی‌هایی به نام او در نزهةالمجالس (تألیف در قرن هفتم)، مونس‌الاحرار (تألیف در قرن هشتم) و مجموعه‌ها و تذکره‌ها به دست آمده‌است.
        علی‌رغم اینکه در هیچ‌یک از منابع کهن، زمان مشخص و دقیقی از ولادت و مرگ مهستی به دست داده نشده، با این همه برخی از معاصران، ولادت وی را ۴۹۰ و مرگش را ۵۷۷ ه.ق. ذکر کرده‌اند.
        البته قدیم‌ترین مآخذی که از زمان حیات وی خبر داده، کتاب تاریخ گزیده نوشته حمدالله مستوفی است که به سال ۷۳۰ هجری قمری تألیف شده‌است. در این کتاب (صفحه ۷۱۸) ذیل (ابن خطیب گنجه) که شوهر مهستی است می‌خوانیم: «ابن خطیب گنجه: و هو، تاج‌الدین احمد، معاصر سلطان محمود غزنوی بود. اشعار خوب دارد؛ به ویژه مناظرات او با منکوحه‌اش مهستی شیرین باشد.»
        کتابی ظاهراً از قرن هفتم شامل مناظرات مهستی با امیراحمد و رباعی‌هایی که خطاب به هم سروده‌اند (مشتمل بر ۱۸۵ رباعی از زبان پورخطیب و حدود ۱۱۰ رباعی از زبان مهستی) در دست است (نسخه‌های کتابخانهٔ سنایی سابق و ملی تبریز). احمد سهیلی خوانساری آن را کتاب قصه‌ای مجعول و حاوی اشعار سست و ناخوش می‌داند.
        بر اساس ترانه‌های موجود در همین کتاب، فریتز مایر شرق‌شناس آلمانی کتابی به نام «مهستی زیبا» فراهم آورده‌است (چاپ آلمان: ۱۹۶۳). طاهری شهاب در «دیوان مهستی» (تهران: ۱۳۳۶) و احمد سهیلی خوانساری در «رباعیات مهستی دبیر» (تهران: ۱۳۷۱) رباعی‌های مهستی را گردآوری کرده‌اند. در نزهةالمجالس (تألیف در قرن هفتم) ۶۱ رباعی به نام مهستی آمده که کهن‌ترین و موثق‌ترین مجموعهٔ ترانه‌های مهستی است.
        آثار
        امروزه از مهستی، دیوانی بر جای نمانده‌است؛ دیوانی از وی تا اوایل قرن دهم در هرات بر جای بوده که در حمله عبیدالله خان ازبک به هرات از بین رفته‌است و تنها اشعاری پراکنده از او در کتاب‌های قدیم باقی مانده‌است.
        مهستی به علت ابتکاری که در انتخاب موضوع ترانه‌های خود و وصف صاحبان پیشه‌های گوناگون و سرگرمی‌های مختلف مردم روزگار خود به کار برده، پیشرو نوع خاصی از شعر شناخته می‌شود که بعدها در عصر صفوی رواج بیشتر یافته و شهرآشوب نام گرفته‌است.
        اشعار او بیان عشق و شیدایی، شوخ‌طبعی و رعنایی، صداقت و زیبایی است و سرشار از نشاط و به دور از غم و اندوه است.  برخی تذکره‌نویسان و تاریخ‌پردازان بر اثر ناآشنایی با شهرآشوب، اشعار مهستی را نتوانسته‌اند بفهمند و با تصوراتی نادرست، او را لاابالی دانسته و در خلال سخن وی را نکوهیده‌اند؛
        حال آنکه مهستی با امکانات زبانی و شوق سرشاری که در اختیار دارد، صاحبان حِرِف و صناعت عصر خویش را زیبارویانی دل‌فریب می‌نمایاند و بدین طریق امکانی پدیدمی‌آورد تا آیندگان را از پیشه‌وران عصرش آگاهی‌ای حاصل آید.
        نمونه شعر
        این رباعی منسوب به اوست:
        ما را به دَمِ پیر نگه نتوان داشت        در حُجرهٔ دلگیر نگه نتوان داشت
        آن را که سَرِ زلف چو زنجیر بُوَد        در خانه به زنجیر نگه نتوان داشت

        ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
        این پست با شماره ۷۴۴۴ در تاریخ سه شنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۵ ۱۰:۴۸ در سایت شعر ناب ثبت گردید

        نقدها و نظرات
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        سه شنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۵ ۰۸:۲۳
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        دروداستادبزرگوارم
        بسیارجالب بود
        ممنون ازاین پستای خوبتون خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        طاهره حسین زاده (کوهواره)
        سه شنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۵ ۱۰:۱۵
        سلام ودرود گرانقدر استاد سخن شناس

        زنده باد ماشاالله

        و یاد استاد عزیزمان استاد قدمعلی سرامی تحلیل گر اشعار نغز مهستی گنجه و شروان بخیر

        عشق است اگر حقیقتی هست
        باقی بجز استعاره ای نیست



        بسیار بسیار ارزشمند بود و آموزنده عطر حقیقت_ ادبیات

        درپناه حق

        خندانک خندانک خندانک
        آلاله سرخ(سیده لاله رحیم زاده)
        سه شنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۵ ۱۱:۲۸
        خندانک خندانک خندانک
         موسی عباسی مقدم
        سه شنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۵ ۰۷:۴۵
        درود بزرگوار جالب بود خندانک خندانک خندانک
        وحید سلیمی بنی
        سه شنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۵ ۰۸:۳۱
        درود بر سید عزیز و بزرگوار جناب ملحق عزیز
        مطالب پست هایتان قابل و پر مغز است . مخصوصا این پست که واقعا باید از جنابعالی تقدیر و تشکر کرد .
        عمق افسون واژه ها را از این رباعی می توان درک کرد .
        ما را به دَمِ پیر نگه نتوان داشت
        در حُجرهٔ دلگیر نگه نتوان داشت
        آن را که سَرِ زلف چو زنجیر بُوَد
        در خانه به زنجیر نگه نتوان داشت
        عزت زیاد استاد
        سمانه هروی
        سه شنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۵ ۰۸:۳۹
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        محمدعلی جعفریان(عاشق)
        سه شنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۵ ۱۰:۰۸
        ما را به دَمِ پیر نگه نتوان داشت در حُجرهٔ دلگیر نگه نتوان داشت
        آن را که سَرِ زلف چو زنجیر بُوَد در خانه به زنجیر نگه نتوان داشت= پری رو تاب مستوری ندارد!!1

        زیبا بود مطلب


        ممنون


        خندانک خندانک خندانک خندانک
        غلامرضا مهدوی (مهدوی)
        جمعه ۱۶ مهر ۱۳۹۵ ۱۶:۱۷
        خندانک
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



        ارسال پیام خصوصی

        نقد و تحلیل شعر شاعران

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0