سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

دوشنبه 30 فروردين 1400
    8 رمضان 1442
      Monday 19 Apr 2021

        پر نشاط ترین اشعار

        کانال رسمی شعرناب

        بار پروردگارا، دلهاي ما را به باطل ميل مده پس از آنکه به حق هدايت فرمودي و به ما از لطف خود رحمتي عطا فرما، که تويي بسيار بخشنده (بي‌منّت). آل عمران آیه ۸

        دوشنبه ۳۰ فروردين

        پست های وبلاگ

        شعرناب
        افسانه مه آلود هاکو و پرشا نگاره اول
        ارسال شده توسط

        مازیارملکوتی نیا

        در تاریخ : جمعه ۲۱ خرداد ۱۳۹۵ ۰۳:۴۱
        موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۳۹۶ | نظرات : ۱۷

        افسانه مه آلود هاکو و پرشا نگاره اول بابکم من ، پرشا وقتی پلکامو باز کردم دوباره نور شدیدی /چشمهامو داشت سوراخ میکرد / اینهاجمله هایی بودند که پرشا با چشمان بسته وروبه آینه میگفت /اون دختری با چشمان رنگی درشت/ و با مژه هایی بلند بود/ که به سمت بالا رفته/ و چشمها ش رو تبدیل به بزرگرترین نقطه تمرکز وجود پرشا کرده بود /واز هزار متری /هر کسی رو که میدیدش جذب میکرد /پوست سرخ و سفید پرشا /البته /مثل چشمهاش/ بیننده رو به این فکر فرو میبرد /که این دختر /تراشیده شده /یا آفریده /اندام اون خیلی زیبا و بجاآفریده شده بود/ و.....اما /یک ویژگی خاص دیگه در پرشا وجود داشت/ که علیرغم چشمهای زیبا / مهربان /و خسته اون به محض دیدنش /برای همه قابل فهم بود/ و اون/چیزی نبود/ جز/ تنهاییش / تنهایی عمیقی / که قطعا / نیاز به گفتن نداشت / پرشا به تنهایی معروف بود / خصوصا تو سه سال گذشته /این وضعیت به اوجش رسیده بود / وقتی باهاش حرف میزدی /فقط نگاهت میکرد/ با اون چشمهای زیباش /انگارداشت /تمام منفذهای وجودتو پیدا میکرد / تمام سلولهات رو / تمام جزئیات ابعادروحتو/ نگاه عجیبی داشت /تو این سه سال / فقط میدیدی / همینطور که به کف خیابون/ نگاه میکرد / با تمرکز /از تمام هر چیزی /که فکرش رو بدزده فرار میکنه /وقتی نگاهت میکرد /انگار/ تخم چشماش خیره میشد به پشت وجودت / گاهی خون توتنم یخ میزد / فکر میکردم /داره فکرهامو میبینه / دیگه به چشم یک زن نمی دیدمش /یا نامزد /یا هر چیزی شبیه به این /نه /از اون وقتی که اون خوابها شروع شدو...../ازسه سال پیش شروع شد / تازه نامزد کرده بودیم / یعنی همون عقد /با هم میرفتیم دانشگاه و میومدیم /و تقریبا همیشه با هم بودیم / مثل همه نامزدای دیگه / همش باهم باهم باهم /میدونی ؟/ نمی تونستم نبینمش / نمی شد /چشمام باز /یا بسته/تصویر صورتش جلوم حرکت میکرد / دور میشد / برمیگشت / بهم نگاه میکرد/لبخندی میزد/و بااین کار/انگار/سینم سوراخ میشد/ این تازه/ یکی از تصویرایی بودکه توی ذهنم ازش میدیدم / ولی /نمی دونم چرا /هیچوقت /مثل دیدن هر زنی /تحریک نشدم از دیدنش / انگار یه عتیقه بود /که حتی با نگاه کردنش احساس میکردم /داره از حجمش کم میشه /همش فکر می کردم /پرشا رو باید گذاشت رو تاقچه و نگاهش کرد / مثل اسطوره ها / مثل قدیسه ها/هیچ وقت فکر نمی کردم همچین زنی همسر من باشه /همسرمن / احساس میکردم هر لحظه که نگاهش میکنم /داره وقتم برای داشتنش تموم میشه / ساعت شنی دیدی ؟/ درست همونطوری / بعدیهوچشمامومیبستم/ میخواستم فریاد بزنم/خدایا نه /نه/دستاتومیبوسم خدا/اینطوری نشه /یادمه یه بار به خودشم گفتم / آروم بالای مچمو گرفت /با موهای ساق دستم/ شروع به بازی کرد / در عین اینکه نمی خواستم بفهمه /ولی تمام وجودم تیر می کشید /تامغز استخونم /انگار داشت خونم خالی میشد /میدونی؟ /داشت تو چشمام نگاه میکرد/ یه جور عجیبی / نمی تونم بهت بگم/ یهو بدون اینکه بفهمم/ چشمام پر اشک شد /نمی خواستم /ولی شد / آروم دستاشو آورد بالا /پلکهامو بست /اشکهامو بر داشت/آروم /سعی کرد مزه اشکهامو بچشه/ همینطور که بی اختیار نگاهش میکردم /بهم گفت : این اشکا مال منه؟/منکه مال توام /مگه ما عقد نکردیم؟/من زنتم / نترس جایی نمیرم / من مال توام /مال تو مال توئه/مال تو..../باور نمیکنی /وسط آلاچیقای پارک ملت /بین مردم چنان اشک میریختم که ...../افتضاح ..../گفت : بابک .../بابک ؟ /همه دارن نگاهت میکنن / چرا اینطوری میکنی ؟/من اینجام / مال خود خود خودت /نمیرم جایی بخدا / وقتمونم باهم تموم میشه / بعد انگار خودشم باور نکرده باشه /بازچشماش خیره شد/ به جایی پشت چشمام/ که انگارداشت اونجا نگاه میکرد / دیگه منو نمی دید ... /میدونم نمی دید /دیگه اونجا نبود /گفتم خانومم ؟ /خاتونم ؟ /کجایی ؟/ به خودش اومد /گفت /اینجا...م /هم.. همینجام.....

        ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
        این پست با شماره ۷۱۱۳ در تاریخ جمعه ۲۱ خرداد ۱۳۹۵ ۰۳:۴۱ در سایت شعر ناب ثبت گردید

        نقدها و نظرات
        سید حاج  احمدی زاده(ملحق)
        جمعه ۲۱ خرداد ۱۳۹۵ ۰۹:۵۴
        به شعرناب خوش امدید بزرگوار مقدمتان گلباران خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمعه ۲۱ خرداد ۱۳۹۵ ۰۷:۱۸
        خندانک خندانک خندانک
        به شعر ناب خوش امدید خندانک خندانک خندانک
        ممنونم خندانک خندانک خندانک
        سیوش کردم تاسر فرصت بخونمش
        شروعش که زیبا بود
        احسنت خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        منوچهر مجاهدنیا
        جمعه ۲۱ خرداد ۱۳۹۵ ۰۳:۳۱
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک به شعرناب خوش آمدید.
        مازیارملکوتی نیا
        جمعه ۲۱ خرداد ۱۳۹۵ ۱۷:۵۳
        سلام،درود برشما،ممنون میشم از اینکه زمان بگذارید،مفتخر فرمودید
        دنیا حریفی
        جمعه ۲۱ خرداد ۱۳۹۵ ۱۸:۱۱
        درود بر شما
        خوش آمدید به شعر ناب جناب ملکوتی نیا
        موید باشید
        مازیارملکوتی نیا
        جمعه ۲۱ خرداد ۱۳۹۵ ۱۸:۱۷
        سلام .متشکرم از شما
        ابوالحسن انصاری (الف رها)
        جمعه ۲۱ خرداد ۱۳۹۵ ۲۱:۳۳
        سلام خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        لیلا باباخانی (سما الغزل )
        شنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۵ ۱۳:۰۰
        بسیار زیبا بود داستانتان درود بر احساس پاکتان

        باید گذاشت روی طاقچه و نگاهش کرد خندانک خندانک

        خوش آمدید
        مازیارملکوتی نیا
        شنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۵ ۱۴:۴۳
        متشکرم از لطف شما امیدوارم از بقیه داستان که با این ژانر خیلی متفتوته هم لذت ببرید
        فرشته مینودری
        دوشنبه ۱ خرداد ۱۳۹۶ ۱۰:۴۰
        این خانم پرشا منم بخدا
        با خانم باباخانی موافقم
        عالی بود
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



        ارسال پیام خصوصی

        نقدو تحلیل شعر شاعران سایت

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0