سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

يکشنبه 29 فروردين 1400
  • روز ارتش جمهوري اسلامي و نيروي زميني
7 رمضان 1442
    Sunday 18 Apr 2021

      پر نشاط ترین اشعار

      کانال رسمی شعرناب

      بار پروردگارا، دلهاي ما را به باطل ميل مده پس از آنکه به حق هدايت فرمودي و به ما از لطف خود رحمتي عطا فرما، که تويي بسيار بخشنده (بي‌منّت). آل عمران آیه ۸

      يکشنبه ۲۹ فروردين

      پست های وبلاگ

      شعرناب
      اندر حکایت آن شاعران منقرض شده
      ارسال شده توسط

      علی میرزایی( هیچکاک)

      در تاریخ : شنبه ۱۲ دی ۱۳۹۴ ۰۰:۵۱
      موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۴۳۲ | نظرات : ۱۱

      آورده اند که در دوره ماقبل تاریخ و همزمان با حیات دایناسورها شاعرانی در ایران زمین میزیسته اند و آثاری گرانقدر به همراه فسیلهایشان از خویشتن به جا گذارده اند.ولی  آنچنان که باید وشاید به این بزرگان و آثار گرانبهایشان پرداخته نشده و بنده وظیفه خود دانسته به معرفی تنی چند از این مفاخر منقرض شده بپردازم :
      دراز اصفهانی
      شاعری بوده است بسیار دراز و بلند بالا که از برگ درختان سبز که در نظر هوشیار هر ورقش دفتری است معرفت کردگار تغذیه مینموده و شعر زیر منسوب به اوست:
      اگر دستم رسد بر چرخ گردون
      از آن پرسم که این چین است و آن چون
      یعنی در این حد قدش دراز  و برای خودش شاه شمشادقدانی بوده است.
      عاقبت در اثر اصابت آذرخش،جان سپرد.
      وحشت آملی
      شاعری بوده است که در ژانر وحشت شعر میسروده و اشعارش مو بر اندام مخاطبان سیخ میکرده و علمای وقت نماز آیات را پس از مطالعه آثار او واجب میشمردند و هالیوود بسیاری از آثار موفق ژانر وحشت خود را بر اساس اشعار این مرد بزرگ تولید کرده است.شعر زیر منسوب به اوست:
      از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود
      زنهار از این بیابان،وین راه بینهایت
      عاقبت هنگام خواندن یکی از اشعار خود ،از شدت ترس قالب تهی کرد.
      شهوت آملی
      برادر کوچکتر وحشت بوده و تمام زندگی خفتبار خویش را در پی ارضای هوسهای نفسانی و جسمانی تلف کرده و اشعارش همگی هزلیاتی سخیف و کم مایه بوده و هر چقدر وحشت آملی نصیحتش میکرده به خرجش نمیرفته و در جواب میگفته:«مرا مهر سیه چشمان ز سر بیرون نخواهد شد»شعر زیر منسوب به اوست:
      حال دل با تو گفتنم هوس است
      خبر دل شنفتنم هوس است
      وه که دردانه ای چنین نازک
      در شب تار سفتنم هوس است
      عاقبت جان کم بهای خویش را در یک دعوای ناموسی از دست داد.
      وحشیه ی بافقی
      از اجداد اناث وحشی بوده و گفته اند بسیار وحشی تر از خود وحشی بوده و او را در قفسی هفت جوش نگاه میداشتند و هرکس او را میدیده و نعره های او را میشنیده به خود میخیسیده و فرار را بر قرار میترجیحیده.
      شعر زیر منسوب به اوست:
      من نگویم که مرا از قفس آزاد کنید
      قفسم برده به باغی و درش باز کنید
      عاقبت به ضرب گلوله شکارچی منفعت طلبی از پا درآمد.
      خسته کرمانی
      شاعری بوده است با چهره ای بسیار کریه و خسته ،چیزی در مایه های شمایل گربه نره.گویند در اواخر عمر به مواد افیونی معتاد گشته و سحرگاهی پس از خماری بسیار دوستی، بستی تریاک مرغوب و از مرز گذشته به او داده و او پس از مصرف آن این بیت را میسراید:
      دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند
      واندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند
      روایت است جسدش را در شبی زمستانی کف یک جوب پیدا کردند.
      لوطی طهرانی
      شاعری بوده است بس لوطی صفت وendمرام و معرفت و رفاقت و صداقت.هم حافظ جان و مال و ناموس ملت بوده هم سعدی آن.از صبح خروس خون تا بوق سگ سر کوچه می ایستاده و شعر میسروده.شعر معروف باباکرم که اکنون همراه با حرکات موزونی بسیار جالب و مفرح اجرا میشود از یادگارها و شاهکارهای بی بدیل این مرد بزرگ است.
      آورده اند که عاقبت به ضرب خنجر نارفیقان اندر کوچه ای تاریک و باریک از پای درآمده و در لحظات واپسین این بیت را سروده است:
      عشق و شعور و اعتقاد،کالای بازار کساد
      سوداگران در شکل دوست، بر نارفیقان شرم باد
      خدایش بیامرزاد.
      شنگول و منگول و حبه انگور نیشابوری
      شاعری بوده است الکلی و دایم الخمر که اندر اندرونی خانه خویش به تولید زهرماری میپرداخته و همانجا به سرایش شعر اقدام مینموده است.روزی در شهر شایع شد که او به ترک مسکرات پرداخته و این مرد از این سخن بسیار برآشفته و اندر وبسایت شخصی خویش بیانیه ای صادر کرد و این بیت را در صدر آن بیانیه کوبنده قرار داد:
      من و انکار شراب این چه حکایت باشد
      غالبا این قدرم عقل و کفایت باشد
      عاقبت توسط گرگی نابکار بلعیده شد و وقتی مادرش شکم گرگ را پاره کرده تا او را بیرون بکشد دیگر دیر شده و او در بدن گرگ هضم گردیده و به خون و انرژی تبدیل شده بود.
      توضیحات:
      گربه نره=موجودی پلید و با ظاهر و باطنی آلوده که همراه با شریک خود روباه مکار،سکه های پینوکیو را کش رفته و تف هم کف دست او نینداختند.
      تریاک=ماده ای افیونی  بسیار شبیه قارا که مصرفش به هیچ عنوان توصیه نمیگردد
      هالیوود=صنعت فیلمسازی ایالات متحده آمریکا را گویند و تماشای فیلمهایش به شدت توصیه میگردد.
      بدرود.
       
       

      ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
      این پست با شماره ۶۵۰۶ در تاریخ شنبه ۱۲ دی ۱۳۹۴ ۰۰:۵۱ در سایت شعر ناب ثبت گردید

      نقدها و نظرات
      نجمه طوسی (تینا)
      شنبه ۱۲ دی ۱۳۹۴ ۰۷:۱۱
      سلام بر شاعر طنز پرداز گرامی
      قلم خوبی دارید . کاش ابیات بزرگان را تغییر میدادید و به نام شاعران منقرض شده به ثبت می رساندید .
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      علی میرزایی( هیچکاک)
      شنبه ۱۲ دی ۱۳۹۴ ۱۱:۴۳
      سلام بر شما
      بنده از آنجا که احترام زیادی برای شاعران گذشته ایران،علی الخصوص حافظ قایل بوده ،به خود اجازه تغییر اشعار ایشان را نمیدهم و اگر هم بیتی از آنها در این مطلب درج کرده ام،هدفم این بوده که خواننده علاوه بر یک مطلب طنز،از ابیات ناب ایشان هم استفاده کند.
      خندانک
      علیرضا کاشی پور محمدی
      شنبه ۱۲ دی ۱۳۹۴ ۱۳:۰۸
      سلام آفرین قلم باحالی دارید کیفور شدم اگر حالی یافتی به نوشته ی حقیر با نام ( مالک الشعرا ) سری بزنید
      خندانک خندانک خندانک
      مهدی صادقی مود
      شنبه ۱۲ دی ۱۳۹۴ ۱۴:۴۶
      خندانک خندانک
      بسیار زیبا
      لذت بردم
      خندانک
      دکتر رجب توحیدیان آغ اسماعیلی(سالک)
      پنجشنبه ۱۷ دی ۱۳۹۴ ۰۷:۲۹
      با سلام و عرض ادب و ارادت محضر شاعر و استاد ارجمند جناب آقای علی میرزایی کارتان در خور هزاران هزار ستایش و تحسن است. خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      بهاره ترابی (بهارنارنج)
      دوشنبه ۲۸ دی ۱۳۹۴ ۲۲:۵۵
      عایاااا من چیزی می تونم بگم؟ خندانک خندانک هر چی بود گفتم دیگه! خندانک
      يکشنبه ۱۳ دی ۱۳۹۴ ۲۱:۴۸
      هیچکاک جان این همه شعر جفنگ داشتیم برای این شعرای گرامی فسیل شده ..چرا اشعار حضرت حافظ را منسوبشون کردی دادا ..حیفت نیومد ...
      طنزت باحال بود نازنین
      اما شوخی شوخی با حافظم شوخی؟!! خندانک
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



      ارسال پیام خصوصی

      نقدو تحلیل شعر شاعران سایت

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

      حمایت از شعرناب

      شعرناب

      با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0