سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

دوشنبه 30 فروردين 1400
    8 رمضان 1442
      Monday 19 Apr 2021

        پر نشاط ترین اشعار

        کانال رسمی شعرناب

        بار پروردگارا، دلهاي ما را به باطل ميل مده پس از آنکه به حق هدايت فرمودي و به ما از لطف خود رحمتي عطا فرما، که تويي بسيار بخشنده (بي‌منّت). آل عمران آیه ۸

        دوشنبه ۳۰ فروردين

        پست های وبلاگ

        شعرناب
        عشق و یکرنگی
        ارسال شده توسط

        سید امجد موسوی دیزکوهی

        در تاریخ : پنجشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۴ ۱۱:۵۷
        موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۶۵۴ | نظرات : ۰

        عشق و یکرنگی

        به بهانه بیستم مهر روز بزرگداشت حافظ

        شمس الدین محمد حافظ شیرازی از آن دسته شاعرانی است که اشعارش دل دوست دارانش را آرامش می بخشد و هم از

        معدود آنانی که خاص و عام از خواندن ابیاتش به وجد می آید ...

        براستی چرا حافظ اینگونه است ؟ این نزدیکی بی بدیل شعرهایش به روان آدمی از کجا آمده است ؟

        یا چگونه می شود که بی نظیری چون گوته او را مراد خود بنامد و چون مریدی حافظ را به دوش می کشد از این اتفاق به خود ببالد ..

        شمس الدین پدر بازرگانش را خیلی زود از دست داد و با مادر کازرونیش به زندگی خود ادامه داد ...

        در نوجوانی وقتی از غم نان به کار در نانوایی پرداخت شاید در ضمیر خود چیزهای دیگری را جست و جومی کرد . از این رو خیلی زود به تحصیل علم پرداخت و کمتر مجلس وعظ و علم را در زادگاه خود از دست داد . و هم به مطالعه عمیق کتابهای بزرگان هم عصر خود همت گماشت .......................................................................................

        شمس الدین محمد طبع بلندش را با آوای بلند کلام آسمانی توحید گره زد و آنچه که به دنبالش بود را در جای جای آن کتاب مقدس عیان و شفاف می دید . به دریای بی کران آن پای نهاد و تک تک آیات و نشانه هایش را به حافظه ی خود سپرد ... زان پس لقب حافظ را نیز به او دادند که تا به امروز بیشتر به همین نام در زبان اهل ادب و شعر پارسی خوانده می شود .



        خوی بلند و افکار دقیق حافظ باعث آن شده که شعرهایش پر از نقش و نگار باشد و جالبتر اینکه او هیچ علاقه ایی به جمع کردن شعرهایش نداشت گویی او می خواست تمام لحظات زندگیش را به گفتن بگذراند .بدون گفتن زندگی برایش امکان پذیر نبوده است ...



        با اینکه این شاعر بزرگ حکیم بود هم عرفان و هم قرآن می دانست و هم فصیح و خوش آهنگ می نوشت اما هیچگاه نگاهش را تنها به یک مسیر محدود نکرد و در سراسر دیوان غزلهایش فراگیری نگاه حافظ به جهان هستی به چشم می خورد ... حافظ شاعری سیاسی نبوده است و یا بهتر ظرفیت شعرهایش را بالاتر از این اتفاقها می دیده است چیزی شبیه مولوی که هیچگاه مستقیما از حمله مغولان سخنی به میان نیاورده است ... اما انچه که از شعر حافظ هویداست این است حافظ منفورترین لحظات آدمی را

        زمانی می داند که برای رسیدن به مقصودی دست به ریا ببرد .. از این رو او در جای جای ابیاتش زهد پیشگان را به چالشی عجیب می کشد . شاید به ظن دیگران حافظ که قرآن شناسی بی قرینه است بایستی تیغ تیز انتقادهایش را از دم همکلامان خود نگذراند اما حافظ در شعرهایش به عافیت طلبی فکر نمی کند. نگاهی مختصر به واژه هایی که حافظ درشعرهایش آنها را نماینده عده ایی از جامعه می کند نشان می دهد که او بخوبی دریافته که خودمحوری ، ریا و خودبینی و و بی عشقی سموم نابودی معرفت و اندیشه اند و در آن سو حافظ در تمام 52 باری که از رند و 35 باری که از رندی در غزلهایش به میان می آورد سرتاسر بوی خرسندی و نیکی از شعرش می بارد ... برپایه این اعتقاد که در کار رند خودبینی و ریای مشاهده نمی شود ... اما وقتی از صوفی سخن می گوید و از زاهد آن هم زاهد ظاهرپرست و زهد فروش زندگی آنها را و باورشان را مملو از ادعا و خودبینی می بیند و به آنها لقب آنانی که از عشق بویی نبرده اند می دهد ...

        زاهد ظاهرپرست از حال ما آگاه نیست در حق ما هر چه گوید جای هیچ اکراه نیست

        حافظ همچنین از ریای شیخ

        نشان اهل خدا عاشقی‏ست با خود دار که در مشایخ شهر این نشان نمی‏بینم

        و هم از نصایح خشک و حرفهای بدون عمل واعظ


        واعظان کین جلوه در محراب و منبر می کنند چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند


        سخت بیزار است و بارها شیخها و واعظان را که چنین راهی برگزیده اند ، سخت سرزنش می کند ..


        اما هرگاه از محتسب سخن به میان می آید با تندی و خشم بیشتری از محتسب‏ انتقاد می‏کند. چون‏که او هم دین و مذهب و دفاع از مقدسات را یدک می‏کشد و هم قدرت سیاسی و نظامی دارد و مزاحمتش در حد نصیحت و مجادله و تکفیر نیست، بلکه با قدرت وحشتناکی به‏ نابودی مخالفان می‏پردازد. او نیز ریاکار است و مست ریاست. ، اما کسی درباره‏ او بدگمان نیست یا جرأت اعتراض ندارد.
        آری آنچه که بیش و پیش از هر چیز دیگری در کلام حافظ جاری و ساری ست ، عشق و یکرنگی و صداقت است .
        حافظ با فصاحت بی نظیرش به درخت عشق غزلهایش شاخه های یکرنگی و خلوص می بخشد و از هرگونه ریا و خودخواهی خود و شعرهایش را مبرا می سازد . و با کلام عرفانی اش همواره خواننده را به سمت آینده ایی روشن رهنمون می سازد ..

        و این بخشش لذت معنوی به خوانندگان تنها از دست شاعران و نویسندگانی بر می آید که از هر گونه بخل و ریایی به دور باشند ......

        دفتر زندگی این استاد بی نظیر غزل در سال 791 هجری برابر 1389 میلادی برای همیشه بسته شد اما هیچگاه دفتر ابیاتش تا زمین از عاشقان و یکرنگان خالی نباشد بسته نخواهد بود ...
         

        ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
        این پست با شماره ۶۲۳۴ در تاریخ پنجشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۴ ۱۱:۵۷ در سایت شعر ناب ثبت گردید

        نقدها و نظرات
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



        ارسال پیام خصوصی

        نقدو تحلیل شعر شاعران سایت

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0