سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

پنجشنبه 14 فروردين 1404
    5 شوال 1446
      Thursday 3 Apr 2025

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        انسان راستگو برجسته ترین اثر خداوند است.الكساندر پوپ

        پنجشنبه ۱۴ فروردين

        پست های وبلاگ

        شعرناب
        کرونا
        ارسال شده توسط

        محمد آمرزیده

        در تاریخ : يکشنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۲ ۰۳:۲۴
        موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۱۲۸۵ | نظرات : ۰

        شاید گذر اکثرتان زیر دکل های فشار قوی برق افتاده باشد و حتما آن صدای گوش خراش شبیه وز وز زنبور را شنیده باشید این پدیده در مباحث تخصصی برق - قدرت یکی از پیچیده ترین پدیده های فیزیکی است که به آن پدیده ی کرونا میگویند.تعریف علمی آن به اینصورت هست که اگر گرادیان ولتاژ بر روی هادی(کابل فشار قوی)بیشتر از قدرت شکست الکتریکی هوا گردد تخلیه الکتریکی رخ میدهد یا به اصطلاح عامیانه برق از کابل به هوا نشت میکند.که باعث به وجود آمدن هاله ی نورانی بنفش رنگ (بخصوص در روزهای بارانی و برفی)و نویز رادیویی(یا همان وزوز) میشود .این پدیده ی مهم در تعیین سطح مقطع کابلها هنگام طراحی خط توسط مهندسین طراح بسیار تعیین کننده هست وضمنا این نویز رادیویی برای سلامت انسان مضر هست.
         
         
        با تشکر محمد آمرزیده
         
         

        ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
        این پست با شماره ۲۸۵۸ در تاریخ يکشنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۲ ۰۳:۲۴ در سایت شعر ناب ثبت گردید

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        یدالله عوضپور آصف

        باز با درد تو می خوابم و برمی خیزم در همه حال به دامان تو می آویزم
        غلامرضا مهدوی (مهدوی)

        مرغ دل در قفس سینه من می نالد ااا بلبل ساز ترا دیده هم آواز امشب
        نازنین راضی

        از خودم از زندگی از رنج هایم خسته ام ااا باز اما دل به این دنیای فانی بسته ام
        غلامرضا مهدوی (مهدوی)

        ما ره به کوی عافیت دانیم و منزلگاه انس ااا ای در تکاپوی طلب گم کرده ره با ما بیا
        مهدی سمیاری

        یک روز می آیی که من دیگر دچارت نیستم ووو از صبر ویرانم ولی چشم انتظارت نیستم ووو یک روز می آیی و من نه عقل دارم نه جنون ووو نه شک به چیزی نه یقین مست و خمارت نیستم ووو شب زنده داری میکنی تا صبح زاری میکنی ووو تو بی قراری میکنی من بی قرارت نیستم ووو پاییز تو سر میرسد قدری زمستانی و بعد ووو گل می دهی نو میشوی من در بهارت نیستم ووو زنگارها را شسته ام دور از کدورتهای دور ووو آیینه ای رو به تو ام اما کنارت نیستم ووو دور دلم دیوار نیست انکار من دشوار نیست ووو اصلا منی در کار نیست امنم حصارت نیستم

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        1