سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

حمایت از شعرناب

شعرناب

با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

زیباتر از این نیست در عالم(بسم الله الرحمن الرحیم)به سایت خودتان شعرناب خوش آمدید.فکری احمدی زاده(ملحق)مدیر موسس سایت ادبی شعرناب

شنبه ۱۵ آذر

پست های وبلاگ

شعرناب
زود قضاوت نکن
ارسال شده توسط

بیژن آریایی(آریا)

در تاریخ : دوشنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۲ ۲۲:۴۶
موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۷۳۵ | نظرات : ۸



مسئولین یک مؤسسه خیریه متوجه شدند که وکیل


 پولداری در شهرشان زندگی می‌کند و تا کنون حتی یک


ریال هم به خیریه کمک نکرده است. پس یکی از


افرادشان را نزد اوفرستادند.
مسئول خیریه: آقای وکیل ما در مورد شما تحقیق کردیم


 و متوجه شدیم که الحمدالله از درآمد بسیار خوبی


 برخوردارید ولی تا کنون هیچ کمکی به خیریه نکرده‌اید.
 
نمی‌خواهید در این امر خیر شرکت کنید؟
 
وکیل: آیا شما در تحقیقاتی که در مورد من کردید متوجه


شدید که
 
 
 مادرم بعد از یک بیماری طولانی سه ساله، هفته پیش




 درگذشت و در طول آن سه سال، حقوق




 بازنشستگی‌اش کفاف مخارج سنگین درمانش را



نمی‌کرد؟  زود قضاوت کردید؟
 
 
مسئول خیریه: (با کمی شرمندگی) نه، نمی‌دانستم.


خیلی تسلیت می‌گویم.
 
 
وکیل: آیا در تحقیقاتی که



 در مورد من کردید فهمیدید که برادرم در جنگ هر دو



پایش را از دست داده و دیگر نمی‌تواند کار کند و زن و 5




بچه دارد و سالهاست که خانه نشین است و نمی‌تواند از



 پس مخارج زندگیش برآید؟زود قضاوت کردید؟
مسئول خیریه: (با شرمندگی بیشتر) نه . نمی‌دانستم.



 چه گرفتاری بزرگی ...
 
 
وکیل: آیا در تحقیقاتتان متوجه شدید که خواهرم



سالهاست که در یک بیمارستان روانی است و چون بیمه



نیست در تنگنای شدیدی برای تأمین هزینه‌های درمانش



 قرار
دارد؟  زود قضاوت کردید؟
 
مسئول خیریه که کاملاً شرمنده شده بود گفت:




ببخشید. نمی‌دانستم اینهمه گرفتاری
 
 
دارید ...
 
 
وکیل: خوب. حالا وقتی من به اینها یک ریال هم کمک



 نکرده‌ام، شما چطور انتظار دارید
 
 
به خیریه ی شما کمک کنم؟
 
 
 
 
باز هم زود قضاوت کردید!!!!؟
 

              ----------------------------------

روزی که اسم منُ خط زدی پایان من نبود،آغاز بی لیاقتی تو بود.
http://sardarariobarzan.blogfa.com/ منبع نوشتار

ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
این پست با شماره ۲۴۰۳ در تاریخ دوشنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۲ ۲۲:۴۶ در سایت شعر ناب ثبت گردید
نقدها و نظرات
تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



ارسال پیام خصوصی

نقد و آموزش

نظرات

مشاعره

کاربران اشتراک دار

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
2