سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

بسم الله الرحمن الرحیم به سایت خودتان شعرناب خوش آمدید مدیر موسس سایت ادبی شعرناب فکری احمدی زاده(ملحق)

دوشنبه ۱۸ خرداد

پست های وبلاگ

شعرناب
ستیلا (مریم)
ارسال شده توسط

منوچهر فتیان پور (راد)

در تاریخ : پنجشنبه ۹ اسفند ۱۴۰۳ ۰۴:۵۲
موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۱۸۹ | نظرات : ۲

ستیلا جان ؛تو دوست منی درسته ؟بله چرا که نه ؛ بگو عزیزم چیزی شده که من نمی دونم ، تورا خدا ببین ساتین اگه از چیزی ناراحتی و نگرانی ویا چیزی نیازداری که از من بر می یاد نگی سخت از تو ناراحت می شم ببین چقدر تورا دوست دارم وخاطر تورا می خوام  باشه می گم برات ،خودم هم در این فکرم تنها کسی که می تونه من را کمک کنه تو هستی
خُب خوبه که شنا ختی مرا !
حالا راحت بگو من از دل وجون همکاری می کنم باهات
ببین ستیلا ؛ چند وقتی هست دلم گرفته شده ،مرتب در خلوت گریه می کنم ، خواب ندارم  گاهی وقت ها تصمیم می گیرم دست به کارهای نادرست بزنم   چون تردید دارم نکنه به آرزوم نرسم
خوبه ساتین تا هم اینجا حرف تورا قطع می کنم ودرکت می کنم برو روی اصل مطلب
وقتی گفتم کمک می کنم آخرش بخون  وکمی توجه به معنی اسمم توجه کن 
به پاک دامنی اسمم قسم که از کوچکترین کمک دریغ نخواهم کرد چرا که می دانم چقدر دل تو پاک هست
 ستیلا جان مربوط به خودتون هست من دوست دارم عضوی از خانواده شما باشم امانمی دونم چطور پا پیش بزارم راستش من از محمد فیاض خوشم اومده دوستش دارم نمی دونم چکار کنم  خُب اونم هم به تو نظر داره ؟
دقیقاً نه ولی گاهی می بینم توجه می کنه وزیر چشمی نگاه می کنه
خوبه تا این حد متوجه شدم بقیه اش بسپار به من ،همین انتظار داری که من واسطه بشم ؛ آره
خواهری کن باشه اصلاٌ توی فکر نباش خدا کریمه  راضی اش می کنم  خانواده ات از این موضوع با خبرند ؟
 آره تا حدودی مادرم؛ یه شب که خیلی ناراحت بودم واومد توی اتاقم دید گریه می کنم یدفعه بهم گفت دخترم گریه زیر پتو نشانه عاشقی هست این پسر خوش شناس کی هست  یه دفه از زبونم پرید گفتم محمد فیاض !
تعجب کرد گفت پس قسمت تو شده خواستگاری از پسر تنها برادر دوستت کنی  راه تو اینه که با ستیلا درمیون بزاری ؛ بعد بلند شدم مادرم بوسیدم وبغل کردم که نتیجه این شد من امروز ؛با تو در میون بگذارم
ساتین محمد فیاض روی حرم من حرف نمی زنه  خواهرم مبارک باشه من با پدر و مادرم درمیون می زارم خیلی ممونم خواهرم اینشاءالله که جبران می کنم
می بوسم ات
                                                                پایان
                                بدون استرس درخواستت بده وباقی شو بسپار بخدا
                                                 منوچهر فتیان پور (راد)

ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
این پست با شماره ۱۵۴۷۹ در تاریخ پنجشنبه ۹ اسفند ۱۴۰۳ ۰۴:۵۲ در سایت شعر ناب ثبت گردید

نقد و آموزش

نظرات

کاربران اشتراک دار

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

مشاعره

شاهزاده خانوم

در مبل فرو رفتی ااا در مبل لرزیدی ااا در مبل عرق کردی ااا پنهانی بر گوشه ی تقویم نوشتم ااا نهنگی که در ساحل تقلا می کند ااا برای دیدن هیچ کس نیامده است
طاهره حسین زاده (کوهواره)

تنگ نظرهای طمع پیشه باز بر سر مردم آوار می شوند جنگ و جدالِ بیخودی در ره است موجب خسارت بسیار می شوند ااا سلاملار اولسون استاد فخوری گرانقدر زنده باشید دور از گزند اغیار مردم آزار در سایه سار امن الهی سلامت و سرافراز بمانید
رحیم فخوری

رنگ رخسار زنان سپیدتراز کفن مرگ چشمهای ترسازشیشه پنجره دنبال راه گریز می گردد بچه نیز این آتش بازی را دوست ندارنددیوارها بدنبال عصای زیر بغل آدم بزرگها دهانشان می جنبد نه برای خوردن ذ کر ودعا تنها پناه ادمهای بی دفاعبله امشب تبریزیان لحظه های پر اضطراب شب را به حرام چشمان بیدارشان می کنند ودرنفرین بازیگران سریال جنگ نفت
طاهره حسین زاده (کوهواره)

دوباره جنگ دوباره حضور بمب اتم ااا دوباره آینه های شکسته ی مردم ااا پدافند تبریز و صداهای انفجار
محمد حسنی

در آن هنگام که گدایی می میرد هیچ ستاره ی دنباله داری نیست ولی در مرگ شاهزاده گان تمامی آسمانها نور افشانی می کنند
کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
0