سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

زیباتر از این نیست در عالم(بسم الله الرحمن الرحیم)به سایت خودتان شعرناب خوش آمدید.فکری احمدی زاده(ملحق)مدیر موسس سایت ادبی شعرناب

يکشنبه ۲۳ آذر

پست های وبلاگ

شعرناب
سوالاتی در مورد نگارش ترانه در کنار موسیقی ، گپی در خصوص مواردی که این معضلات بیشترین اثر گذاری را دارند
ارسال شده توسط

پیام مفخم

در تاریخ : يکشنبه ۲۲ مهر ۱۴۰۳ ۰۳:۴۷
موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۳۰۰ | نظرات : ۹

در ادامه بحث بهترین روش ها برای نوشتن وزن های مورد استفاده در شعر و ترانه نظر شما را به موردی که به نظرم رسید جلب می کنم . فرض بفرمایید موسیقی ای مطابق آنچه در فایل صوتی  1 درج شده است به ذهن آهنگساز رسیده است و از شما خواسته که ترانه ای یا شعری مناسب این وزن بسازید.
چیزی که من از لحاظ ساختار موسیقایی برای ثبت ریتم اجرای موسیقی ثبت کرده ام مطابق شکل زیر است :
حال فرض بفرمایید که بر این اساس من آمده ام و ترانه ای به تقطیع ذکر شده در ذیل وزن خوانی موسیقایی ثبت کرده ام سروده ام که الان با ماهیت و کیفیت این ترانه یا شعر کاری ندارم بلکه فرض را بر این گذاشته ام که مطابق وزن موسیقی خود سروده ای را مرتب کرده ام . حالا بیاییم و این سروده را از دیدگاه ارکان عروضی بسنجیم .
تصویر دوم
آنچه که مطابق تقطیع تصویر بعدی به نظر می رسد و( اگر اشکالی بر آن وارد است لطفا بفرمایید  من آن را تصحیح کنم ) اگر آنچه با توجه به وزن قرائت ترانه یا شعر و تقطیع آن در ذیل وزن موسیقی قبلا بالا نوشته  بودم با گذشت از استثنائاتی که آن هم جای بحث دارد و البته نظر دوستان در موردش باز است می توانیم به ترکیب بندی زیر برسیم :
متفاعلَن متفاعِلَن فاعلن فَعَل فَعولُ مَفاعلن (که اگر مکث هایی که با سکوت مشخص کرده ام را نیز در هجا بندی در نظر بگیرم گویی دو بخش 12 هجایی را برای هر بیت در نظر گرفته ام )
حال آیا چنین وزن عروضی وجود دارد یا باید از زحافات برای نام گذاری مناسب برای آن استفاده کرد ؟
البته شاید شخصی بگوید اینکه بطور مثال 4 هجای کوتاه پشت سر هم نمی آید استفاده نماید و قرائت" به اون خدا "را غیر منطبق با وزن طبیعی کلام تشخیص بدهد در حالی که بسیار در موسیقی پیش خواهد آمد که برای انطباق با ضرباهنگ مناسب و دلخواه آهنگساز که خصوصا در مترونوم سنگین ساخته باشد از این نوع کشش استفاده شود و یا حتی 4 هجای بلند پشت سر هم بیاید که آن هم در ادبیات کلاسیک موارد شاید به نمونه های کمی از این دست  بربخوریم که ترکیب بندی آنها به چنین چینشی برسد. در هرصورت سوال نگارنده این است که اگر ذهن را از ابتدا از تقید بحور متداول عروضی در این نوع دستاورد ترانه ای رها سازیم و بدنبال یافتن بحر مناسب با آن نباشیم  آیا سریع تر و مناسب تر به جواب نزدیک نمی شویم ؟
اینکه ترانه شما بطن شاعرانگی را داشته باشد و از کشیدن یا سرعت بی رویه در ادای هجاها دوری کند باعث صحت و سلامت کار خواهد بود . لذا این سوال برایم مطرح است که آیا ملاک دیگری برای تقید ترانه داریم یا اینجا بواسطه همراهی با موسیقی می توان دست به این کار زد؟
در ثانی آیا بهتر نیست به بستر قافیه و یا مواردی که زینت ترانه خواهند بود و علاوه بر موسیقی درونی به موسیقی بیرونی اثر نیز اضافه می کنند تنها به عنوان زینت نگاه کنیم ؟ بطور مثال اگر قید قرار دادن قافیه برای ترانه بالا نبود شاید به گستره واژگان منطبق با وزن مناسب ترانه ، انتخاب های آزاد داشتیم . اصلا شاید برای این موسیقی  استفاده از انواع دیگری از شعر مثل بستر شعر نیمایی یا سپید مناسب تر باشد .این درحالی است که عده ای پدید آمدن شعر سپید را آزاد نمودن شعر از بستر وزن و موسیقی دانسته اند ولی می توان اینجا آن را با قابلیت داشتن تنوع وزن در نوع سپید به قابلیت تطبیق با خواسته های ترانه سرا تعبیر کرد.
اینها مواردی هستند که در ادامه سوالاتم در خصوص نحوه هماهنگی ترانه و موسیقی و طریقه ثبت و ضبط آن درخواست طرح داشته ام و فکر می کنم در اینجا آنچه برای یک ترانه سرای این ژانر از موسیقی مفید فایده خواهد بود نه تنها تسلط به اسباب قدیمی شعر مانند بحر های عروضی بلکه شناخت او از ریتم ، موسیقی ، کشش ، خط نت و ابزاری است که نگارش موسیقی بدان ها وابسته است می باشد و از آن مهم تر انطباق حرکت صحیح موسیقی با موسیقی کلام بطور صحیح است تا بتواند مفهوم را درست ادا کند .
ارایه نظر اساتید و همراهان محترم در این زمینه کارساز خواهد بود .
در بخش بعد اگر بتوانم پاسخ مناسب از دوستان در این زمینه بگیرم و اطمینان به روشی که انتخاب کرده  ام پیدا کنم  در قدم بعدی از قراردادن ملودی 1 بصورت موسیقی وسپس تنظیم مختصر و قراردادن ترانه انتخابی بر روی آن ،ادامه مسیر خواهم داد .
پی نوشت برای اهمیت پرداختن به موارد یاد شده و وضعیت ژانر موسیقایی متاثر از نتایج بحث یاد شده
آنچه که می توانم نقصان آن را در برخورد با این مسایل در ادبیات مکتوب بشمرم همان کمبود ارایه کارهای مستند قابل دسترسی همگان در زمینه های مانند اپرا ، نمایشنامه های موزیکال ، اپرت و ... می باشد . حتی نمایش های موزیکال سنتی ما نظیر تعزیه که از پتانسیل خوبی برای تنظیم و ثبت برخوردار می باشند تاکنون بیشتر در سینه مجریان آن نسل به نسل به دیگری منتقل شده است و نگارش موسیقی ، کلام و نت آن بصورت مکتوب به کیفیتی که قابلیت برنامه ریزی داشته باشد صورت نگرفته است یا حداقل بنده به منابع آن دسترسی نداشته ام . بطور مثال عرض می کنم در منطقه کاشان تعزیه های بسیاری هر سال اجرا می شوند که بنده بواسطه خویشاوندان چند بار از نزدیک مجریان و مطالب اجرا شده را ازنزدیک دنبال کرده ام و بیشتر بر اساس اشعار و به مانند موسیقی دستگاهی و بر حسب توانایی و حس و حال مجری در دستگاه ویا گوشه مشخصی اجرا شده اند و همراهی سازهای بادی و کوبه ای متداول در این نوع مراسم تماما بصورت حسی و در لحظه بسته به توانایی و دایره شناختی نوازنده و خواننده اجرا می شود . در حالی که قاعدتا با گذشت صدها سال از آن می بایستی تاکنون نسخه های ثبت شده ای در میراث فرهنگی ما برای آنها وجود داشت که محل مطالعه و بسط و گسترش موسیقی برنامه ریزی شده قرار می گرفت . نمونه های بسیاری از اپرا های ایرانی نگاشته شده هم همچنان در آرشیو های وزارت ارشاد و یا خانه های سازندگان متوفی بصورت اجرا نشده و یا اجرای محدود شده وجود دارند که به لحاظ محدودیت اجرای صدای زن و یا امکانات زیر ساختی اجرایی آن بی سرانجام رها شده اند . از آن جمله می توان به اپرای مانی و مانا کار زنده یاد حسین دهلوی اشاره کرد که تنها بخشی از آن توسط علی رهبری و نادر مشایخی اجرا گردیده اند و بخش اعظم آن بدلیل محدودیت های یاد شده تاکنون اجرا نشده اند . در زمینه اپرای عروسکی هم  کار زیبایی توسط استاد بهروز غریب پورصورت گرفته است که اینها همگی محدودیت های آثار مکتوب در این زمینه را نشان می دهند . چند نمونه کار موزیکال هم در سالن های تهران به اجرا در آمده اند که همگی ترجمه آثار غربی می باشند که موسیقی آنها خارجی بوده و در همراهی با آن متن ترانه انگلیسی ترجمه ای شده است که توسط بازیگران اجرا شده است  .از این نوع میتوان به نمایش های اشکها و لبخندها ، الیور توئیست ، بینوایان و دیو ودلبر اشاره کرد که اکثرا تنها به زور ستارگان بعضا سینمایی و تئاتری و درموارد محدود خوانندگان پاپ آن و با طراحی صحنه بدون ارایه محتوای موسیقایی قابل تامل به پایان اجراهای محدود خود در تهران رسیده اند . نمایش هایی از دست سیصد یا رستم و سهراب نیز بیشتر به کلاژی از ترانه های غیر هماهنگ آهنگساز در ژانرهای مختلف شبیه می باشند که به  انسجام و یکدستی یک کار موزیکال صحنه ای مانند آنچه درنمایش های موزیکال برادوی مرسوم است که دارای خط نمایشی ، اجرای بازیگر /خواننده و موسیقی همراه باشد نزدیک هم نشده اند .باید قبول کرد در حالی که پتانسیل در اختیار گذاشتن مستندات این ژانر نمایشی و تبیین و تربیت متخصصین آن توسط نهادهای آموزشی کشور وجود داشته و بازگشت فرهنگی خوبی برای آشنایی مردم با فرهنگ و پیشینه فرهنگی خود در این ژانر وجود دارد واقعا تاکنون بدون پشتوانه رها شده است . امید است که بتوان روزی از این ابزار خوب برای اشاعه فرهنگ بومی و جذب مخاطبین فرهنگی آن استفاده کرد . این ژانر در صورت ثبت و ضبط و تربیت نیروی حرفه ای مخصوص به خود قابلیت های بسیاری برای تبلیغات فرهنگی ایران در دنیا نیز خواهد داشت که ارزش آن بر هیچ اهل فرهنگی پوشیده نیست . به امید آن روز

ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
این پست با شماره ۱۵۱۵۹ در تاریخ يکشنبه ۲۲ مهر ۱۴۰۳ ۰۳:۴۷ در سایت شعر ناب ثبت گردید
نقدها و نظرات
محمدرضا آزادبخت
سه شنبه ۲۴ مهر ۱۴۰۳ ۱۸:۵۶
درود از مطالب درج شده استفاده کردیم
پیام مفخم
پیام مفخم
سه شنبه ۲۴ مهر ۱۴۰۳ ۲۳:۰۰
سلام جناب آزاد بخت اختیار دارید بنده مطلب را به نوعی طلب راهنمایی لز بزرگوارانی همچون شما نوشته ام چون در بخش هایی که به شعر و ترانه گی و معیار های شناخت آن اشاره دارند دوست دارم نظر اساتید را بدانم.لطف کردید وقت گذاشتید. خندانک خندانک خندانک
ارسال پاسخ
محمد باقر انصاری دزفولی
يکشنبه ۲۲ مهر ۱۴۰۳ ۰۸:۰۹
قلم وزین همیسشه نویساباشد
هزاران درودبر اشعار زیبایتان
شاعر فرهیخته وعزیز
خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
پیام مفخم
پیام مفخم
يکشنبه ۲۲ مهر ۱۴۰۳ ۰۹:۱۱
سلام جناب انصاری با تشکر از حضور دلگرم کننده شما و ممنون از توجه تان خندانک خندانک خندانک خندانک
ارسال پاسخ
پیام مفخم
يکشنبه ۲۲ مهر ۱۴۰۳ ۰۹:۱۳
دوستان محترم برای گوش کردن به آوایی که مطلب فوق بر اساس آن بنا شده است در داخل متن بخشی که فایل صوتی 1 نوشته شده است خود لینک به این آوا می باشد که با کلیک روی آن و لینک دانلود آن می توانید به آوای یاد شده گوش کنید و با ضرباهنگی که نوشته شده مطابقت دهید خندانک خندانک
محمد اکرمی (خسرو)
دوشنبه ۷ آبان ۱۴۰۳ ۰۸:۳۶
درود جناب مفخم عزیز
من ترانه سرا و یا تصنیف ساز نیستم ولی فکر نمی کنم محدودیت خاصی در این زمینه باشه چون در موسیقی اولویت با ریتم و میزان های موسیقی هست و وزن عروضی بجز در گوشه های خاص _ که مخصوص یک وزن خاص طراحی شده_ اهمیت کمتری داره و در مورد قافیه و چیزهای دیگه هم فکر کنم همین باشه البته که من همونجور که گفتم نه ترانه سرا هستم و نه تصنیف ساز (حداقل فعلا) ولی در مورد منابعی که گفتید تمام مبانی که از موسیقی و شعر مونده متاثر از تعزیه و نوحه خوانی هاست چرا که در دولت های خشک مذهبی مثل صفویه و اوایل قاجاریه تقریبا موسیقی امری ممنوع بوده بیشتر چیزهایی که از این دویست سیصد سال در موسیقی جون سالم به در بردند و به ما رسیدند در بستر تعزیه و نوحه بوده
فکر کنم کتاب پیوند شعر و موسیقی آوازی نوشته حسین دهلوی تو این جریان کمکتون کنه
ولی جدای از این مطالب اینکه خیلی از ترانه ها و تصنیف ها رو بدون ریتم اصلا خوندنش جذابیتی نداره رو هم نباید نادیده گرفت
پیام مفخم
پیام مفخم
جمعه ۱۸ آبان ۱۴۰۳ ۰۰:۵۹
با تشکر از شما ، بله کتاب پیوند شعر و موسیقی را قبلا تورقی کرده ام و شاید از معدود منابع ایرانی در این زمینه باشد ، البته در یوتیوب روی بحث ترانه سرایی خیلی کار کرده اند ولی چون بطور اخص در شعر انگلیسی و یا بهتر بگویم بخش ترانه که من بدان علاقه دارم چون ساختار زبان و شعر انگلیسی تا حدی زیادی روی وزن و تاکید روی سیلابس و هجا هست کار مقدار زیادی فرق می کند ولی خوب بخش های شبیه ما هم دارند ولی خوبی آن این است که در این زمینه خیلی کار می کنند ضمن اینکه مثل فرهنگ ما اینقدر محوریت با ترانه نیست و بستر موسیقی همراه آن هم پیشرفت زیادی داشته است .در مورد باز بودن دست در زمینه ترانه من هم با شما موافق هستم که حداقل در زمینه هایی که در ایران کار می شود چون سابقه کم است تا حد بسیاری به بستر تجربه گرایی کشیده شده است و هنوز دوام وقوام و چهارجوب پایداری که روی آن تعصبی باشد ترسیم نشده است . البته بخش هایی هم هست که بخاطر محتوای بعضا سبک تر و شاید تا حدی دور از هنجارهای کلاسیک موجود در ترانه و شعر بدان پرداخته نمی شود مانند ترانه هایی که در سبک رپ گفته می شود و به بسیاری نقاط می رسیم که صرفا به هم وزنی بسنده شده و از قافیه فاصله گرفته شده است و در جاهایی باز به همسانی آکسان وزنی پرداخته شده است که تقریبا می توانم بگویم که هنوز در هیچ بنیاد متکی بر شعر و ترانه به مقوله رپ پرداخته نمی شود و آن را یک تف سربالا محسوب می کنند و با صحبت نکردن از آن گویا اصلا وجود ندارد ولی به نظر من حداقل ترانه سراهایی که اصول را می دانند باید بستر ارایه کارهای وزین تر در این سبک را فراهم کنند تا این جریان اجتماعی که خیلی عظیمی از جوانان این سرزمین را بدنبال خود می کشد به مسیر پربارتر رهنمون شود . البته از این نوع واژه پردازی ها در ترانه ها ی پاپ هم این روزها به گوش می رسد که در زیر سایه شرکت های تولیدی که به پول بیشتر از فرهنگ اهمیت می دهند در ترانه امروز دیده می شود . عذرخواهم از اطاله کلام و تشکر می کنم از اینکه به این بحث توجه داشتید و نظر خود را نوشتید خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
ارسال پاسخ
مهدی محمدی
۶ ساعت پیش
درود و عرض ادب استاد مفخم عزیز خندانک

بنده فایل صوتی را گوش کردم البته سررشته ای از ملودی ندارم اما ای کاش آن چه را سروده بودید با ملودی اجرا می کردید تا نتیجه را می دیدم. اما از نظر وزن عروض که به وضوح مطابق اوزان نمی باشد.

از نظر ترانه ها هم خارج از وزن است این ترانه.

اما اگر بخواهم من تقطیع کنم آن را اینگونه تقطیع می کنم

چه بگویمت/ که برای ما/ دیر پا گرفت / ترنم وصل دوست
به اون خدا قسم/ به تمامِ این/ شعرهای پوچ/ترانه صدای اوست

که این تقطیع مبتنی بر محل توقف ها است به وضوح هر مصرع از چهار لخت تشکیل شده است. و من شعر فوق را چهار لختی می دانم. مجدد تاکید می کنم که وزن شعر فوق مطابق عروض و ترانه و شعر عامیانه نمی گنجد یا لااقل بنده در حال حاضر نتوانستم تشخیص دهم.

مهدی محمدی
۲ ساعت پیش
درود مجدد استاد مفخم عزیز خندانک

من مطالب قبلی را بار دیگر مطالعه کردم که در گذشته نیز مطلبی پیرامون کتاب مشخصات کامل شعر نگاشته بودید و هم این مطلب را، چند بار مطالعه کردم. در جهت تکمیل شدن گفتگوهای قبلی مطالبی به عرض می رسانم.

ما به تمام کتاب های به نگارش درآمده در خصوص شعر و موسیقی دسترسی نداریم چه بسا گذشتگان به شرح جزئیات و کیفیات هر صدا پرداخته باشند. منتها اطلاعات ما در خصوص شعر و وزن و ترانه محدود است.

زبان ایرانی در طول زمان دچار تغییراتی شده است. این تغییرات در شعر هم بوجود آمده است. گذشتگان به شیوه ای دیگر شعر می گفته اند. اشعار کلاسیک مطابق با اوزان عروض بعد از حمله اعراب سروده شده اند. قبل از آن نوعی وزن را در شعرهای ایرانی داشته ایم که امروزه به وزن اشعار عامیانه مشهور است. من سعی کرده ام راهنمایی برای سرودن در زمینه اشعار عامیانه تهیه کنم که در قسمت نقدها آن را منتشر کردم. در صورتی که با وزن اشعار عامیانه آشنایی نداشته باشید این مطلب از جهاتی می تواند مفید باشد چرا که بسیاری از ترانه های امروزی به این شیوه سروده می شود.

موسیقی زبان جهانی است همانطور که سابق گفتم. طبیعی است کامل تر باشد. منتها دشوار هم هست. شخصاً طالب آموختن زبان موسیقی و رسم الخط موسیقی هستم اما با مشکلات معیشتی که دارم، سخت به نظر می رسد. چنانچه شما می توانید شعری بر پایه ی ملودی بسرایید نیازی نیست، شعر مطابق اوزان عروض یا وزن اشعار عامیانه باشد. همین که ملودی بر آن سوار شود و موسیقایی به خود بگیرد کفایت می کند. قافیه و سایر موضوعات نیز همانطور که اشاره داشتید زینت کار هستند. دلیل اینکه ما اشعارمان را منطبق بر وزن عروض می سراییم این است که از ملودی سررشته ای نداریم. وگرنه موسیقی را به هر شکل که بر شعر بتوان سوار کرد، نیکو است.

نکته ای که من فکر کردم، این بود که توجه به توقف ها می تواند موسیقایی را ایجاد کند و شعر چند لختی را معرفی کردم. چرا من چنین نگاهی را مطرح کردم؟ چون موسیقی در شعر به عادت های شنیداری وابسته است. این که ما برای هر هجا کمیتی مشخص کرده ایم و شما نیز تصریح کردید که کمیت هجاها بیشتر آن چیزی است که عنوان شده است، خود گواه این مطلب است که بار دیگر می توان تعاریف و کمیت ها را تغییر داد. با این اوصاف در هر لخت، با تغییر جزیی در کمیت هر هجا، ملودی ساز می تواند شعر را بر ملودی سوار کند. اگر هم جایی لازم باشد نهایتاً تغییرات جزیی در مصرع یا لخت اعمال می شود.

نکته دیگر اینکه اگر بخواهیم تمام جزئیات را در شعر مشخص کنیم عملاً مجالی برای تنوع و تاکتیک و خلاقیت باقی نمی ماند. اینکه آیا روش بهتری برای کتابت وجود دارد و اینکه آیا رسم الخط موسیقی می تواند کمک کننده باشد بله موافقم. منتها می بایست شیوه ی این نگارش را تبیین کرد. قواعد آن را توضیح داد و زحمات زیادی لازم دارد و باید کار را از یکجایی شروع کرد و به نتایجی رسید. و اینکه فرموده اید آیا مفاعیلن مفاعیلن ... محدودیت است؟ بله قطعاً محدودیت است. سرودن مطابق اوزان عروض دشوار است. چون ساختار زبان ایرانی پیوندی است درحالی که وزن عروض مخصوص شعر عرب است که ساختار واژگان در آن ریشه ای است و این یک نیاز است که در شعر به شیوه ای نو در خلق موسیقایی دست یابیم.

با مراتب تشکر

تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



ارسال پیام خصوصی

نقد و آموزش

نظرات

مشاعره

کاربران اشتراک دار

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
0