سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

شنبه 19 آذر 1401
  • تشكيل شوراي عالي انقلاب فرهنگي به فرمان حضرت امام خميني -ره-، 1363 هـ ش
18 جمادى الأولى 1444
    Saturday 10 Dec 2022

      بیشترین مخاطب

      کانال تلگرام شعرناب

      بنویس تا زنده بمانی ،هر که نوشت پادشاه می شود. فکری احمدی زاده(ملحق)

      شنبه ۱۹ آذر

      پست های وبلاگ

      شعرناب
      فتنه ها شد زادگاه نیک را
      ارسال شده توسط

      روح اله سلیمی ناحیه

      در تاریخ : شنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۱ ۲۰:۲۸
      موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۴۵۳ | نظرات : ۶۰

      متنی نوشته بودم یا همان شعر
      چون در مضمون چنین نما بود که نیک و خیر را از دل شر و بدی یا فتنه زادگاهی غیر نیست 
      سوالی در افکارم پدید امد
      اینکه نیک و خیر واقعا چیست و چگونه تعریف و معنا گرفت
      شرّ و بدی چیست و چگونه همیشه با خودم پنداشتم که جهانی فارغ شر نباشد چون واجب الهستی است اما بر فکر وخیال (چون مطمعنم ما انسانها هیچ وقت خیر و شر را درست درک نمی کنیم و درست معنا و نامگذاری نیز نمی توانیم)
      خیروشر در طبیعت بر مداری خاص و غیر از سیاق ما می چرخد
      سخن این است :
      ایا نیکی ایا خیر ایا خوبی و هر ان اسمی که متصور معانی خوبی باشد می تواند فارغ از شر و بدی وفتنه و... معنا و وجود یابد؟
      نظر شخص من :
      گمان می کنم خوبی قریب به کل از چشمه شر وجود می شود (اینجا خوبی مطرح است نه خوب چون اندکی فرق دارند)
      در قدمی عقب تر نیز شر از خوب پدیدار می شود!
      انسان نمی تواند خوبی  کند یا کار خیری کند مگر اینکه شر و بدی یا ضعف و دردی بوده باشد
      از بالاترین مورد وجود خداوند و شیطان
      پله بعدی خوبی برای دوری از شیطان
      تا شر جهنم و تهدید نباشد خیره بهشت نیست 
      تا شر گناه و شرمش نباشد شوق و خیر ثواب ممکن نیست
      تا شر جنگ نشود خیره صلح ممکن نیست 
      تا شر دزدی نشود خیره جلوگیری و کمک ممکن نیست
      تا شر نگاه و گناه (البته از نظر انسانها و بیشتر مذاهب) دوستی و تعدی در رفاقت زن و مرد نباشد خیر زندگی و ازدواج و فرزند نیست
      تا شر اتش نباشد خیر پخته گی و کالری بالا نیست 
      تا شر کار و زحمت صبر سخت نباشد خیر درامد و برداشت حاصل ممکن نیست
       
      در طبیعت نیز از بالاترین که خورشید است عامل حیات ،عامل باران و...
      در طبیعت زندگی بدون مرگ ممکن نیست  حتی اگر مرگ علوفه نباشد زندگی از چرخه می افتد
      یا اقیانوسی که ابش بدرد نخور است با همان گرمای سوزان خورشید ، بادگرم و نابودگر کویری باعث باران و حیات می شود
      حتی همین باران که خوب است اگر صفت خوبی را در ان اجرا نکنند شر بپا می کند چون سیل  یا حتی اگر همین خوب در خوبی زیاده روی شود می شود شر 
      مثل ابیاری بیش از حد مزرعه که نابود می شود
      بزرگواران من بصورت خیلی جزئی نوشتم چون در صورت گسترده کردن و چینش علت و معلول بیان سختتر و برهان ناقص تر می شود 
      هدف من هم به دین و مذهب بر می گردد
      هم به نوع و نگرش در عمل انسانها
      هم به اینکه چرا این اندازه داریم از ذات طبیعت دور می شویم و متحمل شر و فتنه یا اسیب وجودی می شویم 
      البته این دیدگاه من است و شاید از ریشه و بن اشتباه فهمیده باشم 
      نظر شما چیست ،
      نظر شما بزرگان مسلما کمک مهمی است برای من 
      🌹🌹🌹🌹🙏
       

      ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
      این پست با شماره ۱۲۳۸۳ در تاریخ شنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۱ ۲۰:۲۸ در سایت شعر ناب ثبت گردید

      نقدها و نظرات
      عباسعلی استکی(چشمه)
      يکشنبه ۳۰ مرداد ۱۴۰۱ ۱۹:۳۴
      خیرات داریم ولی شراط نداریم
      بنابر این خیر در فرهنگ دینی ما مقابل شر نیست
      به گمانم فلسفه وجودی انسان و حکمت عالم هستی بر اساس خیر است
      تنها خیرات مختلف انسان را به بهشت میبرد
      اگر این ها را نداشته باشیم
      و کار شری هم انجام ندهیم
      باز هم به جهنم میرویم خندانک
      عباسعلی استکی(چشمه)
      يکشنبه ۳۰ مرداد ۱۴۰۱ ۱۹:۳۶
      در عالم هستی شری وجود ندارد
      همه نظم است و حکمت
      حتی ظلمات که در حقیقت نزدیک به کل جهان هستی و کائنات را در بر گرفته خیر است و شری در آن دیده نمیشود
      ظلمات جهانی نشانه های فیزیکی بسیار مثبت از خود نشان میدهد
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      يکشنبه ۳۰ مرداد ۱۴۰۱ ۱۹:۴۱
      درود بر شما استاد استکی عزیز خندانک
      ارسال پاسخ
      عباسعلی استکی(چشمه)
      يکشنبه ۳۰ مرداد ۱۴۰۱ ۲۰:۴۶
      جناب سلیمی
      اینکه می فرمایید:

      بالاترین درجه خیر و شر خداوند می باشد و ابلیس
      بینش و عقیده مجوس یا زرتشتیان است

      در اندیشه مسلمان شیطان در برابر رب جلیل نیست
      بلکه قسم خورده که نشان دهد برتر از آدم است
      و میتواند فریبش دهد
      بنابر این شیطان و آدم با هم در چالش هستند خندانک
      عباسعلی استکی(چشمه)
      يکشنبه ۳۰ مرداد ۱۴۰۱ ۲۱:۱۲
      جناب سلیمی عزیز
      شیطان در برابر تعدادی از این همشهری های ما لنگ می اندازد
      و سر تسلیم فرود می آورد
      و میگوید:
      با با تو دیگه کی هستی
      دست های شیطانیم را از خباثت بسته ای
      خداوند منان همه ما را از شر شیطان محافظت نماید
      ببخشید مسدع اوقات شدم خندانک خندانک خندانک
      اميرحسين علاميان(اعتراض)
      دوشنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۱ ۱۹:۲۷
      سلام و درود جناب سلیمی متفکر و باسواد خندانک
      برخی فیلسوفان و دانشمندان از جمله افلاطون معتقد بودند: در تحلیل نهایی، شر یک امر عدمی و خیر یک امر وجودی ست که هر دو از سرچشمه می آیند.
      پس هراندازه که وجود، گسترده تر و کاملتر باشد منبع خیر آن بیشتر است... و بالعکس.
      اما بنظر من هیچ موجودی (عینی) یافت نمیشود که ماهیتش شر یا خیر باشد و خیر و شر از یکدیگر تفکیک پذیر نیستند.
      حال سوال اساسی اینجاست: آیا خیر و شر، فرزندان تضاد و تزاحم هستند یا عقل و جهل؟!
      عالمی که ما در آن هستیم؛ عالم ماده، عالم حرکت، عالم تغییر و تبدیل و عالم تضاد و تزاحم است.
      (تزاحم علل با یکدیگر) یعنی این خصوصیات لازمه ذات این عالم است، نه لازمه ذات هستی!
      شر یا نقص هم، لازمه لاینفک نظام علتی و معلولی است. همانطور که عقل، علیت و معلولیت را از دیدگاه های معینی از وجودهایی خاص انتزاع میکند، خیر و شر هم هردو (معقولات فلسفی) انتزاعی اند و منشا انتزاع آنها جهت نقص یا کمالی ست که در موجودی لحاظ میشود.
      درواقع خیر و شر نسبي اند، يعني به خودي خود بد یا خوب نيستند، بلكه وقتي نسبت به چيزي سنجيده ميشوند، شر یا خیر به حساب مي آيند. گرگ ذاتن حيوان بدی نیست بلکه داراي خلقتي عجيب و يكي از مخلوقات الهي ست كه باعث تعادل چرخه طبيعت ميشود.
      گرگ نسبت به ذات خود و مجموع نظام هستي مفيد و خير است. اگر گرگ با درختان، گياهان و سنگها سنجيده شود، هیچ شری ندارد اما نسبت به انسان و مثلا گوسفندان شر است.
      نبض قلمتان سبز موفق باشید🌿
      روح اله سلیمی ناحیه
      شنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۱ ۲۲:۴۹
      ساغول خودم دو سه ساعت پیش افکارم چی بوده 😅
      الان چی هست
      در بعدهای دیگر کع فضا زمان بدرد نمی خورد همانند اگاهی
      خانه کعبه، کره مریخ ، کاخ سلیمان نبی ، خانه های جالب در مریخ
      هزینه ای نداره ولی همین الان در ان واحد به همه اینها سر زدیده
      😅😅
      علیرضا شفیعی
      شنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۱ ۲۳:۴۶
      درود بر شما استاد سلیمی گرامی خندانک خندانک خندانک خندانک
      مولانا که معتقده که اگر رنگها برداشته بشه خیر و شر به وحدت می رسند.
      چونک بي رنگي اسير رنگ شد / موسيي با موسيي در جنگ شد
      چون به بي رنگي رسي کان داشتي / موسي و فرعون دارند آشتي
      روح اله سلیمی ناحیه
      يکشنبه ۳۰ مرداد ۱۴۰۱ ۰۰:۱۶
      ارادت استاد شفیعی
      ب نظر من منظور مولانا از رنگ باید هوش باشد اونم اژ نوع ذکاوت
      در عالم رنگ در حقیقت رنگی وجود ندارد
      مثلا گیاه که سبز است همه نوع ساختار شیمیایی برای رنگ را دارد الا همون سبز
      و چوت همه طیف ها رو خرد می کند یا تبدیلذالهمون یکی که اعصاب ما اونو سبز معنا کنه که سبز ببینیم
      در زبان ساده تر گل لاله هر رنگی دارد جز سرخی یا قرمز بودن که مانیز صدرصد اشتباه میبینیم گلی که هر رنگ است جز قرمز را فقط قرمز میبینیم
      بخش دوم :
      که هودش چند بخش می باشد مثلا شناخت انسان و کارکرد عصبش ،معنا دار شدن خیر و شر در فکر انسان یعنی در حقیقت خیروشری وجود ندارد الا در تعارف ما
      بخش بعدی که مدنظر من است الان اینه که در جهان رنگی وجو ندارد وقتی با تغییر زاویه دید یا اسباب نگاه رنگها تغییر می کنند پس رنگی وجود ندارد من بارها نظر خود را نسبت به بزرگان و دانشمندان و ...ان گذشته گفته ام با تمام احترامی که دارم و گران مایه بودنشان تنها راه ورود به اگاهی ما بریدن از انهاست
      من یک بیت نوشته بودم
      ارنی کسی بگوید که تورا ندیده باشد
      توکه با منی همیشه چه تری چه لن ترانی
      بعدها دیدم بنام مولانا ثبت شده از دیوان شمس
      دقیقا بعد از اون چند ساعت در موذد مولانا خواندم و تمام
      ما باید نوعی نگرش و درکی جدید پیدا کنیم

      استاد شفیعی از اینکه در پای نوشته های ناچیز بنده می نویسد منت بر من می گذارید و بسیار قابل احترام هستید🙏🙏🌹🌹
      علیرضا شفیعی
      علیرضا شفیعی
      يکشنبه ۳۰ مرداد ۱۴۰۱ ۰۷:۳۶
      با درود و صبح بخیر
      کوچکترین واحد مواد را زمانی اتم می دانستند بعد الکترون ،پروتون و نوترون کشف شد و سپس نظریه کوارک مطرح شد و با توجه به بینهایت بودن هستی می بایست تا بینهایت مرتبه مواد قابل ریز شدن باشند .
      نتیجه اینکه مواد اولیه ماده و انرژی و کل هستی یکی است.
      و این یکپارچه بودن هستی را می‌رساند.
      جنس صفت های انسانی نیز یکی است چون که قابل تبدیل به هم می باشند مثلا خودبینی و خودخواهی اگر نباشد کسی به غرور یا تکبر دچار نمی شود .
      .....تکبر می‌تواند بعد منفی متانت باشد و ......
      خلاصه اینکه به نظر می‌رسد خیر و شر بطور مطلق وجود ندارد
      از پراکنده گویی پوزش می طلبم. امیدوارم مرتبط با موضوع نوشته باشم. خندانک
      ارسال پاسخ
      روح اله سلیمی ناحیه
      روح اله سلیمی ناحیه
      يکشنبه ۳۰ مرداد ۱۴۰۱ ۰۸:۰۹
      روز و روزگارتان به نیکی
      استاد شفیعی عزیز مطمعن باشید هر چه شما بیشتر بنویسید بنده نهایت استفاده را می برم

      هستی این جهانِ قابل درک به نظر من از چیزی که نظریه ریسمان است با کمی تفاوت پدیدار می گردد
      اما مرکزیت بحث و گفتگو در اینجا گرانی و سنگینی شر نسبت به خیر است و یا تقدم
      و اینکه جهانی بدون شر یا نمی شود و یا خیری نخواهد داشت
      امیدوارم بحث را با دانسته های خود غنی کنید
      🌹🌹🌹🌹
      شاهزاده خانوم
      يکشنبه ۳۰ مرداد ۱۴۰۱ ۰۰:۵۳
      خندانک خندانک خندانک

      خسته ام.. فردا صبح می‌خوانم خندانک خندانک
      خدا قوت خندانک خندانک
      روح اله سلیمی ناحیه
      روح اله سلیمی ناحیه
      يکشنبه ۳۰ مرداد ۱۴۰۱ ۰۱:۲۰
      😅😅
      ارسال پاسخ
      شاهین زراعتی رضایی (آرمان)
      يکشنبه ۳۰ مرداد ۱۴۰۱ ۰۹:۲۹
      درود جناب سلیمی عزیز خندانک
      دغدغه های جالبی بود.
      خیلی سال قبل در کتب جدید و قدیم، مشابه این سوال و جواب ها را خوانده بودم. مبحثی است به قدمت تاریخ. اما در حوزه تخصصی بنده نیست قطعا.
      در هر حال امیدوارم به هر جوابی می رسید غایتا به سعادت و رستگاری ختم شود. در پناه حق خندانک خندانک خندانک
      روح اله سلیمی ناحیه
      روح اله سلیمی ناحیه
      يکشنبه ۳۰ مرداد ۱۴۰۱ ۱۱:۵۹
      عرض ادب و احترام برادر بزرگوارم شاهین جان عزیز
      بارها جدلی در معنای گفتگو باهم داشتیم
      خیلی سعی کردم بدون هیچ سوء برداشتی منظورم و برسانم که
      نظر و نگرش خودمون چی هست هر انچه که گذشتگان و قدما گفته اند حتی صدرصد درست را نیز کنار بگذاریم
      و برداشت خودمان را با عللی قانع کننده بیان کنیم

      بالاتر استاد شفیعی عزیز بریده ای از حضرت مولانا بیان داشتن و من از دیدگاه خودم نظرو مقصود مولانا را گفتم
      بخدا هیچ ایرادی ندارد حتی اگر من صدرصد اشتباه گفته باشم
      یا اگر صدرصد کج اندیشیده بوده باشم تا الان
      مهم اینه که الان از نظرات شما بزرگان محترمی چون استاد شفیعی درست خیال کردن و معایب گذشتمو اگاه می شوم
      ولی هر بار از دانش بالای خویش کمی پایینتر نیامدید تا با ما هم راه شوید من که شخصا نمی توانم تا سطح شما درک کنم
      اما شما قطعا می توانید کمی سطح خود را پایین بگیرید تا با من هم تراز گردید
      به والله که تمام تلاش من بخاطر خودم است که کمی بیشتر بفهمم
      مطمعنا اگر اگاهی داشتم در موردی به مجادله نمی کشاندم
      🌹🌹🌹🌹🌹🌹🙏🙏
      ارسال پاسخ
      علیرضا شفیعی
      يکشنبه ۳۰ مرداد ۱۴۰۱ ۱۱:۲۴
      وقتتان بخیر و دور از شر
      چیزی که قدما گفتند اینه که از زاویه دید محدود انسان خیر و شر معنی داره وگر نه از دید کل هستی خیر و شر یکی است
      حالا چقدر درسته منم نمی دونم. خندانک خندانک خندانک خندانک

      روح اله سلیمی ناحیه
      روح اله سلیمی ناحیه
      يکشنبه ۳۰ مرداد ۱۴۰۱ ۱۲:۰۵
      ارادت استاد بزرگوارم
      نظرتان چیست از منظر انرژی و ارتعاشات که خاصیت وجودی به اتم می دهند و تعریف می کنند کارکردش را به سمت شر و خیر بالا بیاییم و از ریشه تا درک و معنا دهی خودمان نگاه کنیم
      ناگفته نماند مولکولهای سلول گوشت از میلیونها اتم ساختار گرفته و حتما ارتعاشات ریسمانی و کوارک در ذاتشان متفاوت است
      تا اینکه در بالاتر عنصر و بالاتر و بالاتر این خاصیتها لازم و ملزوم همدیگر می شوند به دلیل نیازه بعد چهارم که ما کامل نمی فهمیم و شاید دلیلی می شود که خیر و شر گونه درک کنیم
      ارسال پاسخ
      روح اله سلیمی ناحیه
      يکشنبه ۳۰ مرداد ۱۴۰۱ ۱۲:۰۷
      جناب شفیعی من امده ام دنبال این اگاهی ناقصم که شما و دیگر بزرگان کمک کنید تا کمی بیشنر درک کنم پس در درجه تقاضا و خواهش است از طرف بنده تا هر انچه به نظرتان وارد است بیان کنید 🙏🙏🙏🙏🌹🌹🌹🌹
      شاهزاده خانوم
      يکشنبه ۳۰ مرداد ۱۴۰۱ ۱۲:۰۷
      درود خندانک

      خواندم و برایم جالب بود خندانک
      ولی چون نظر بزرگان را خواسته بودید.. من شاگرد کوچک.. چیزی نمی‌گویم خندانک خندانک

      در پناه خدای اندیشه‌های بکرتان خندانک
      روح اله سلیمی ناحیه
      روح اله سلیمی ناحیه
      يکشنبه ۳۰ مرداد ۱۴۰۱ ۱۲:۱۰
      عجب
      اتفاقا شما در ردیف اول این بزرگان مورد خطاب بنده هستید
      اگر لازم باشد یکی یکی دعوت دارم و تقاضا و خواهش نمایم
      این کار را خواهم کرد چون بشدت دیدگاه هر متفکری برایم فوق العاده ارزشمند است
      پس لطفا همراهی کنید بانوی بزرگوار🙏🙏🌹🌹
      ارسال پاسخ
      شاهزاده خانوم
      شاهزاده خانوم
      يکشنبه ۳۰ مرداد ۱۴۰۱ ۱۲:۲۶
      خندانک
      شوخی کردم خندانک
      می خوانم و می‌آموزم خندانک خندانک
      روح اله سلیمی ناحیه
      يکشنبه ۳۰ مرداد ۱۴۰۱ ۱۲:۱۱
      جناب مسعود ازادبخت اندیشمند و استاد بزرگوار بنده
      تقاضا می کنم در کمک به بنده شما نیز قدمی بردارید
      لطفا 🙏🙏🙏🌹🌹
      علیرضا شفیعی
      يکشنبه ۳۰ مرداد ۱۴۰۱ ۱۴:۴۴
      جناب آقای سلیمی دوست بزرگوارم
      بنده نیز مایل به خواندن نظرات شما و دیگر دوستان هستم بلکه چیزی بیاموزم خندانک خندانک خندانک خندانک
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      يکشنبه ۳۰ مرداد ۱۴۰۱ ۱۵:۳۵
      درود آقای سلیمی گرامی خندانک
      فکر میکنم اگر واقع بینانه نگاه کنیم در بخش واقعی و ملموس جهان ما، یعنی در درجات پایین آگاهی، خیر و شر مقدم بر آگاهی هستن، یعنی مبتنی بر دستورات اخلاقی دینی. انسان در این سطح از آگاهی برای گریز از سرگردانی های رفتاری و عملکردی ناگزیر است رفتارهای بشری رو به دو دسته ی خیر و شر طبقه بندی کند، و این دسته بندی ها غالباً موضوع ادیان مختلف است و متدینین به ادیان، به مرور زمان، قلب و ذهن خود را با تمرین و تکرار تحت تسلط این دسته بندی در میارن.
      اما در درجات بالای آگاهی، از یه جایی به بعد، خیر و شر بصورت مجزا وجود ندارند زیرا آگاهی مقدم و مسلط بر رفتار بشر میشه، یعنی هر رفتاری مبتنی بر آگاهی میشه و بنابراین درسته و خیر، و دیگر شری وجود نداره.
      بهمین دلیل در درجات بالای آگاهی دین خاصی وجود نداره، زیرا انسان کامل براساس آگاهی رفتار میکنه.
      داستان تمثیلی موسی و خضر، اشاره به همین موضوع داره. خضر مرتکب رفتارهایی میشد که از نظر موسی شر بود، ولی چون خضر بر اساس آگاهی رفتار میکرد، همه چیز خیر بود.

      زنده باشید. خندانک
      روح اله سلیمی ناحیه
      روح اله سلیمی ناحیه
      يکشنبه ۳۰ مرداد ۱۴۰۱ ۱۷:۰۷
      عرض ادب و احترام استاد زارع گرامی
      خیرو شر چگونه مقدم بر اگاهی می شود و چگونه در درجاتی اگاهی مقدم بر خیرو شر می شود
      خیرو شر در اصل از درک و اگاهی انسان معنا پیدا می کند
      در حالت مادی مثلا ما اتش را شر و اب را خیر گوییم در حالی این خیرو شر در وجود ماست نه اتش و اب
      و در اعمال که اشاره کردید اگاهی مقدم بر خیرو شر می شود
      باز هم سوال این است اگر اگاهی مقدم شود تعریف یا ذات خیر و شر در نهاد بشر تغییر می کند
      و اما کمی دفیقتر:
      خیر و شر همان اگاهی است البته از دید من
      یعنی اگاهی عدد ۲است و نتیجه ۱+۱ که یکی خیر و یکی شر است
      اگاهی در حالت فهم و شعور در چندین بُعد در زمانی واحد ودر فعل و عملی موازی هست
      بُعدی به عنوان بستر اگاهی
      بعدی به عنوان بازیگران یا فاعلان
      بعدی به عنوان فعل در افکار یا اگاهی است
      خارج از بستر اگاهی فاعل در ارتباط با فعل خیر و شر را معنا می دهد
      ما در طبیعت یا عالم ماده حیر و شری نداریم
      و از جایی که اگاهی بر افعال ذاتی طبیعت حتی نگاه کند خیر و شر را در طبیعت نیز وجود می کند
      اما اینکه در ذات اگاهی خیر و شر ریشه دارد بر می گردد به پایین ترین ذات وجودی که اگاهی خاصیت جدانشدنی با هستی دارد
      و این هستی یا ماده واجب العمل در حرکت است و حرکت یا خیر است یا شر از نظر گیرایی اگاهی ،
      خیلی سخته بخدا 😅😅
      خودم دارم گم می کنم
      البته این نظر و درک من است و شاید صدرصد هم اشتباه
      ارسال پاسخ
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      يکشنبه ۳۰ مرداد ۱۴۰۱ ۱۸:۲۰
      ببینید آقای سلیمی
      بچه ای رو فرض کنید که بهش میگیم این کارو نکن بد هست اون کارو بکن خوب هست، ما در واقع داریم خیر و شر پیش از آگاهی رو به اون بچه دیکته میکنیم بصورت مقررات ثابت و تخلف ناپذیر، در حالیکه اون بچه وقتی بزرگ میشه میفهمه بعضی از اون مقررات رو میتونه زیر پا بذاره، اینجا دیگه خیر و شر مقدم بر آگاهی نیست، بلکه آگاهی مقدم و مسلط بر خیر و شر هست در واقع با رشد آگاهی اون بچه، طبقه بندی خیر و شر، هی بیشتر و بیشتر رنگ‌میبازه.
      اشاره ای که به تمثیل موسی و خضر کردم برای باز کردن بیشتر حرفهام بود، و معناش این بود که گاهی عملی خیر قلمداد میشه ولی همون عمل ممکنه در شرایط دیگه و یا از زاویه ی دید دیگه، شر به حساب بیاد و بالعکس.
      اگه بخوام کامنت قبلیمو کاملتر کنم باید بگم که در درجات بالای آگاهی، هر رفتاری که از موجود رسیده به اون درجات سر میزنه خیره، و در درجات پایین آگاهی هم(جانوران یا گیاهان یا دیوانگان) هر رفتاری که از موجود ناآگاه سر میزنه به زعم و گمان خودش خیره، و فقط ماها که در میانه ی جهل و آگاهی به سر میبریم هستیم که قائل به وجود خیر و شریم، و اون هم براساس آموخته هایی که از بدو تولد در ما نهادینه شده.
      خلاصه اینکه طبقه بندی رفتارهای بشری به خیر و شر، نسبی ولی در سطح عمومی لازم الاجراست برای ادامه ی حیات اجتماعی بشر.
      ولی در ذات جهان، خیر و شر وجود نداره، هر چه هست خیر است.
      منیژه قشقایی
      يکشنبه ۳۰ مرداد ۱۴۰۱ ۱۸:۵۹
      درود و عرض ادب همانطور که استاد زارع ارجمندفرمودند درذات جهان خیرو شر وجود ندارد ، اما در این فضا و مکان که ما قرار داریم هست ، اصلا آمده ایم که به وحدت برسیم ، که من و تویی نیست ، همه یکی هستند ، سارق ادبی من هستم ،بهترین غزل گو من هستم ، مدیر سایت من هستم همه و البته ابتدا درون باید به وحدت رسید
      روح اله سلیمی ناحیه
      روح اله سلیمی ناحیه
      يکشنبه ۳۰ مرداد ۱۴۰۱ ۱۹:۰۶
      درود استاد زارع بزرگوار
      فرمایشتان را بسیار عالی بیان کردید
      و بنده نیز تا حد ممکن کامل برداشت کردم
      اما دو نوع نگرش الان شکل گرفته
      یکی از من و یکی از شما
      گفته های شما کاملا درست است
      اما در سطخی از مفهوم خیر وشر
      ولی باز سطحی ماند
      که می نویسم اگر اشتباه نکنم
      ارسال پاسخ
      روح اله سلیمی ناحیه
      روح اله سلیمی ناحیه
      يکشنبه ۳۰ مرداد ۱۴۰۱ ۱۹:۱۲
      درود و احترام بانو قشقایی گرام و ادیب
      اینکه در ذات هستی مطلقا خیرو شر نیست بله
      بنده نیز در ابتدا این موردو شرح دادم
      اما در ذات هستی چیزی بنام خیر یا شر انکان وجود نیز ندارد
      و این فقط در افکار ما نهفته است
      و بنده دقیقا در این قسمت از افکار خدس میزنم چند نوع از انرژی و ارتعاشی که سبب اگاهی سده در پرده درک و فهم اگاهی معنای خیرو شرگرفته
      یعنی فکر کنیم اگاهی جسمی مثل اب باشد درک و فهم نیز بخار اب
      این خیرو شر در اب نیست در بخار اب معنا می گیرد
      ارسال پاسخ
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      يکشنبه ۳۰ مرداد ۱۴۰۱ ۱۹:۴۱
      درود شاعربانوی عارف خندانک
      ارسال پاسخ
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      يکشنبه ۳۰ مرداد ۱۴۰۱ ۱۹:۴۲
      زنده باشید آقای سلیمی عزیز خندانک
      منیژه قشقایی
      منیژه قشقایی
      يکشنبه ۳۰ مرداد ۱۴۰۱ ۲۲:۳۷
      می آموزم از محضرتان استاد زارع گرامی خندانک
      منیژه قشقایی
      يکشنبه ۳۰ مرداد ۱۴۰۱ ۱۹:۰۳
      خیرو شر برای رسیدن انسان به اگاهیست که دریابم ، تعرضات ،تضادها را دامن زدن بر خلاف هستی حرکت کردن است ، نیک بنگریم زن و مردی نیز نیست ،یک روح است ، باز به وحدت می رسیم ، کلیدش عشق است و عشق ورزی اینکه با همدلی به دیگران بنگریم ، به دور قضاوت ،جایی که قضاوت باشد و من چنانم و چونین آگاهی که هیچ عشق نیز نیست ، به دوئیت نگریستن ،قضاوت است و قضاوت تکرار در تکرار ، کثیر در کثیر
      روح اله سلیمی ناحیه
      روح اله سلیمی ناحیه
      يکشنبه ۳۰ مرداد ۱۴۰۱ ۱۹:۱۳
      احسنت ⁦👏🏼⁩⁦👏🏼⁩🌹🌹
      ارسال پاسخ
      منیژه قشقایی
      يکشنبه ۳۰ مرداد ۱۴۰۱ ۱۹:۰۶
      آنچه اندوخته ایم و اطلاعات است با آگاهی متفاوت است ،دلیل نمی شود شخصی دارای چندین مدرک باشد و آگاه باشد، آگاهی ادراکاتیست که زندگی شده ،در اثر تجربه در ک شده است و شخص یا .... به حکمت آن رسیده است ،آن هم با قلب امکان پذیر است ،نه با معادلات ذهن ،و سپاسگزارم
      روح اله سلیمی ناحیه
      روح اله سلیمی ناحیه
      يکشنبه ۳۰ مرداد ۱۴۰۱ ۱۹:۱۵
      سپاس بانو قشقایی گرامی
      خواهشی که دارم تز این پس در سوالات و نظرات بنده
      از دانسته های خود بنویسید
      سپاس گزارم
      ارسال پاسخ
      روح اله سلیمی ناحیه
      يکشنبه ۳۰ مرداد ۱۴۰۱ ۱۹:۱۹
      و اما بعد
      خواهش می کنم در این مورد مرا روشن کنید دوستان
      فک کنیم اینکه خیر و شر از کجا و چرا معنا گرفت را توافق کردیم
      مهم اینجاست چرا شر می تواند در عمل و پدید بصورت واحد و بی نیاز از خیر وجود شود ولی خیر و نیکی نمی تواند
      یعنی شر دست بازو اولویت و حاکمیت کامل دارد در عمل و شکل گیری
      ولی خیر و نیکی شبیه پلیسی است که تا دزد نباشد بدرد نمی خورد
      عباسعلی استکی(چشمه)
      عباسعلی استکی(چشمه)
      يکشنبه ۳۰ مرداد ۱۴۰۱ ۱۹:۲۵
      درود جناب سلیمی
      خیر و شر نسبی نیست؟
      حد و مرزشان را هر انسانی با توجه به مشخصات مختلف شخصیش تعیین نمیکند؟
      چیزی که برای شما خیر است
      ممکن است برای من شر باشد و بلعکس خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      عباسعلی استکی(چشمه)
      عباسعلی استکی(چشمه)
      يکشنبه ۳۰ مرداد ۱۴۰۱ ۱۹:۲۷
      از نظر من هر چیزی که موجب رضایت رب جلیل شود خیر
      و عکس آن شر است
      ارسال پاسخ
      عباسعلی استکی(چشمه)
      عباسعلی استکی(چشمه)
      يکشنبه ۳۰ مرداد ۱۴۰۱ ۱۹:۲۸
      تئوری دزد و پلیس را برای خیر و شر صادق نمیدانم خندانک
      ارسال پاسخ
      عباسعلی استکی(چشمه)
      عباسعلی استکی(چشمه)
      يکشنبه ۳۰ مرداد ۱۴۰۱ ۱۹:۴۰
      ببخشید جناب سلیمی
      خیرات داریم ولی شراط نداریم
      بنابر این خیر در فرهنگ دینی ما مقابل شر نیست
      به گمانم فلسفه وجودی انسان و حکمت عالم هستی بر اساس خیر است
      تنها خیرات مختلف انسان را به بهشت میبرد
      اگر این ها را نداشته باشیم
      و کار شری هم انجام ندهیم
      باز هم به جهنم میرویم
      در عالم هستی شری وجود ندارد
      همه نظم است و حکمت
      حتی ظلمات که در حقیقت نزدیک به کل جهان هستی و کائنات را در بر گرفته خیر است و شری در آن دیده نمیشود
      ظلمات جهانی نشانه های فیزیکی بسیار مثبت از خود نشان میدهد
      روح اله سلیمی ناحیه
      روح اله سلیمی ناحیه
      يکشنبه ۳۰ مرداد ۱۴۰۱ ۱۹:۵۹
      عرض ادب و احنرام استاد بزرگوارم
      با این بیان شما موافقم
      و بسیار جالب است وقتی با این دیدگاه نگاه کنیم
      خیر و شر به تمام از هستی خلاصذشده و در بنیان فهم و شعور یا همان اگاهی گنجانده می شود
      پس در حقیقت خیر و شری وجود ندارد الا افکار ما
      بسیار سپاس استاد این صفحه را ارزشمند کردید🌹🌹🌹
      روح اله سلیمی ناحیه
      روح اله سلیمی ناحیه
      يکشنبه ۳۰ مرداد ۱۴۰۱ ۲۰:۰۱
      تئوری دزد و پلیس صرفا نمادی قابل مشاهده از منظورم بود
      و مثال،
      روح اله سلیمی ناحیه
      يکشنبه ۳۰ مرداد ۱۴۰۱ ۲۰:۱۵
      استاد استکی عزیز
      در نظر این حقیر
      در کوچکترین و ملموس ترین حالتش در جهان عادی در شناخت خیر و شر ۹۰درصد در افکاری تناقض و پوچم
      بالاترین درجه خیر و شر خداوند می باشد و ابلیس
      در بسترش هم بهش و جهنم
      پس هزار درصد در ذات خیر و شر الوهیت و عرفانی در اشتباهم
      از این مسئله معذورم چون اگاهی ندارم و نه می توانم قبول کنم و نه رد
      🙏🙏🙏🙏🙏🌹🌹🌹🌹🌹🌹
      عباسعلی استکی(چشمه)
      عباسعلی استکی(چشمه)
      يکشنبه ۳۰ مرداد ۱۴۰۱ ۲۰:۴۸
      جناب سلیمی
      اینکه می فرمایید:

      بالاترین درجه خیر و شر خداوند می باشد و ابلیس
      بینش و عقیده مجوس یا زرتشتیان است

      در اندیشه مسلمان شیطان در برابر رب جلیل نیست
      بلکه قسم خورده که نشان دهد برتر از آدم است
      و میتواند فریبش دهد
      بنابر این شیطان و آدم با هم در چالش هستند
      ارسال پاسخ
      عباسعلی استکی(چشمه)
      عباسعلی استکی(چشمه)
      يکشنبه ۳۰ مرداد ۱۴۰۱ ۲۱:۱۱
      هر چند که اخیرا
      شیطان در برابر تعدادی از این همشهری های ما لنگ می اندازد
      و سر تسلیم فرود می آورد
      و میگوید:
      با با تو دیگه کی هستی
      دست های شیطانیم را از خباثت بسته ای
      خداوند منان همه ما را از شر شیطان محافظت نماید
      ببخشید مسدع اوقات شدم خندانک خندانک خندانک
      روح اله سلیمی ناحیه
      روح اله سلیمی ناحیه
      يکشنبه ۳۰ مرداد ۱۴۰۱ ۲۱:۳۲
      استاد استکی عزیز
      بنده گفتم بالاتری خیر وجود خداوند و بالاترین شر وجود ابایس است
      انکه شیطان را فرشته ای می دانند وبسیار گرامی فرقه ای خاص از ایزدی یان است
      گمان نکنم در مذهب زرتشت جایگاه شیطان گرامی باشد
      گرچه بنده وجود شیطان را حتی در اندازه نام هم قبول ندارم
      خروجی خیرو شر در شاخه ای از موجودیت اگاهی اثبات می کند که شیطان حتی ممکن الوجودش هم منتفی است
      این نظر بنده است و شما بزرگواران می توانید به راحتی و نقد کامل رد کنید 🌺🌺🌺🌺
      روح اله سلیمی ناحیه
      يکشنبه ۳۰ مرداد ۱۴۰۱ ۲۱:۳۵
      😅😅😅
      دقیقا این فرمایشتان واقعیترین و حقیقی ترین اگاهی قابل مشاهده است
      شیطان اگر دق مرگ نشده باشد تاکنون حتما در بستر مرگ است
      منیژه قشقایی
      يکشنبه ۳۰ مرداد ۱۴۰۱ ۲۲:۳۴
      درود مجدد و عرض ادب بر بزرگان و اساتید گرامی
      آگاهی که باشد ،دبگر خیرو شری نیست ، از حضرت زینب سوال کردند در مورد کربلا فرمودند جز زیبایی ندیدم... تا زمانی که تقسیم بندی ها هست خیرو شر نیز هست ،اساس انرژی حاکم بر هستی انرژی جنسیست ، که شامل تمام هستی هست یعنی یک قطب زمین نسبت به قطب دیگر جنسیت دار د ،بدن مانیز و‌دو نیروی زنانه و مردانه ، انرژی زنانه انرژی خلق کننده هست انرژی مردانه نیز .....وارد این موارد نمی شوم اما زمانی که نظم این دو تعادل بر هم می خورد که اغلب نیز در طول هزاران سال نیروی مردانه پیشرو بوده است جنگ ها را کشمکش ها .... را به وجود می آورد ، زمان جاهلیت دختران زنده به گور می شدن.د ومشخص است میزان آگاهی ، چه زمانی این دو به تعادل می رسند زمانی که این دو درون من به اتحاد برسند ، که دوست من هستم ،شیطان من هستم ،دشمن من هستم ، غیر ممکن است ما موردی را حس کنیم که درون ما نباشد ، حال شناختیم سعدی فرمودند خورو خواب و خشم و شهوت شغبست و جهل و ظلمت .البته در مراحل سلوک وادی بسیار است و مراحل تارسیدن به رسول و ولی ... و کلام آخر هیچ چیزی بیرون از من نیست ،دشمن اگر هست درون ماهست نابسامانی ها درون هست ، شک ها دودلی ها قضاوت ها ، به خداوند قسم که قضاوت نمی کنم چه بسیاربین خودمان که هنوز خواب هستیم ،دین رو شناختیم ،خدا رو شناختیم اوکی بیدار شو ،خودت رو بساز برای مرحله ی بعد به خدا قسم اینجا ساخته میشه کالبد جهان بعد ،همین دیگه در پناه عشق همگیمان ، یه مورد دیگر همیشه ظاهر حقیقت نیست چه بسا باید معکوس دید .

      در پناه حق
      روح اله سلیمی ناحیه
      يکشنبه ۳۰ مرداد ۱۴۰۱ ۲۳:۲۱
      احسنت بانو استاد قشقایی
      (ابتدا سوالی خارج از بحث ، ایاشما از ترکان قشقایی هستید)
      واما بعدر
      در جهاز اگاهی از خاصیات و ارتعاش و یا فرکانس های واجب الوجودی در حرکت ساز و نوایی که دارد در مقابل سمع و تکانی نیز دارد
      بانوی اندیشمند ، امیدوارم از این نظرو بیان بنده سوء افکاری برداشت نشود
      ابتدا: ایا در مباحثو جدلی که در مسیرو خطی برای تبین معادلات ادراکی خود نسبت به بودن و کارِ ذاتی در حرکت عالم
      که واقع در آنیم وواقف و عالم در حداقلش ادراکات تجربی و مشاهده گری هستیم امکانش نیست از شعورِ خود که فی الحال هست نتیجه گیری کنیم و از نقل و قولهای حکیملن و ادیبان و دانشمندان و امامان و پیامبران و روایات و کتابهای مقدس و ... چشم پوشی کنیم
      چرا این اندازه از درک و اگاهی یا شعور خویش دلزده و شکاک هستیم
      در بیان بالا که ایراد فرمودید چقدر عالی بودو خوشایند اگر از روایات حضرت زینب کبری نمی نوشتید
      یا بارها لزرگواران دیگر سریع و معتقدانه از بوعلی سینا یا ارسطو یا دانیال نبی یا حتی حافظو فردوسی دلیل می اورند و جالب این است که تمام نوشته و نظر خود را وصل به ان یک روایت می کنند

      چندین بار بنده این را اظهار نمودم که با مخالفت جدی روبرو شدم و حتی بنده را به چشم یک شخص بسیار زننده و منفور می بینند
      به همان خدا و امام و پیامبری که معتقدید و به جان فرزندم که تمام دنیای من است من هیچ قصد و غرضی خاص ندارم
      تمام تاسف و اندوه من از این است چرا در این قرن در این زمان علم و اگاهی ما هنوز هم در کوچکترین مسائل زود پیوند می دهیم به علی ع به امام صادق به امام باقر یا امام زمان و یا حتی معجزات پیامبران
      مرحوم ایت الله جزایری می فرمود در خلافت ساسانیان مبلغین و مقامات مذهبی شان که میغ بودنداگر اشتباه نکتم انچنان جامعه را به مذهب و روایات بیش از حد تنیده بودند که مردم به ستوه امده بودند یعنی از شدت درماندگی ناچاری دلش می خواست جیغ بکشدو سر به بیابان ببرد
      بانو قشقایی ، ادیب و استاد بزرگوارم خواهش و التماس می کنم با تعصب و ارق نخوانید و اگر ممکن شدنی است سعی بغرمایید در یک مبحثی که هست تا نهایت امکان از هیچ منبع و مرجع قدیم بیان نکنید
      اگر کمی بازتر نگاه کنیم کثیری از اخوندها و مذهبی های بشدت شیطان صفت و خداشکن که در حال حاضر خیلی هم موفق هستند هم خدا را در نظر مردم تا مرز نابودی بردن هم علم و دانش را هم معرفت و مقام را مذهب و اسلام را که از نیستی هم رد دادند هم یک ملت و کشور کهن را و اصلی ترین اثرات مخرب را در روایات جعلی و غیر منطقی و شرم اور به جا گذاشتند
      هر عزیزی که این مطلب را می خواند تمنا دارم متعصبانه نگاه نکند من مطمعنم امروز بزرگترین راه نجات اسلام و قران و اهل بیت مبارزه با خودشان است تا بلکه زالو صفتان و ریاکاران و خوارج مسلکان قران به نیزه به لاک بروند
      وسلام 🌺🌺
      روح اله سلیمی ناحیه
      يکشنبه ۳۰ مرداد ۱۴۰۱ ۲۳:۲۹
      و اکنون که از این مساله کناری بگذریم
      واقعا در شرح اگاهی و خیر و شر
      و ساختار بنیادین عناصر مادی را که گرانش و رانش در ذات دارند در ذات که بهتر است بگیم وجودشان همان است که هستند یعنی خاصیت نیست که بتوان متغیر کرد در همان خاصیت،
      بلکه وجودشان خود کشش است یا موثر و مخرب و مکمل و...
      به زیبایی و منطقی و شعور پسند شرح دادید
      درودتان 🌺🌺🌺🌺
      روح اله سلیمی ناحیه
      يکشنبه ۳۰ مرداد ۱۴۰۱ ۲۳:۵۳
      با اینکه گمان دارم عزیزانی هستند که به دلیل شدت عشق و علاقه به وحدانیت و رحمانیت خداوند از نظرات بنده حقیر دلگیر ناراحت می شوند
      اما من نیز حق دارم و حتی بر اساس اشاره و بیان قران بیان است بنگرید و بیاندیشید تا بر وجود خدا یقین دارید
      حالا
      بزرگترین و رساترین چیزی که وجود خداوند را قابل قبول کرده
      خارج از وهم و عقل و شعر و شعور و حدس و گمان وخیال و بیان و نظام و نشان و نما و.و.و....است
      یعنی حتی فعل بودن یا هست یا است و هر فعل تایید کلامی نیز در اگاهی از خدا ضعف و ایراد و ایزاد است
      بعدِ خداوند را هیچ گونه در هیچ گونه در هیچ گونه ممکن نیست در ممکن نیست درممکن نیست در اتفاقی ترین در اتفاقی ترین در اتفاقی ترین حال نیز درکی شود ، پس چگون شماها حتی از افکار الهی در احوال الهی در زمانهای گذشته واینده نیز کاملترین اطلاعات را دارید
      بنده وقتی فکر می کنم اون خدا را شما ساختید که در خارج افکار و قدرت افکارتان نابود شدنی است
      شمارا به همان خدایتان قسم کمی اگانه در مورد خدا قضاوت کنید
      تنها ترین علم بشر از خداوند فقط یقین است من حتی نمی توانم بگم خدا هست چون هست فعلی بر اوصاف هر چند خیلی والا ولی عقلی و هستی است پس میگویم یقین است
      به نظر من اگز این وصف را درکی شاید فقط در نگاه به عدم یا هیچ است
      وسلام 🌺🌺🌺🌺
      روح اله سلیمی ناحیه
      دوشنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۱ ۰۰:۰۸
      خداوندا می دانم که بر وهم ناقص است اما هر انچه هست در جز خدا بسیار در بسیار دربسیار ناقص است خداوند اگر بگویم مرا نگاهی چه بد اگر بگویم چه خواهم چه بد اگر بگویم نیز چه بد
      خداوندا گفتن نیز چه بد و این در مقام خویش تمام جهل است و جهل
      اگر کلام خداوندا نطق و سمع شود از دلیل ضف و عجز در من است در صبر بر رنج و غمِ هم نوع و هم رکنم
      چنانی که نه خیالی نه گمانی نه به کاری و نه صوت و ادبی بر تو که تماما ز خوشی بر منِ درمانده برانی همه در ممکن و صد بلکه به آنی
      تا به خود گویم اگر خویش ندانی که همانی
      مرا عفو کنید ، من چنان مست، و مدهوش به یک کلمه خدا و یقین ،خویش رهانم که به سختی زچنین گم شده بر خویش بدانم
      وای اگر حال مرا در من و من را بتونید چنانم
      🌺🌺🌺🌺
      روح اله سلیمی ناحیه
      دوشنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۱ ۰۰:۱۰
      محمد گلی ایوری
      دوشنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۱ ۰۸:۲۵
      سلام و عرض ادب و احترام بر شما اساتید بزرگوار ،گرانقدر و عزیز
      بسیار بسیار بر خودم می بالم که چنین گفتاری را در برابر دیدگانم دیدم و استفاده بردم از بیانات جستجوگر یکایک شما عزیزان . و از بیانات ارزشمند شما بزرگواران ، اینگونه برداشت کردم که بشریت دنبال گمشده ای هست. و ما هم جدای از آن نیستیم.جهان هستی را قوانین بسیاری حاکم است که بسیاری از آنها هنوز در حیطه ادراکات ما نیست. به عنوان مثال ذره را میگوییم شاید شناخته ایم، ولی آیا کل قوانین حاکم بر ذره را شناخته ایم؟. آیا امواج و قوانیین حاکم بر آن را شناخته ایم؟ آیا حرکت و قوانین حاکم بر آن را شناخته ایم؟ آیا نظم حاکم بر جهان را شناخته ایم؟ و... ؟جواب خودم منفی ست چون این دنیا پر از کتابهایی است که به زبانهای گوناگونی نوشته شده است و من خودم توانایی خواندن همه ی آنها را ندارم ولی خوب خوب میدانم که این کتابهای الوان دارای یک نویسنده قدرتمندی ست که در قدرت و ... به نهایت و یگانه ست. و اسم آن هم ممکن است در جوامع بشری متفاوت باشد ولی میدانم که هست و هست و هست و خواهد بود .
      و بر این باورم که اگر بارانی آرام شروع به باریدن کند و من بذری را کاشته باشم میگویم خیر است و بذر می روید و اگر خشتی مالیده و منتظر خشک شدن آن باشم لا جرم چو حاصلم خراب میشود شاید در ناشکیبایی بگویم شر است.
      با تشکر از همه اساتید که در ایجاد چنین بحث هایی همت می کنند. خندانک خندانک خندانک

      زر نگارا ذرّه ها از آن تُست
      ذّره ای بودم دَران روز نخست
      محمد گلی ایوری
      روح اله سلیمی ناحیه
      روح اله سلیمی ناحیه
      دوشنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۱ ۲۱:۳۶
      عرض ادب و احترام جناب ایوری عزیز
      بزرگواری و لطف کردید با نگه و وقتی که گذاشتید برای خواندن
      فرمایشتان عالی بود
      ما در بنیان ذرات شناختی نداریم
      و بسیار جالب اینکه نمی توانیم بشناسیم
      چون بنیان ذرات در حالتی بودو نبود بالاو پایین و طرفین و گذشته و حال و اینده را یک جا دارد در لخظه
      پس چخ قدر احتمالش بالاست که بنیان ذرات از عالمی که بعد فراتر است تبعیت دارد و تنها نقطه اشتراک بُعد ماده با خلقت
      عجیب است وزیبا
      ما اگر بعد مثل بنیان و ریسمان باشیم انسان مثل کرم خاکیست
      و فهمیدن ما و انچه در ذهن ماست بر کرم خاکی .......
      🌺🌺🌺🌺🙏
      ارسال پاسخ
      روح اله سلیمی ناحیه
      دوشنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۱ ۲۱:۴۴
      عرض ادب و احترام جناب علامیان ادیب
      در عالم ماده بله اصلا امکان خیر و شر نیست
      باید تفکیک وار نگاه کنیم
      خیر و شر ذاتا در فهم و درک انسان است
      اما اینکه جناب افلاطون چنان گفتند را درک نتوانستم
      اگر خیرو شر لازم و کلزوم هم هستند
      پس این لازم و ملزوم یعنی خیر و شر کنار هم از دور خیر دیده می شود
      البته که کل ساختار ماده در حرکت است و همان که ما زمان فهمیدیم
      و این حرکت هر جا نباشد نه خیر است نه شر
      پس خیر نمی تواند بالاتر از شر قرار گیرد تا جایی که فهم بشر است🌺🌺🌺🌺🌺
      هواجان جاویدان
      پنجشنبه ۳ شهريور ۱۴۰۱ ۱۴:۴۷
      🍃🌼🍃 درود 🍃🌼🍃
      روح اله سلیمی ناحیه
      روح اله سلیمی ناحیه
      يکشنبه ۶ شهريور ۱۴۰۱ ۰۰:۱۸
      سپاس جناب جاویدان
      🌹🌹🌹🌹
      ارسال پاسخ
      ابراهیم آروین
      پنجشنبه ۱۰ شهريور ۱۴۰۱ ۱۱:۲۶
      درود استاد عزیز
      بسیار استفاده بردم از بحث جذاب تان
      اما با توجه به گفته‌های حضرتعالی و دوستان در ذهنم سوالهایی پیش آمده که جواب دادن به انهااز عهده
      این حقیر بر نمی‌آید واگر هم پاسخی در ذهن اید چه بسا ناقص ست
      اتم خیر است یا شر
      سیل خیر ست یا شر
      خیر و شر از کجا بر می‌آیند
      چند در صد آدمی غریزه است
      ذات و سرشت چیست و با غریزه چه ارتباطی دارد احساس کجای
      انسان جای گرفته چه ارتباطی با خیر و شر دارند
      روح و روان و جسم چگونه با هم جمع شده‌اند
      آیا همه ابعاد درونی بشر شناخته شده اند و با خیر و شر چه ارتباطی دارند
      چرا شر دامن‌گیر خوابم می‌شود تا جایی که از خواب می پرم
      آیا برای همه انسانها، تا شر کار و زحمت نباشدخیر خوب حاصل نمی‌ کنند
      آیا خیر نمی‌شود اول حاصل شده و بعد شر
      و آیا برای هر سوالی و بحثی مثل همین خیر و شر می‌شود گذشته را دور ریخت و تنها از ذهن و عقل کمک گرفت و آیا عقل به همه ی سوالهایی می‌تواند جواب دهد برای تمام علل ها می‌تواند دلیل
      آیا عقل دچار نقصان نمی‌شود

      فقط نکته ای ، برایم پیش ‌آمده چرا گاو در میان هندیان مورد پرستش ست و گاو حیوان ست و انسان چقدر حقیر واین کار بدی ست
      اما وقتی تحقیق ، تازه فهمیدم که چقدر اشتباه برداشت وتاریخ بسیار آموختی ست و چه ناگفته‌ها و چه بسیار سوالهایی که من دارم و جوابها ، و اما من هنوز در ذهن خود بدنبال پاسخی می‌گردم
      در همین تحقیق تازه فهمیدم چقدر انسان‌ها شبیه هم فکر ، و حتی فلان اقوام آفریقایی که هنوز آداب اجداد و نیاکان خود حفظ کرده شاید اگر نگوییم تمام آما بسیاری از رسوم انها را می‌توان رد شان را در ادیان بشر و دین های امروزی پیدا و چه اشتراکهایی
      که فکر می‌گوید چه به هم نزدیک ،و البته یقین بایدکه ریشه همه آنها یکی ست و بشر نمی‌تواند گذشته را نادیده
      در حالی که زبان مادریم وام گرفته از نیاکانم ست و گر نخواهم بایدخود را خالی و
      از نو زبانی جدید بسازم که شاید هزاران سال آینده پخته برای نسلم
      ببخشید شاید بعضی قسمتها حرفهایمان به بحث شما ارتباطی نداشته
      اما چه می‌شود بحث حضرتعالی جذاب و باعث و بانی
      این آمدن متن پر نقصمان شد
      بمانید به مهر تابنده
      خندانک خندانک خندانک







      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



      ارسال پیام خصوصی

      نقد و آموزش

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      حمایت از شعرناب

      شعرناب

      با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0