سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

بنویس تا زنده بمانی ،هر که نوشت پادشاه می شود. فکری احمدی زاده(ملحق)

پنجشنبه ۱۳ بهمن

پست های وبلاگ

شعرناب
خرگوشی که ازهویج متنفربود
ارسال شده توسط

بهمن بیدقی

در تاریخ : سه شنبه ۱۱ آبان ۱۴۰۰ ۱۶:۲۶
موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۱۰۵ | نظرات : ۴

خرگوشی که ازهویج متنفربود
آن پیرمرد در بسترش ، نفس های آخرش را می کشید .
فرزند، درکنار بسترِ پدر، پس ازآنهمه نذر و دعاها و ناله ها ، انتظار سلامت دوباره ی او را می کشید .  آنها یک عمر بود که با هم ، دوستانه زندگی کرده بودند .
نفس های  به شماره افتاده ، اضطرابی را درآن فرزند ایجاد نمود که ، همگام با  نوسان های سینوسی ای که داشت خطی صاف میشد ، نوسانهای سینوسی آرامِ دیگری ، به اوجش می رسید و تپش ها به ماکزیمم پمپ شدنش، که بیش ازآن اگر شیراطمینانی نبود موتورخانه ی قلب به یقین منفجر میشد . نزدیک بود دو تن ، یکی آرام و یکی به بدترین وجهِ ناآرامی ، هردو بمیرند .
 
فرزند ، خط و نشانی برای خدا کشید که اگر او را ازمن بگیری دیگرهیچگاه نماز نمی ‌خوانم .
انگارخدا نیازی به نمازاو داشت. اوبود که با نماز باید ازخدا، برای همه داده‌ها ونداده هایش سپاسگزاری میکرد ، و او ناشی از بدفهمی از دلائل ادا نمودنِ نماز، حال چنین حرفی را میزد .
پیرمرد مُرد ، و جوان هنوزهم زنده بود .
فرزند ازخدا خواست حال که آن آرزویش را نپذیرفته ، لااقل آرزوی جدیدش را بپذیرد و اورا هم بمیرانَد ولی خدا اورا زنده گذاشت. مگرخدا استغفرالله بازیچه ی آمال وآرزوهای ماست؟ ما خودمان را خیلی مهم وبزرگ انگاشته ایم، درحالیکه آنهایی به سعادت دست یافته اند که دانسته اند که حقیرند . همانهایند که  به اندیشه‌های آسمانها شاهی میکنند . شاهانِ متکبر که هم اکنون ، ازغلامان فاسد هم، به گِل فرورفته ترند و ذلیل تر .
 
او دیگر نماز نخوانْد و در دنیاها هم ، آب ازآب تکان نخورْد .
او حتی دست به گناه زد و تنها خودش بود که روزبه روز چروکیده تر و مچاله تر میشد .
او حتی کاملاً کافرشد و ایمان ، فقط برای اینهمه ذلتش افسوس خورْد ، وگرنه برای دنیا ، کفر ورزیدنش و یا ایمانش ، فرقی نمیکرد ولی ، برای خودش و عاقبتش ، خیلی فرق میکرد .
دیگر اَنهاربهشت اش که بواسطه ی خوبیهای اسبق اش جاری بود ، بواسطه ی سیلِ گناهانش خشکید .
دیگردرختهای میوه ای که بواسطۀ کمکهایش به انسانهاطراوتی داشت، بواسطه ی سیلِ خطاهایش بی ثمر وچوبهای خشکی شدند وآنهمه بهشت به وجدانی مبدل شدکه داشت ازاینهمه حماقتهای صاحبش میسوخت.
هرکه خواست نصیحتی به او کند ، او با بی تفاوتی ها و گریزهایش ، عملاً بر دهانشان میزد تا دهانشان  را ببندد و رأی ناثواب خود را ، تنها راه صواب میدانست .
 
آنقدربه این منوال رفت و رفت و رفت تا پیری اش فرارسید . درآخرین نفس ها ، انگار که روحش عالمِ دیگر را دیده باشد پشیمانی بَرَش حادث شد . خواست برگردد ولی جز ۲۰ نفَس باقی نمانده بود .
فرزندش درکنارش نبود . فرزندش درخارج ازکشور در دانسینگی درحالِ رقصیدن و دختر بازی بود .
درآن مدتِ بیست نفَس ، او وصیتی کرد که درهوا محو شد . او درخاطره اش به فرزندش میگفت : نمازبخوان ! بهتر ازخدا درجهان چیزی وجود ندارد . این را گفت و مُرد .
خرگوشها با اشتها هویج ها را می یافتند و با ولع می خوردند  ولی او خرگوشی را میمانست که تا۲۰ نفَس قبل از مرگش ، ازهویج متنفر بود .
 
بهمن بیدقی 1400/3/22

ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
این پست با شماره ۱۱۶۹۷ در تاریخ سه شنبه ۱۱ آبان ۱۴۰۰ ۱۶:۲۶ در سایت شعر ناب ثبت گردید

نقدها و نظرات
فاطمه گودرزی
سه شنبه ۱۱ آبان ۱۴۰۰ ۲۱:۲۰
درود بر شما جالب بود خندانک خندانک
بهمن بیدقی
بهمن بیدقی
چهارشنبه ۱۲ آبان ۱۴۰۰ ۰۴:۳۷
با سلام و عرض ادب و احترام هنرمند گرانقدر
بزرگوارید
سپاسگزارم از لطفتان
سلامت باشید و مؤفق
ارسال پاسخ
عارف افشاری  (جاوید الف)
جمعه ۱۴ آبان ۱۴۰۰ ۲۳:۲۸
خندانک
بهمن بیدقی
بهمن بیدقی
شنبه ۱۵ آبان ۱۴۰۰ ۰۵:۵۵
با سلام و عرض ادب و احترام بزرگوار
سپاس
ارسال پاسخ
تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



ارسال پیام خصوصی

نقد و آموزش

نظرات

مشاعره

کاربران اشتراک دار

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

حمایت از شعرناب

شعرناب

با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
0