سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

جمعه 30 مهر 1400
    17 ربيع الأول 1443
    • ميلاد حضرت رسول اكرم صلي الله عليه و آله، 53 سال قبل از هجرت، روز اخلاق و مهرورزي - ميلاد حضرت امام جعفر صادق عليه‌السلام مؤسس مذهب جعفري، 83 هـ ق
    Friday 22 Oct 2021

      بیشترین مخاطب

      بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی.احمدی زاده (ملحق)

      جمعه ۳۰ مهر

      پست های وبلاگ

      شعرناب
      غمِ شاعر
      ارسال شده توسط

      لیلا گمار (مأنوس شده با قلم)

      در تاریخ : يکشنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۰ ۰۴:۰۱
      موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۱۷۷ | نظرات : ۱۴

      به نام خداوندی که فقط او می تواند تنهایی را تنهایی به دوش بکشد

      سخن را با نام خدایی آغاز میکنم که از فطرتش تنهایی می تراود ،آری به جز از خدا هیچ کس نمیتواند متحمل تنهایی باشد مگر اینکه شاعر شود و با شعر و لغات و قلم مأنوس گردد، که اینگونه باری سنگین به دوش قلم خواهد افتاد که گاه گاه صدای در هم شکستنِ استخوان های قلم شنیده خواهد شد که در زیرِ این بار میخواهد کمر خم کند ولیکن به ناگاه عصایی از جنس نور به مددش می آید تا زمین شاهدِ زمین خوردنِ چنین حجمی از تنهایی به روی خودش نباشد ، بارها دیده ام که زمین ملتمسانه از خدا میخواهد تا یاری گرِ شاعر باشد و به قلمش رنگ و رخسار ببخشد تا با نوشته هایش دلش را بنوازد چرا که اگر شاعرِ تنها به زمین بخورد ، بی شک زمین به رعشه خواهد افتاد و کوه ها ریزش خواهند کرد و دریا مواج و طوفانی خواهد شد و ابرها به حالِ زمین خواهند گریست تا سیلی به راه بیفتد و همه جا را غرق در اندوهِ غمِ شاعر کنند ، آه که چقدر سهمگین استِ غمِ دلِ شاعرِ تنها که جهانی را با غمِ خود به غم خواهد فرو برد همانگونه که با شادیش می تواند زیبایی های زمین را چنان منعکس گر باشد که گویی تمام کائنات در رقص و پایکوبی برای او به سر می برند ،بارخدایا در شگفتم از خلقتی این چنین شکوهمند که تو فقط به او یک دل بخشیدی و او با دلش میتواند چه ها که نکند.
       

      ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
      این پست با شماره ۱۱۵۴۶ در تاریخ يکشنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۰ ۰۴:۰۱ در سایت شعر ناب ثبت گردید

      نقدها و نظرات
      مسعود آزادبخت
      يکشنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۰ ۰۹:۰۴
      سلام و احترام‌ مهربانو لیلا
      بسیار عالی از وازه ها در خلق ترکیب و جمله های ناب استفاده کردی ،پیشبردی خوب داشت ،ازنظر متون عالی بود
      فقط جایی که گفتی زمین به رعشه خواهد افتاد،کوه ها ریزش خواهند کرد،دریا مواج و طوفانی خواهد شد رو کامل پاک کنید با متنت سنخیت نداره
      خندانک خندانک خندانک
      لیلا گمار (مأنوس شده با قلم)
      لیلا گمار (مأنوس شده با قلم)
      يکشنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۰ ۱۲:۰۱
      سلام و درود به جناب آزاد بخت گرانقدر
      خرسندم از حضور سبز و همیشگی تان به پای نوشته هایم و از این بابت از شما بسیار سپاسگزارم .
      ضمنأ از تعاریف و همچنین نقدهایتان نیز کمال تشکر دارم که نشان از توجه و اهمیتی ست که شما به حوزه ی نوشتار و قلم دارید
      در پی نوشت حرف هایتان باید بگویم من هرچه که می نویسم را به صورت بداهه بدون اندکی تأمل بر قلب سپید کاغذ جاری میکنم که حاصل پی ریزی های پیشین ِ من هستن که خداوند توفیق داده آن ها را فرابگیرم و درک کنم.
      اینکه من از لرزش و رعشه ی زمین و عناصر طبیعت سخن به میان آوردم هم دلایلی دارد که شاید لازم باشد سخن را به درازا کشیده و از آن سر باز کنم
      خداوند به صراحت در قرآن به این موضوع اشاره کرده که انسان را اشرف مخلوقات قرار داده و زمین را مًسَخَرِ انسان قرار داده و با توجه به آیه 29 سوره بقره کاملاً مشخص می‌کند که زمین برای انسان خلق شده است، پس آسمان‌ها به چه دلیل آفریده شده‌اند؟
      پاسخ اجمالی
      خدای متعال در آیات متعدد خطاب به انسان می‌فرماید: خورشید و ماه و ستارگان و دریاها و روز و شب و آنچه را که در زمین و آسمان‌ها است، مسخر شما گردانیم.
      به عنوان نمونه: «وَ سَخَّرَ لَکُمُ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ دائِبَیْنِ وَ سَخَّرَ لَکُمُ اللَّیْلَ وَ النَّهارَ».[1] «وَ سَخَّرَ لَکُمْ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً مِنْهُ».[2]
      آنچه از مجموع این آیات به دست می‌آید این است که «تسخیر» در فرهنگ قرآن دو معنا دارد: یکى مهیا ساختن و در خدمت منافع و مصالح انسان قرار دادن؛ مانند تسخیر خورشید و ماه، و دیگرى تسلط انسان و زمام اختیارش در دست بشر بودن؛ مانند تسخیر کشتی‌‏ها و دریاها و زمین و اینگونه نیست که در همه مواردی که بر اساس قرآن، چیزی به تسخیر آدمی درآمده، انسان قدرت داشته باشد تا بر جریان طبیعی حیات، اعمال نفوذ کرده و تأثیرگذار باشد و به عنوان نمونه، خورشید مسخر شده را چون یک کشتی مسخر شده به مسیر دلخواه خویش هدایت کند!
      توضیح:
      تسخیر خورشید این است که با نورافشانى، انواع گیاهان و محصولات کشاورزی را می‌‏رویاند، محیط زندگانی را از میکروب‌ها و آفات پاک می‌کند، با طلوع هر روزه شادى و نشاط می‌‏آفریند. روشنایى روز، انسان را به حرکت و تلاش دعوت می‌کند؛ گرمى و حرارت می‌‏آفریند و در همه جا جنبش و حرکت ایجاد می‌‏کند. و ... .
      ماه، چراغ شب‌هاى تاریک انسان است، تقویمى است طبیعى و جاودانى، جزر و مدى که بر اثر ماه پیدا می‌شود، بسیارى از مشکلات انسان را می‌گشاید، درختان زیادى را - به خاطر بالا آمدن آب نهرهاى مجاور دریاها- آبیارى می‌‏کند، دریاى خاموش و راکد را به حرکت در می‌‏آورد و از رکود و گندیده شدن حفظ می‌‏کند و اکسیژن لازم بر اثر امواج را در اختیار موجودات زنده دریاها می‌گذارد.
      بی‌گمان، گردش شب و روز و خورشید و ماه و ستارگان در زندگى انسان نقش مهمى دارند؛ شب و روز باعث تعادل سرما و گرما می‌شوند و خورشید و ماه و ستارگان، همچنان‌که گفته شد، هم در رویش گیاهان و هم در جذر و مدّ دریاها تأثیر دارند. و اگر یک ساعت آثار نور و حرارت آن خاموش شود، همه چیز خشک می‌شود. و شاید تأثیرهاى دیگرى هم داشته باشند که بشر هنوز نتوانسته به آنها پی‌ببرد
      بنابر این، از نظر قرآن، انسان آن قدر عظمت دارد که تمام پدیده‌‏هاى آسمانى و زمینی به فرمان پروردگار مسخر او گشته، یعنى یا زمام اختیارشان به دست انسان است، و یا در خدمت منافع انسان حرکت می‌‏کنند.
      *
      و همچنین شاید شنیده باشید که از صدای قلب انسان عرش خدا به لرزه در می آید
      که از معانی عرش الهی این چنین آمده
      ۱- عرش به معنای کل نظام هستی.۲- عرش به معنای محل صدور اوامر الهی. ۳- عرش به معنای احاطه پروردگار. ۴- عرش به معنای علم خداوند. ۵ – عرش به معنای هر یک از صفات الهی ۶- عرش به معنای قلب انسان مومن.
      پس با توجه به معنی عرش الهی چنین بر می آید که قلبِ انسان ِ تنها گاهأ عرش خدا را به لرزه در می آورد

      امیدوارم که توانسته باشم آنگونه که باید علت نوشتنِ تک تک کلماتم را که بی اختیار بر پیکره ی کاغذ جاری شده اند را شرح دهم ، من برای نوشتن هایم فقط دنبالِ یک حالِ ناب می گردم وقتی آن حالِ ناب به سراغم بیاید دیگر قلمم افسار و لِگامش را کامل در اختیارم خواهد گذاشت و از این باب از خداوند سپاسگزارم که در دنیا به من همچین قلم فرمانبرداری بخشید

      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      مسعود آزادبخت
      مسعود آزادبخت
      يکشنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۰ ۱۳:۳۸
      درودی مجدد
      مواردی که عرض کردم در قران اورده شده و از نشانه های قیامت است
      برای همین گفتم نباشد بهتر است ،پون متن تان درباره چیز دیگری است
      درودتان خندانک خندانک خندانک
      رضا حمیدی راد(احسان)
      يکشنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۰ ۱۰:۱۵
      درودتان باد
      بسیبار زیبا و تامل برانگیز
      دستمریزاد خندانک خندانک خندانک خندانک
      لیلا گمار (مأنوس شده با قلم)
      لیلا گمار (مأنوس شده با قلم)
      يکشنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۰ ۱۲:۰۴
      سلام و درود به جناب حمیدی ارجمند
      سپاسگزارم از حضور و حسن نظر ارزشمندتان
      خوشحالم که دلنوشته ام به دل نشست
      برقرار باشید به مهر
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      لیلا گمار (مأنوس شده با قلم)
      يکشنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۰ ۱۵:۴۵
      درود مجدد به جناب آزاد بخت ارجمند و گرامی
      بله شما درست می فرمائید این ها هم نشانه هایی از روز قیامت هستند،ولیکن من گفتم «اگر » شاعرِ تنها به زمین بخورد چیزی شبیه قیامت اتفاق می افتد ولی شاعرِ تنهایی که خداوند به او یک قلمِ فرمانبردار بخشیده که به این سادگی زمین نمیخوره چون همواره در دلش نوری از امید وجود داره و به حضور ِ خدا و اُنس با قلمش امید داره .
      چون خداوند با وجود اینکه قلبِ انسان مؤمن رو به عرش الهی مرتبط میدونه ولی دعای انسان دلشکسته ی نا امید رو اجابت نمیکنه، چون از باب رحمتِ خداوندی هرچه گفته شود کم است و خداوند
      ناامیدی را ناشی از وسوسه ی شیطان میداند که در دل رسوخ میکند و انسان را از تلاش باز میدارد و او را به انسانی منزوی و بی خاصیت و خانه نشین تبدیل میکند در آیه ی «87 سوره ی یوسف »هم به این موضوع اشاره میکند.
      و همچنین دکتر شریعتی چه زیبا از زبان خداوند میگوید که:

      خداوند در زمان دلشکستگی به بنده اش اینگونه زیبا و با ملاطفت خطاب میکند تا انسان را از نومیدی برحذر دارد:

      می دانم هراز گاهی دلت تنگ می شود. همان دلهای بزرگی که جای من در آن است آنقدر تنگ میشود که حتی یادت می رود من آنجایم....
      دلتنگی هایت را از خودت بپرس و نگران هیچ چیز نباش!
      هنوز من هستم.
      هنوز خدایت همان خداست!
      هنوز روحت از جنس من است!
      اما من نمی خواهم تو همان باشی!
      تو باید در هر زمان بهترین باشی.
      نگران شکستن دلت نباش!
      می دانی؟ شیشه برای این شیشه است چون قرار است بشکند.
      و جنسش عوض نمی شود ...
      و می دانی که من شکست ناپذیر هستم ...
      و تو مرا داری ...برای همیشه!
      چون هر وقت گریه می کنی دستان مهربانم چشمانت را می نوازد ...
      چون هر گاه تنها شدی، تازه مرا یافته ای ...
      چون هرگاه بغضت نگذاشت صدای لرزان و استوارت را بشنوم،
      صدای خرد شدن دیوار بین خودم و تو را شنیده ام!
      درست است مرا فراموش کردی، اما من حتی سر انگشتانت را از یاد نبردم!
      دلم نمی خواهد غمت را ببینم ...
      می خواهم شاد باشی ...
      این را من می خواهم ...
      تو هم می توانی این را بخواهی. خشنودی مرا.
      من گفتم : وجعلنا نومکم سباتا (ما خواب را مایه آرامش شما قرار دادیم)
      و من هر شب که می خوابی روحت را نگاه می دارم تا تازه شود ...
      نگران نباش! دستان مهربانم قلبت را می فشارد.
      شب ها که خوابت نمی برد فکر می کنی تنهایی ؟
      اما، نه من هم دل به دلت بیدارم!
      فقط کافیست خوب گوش بسپاری!
      و بشنوی ندایی که تو را فرا می خواند به زیستن!
      پروردگارت ...
      با عشق !

      مسعود آزادبخت
      مسعود آزادبخت
      يکشنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۰ ۱۶:۰۸
      درست
      اما یک نکته دیگر
      این متن آخر رو که نوشتی با ذکر منبع بنویس که یو برداشت نشه ،برای خودت میگم
      بسیار عالی
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      محمد قنبرپور(مازیار)
      يکشنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۰ ۱۷:۱۶
      سلام عالی بود و چقدر عمیق و عاطفی خندانک
      لیلا گمار (مأنوس شده با قلم)
      لیلا گمار (مأنوس شده با قلم)
      يکشنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۰ ۱۷:۲۲
      درودها به جناب قنبرپورِ گرانقدر و محترم
      خوشحالم که برای اولین بار نگاه و نظر ارزشمندتان را پای نوشته هایم احساس میکنم
      سپاسگزارم از حضورتان
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      آذر مهتدی
      يکشنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۰ ۱۷:۵۶
      درود بر شما لیلا بانو
      قلمتان سبز
      🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🌺
      لیلا گمار (مأنوس شده با قلم)
      لیلا گمار (مأنوس شده با قلم)
      يکشنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۰ ۱۸:۲۵
      سلام و درود به مهربانوی عزیزم بانو مهتدی گرامی
      سرافرازم کردید با حضورتان
      برقرار باشید به مهر
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      حسن لطفی
      يکشنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۰ ۲۳:۴۶
      قلم
      ات هم رنگ
      برگ درختان
      بهار خندانک خندانک
      لیلا گمار (مأنوس شده با قلم)
      دوشنبه ۲۵ مرداد ۱۴۰۰ ۰۰:۲۳
      سلام و درود به جناب لطفی ارجمند
      قدم رنجه کردید استاد
      بسیار خرسند شدم از حضورتان
      خندانک خندانک خندانک
      قربانعلی فتحی  (تختی)
      جمعه ۲۹ مرداد ۱۴۰۰ ۲۳:۳۱
      سلام ودرود شاعر ارجمند بانو لیلا گمار عزیز و گرامی
      . بسیار عالی وبا تراوت و
      پسندیده وزیبا بود

      موفق باشید سر فراز وآ نکه
      جزای خیر میدهد تنها خداونداست
      بامید انکه به شما عطا فرماید انچه سزاوار درگاه
      کبریایی اوست انشاالله خندانک
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



      ارسال پیام خصوصی

      نقد و آموزش

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

      حمایت از شعرناب

      شعرناب

      با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0